![]() |
![]() |
|
|
يك پديده فيزيكي باورنكردني كه واقعًا در يخچال خانه ها اتفاق ميافتد.شايد فكر كنيد اين پديده اي جديد است، اما بهتر است بدانيد كه اين موضوع را از زمان ارسطو ميدانستند وافرادي مانند ارسطو، بيكن و دكارت مطالعاتي روي آن انجام داده بودند، اما اين پديده تا سال ١٩٦٩ عملا در تحقيقات علم مدرن وارد نشده بود، در اين سال دانش آموزان مدرسه اي در تانزانيا نسبت به اين پديده كنجكاو شدند و آزمايش هايي روي آن انجام دادند و نام آن را مپمبا گذاشتند. چون بسياري از خوانندگان با شك و ترديد به اين موضوع نگاه ميكنند، بهتر است دقيقا مشخص كنيم منظور ما از مپمبا چيست؟
با دو ظرف آب شروع ميكنيم كه شكلهاي يكساني دارند. مقدار آب كاملا مساوي و تنها تفاوت آنها دردرجه حرارت آب آنهاست، هر دوي آنها را با دقت بسيار زياد با يك روش خنك ميكنيم. در شرايطي كه اختلاف دماي ٢ ظرف آب چيزي حدود ٢٠ تا ٣٠ درجه باشد و دماي هيچكدام خيلي نزديك به صفر نباشد. آب گرم زودتر از آب سرد يخ ميزند و ما مپمبا را مشاهده خواهيم كرد ! باورش سخت است اما واقعًا دليل آن چيست؟ وقتي ميگوييم يك ظرف آب مثلا ٣٠ درجه سانتيگراد دما دارد، از دماي ميانگين آن صحبت ميكنيم، يعني ميتوان آن را ٢ ظرف آب ٣٠ درجه سانتيگرادي دانست در حاليكه خصوصيات بسيار متفاوتي دارند. يكي دماي جداره هايش بسيار سرد و دماي مركزش بسيار گرم است. در حالي كه ديگري دماي تمام نقاطش يكسان است.آب گرمي كه تا ٣٠ درجه خنك شده با آبي كه از ابتدا30 درجه بوده است. بسيار متفاوت است ! چرا ؟ ممكن است جرمش كم شود، گازهاي محلول در آب كم شود يا حتي ممكن است آب گرم تغييراتي در محيط اطراف خود يا ظرف به وجود آورد. تمامي امكانات فوق به طور باور نكردني مهم هستند و در ادامه به طور جداگانه آنها را توضيح ميدهيم : تبخير: هنگام سرد شدن آب گرم ممكن است بخش قابل توجهي از آن بخار شود، پس ٢ تأثير در جريان جريان هاي همرفت :
منبع : مقالات فیزیک |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/04/31ساعت 23:45 توسط رضا |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/04/31ساعت 23:10 توسط رضا |
|
|
برنامه کودک با اجرای عمو پورنگ
يه صداي دخترونه از پشت تلفن - الو ؟ - الو ؟ - سلام - سلام - خوبي - مرسي . عمو پورنگ ؟ - جانم ؟ - من خيلي دوستتون دارم - منم خيلي دوستت دارم عزيزم . اسمت چيه ؟ - كتايون - كتايون ؟ خوبي ؟ - بله - كتايون ؟ من ازت سوال مي پرسم . تو بگو كتايون . باشه ؟ - باشه - كي از همه بهتره ؟ - كتايون - كي تو كارا به مامان كمك مي كنه ؟ - كتايون - كيه كه مامان دوستش داره ؟ - كتايون - كيه كه بابا وقتي از در مياد ماچش مي كنه ؟ - مامان ! طنزانه- زوجهای جوان دقت کنید. وقتی رسیدین خونه اول بچه رو ماچش کنید.
بازم برنامه کودک و عمو پورنگ
یه بار اميرمحمد به عمو پورنگ میگه بذار يه ماچ از لبات بگيرم و عمو پورنگ هم سرخابي شدش!
منبع : دی جی عزرائیل |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/04/31ساعت 23:8 توسط رضا |
|
|
خداوند را در حالی که دستبند زده اند به پاسگاه می آورند . . .
پرده ی اول . . .(بازداشتگاه)
ساعت ۵ صبح است و هوا تازه دارد روشن می شود سربازی پشت در بازداشتگاه مشغول گشتن خداوند است . .
سرباز : کفش هات رو در بیار . .
خداوند کفش هایش رو در می آورد و مامور آنها را به وسایل دیگری که از جیب و . . . خداوند در آورده اضافه می کند !
سرباز : کمربندت رو در بیار .
خدا کمربندش رو هم تحویل مامور میده و وارد بازداشتگاه میشه . . . در اتاقی کوچک . . . یک تخت دو طبقه با کفی توری فلزی وجود دارد . .پیره مردی بر روی تخت پایینی در حالی که پتویی را به روی خود کشیده خوابیده است . . تخت بالایی نه پتویی دارد و نه هیچ چیز دیگر. . . فقط بدنه ی فلزیش مانده است ! خداوند اطراف را نگاهی می اندازد و می رود بر روی تخت بالایی می نشیند !
بعد از مدتی . . . .
پیرمرد که از خواب بیدار شده . . به سمت فلاسک چای اش در کنار تخت می رود و مشغول ریختن چایی برای خود می شود . . .
پیرمرد : بفرمایید چایی . . بریزم برات ؟ خدا : نه . .خیلی ممنون .
پیرمرد : چرا آوردنت اینجا ؟ خدا : درست نفهمیدم . .ولی ماموره می گفت به خاطر طرح مبارزه با بد حجابی !
پیرمرد برمیگردد و نگاهی به خدا می اندازد و دوباره مشغول خوردن چایی می شود . . نیم ساعت بعد پیرمرد دوباره به خواب می رود . . هوای بازداشتگاه به شدت گرفته است و بوی تعفن آمیز بدی که مخلوط با بوی مواد مخدر است تنفس را آزار دهنده کرده . . خدا در حالی که پشتش از نشستن رو توری فلزی و بدون پتوی تخت طبقه ی بالا درد گرفته است از گوشه ی تخت به پایین می آید تا قدری قدم بزند . . در همین حین پایش در آبی فرو می رود و جورابش کاملا خیس می شود !
خدا : اه . .این چه بود . . اینجا دیگر کدام خراب شده ای است . . پیره مرد : ا ا ا ااا بگیر بخواب دیگه . . چته . .؟ چرا سر صدا می کنی . .؟
خدا : چیو بگیر بخواب . .مگه رو اون تخت می شه خوابید ..؟
پیرمرد در حالیکه دراز کشیده است نگاهی به بالای سرش می اندازد و با اشاره به تخت بالایی می گوید :
پیرمرد : آها . .آره . .دیشب یکی رو آورده بودند ..معتاد بود ...لخت مادر زاد ! اه اه چه کثافت کاری راه انداخته بود . . همین چند ساعت پیش کردنش لای پتو های همون تخته بردنش بیرون . . اه اه اه . .تازه گرفته بودیم بخوابیم که شما رو آوردند !
خدا در تاریگی بازداشتگاه نگاهی دیگر به پاهای خیسش می کند و به سمت در بازداشتگاه می رود که ناگهان در باز می شودو خدا به عقب می رود. . . . سرباز در حالی که جوان پالتو پوشی را به درون بازداشتگاه می اندازد به پیرمرد می گویید . .
سرباز : پاشو ..پاشو . .یالا وسایلتو جمع کن . . . پیرمرد : هوم ههام اوهوم . . (سینه اش را صاف کرده و به بیرون بازداشتگاه می رود )
شهرام (مرد پالتو پوش ) می آید و مستقیما روی تخت اولی می نشیند . . خدا هم به بالای تخت خودش باز می گردد و کاپشنش را روی تخت گذاشته و روی آن می نشیند .
خداوند : چرا آوردنت اینجا . .؟ شهرام : هیچی ! بدهکاری . .مرتیکه چکم رو برگشت زد . .دیدی . .اوه اوه ..(دست چپش را مشت کرده و گوشه ی انگشت اشاره اش را در دهان می گیرد )
خداوند کاپشن زیرش را قدری جابه جا می کند و ساکت در گوشه ای نشسته به فکر فرو می رود ! ساعت ۱۱ صبح است و خدا با صدا های محکمی که به در کوبیده می شود از خواب بیدار می شود . . بوم بوم بوم .. .درو باز کن بابا . .اه . .یالا دیگه . .بازش کن . .
خدا : چی شده . .؟ چرا سر صدا میکنی . .؟ شهرام : باز کنید در رو میخوام برم دستشویی . .(و دوباره مشغول در زدن می شود )
۲۰ دقیقه ی دیگر . . . شهرام کماکان مشغول در زدن و داد و بیداد کردن است .. . خدا هم به پایین می آید و مشغول در زدن و سر و صدا می شود . . چند دقیقه بعد سربازی می آید و در را باز می کند . .
سرباز : چتونه . .؟ شهرام : دستشویی دارم بابا . .
سرباز : خب بیا برو . . یالا خدا : اذان گفته اند . .؟
سرباز ( نیشخندی می زند و می گوید ) : نه هنوز !
منبع : کمدی الهی امگا لینک های مرتبط : بازداشت خدا...قسمت دوم و پایانی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/04/31ساعت 22:28 توسط رضا |
|
|
مسئولين يک مؤسسه خيريه متوجه شدند که وکيل پولداري در شهرشان زندگي ميکند و تا کنون حتي يک ريال هم به خيريه کمک نکرده است. پس يکي از افرادشان را نزد او فرستادند. مسئول خيريه: آقاي وکيل ما در مورد شما تحقيق کرديم و متوجه شديم که الحمدالله از درآمد بسيار خوبي برخورداريد ولي تا کنون هيچ کمکي به خيريه نکردهايد. نميخواهيد در اين امر خير شرکت کنيد؟ وکيل: آيا شما در تحقيقاتي که در مورد من کرديد متوجه شديد که مادرم بعد از يک بيماري طولاني سه ساله، هفته پيش درگذشت و در طول آن سه سال، حقوق بازنشستگياش کفاف مخارج سنگين درمانش را نميکرد؟ مسئول خيريه: (با کمي شرمندگي) نه، نميدانستم. خيلي تسليت ميگويم. وکيل: آيا در تحقيقاتي که در مورد من کرديد فهميديد که برادرم در جنگ هر دو پايش را از دست داده و ديگر نميتواند کار کند و زن و 5 بچه دارد و سالهاست که خانه نشين است و نميتواند از پس مخارج زندگيش برآيد؟ مسئول خيريه: (با شرمندگي بيشتر) نه . نميدانستم. چه گرفتاري بزرگي ... وکيل: آيا در تحقيقاتتان متوجه شديد که خواهرم سالهاست که در يک بيمارستان رواني است و چون بيمه نيست در تنگناي شديدي براي تأمين هزينههاي درمانش قرار دارد؟ مسئول خيريه که کاملاً شرمنده شده بود گفت: ببخشيد. نمیدانستم اینهمه گرفتاری دارید ... وکیل: خوب. حالا وقتی من به اینها یک ریال کمک نکردهام شما چطور انتظار دارید به خیریه شما کمک کنم؟
منبع : وبلاگ فنی مهندسی گرگ آسمان |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/04/31ساعت 13:24 توسط رضا |
|
|
کنسرت استاد محمد رضا شجریان و گروه آوا
در گرامیداشت استاد سخن سعدی، استاد محمدرضا شجریان و گروه آوا (به نوازندگی مجید درخشانی، محمد فیروزی، سعید فرجپوری، همایون شجریان و حسین رضایینیا) روزهای 8 و 9، 11 و 12، 14 و 15 مرداد ماه 1386 در تالار بزرگ کشور کنسرت موسیقی ایرانی برگزار مینمایند. به منظور تسهیل در تهیه بلیط و توزیع وسیعتر، فروش بلیط کنسرت تنها از طریق سایت دلآواز و پرداخت هزینه بلیط تنها به صورت اینترنتی (Online) انجام میشود. از آنجا که کلیه مراحل فروش بلیط بصورت اینترنتی انجام میشود، متن راهنما برای آشنایی بیشتر شما عزیزان و کاهش مشکلات در زمان خرید بلیط تهیه شده است، خواهشمند است متن را به دقت مطالعه نموده و موارد لازم را انجام دهید.
فروش بلیط از ساعت 10 صبح روز دوشنبه 1 مرداد 1386 آغاز میشود.
به طور کلی اقدامات لازم برای خرید بلیط در دو بخش کلی انجام میشوند: بخش اول - مقدمات خرید (میتوان قبل از روز 1 مرداد 1386 انجام داد) بخش دوم - خرید بلیط (شامل انتخاب بلیط و پرداخت مبلغ که باید روز 1 مرداد 1386 انجام شوند)
علاقمندان محترم توجه فرمایید در کنسرت امسال بلیط رزرو نمیشود بلکه خرید بلیط، همزمان با انتخاب و پرداخت مبلغ آن به صورت قطعی روز 1 مرداد 1386 انجام میشود. بخش مقدمات خرید فقط برای تسریع خرید و کاهش خطا در روز 1 مرداد 1386 است. توصیه میشود برای کاهش مشکلات در روز خرید اقدامات بخش مقدمات خرید را از همین امروز انجام دهید. دریافت متن کامل راهنما با فرمت PDF دریافت متن کامل راهنما با فرمت HTML برای ورود اطلاعات فرد از ساعت 14 مراجعه نمایید
منبع : دل آواز |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/04/31ساعت 13:4 توسط رضا |
|
|
به منظور آشنایی بیشتر مردم شهر اهواز و علاقه مندان به ستاره شناسی، انجمن ستاره شناسی اهواز درنظر دارد برنامه رصد عمومی را در روز دوشنبه مورخه ۱ مردادماه ۱۳۸۶ در پارک محله ای طوبی برگزار کند. علاقه مندان جهت شرکت در این برنامه می توانند به آدرس اهواز، کیانپارس، خیابان ۱۸ غربی، فاز سوم، پارک محله ای طوبی مراجعه نمایند. زمان برگزاری این برنامه از ساعت ۲۰ الی ۲۱ خواهد بود.
منبع : انجمن ستاره شناسی اهواز |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/04/31ساعت 10:54 توسط رضا |
|
|
مریخ نوردهای روح و فرصت، پس از سپری شدن سه سال و نیم، با بزرگترین خطر ماموریتشان روبرو می شوند.
آيرين شيوايي
دو مریخ نورد روح و فرصت، در حالی که تنها برای ماموریتی سه ماهه طراحی شده بودند، سه سال و نیم از فعالیتشان در سیاره سرخ می گذرد؛ اما این بار با خطری جدی دست و پنجه نرم می کنند. از حدود یک ماه پیش، طوفانهای تابستانی شدیدی مریخ نورد فرصت را، و در مقیاس کمتری روح را، تحت تاثیر قرار داده اند. غبار حاصل از این طوفانها، ۹۹ درصد نور خورشید را در آسمان بالای سر فرصت گرفته است و فقط بخش کمی از نور خورشید برای تامین انرژی مریخ نورد به آن می رسد. دانشمندان نگران هستند که طوفانها برای روزها یا حتی هفته ها ادامه پیدا کنند. به گفته یکی از مسئولان ماموریت، مریخ نوردها برای مقابله با طوفان آموزش دیده اند، اما شرایط کنونی بسیار سخت و شدید است. نقشه سراسری مریخ را که چگونگی تغییر طوفانها و شدت یافتن آنها در جو مریخ را از اواخر ماه ژوئن نشان می دهد، می توانید در اینجا ببینید. رنگ آبی، آسمان صاف و رنگ قرمز، توده ضخیم غبار را نشان می دهد. اگر مدت زمان پنهان شدن خورشید در پشت غبار بیش از این طول بکشد، مریخ نوردها قادر نخواهند بود انرژی کافی را برای گرم نگهداشتن خود و در کل برای ادامه فعالیت، تامین کنند. مریخ سیاره بسیار سردی است و مریخ نوردها برای گرم نگهداشتن برخی وسایل الکترونیکی خود نیاز به گرم کننده های الکتریکی دارند. پیش از آغاز طوفانهای مریخی، فرصت در هر روز ۷۰۰ وات ساعت الکتریسیته تهیه می کرد؛ مقدار انرژی لازم برای روشن کردن یک لامپ ۱۰۰ واتی به مدت ۷ ساعت. زمانی که غبار آسمان را پوشاند این میزان به ۴۰۰ وات ساعت کاهش یافت و گروه پژوهشی، حرکت و بسیاری از فعالیت های فرصت را، از جمله استفاده از بازوی روبوتیک، دوربین ها و طیف سنج ها برای مطالعه مکانی که فرصت در آن قرار دارد، به تعویق انداختند. در روز سه شنبه، ۱۷ جولای، خروجی صفحات خورشیدی فرصت به ۱۴۸ وات ساعت رسید و روز بعد از آن حتی به کمتر از آن، ۱۲۸ وات ساعت، رسید. مهندسان ناسا، در پی انجام دادن اقداماتی برای زنده نگه داشتن مریخ نورد ها، به خصوص فرصت که با طوفان شدیدی روبرو شده است و در شرایط بسیار سختی قرار دارد، هستند. در منطقه ای که روح قرار دارد، طوفان شدت کمتری داشته و اکنون فعالیت های روح، به منظور حفظ انرژی، کم شده است. از ۱۲۳۶ امین روز مریخی فرصت، که روز سه شنبه گذشته به پایان رسید، همه فعالیت های علمی مریخ نورد به تعویق افتاده است. اما مریخ نورد همچنان به انرژی بیشتری نسبت به آنچه از خورشید دریافت می کند، نیاز دارد. به گفته دانشمندان، تنها چیزی که برای متوقف شدن باقی مانده است، بخشی از ارتباطهای مریخ نورد با زمین است. برای اولین بار، در روز چهارشنبه به مریخ نورد دستور داده شد که در دو روز آینده با زمین ارتباطی نداشته باشد و پیامی فرستاده یا دریافت نشود. با این کار میزان نیاز مریخ نورد به کمتر از ۱۳۰ وات ساعت می رسد. نتیجه احتمالی این طوفان، آسیب دیدن بخشی از ابزارها یا از کار افتادن مریخ نوردها خواهد بود. پس از پایان یافتن طوفان، دانشمندان همه ابزارها را بررسی خواهند کرد. منبع: science.nasa.gov منبع : مجله نجوم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/04/31ساعت 10:52 توسط رضا |
|
|
دانشمندان موسسه علمی ای.اس.یو( ASU) با بهره گیری از سیستم تصویر برداری تابش حرارتى (THEMIS) مدارگرد ادیسه مریخ به بررسی طوفان غبار در سطح سیاره سرخ پرداختند.
هرچندوقت يکبار طوفان های گرد و غبار مریخی دید ما را نسبت به سیاره سرخ بسیار محدود می سازند ،در همین حال از آنجا که مریخ نورد های ناسا برای تامین نیروی خود به نور خورشید نیاز دارند، به هنگام وقوع طوفان ،آنها عملا بازده خود را از دست می دهند. در حال حاضر طوفانی سهمگین از گرد و غبار سیاره مریخ را در هم می نوردد و دانشمندان مشغول بررسی اثرات این طوفان بر روی مریخ نورد ها و فضا پیما های به دور سیاره هستند. این طوفان که از آخرین روزهای ماه ژوئیه میلادی آغاز شده، با سرعت هرچه تمام مناطق كوهستانی جنوبی در بر گرفته است و پس از گذشت یک هفته این طوفان بسیار گسترش یافته و به زودی تمامی سیاره را احاطه خواهد کرد. در حال حاضر طوفان گرد و غبار با سرعتی بسیار بالا به سوی مناطق شمالی سیاره سرخ در حرکت است.
نمایی خیالی از طوفان گرد و غبار مریخی زمانی که بادها ذرات گرد و غبار را به درون جو جاروب می کنند، ذرات کم کم گرم می شوند. فرایند گرم شدن نیز به طوفان کمک می کند تا ذرات گرد و غبار بیشتری را به دور خود جمع کند.هنگامی که لایه ضخیمی از ذرات گرد و غبار شکل گرفت، پرتو های خورشیدی پس از برخورد با این لایه ضخیم منعکس می شوند و هرگز به سطح سیاره نمی رسند.در اثر این فرایند دمای طوفان گرد و غبار کاهش یافته و در نتیجه به حالت پایداری می رسد. در حال حاضر در اثر وقوع این طوفان، مدار گرد ها و فضاپیما هایی که به دور سیاره سرخ درگردشند، بخشی از نیروی خود را از دست داده اند.خوشبختانه از آنجا که هم اکنون مریخ در فصل تابستان به سر می برد، مریخ نورد های روح و فرصت به میزان کافی انرژی ذخیره کرده اند. بر اساس پیش بینی های به عمل آمده،این طوفان طی ماه های آتی همچنان به فعالیت های خود ادامه داده و سرانجام مریخ آرامش خود را باز خواهد یافت.
منبع : آسمان پارس |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/04/31ساعت 10:42 توسط رضا |
|
|
منجمان موفق به يافتن يك قمر جديد در مدار كيوان شدهاند كه بدين ترتيب شمار آنها را به ۶۰افزايش ميدهد.
محاسبات اوليه حاكي از آن است كه قطر اين قمر تازه تقريبا دو كيلومتر است و مدار آن ميان دو ماه ديگر كيوان به نامهاي "متون" ( (Methoneو "پالين" ( (Palleneقرار دارد. تيم مسوول تصاوير كاسيني كه جسم تازه را يافته، گفت احتمال افزايش قمرهاي كيوان هنوز وجود دارد. قمر تازه در عكسي كه در روز ۳۰مه ۲۰۰۷(نهم خرداد) گرفته شده به صورت يك نقطه كمرنگ جلوه ميكند. پروفسور "كارل موري" از اعضاي تيم تصاوير كاسيني از دانشگاه لندن در اينباره گفت: "پس از آنكه اين شيئي خيلي كمرنگ رديابي شد، ما دست به جستجوي وسيعي در همه عكسهاي كاسيني زديم و توانستيم آن را جاهاي ديگر هم رديابي كنيم." نزديكي مدار اين جرم به "متون" و "پالين" حاكي از آن است كه اين سه قمر احتمالا تشكيلدهنده خانوادهاي از اقمار هستند. پروفسور موري افزود: "به طور طبيعي ما به جستجو براي يافتن قمرهاي بيشتر در اين خانواده با استفاده از دوربينهاي كاسيني ادامه خواهيم داد." ماموريت كاسيني هويگنز كه حاصل همكاري آژانسهاي فضايي آمريكا (ناسا) اروپا (اسا) و ايتاليا (آسي) است، در سال ۱۳۷۶) ۱۹۹۷شمسي) راهي ماموريت خود به سوي كيوان شد. كاوشگر كاسيني در سال ۲۰۰۴به مقصد رسيد و واحد هويگنز كه سوار بر كاسيني بود در سال ۲۰۰۵بر "تايتان" بزرگترين قمر اين سياره گازي فرود آمد . پروفسور "كيت ميسون" مدير شوراي علوم و فناوري انگليس در اينباره گفت: منبع : ايرنا ارسال : فاطمه شنبه زاده
منبع : هوپا |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/04/31ساعت 9:59 توسط رضا |
|
|
کسب 74 مدال و 3 نایب قهرمانی جهان، دستاورد حضور 18 ساله دانشآموزان ایرانی در عرصه المپیاد فیزیک. سي و هشتمين المپياد جهاني فيزيك امروز در حالي در ايران به كار خود پايان داد كه كشور ميزبان با يك پله صعود نسبت به سال گذشته به مقام هفتم جهان دست يافت و پرچم مسابقات 2008 را به ويتناميها واگذار كرد. سرويس علمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) با توجه به جايگاه علمي اين مسابقات جهاني در گزارشي اجمالي به بررسي تاريخچه حضور 18 سال ايرانيان در عرصه المپياد بينالمللي فيزيك پرداخته است، مسابقاتي كه در مجموع 27 مدال طلا، 28 مدال نقره، 14 مدال برنز و 10 ديپلم افتخار به همراه داشته است. اولين حضور ايرانيان در المپياد جهاني فيزيك به سال 1368 و بيستمين دوره المپياد جهاني فيزيك در لهستان باز ميگردد، مسابقاتي كه دانشآموزاني كشورمان با كسب دو مدال برنز و يك ديپلم افتخار پشت سر نهادند و آن را سرآغاز حضوري براي موفقيتهاي آتي خود قرار دادند به نحوي كه در سال 1369 با وجود آنكه تنها تجريه يك بار حضور در رقابت جهاني فيزيك را داشتند، موفق به كسب مقام چهاردهم، بيست و يكمين دوره المپياد جهاني فيزيك شدند. به گزارش خبرنگار «علمي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، روند صعودي حضور جمهوري اسلامي ايران در بيست و دومين مرحله المپياد جهاني فيزيك - كوبا، در سال 1370 ادامه يافت و نوجوانان كشورمان توانستند در ميان 35 كشور شركت كننده و با كسب سه مدال برنز و يك ديپلم افتخار و دو پله ارتقا، مقام دوازدهم را كسب كند، هر چند كه اين روند در المپياد فيزيك در فنلاند افول كرد و تيم ايران در اين دوره از مسابقات بدون مدال و تنها با كسب دو ديپلم افتخار به مقام بيست و يكمي جهان دست يافت. عليرغم آنكه محققان و دولتمردان علمي جهان بر عدم تاثيرگذاري سياست بر علم تاكيد دارند اما متاسفانه در سال 1372و المپياد بيست و چهارم در آمريكا، سياست بر علم سايه افكند، تيم جمهوري اسلامي ايران عليرغم توانمنديهاي علمي اعضايش به دليل عدم صدور ويزا از سوي دولتمردان آمريكا موفق به حضور در اين دوره از مسابقات نشدند. بر اساس اين گزارش، با برگزاري بيست و پنجمين مرحله المپياد جهاني فيزيك - چين (1373)، ايران با جهشي چشمگير نسبت به سالهاي قبل، از ميان 27 كشور شركت كننده با كسب دو مدال برنز و سه ديپلم افتخار به مقام پنجم جهان دست يافت و روند اين موفقيت ادامه يافت تا جايي كه توانست سال بعد، براي اولين بار از ميان 51 كشور شركت كننده در بيست و ششمين مرحله المپياد (1374) در كشور استراليا با دو مدال طلا و سه نقره، مقام سوم جهان را از آن خود سازد.به گزارش ايسنا، در بيست و هفتمين مرحله المپياد جهاني فيزيك در كشور نروژ،جمهوري اسلامي ايران، با كسب يك مدال طلا و 4 نقره مقام چهارمي جهان را در حالي به خود اختصاص داد كه با توان بيشتر به پيشواز مقام سومي جهان، با يك مدال طلا و سه نقره و يك برنز در بيست و هشتمين مرحله المپياد جهاني فيزيك در كشور كانادا رفت و همچنان اين جايگاه را در بيست و نهمين دوره المپياد در كشور ايسلند با يك مدال طلا، سه مدال نقره و يك برنز حفظ كرد. كسب مقام نايب قهرماني المپياد جهاني فيزيك براي اولين بار بر اساس اين گزارش، دانش آموزان نخبه ايراني توانستند پس از 10 سال حضور، در سي امين دوره المپياد (1378) در كشور ايتاليا از ميان 62 كشور شركت كننده، با دريافت 5 مدال طلا، رتبه دوم جهان را براي كشور به امغان آورند و اين در حالي بود كه سال بعد با حضور در سي و يكمين مرحله المپياد جهاني فيزيك در كشور انگلستان از ميان 62 كشور شركت كننده با سه مدال طلا و دو نقره جايگاه چهارم جهان را به خود اختصاص دادند. تيم ايران در سال 1380 با يك پله افول نسبت به سال گذشته، توانست مقام پنجمي سي و دومين المپياد جهاني فيزيك در تركيه را نصيب خود سازد و در پي جبران آن در سي و سومين مرحله المپياد در كشور اندونزي رتبه چشمگير دومي جهان را از ميان 70 كشور جهان با 5 مدال طلا از آن خود كرد و در كارنامه افتخارات علمي جهان نام خود را به عنوان نايب قهرمان المپياد سي و سوم براي هميشه ثبت كرد. سي و چهارمين مرحله المپياد جهاني فيزيك در كشور تايوان در حالي به پايان مي رسيد كه مقام چهارمي ايران با دو مدال طلا و سه نقره به جمهوري اسلامي ايران اختصاص يافت و ايران توانست سي و پنجمين مرحله المپياد جهاني فيزيك را نيز با انرژي بيشتر از سال قبل، با سه مدال طلا، يك نقره و يك برنز و مقام دومي در كشور كره جنوبي كسب كند. ايران همچنان حضور پر رنگ خود را در اين دوره مسابقات حفظ كرد تا جاييكه در سال 1384 همزمان با برگزاري سي و ششمين مرحله المپياد جهاني فيزيك در اسپانيا توانست با دو مدال طلا، دو نقره و يك برنز با چهار پله نزول، مقام ششم را كسب كند. در سي و هفتمين دوره اين المپياد كه سال گذشته در كشور سنگاپور با حضور گسترده 86 كشور جهان برگزار شد، جمهوري اسلاي ايران با دريافت يك مدال طلا و دو مدال نقره به مقام هشتمي رضايت داد و در انتظار ميزباني سي و هشتمين دوره المپياد جهاني فيزيك در اصفهان به سر برد. و امروز پس از 18 سال، در سي و هشتيمن دوره المپياد جهاني فيزيك در اصفهان تيم جمهوري اسلامي ايران با يك پله صعود نسبت به سال گذشته و با وجود امتياز ميزباني به مقام هفتم مسابقات دست يافت و نخبگان ايراني با كولهباري از تجربه خود را براي حضور موفق در المپياد سي و نهم در ويتنام آماده ميكنند تا برگ زرين ديگري به صفحات پرافتخار علمي كشور بيافزايند. خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران ارسال خبر : محمد ميرزايي منبع : هوپا |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/04/31ساعت 9:57 توسط رضا |
|
|
پريشبا قرار بودش خستگي از تن بكنيم
حالا كه ماشين خريديم بريم يه چرخي بزنيم پريشبا قرار بودش با هم بريم يك سفري مونده بوديم كجا بريم ؟ از اين وري يا اون وري ؟ عيال مي گفت: اصغر آقا بهت بگم بي حرف پيش يه خورده اي خريد دارم بايد بريم به سمت كيش! علي مي گفتش:بابا جون نزن تو ديگه ضد حال! حالا كه ماشين خريدي ما رو ببر سمت شمال ! ننم مي گفت: خير ببيني بيا بكن محبتي ما رو ببر به شهر قم تا بكنيم زيارتي! غزل مي گفتش : بابايي مي شه بريم به اصفهان مي شه بريم با همديگه تا ببينيم نصف جهان ! تو اين ميون يكهو ديدم تلويزيون داره ميگه: بنزين از امشب آقا جون سهميه بندي شد ديگه! اگر مي خواين تا كه بديم ما به شما سهميه تون فردا بيارين همگي با خودتون قطره چكون ! از اين به بعد هم همگي تو خونه هاتون بشينين! يا قصه هاي جزيره يا اينكه يانگوم ببينين ! انگاري يك سطل آب يخ يكدفعه ريخت رو سرمون ! اون كه مي گفت اخبارشو ما مي زديم تو سرمون ! به قول احمدي نژاد اوضاع ولي مرتبه ! فقط نگفت با اين سه ليتر كجا بريم ؟ تا طرقبه ! منبع : گاز اشک آور |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/04/30ساعت 14:56 توسط رضا |
|
|
اگر شما ذاتا" انسان با کلاسی هستید که هیچ !!! در غیر این صورت باید از هر فرصتی برای نشان دادن این موضوع استفاده کنید . شاید باورتان نشود ولی شما می توانید از جراحت خود نیز برای کلاس گذاشتن استفاده کنید فقط کافیست جواب های زیر را با اندکی قیافه موجه بیان کنید:
اگر شصت پای شما زیر اجاق گاز گیر کرده و شما ان را باند پیچی کرده اید هر گاه علت آن را از شما جویا شدند باید جواب دهید : "موقع تکان دادن پيانوی بابام پام مونده زیرش" اگر صورت شما بر اثر جوشکاری زیر آفتاب سوخته باید بگویید : "از اسکی آخر هفته نمی توانم بگذرم" اگر به خاطر تک چرخ زدن با موتور براوو جلوی مدرسه دخترانه به زمین خورده اید در جواب باید بگویید : "با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کردیم" اگر انگشت دست شما به ماهیتابه پیاز داغ چسبیده علت آن را چنین بیان کنید : "دیشب با قهوه جوش اینجوری شد" اگر بر اثر ضربه ی چکش ناخن شما شکسته باید بگویید : "به سیم گیتارم گیر گیر کرده" اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپنی زیر چشم شما کبود شده جوابتان این باشد : "چند روز پیش توپ تنیس به صورتم خورد" اگر صورت شما بر اثر خوردن خرمای خیرات و چای و شیرینی مملو از جوش شده علتش را چنین وانمود کنید: "که خواهرتان از هلند شکلات زیادی اورده است" اگر مینی بوس شما در جاده خاکی چپ کرد و حسابی مجروح شدید بسیار عصبانی بگویید : "الکی می گویند زانتیا ایربگ داره " اگر کف دست شما به قوری سماور چسبید بگویید:"حواسم نبود میله ی شومینه زیادی داغ شد" اگر موها و ابروهای شما در چهار شنبه سوری سوخت جواب دهید:"بچه همسایه را از میان شعله های آتش بیرون کشیدم! ببينم شما اينقدر بيكلاس بودي كه همه اينو خوندي ؟ منبع : جک های دی بی تی |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/04/30ساعت 14:55 توسط رضا |
|
|
وزیر کشور در بیستمین روز از سمیه بندی بنزین گفته است: چند روز پیش از خانمم سؤال کردم، گفتند: تا به حال 160لیتر از سهمیه بنزین خودروی شخصی مان را استفاده کرده ایم.
پورمحمدی افروده است: سعی کردیم با پایین آوردن سرعت، در مصرف بنزین صرفه جویی کنیم. این گفته را بگذارید در کنار سایر اظهارات ایشان و مسؤولان دیگر دولتی و از جمله شخص رئیس جمهور که پیش از این اظهار داشته اند: میزان سهمیه های اختصاص یافته برای خودروهای شخصی مناسب است و 85 درصد از خودروها در حد همان 100 لیتر در ماه مصرف دارند و آن 15 درصد باقی مانده هم سفرهای زائد خود را حذف کنند یا خودروهایشان را گازسوز نمایند. به نظر نمی رسد خودروی شخصی آقای پورمحمدی دچار عارضه سفرهای زائد بوده باشد زیرا آنطور که از فحوای کلامشان برمی آید، خودروی شان در اختیار همسرشان قرار دارد و قطعا" بانوی وزیر کشور اسلامی دچار سفرهای غیر ضرور و مسرفانه نیست چه آنکه از ایشان انتظار می رود برای حمایت از تصمیم دولت و الگو بودن هم که شده، تا حد امکان صرفه جویی نمایند و به ضروریات بسنده کنند. با این اوصاف، وزیر کشور در بیستمین روز سهمیه بندی خبرداده است که تا "چندروزپیش ازآن"، 160لیتر سهمیه بنزین خودروی شخصی اش مصرف شده است که می توان گفت به طور متوسط روزانه 10 لیتر نیزین مصرف کرده اند. در چنین شرایطی که خانواده وزیر کشور با "کاهش سرعت" سعی در صرفه جویی هم داشته اند، روزانه حدود 10 لیتر بنزین مصرف می کنند، چگونه می توان ادعا داشت که 3 لیتر برای مردم کفایت می کند... و دولت نه سهمیه ها را اضافه و نه قیمت آزاد بنزین را اعلام خواهد کرد؟! گذشته از این، با توجه به اینکه خودروی شخصی آقای پورمحمدی تا کنون این میزان از مصرف بنزین را داشته است، احیانا ظرف کمتر از یک ماه آینده، کل سهمیه باقی مانده شان نیز به اتمام خواهد رسید. حال پرسش این است که آیا خودروی شخصی آقای وزیر، به دلیل " بی بنزینی " در پارکینگ متوقف خواهد ماند تا موعد سهمیه جدید برسد یا آنکه ... ؟!
منبع : سایت خبری عصر ایران |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/04/30ساعت 14:50 توسط رضا |
|
|
"نامه های سرگردان ، فارو"
توضیح واضحات: این نامه طنز نیست . اشتباهاً در این ستون آمده! سلام علیکم و رحمه الله و برکاته ضمن آرزوی سلامتی و توفیق روزافزون برای شما و سایر وزیران و مدیران و مسوولان و ایضا خادمین به مردم، به استحضار می رسانم، اینجانب یکی از شهروندانِ ان شالله شریف و همیشه در صحنه ایرانی هستم که متاسفانه به خاطر شغلم مجبورم روزی چند ساعت با اینترنت کار کنم. همانگونه که مستحضرید، اینترنت نام یک شبکه جهانی است که صدها میلیون کاربر دارد که از طریق اتصال به این شبکه به مبادله اطلاعات می پردازند که البته این "اطلاعات" لزوما ربطی به برادران گمنام در وزارت مربوطه ندارد. این شبکه و سایر شبکه های ارتباطی آنچنان سریع رشد می کنند که طی چند سال اخیر دسترسی مداوم به آنها به یک عادت و بلکه نیاز برای طبقه متوسط جوامع مختلف درآمده است. فی المثل خود من به طور روزانه احساس نیاز می کنم به اینکه ایمیل هایم را چک کنم، سری به سایتهای خبری بزنم، وبلاگ چند نفر از دوستانم را بخوانم، برای تامین منابع کارهای نوشتاریم از موتورهای جستجو استفاده کنم و از این قبیل کارها... (توضیح: "ای میل" یعنی نامه الکترونیکی، یعنی یک نامه ای که از طریق شبکه می رسد و شبکه عبارت است از یک سری کامپیوتر که در نقاط مختلف با هم مرتبط شده اند، کامپیوتر هم همان چیزیست که روی میز شما قرار دارد) آقای وزیر سالهاست که این شبکه به ایران وارد شده و اندک اندک از سطح محافل علمی خاص و محدود به سطح جامعه راه پیدا کرده است و تا به امروز که سال ها از همگانی شدن این شبکه در ایران می گذرد هیچگاه به طور صریح و جدی اعلام نشده است که نفس دسترسی به این شبکه تهدیدی برای امنیت ملی یا اخلاق جامعه و این قبیل چیزهاست. خب البته طبیعتا هر چیزی می تواند در جهت بد استفاده شود ولی همانطور که هیچ آدم عاقلی با گاز یا برق به خاطر چند صدنفری که هر سال به خاطر استفاده نا مناسب از آنها آسیب می بینند مخالف نیست، انتظار هم نمی رود که کسی با اینترنت بخاطر وجود برخی سایت ها مخالف باشد. از اواخر دهه هفتاد تا همین پیش پای وزارت شما، برای محدود کردن دسترسی کاربران اینترنت، یعنی همان امت مومن و فهمیده و غیوری که در مواقع ضروری از سن شانزده سالگی به آنچنان بلوغی می رسند که می توانند جان خودشان را در راه دفاع از میهن فدا کنند، اما در مواقع عادی عقلشان نمی رسد کجا بروند و چی نگاه کنند؛ از عاملی به نام فیلترینگ، یعنی مسدود کردن دسترسی، استفاده می شد که در صورت درخواست ورود به سایت های خلاف عفت عمومی (و خصوصا خصوصی!) ، مانع این کار می شد. اوایل، کارها زیاد بد هم پیش نمی رفت و راستش را بخواهید خیلی ها با ممانعت از دسترسی به سایت های پورنوگرافی مشکلی نداشتند، چون کاری به آن حوالی نداشتند و آن عده ای هم که اهلش بودند بلد بودند چطور با فیلترشکن ها (که البته آن زمان حرمت داشتند) بروند سراغ آن چیزهایی که دوست داشتند و در عوض مطمئن بودند که فرزندشان (یا بالعکس: والدینشان!) نخواهند فهمید که در گوشه هایی از این شبکه چه می گذرد. اما پس از اندکی برخی سایت های سیاسی برانداز و معاند هم به این گروه پیوستند؛ که این هم قابل تحمل بود چون کسانی که مشتاق دیدن این سایت ها بودند عموما ترجیح می دادند که مشابه آنها را از تلویزیون های ماهواره ای در منزل ببینند که علاوه بر بد و بیراه و جار و جنجال، چارتا آواز و بشکن و بالابنداز هم داشتند و از این جهت قابل تحمل تر! بعداً سایت های خبری معتبری مثل بی بی سی (که در ماجراهایی مثل عدم پوشش خبری به استعفای نمایندگان مجلس ششم، نشان داده بود خیلی هم "توجیه شده و همگام" است!) هم علیرغم آنکه بالذات با جمهوری اسلامی مخالفتی نداشتند نیز مشمول فیلترینگ شدند، که عجیب می نمود، اما با استفاده از سایر سایت های خبری داخلی که اخبار سایت های خارجی را به اسم خودشان کپی پیست می کردند، مشکل دسترسی به آنها تا حدودی حل می شد. در این دوران شما و دوستان سر رسیدید و اتفاقا شما اولین وزیری در تاریخ ایران هستید که وزارتخانه ای را تحویل گرفتید که می دانستید متولی تامین خطوط ارتباطی و به خصوص اینترنت است. این بود که آدمهایی مثل من خیلی خوشحال شدند که به این خاطر، حتما شما برنامه مشخصی در این زمینه دارید و البته بودند افراد بدبینی که از بودن هر نوع وزیری که هر گونه برنامه ای برای وزارتخانه اش داشته باشد ناامید بودند. در مورد شما البته اینگونه نبود و گذشت زمان نشان داد که در زمینه شبکه های ارتباطی و اینترنت شما برنامه ای داشتید که به سرعت مشغول عملیاتی کردن آن شدید. مدارکی در دست نیست ولی آنگونه که شواهد عینی نشان می دهند برنامه شما در این خصوص "تنزل سطح دسترسی تا حد قطع کامل دسترسی به اینترنت" بوده است که به بعون انصارکم برخلاف سایر برنامه های دولتی، در حال اجراست. در طی این دوسال، علی رغم شتاب بسیار سریعی که فن آوری های مربوط به شبکه های ارتباطی دارند دسترسی به اینترنت ارزان نشده است، هیچ امکانات تازه ای برای این منظور ارائه نشده، تمام آی اس پی ها ملزم به استفاده از خطوط مخابرات شده اند، گنجایش خطوط ADSL به ندرت در مراکز مخابراتی افزایش یافته، فیلترینگ بیداد می کند...
در این دوسال، اوضاع فیلترینگ در سایه میلیون ها دلاری که شرکت های تابعه شما صرف نرم افزارها و سخت افزارهای اروپایی و امرکایی و ایرانی کردند به حدی پیشرفت کرده که کافیست امروز یک نفر در وبلاگش بنویسید " شوخی که نداریم، مگه بچه بازیه؟" یا "امیدوارم فرجی حاصل شود" یا لینک بدهد به سایتی که فیلتر است (مثلا فرض کنید سایت بازتاب یا خبرگزاری ایلنا) تا چند روز بعد فیلترش کنند. حالا فیلترینگ به کنار و ما فرض می کنیم شما برای کارآفرینی و نون گذاشتن تو کاسه برخی افراد و شرکت های ایرانی و آمریکایی و مابینهم این کارها را می کنید. آقا دیگر چرا سرعت اینترنت را به این روز انداخته اید؟ به جان عزیزتان، کار بجایی رسیده که برای چک کردن یک ایمیل ناقابل که در بقیه ممالک چند ثانیه وقت می گیرد و تا همین پیش پای شما چند دقیقه وقت می برد، بعضا نیم ساعت وقت می گذاریم.
بله، البته علی الظاهر اینترنت نسبت به چند سال پیش گران نشده، ولی این تمام ماجرا نیست و حتی اگر از این نکته که با این انفجار اطلاعات و پیشرفت های بسیار سریع در زمینه امکانات و ملزومات انتقال اطلاعات –که طبیعتا منجر به افت قیمت های مداوم می شود- هم بگذریم؛ باز حضرتعالی گران حساب می فرمایید! مساله خیلی ساده است: اگر من قبلا ساعتی 300 تومان می دادم و در یک ساعت فرضا با انتقال 10 مگا بایت کارم را انجام می دادم، حالا باید برای همان میزان کار دوساعت وقت بگذارم و 600 تومان بپردازم. و تازه عمرا که الان بشود با این سرعت های کم، قطع و وصل های مکرر و فیلترینگ گسترده در دوساعت، به اندازه یک ساعت قدیم کار انجام داد. جدا تحسین برانگیز است! با این انحصاری که در زمینه تبادل اطلاعات انجام داده اید و شاهراه دسترسی به اینترنت را، تبدیل به شلنگی کرده اید که از زیر میز شما می گذرد؛ با یک پا گذاشتن روی این شیلنگ بی اهمیت ( و از نظر ما: شریان حیاتی) حال صدها هزار نفر را که هنوز نفهمیده اند باید قید استفاده از این شبکه را بزنند بی هیچ دردسری می گیرید. نه تهدید لازم است نه بگیر و ببند نه هایس شیشه دودی و نه پاسخگویی. اراده می کنید، انتقال قطع می شود و هزاران نفر بی آنکه بفهمند اشکال از خط تلفنشان است یا ای دی اس ال یا لن یا مرکز مخابرات یا نرم افزار یا مودمشان، باید بعد از مدتی سردرگمی، کارهایشان را دوباره کاری کنند. تصمیم می گیرید، انتقال قطره چکانی می شود و هزاران ساعت از عمر و میلیون ها تومان از سرمایه کاربران مفلوک دود می شود و به هوا می رود. میل به فیلترینگ می گیرید، سر سه سوت سایت ها و وبلاگ ها و حتی محتوای ایمیل های کاربران را پیمایش می کنید و هر جا را که اراده ملوکانه شما یا روبات های قیچی به دستتان قرار گرفت، فیلتر می کنید.
ریش و قیچی دست شماست؛ آقا ما تسلیمیم. فقط تو را به جان هر کس که دوستش دارید، تو را قسم به آن مدرک تحصیلی کورکننده تان، تو را سوگند به عظمت قله های علم و افتخاری که هر روز یکی شان به دست جوانان نخبه وطن فتح می شود، تو را قسم به مراکز تحقیق و توسعه عظیم وزارتخانه تان، تلکیف را زودتر مشخص کنید. شما به نمایندگی از مجموعه دولت یک کلام بگویید ازامروز دسترسی به اینترنت ممنوع است، جرم است، اصلا اینترنت نداریم. بگویید و خیال ما را راحت کنید تا منبعد اگر نامه ای خواستیم بنویسیم از صندوق های زرد دوست داشتنی پست استفاده کنیم، خبری اگر خواستیم بخوانیم به تلویزیون و رادیو و روزنامه ایران و کیهان مراجعه کنیم، حرف های خصوصی و شخصی مان را بجای وبلاگ، توی دفترچه خاطرات های خوشرنگ صورتی بنویسیم، درباره کلمه ای اگر خواستیم جستجو و تحقیق کنیم یک تک پا برویم کتابخانه شهرمان...
قربان شما منبع : سایت تحلیلی خبری عصر ایران |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/04/30ساعت 14:41 توسط رضا |
|
|
در ادامه مطلب
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/04/29ساعت 23:42 توسط رضا |
|
|
در ادامه مطلب
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/04/29ساعت 23:10 توسط رضا |
|
|
سرپرست تحقيقات كنترل دخانيات دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي با بيان اينكه مصرف قليان به دلايل مختلف باعث بروز بيماريهاي شديدتري نسبت به سيگار در افراد ميشود، افزود: مصرف هر بار قليان به اندازه 70 نخ سيگار است و هر پكي كه به قليان زده ميشود تقريبا 40 برابر يك پك سيگار، دود به فرد ميرساند و به دليل افزايش درجه حرارت قليان، مواد سمي و سرطان زاي بيشتري به وجود ميآيد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/04/29ساعت 22:55 توسط رضا |
|
|
آیروژل چیست ؟
آيروژل شفافترين و كم چگالترين جامد شناخته شده در جهان است . ٪98 آيروژل از هوا تشكيل شده اما با اين وجود توانايي تحمل 500 تا 4000 برابر وزن خود را داراست .اين ماده مي تواند مساحت سطحي از250 تا 3000 متر مربع در هر گرم داشته باشد . اگر مكعبي به ضلع 1 اينچ را در نظر بگيرید ، حجم آن برابر ۱۵.۶۲۵ سانتیمتر مکعب
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/04/29ساعت 21:7 توسط رضا |
|
|
توضيح دهيد که چگونه مي توان با استفاده از يک فشارسنج ارتفاع يک آسمان خراش اندازه گرفت؟"
يکي از دانشجويان چنين پاسخ داد: "به فشار سنج يك نخ بلند مي بنديم. سپس فشارسنج را از بالاي آسمان خراش طوري آويزان مي کنيم که سرش به زمين بخورد. ارتفاع ساختمان مورد نظر برابر با طول طناب به اضافه ي طول فشارسنج خواهد بود." پاسخ بالا چنان مسخره به نظر مي آمد که مصحح بدون تامل دانشجو را مردود اعلام کرد. ولي دانشجو اصرار داشت که پاسخ او کاملا درست است و درخواست تجديد نظر در نمره ي خود کرد. يکي از اساتيد دانشگاه به عنوان قاضي تعيين شد و قرار شد که تصميم نهايي را او بگيرد. نظر قاضي اين بود که پاسخ دانشجو در واقع درست است، ولي نشانگر هيچ گونه دانشي نسبت به اصول علم فيزيک نيست. سپس تصميم گرفته شد که دانشجو احضار شود و در طي فرصتي شش دقيقه اي پاسخي شفاهي ارائه دهد که نشانگر حداقل آشنايي او با اصول علم فيزيک باشد. دانشجو در پنج دقيقه ي اول ساکت نشسته بود و فکر مي کرد. قاضي به او يادآوري کرد که زمان تعيين شده در حال اتمام است. دانشجو گفت که چندين روش به ذهنش رسيده است ولي نمي تواند تصميم گيري کند که کدام يک بهترين مي باشد. قاضي به او گفت که عجله کند، و دانشجو پاسخ داد: "روش اول اين است که فشارسنج را از بالاي آسمان خراش رها کنيم و مدت زماني که طول مي کشد به زمين برسد را اندازه گيري کنيم. ارتفاع ساختمان را مي توان با استفاده از اين مدت زمان و فرمولي که روي کاغذ نوشته ام محاسبه کرد." دانشجو بلافاصله افزود: "ولي من اين روش را پيشنهاد نمي کنم، چون ممکن است فشارسنج خراب شود!" "روش ديگر اين است که اگر خورشيد مي تابد، طول فشارسنج را اندازه بگيريم، سپس طول سايه ي فشارسنج را اندازه بگيريم، و آنگاه طول سايه ي ساختمان را اندازه بگيريم. با استفاده از نتايج و يک نسبت هندسي ساده مي توان ارتفاع ساختمان را اندازه گيري کرد. رابطه ي اين روش را نيز روي کاغذ نوشته ام." "ولي اگر بخواهيم با روشي علمي تر ارتفاع ساختمان را اندازه بگيريم، مي توانيم يک ريسمان کوتاه را به انتهاي فشارسنج ببنديم و آن را مانند آونگ ابتدا در سطح زمين و سپس در پشت بام آسمان خراش به نوسان درآوريم. سپس ارتفاع ساختمان را با استفاده از تفاضل نيروي گرانش دو سطح بدست آوريم. من رابطه هاي مربوط به اين روش را که بسيار طولاني و پيچيده مي باشند در اين کاغذ نوشته ام." "آها! يک روش ديگر که چندان هم بد نيست: اگر آسمان خراش پله ي اضطراري داشته باشد، مي توانيم با استفاده از فشارسنج سطح بيروني آن را علامت گذاري کرده و بالا برويم و سپس با استفاده از تعداد نشان ها و طول فشارسنج ارتفاع ساختمان را بدست بياوريم." "ولي اگر شما خيلي سرسختانه دوست داشته باشيد که از خواص مخصوص فشارسنج براي اندازه گيري ارتفاع استفاده کنيد، مي توانيد فشار هوا در بالاي ساختمان را اندازه گيري کنيد، و سپس فشار هوا در سطح زمين را اندازه گيري کنيد، سپس با استفاده از تفاضل فشارهاي حاصل ارتفاع ساختمان را بدست بياوريد." "ولي بدون شک بهترين راه اين مي باشد که در خانه ي سرايدار آسمان خراش را بزنيم و به او بگوييم که اگر دوست دارد صاحب اين فشارسنج خوشگل بشود، مي تواند ارتفاع آسمان خراش را به ما بگويد تا فشارسنج را به او بدهيم!" دانشجويي که داستان او را خوانديد، نيلز بور، فيزيکدان دانمارکي بود. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/04/29ساعت 21:5 توسط رضا |
|
|
دانشمندان بر این باورند که کائنات در 15 بیلیون سال پیش در پی پدیده ای عظیم، به نام بیگ بنگ (انفجار بزرگ) به وجود آمده است. تمامی فضا، زمان، انرژی و موادی که امروزه جهان ما را تشکیل می دهند در پس این انفجار بزرگ ایجاد شده اند. دنیای پیش از بیگ بنگ یک دنیای بینهایت کوچک، فشرده و داغ بوده است. در نخستین کسرهای ثانیه اول فقط انرﮋی وجود داشت. هنگامی که دنیا شروع به بزرگ شدن و سرد شدن نمود، چهار نیروی اولیه (گرانش، الکترو مغناطیس، نیروی ضعیف و نیروی قوی پیوندهای هسته ای) ظاهر شدند. کوارک ها و سپس ذرات اتمی و ذرات ضد آنها (ضد مواد) به عرصه پیوستند. ماده و ضد ماده در مجاورت یکدیگر همدیگر را خنثی کرده(با برتری جزئی ماده نسبت به ضد ماده) و تولید انرﮋی و ماده اولیه یعنی هیدروﮋن و هلیوم نمودند. پس مانده ضعیف گرمای ناشی از بیگ بیگ همچنان در سراسر آسمان دیده می شود. کهکشانها در ابتدا توزیع انرﮋی و ذرات در کل جهان یکسان نبود. این ناهمگونی ها این امکان را به انواع نیروها داد تا بتوانند ذرات را گردآوری و متمرکز کنند. این توده سازی و متمرکزسازی آغاز شد تا ساختارهای پیچیده تر به وجود آیند. تمرکز ذرات منجر به پدیدار شدن غبارها در آسمان گردید و سپس غبارهای فشرده و متمرکز تبدیل به ستاره ها و مجموعه های ستارگان شدند. مجموعه هایی که به آنها کهکشان می گوییم. از حرکت و گردش کهکشانها پیداست که ستارگان و گازهای پراکنده و غبارها یی که در یک کهکشان قابل مشاهده هستند تنها یک دهم جرم کل یک کهکشان را تشکیل می دهند و بیشتر جرم یک کهکشان مربوط به بخش غیر قابل مشاهده ایست که اصطلاحا جرم پنهان خوانده می شود. این بخش نامرئی راز سرنوشت کائنات را در بر گرفته است. آیا کائنات تا ابد به انبساط خود ادامه خواهد داد یا اینکه در اثر نیروهای گرانشی که مقدار آن تا به امروز در جرم پنهان مخفی مانده پس از دوره انبساط دوران انقباض را آغاز خواهد نمود. از دیدگاه توسعه و بسط حیات، آنچه اهمیت دارد این است که هر کهکشان یک کارخانه ستاره سازیست که ستاره ها ی خود را از غبارها و ابرهای عظیم تولید می کند. هر ستاره یک کارخانه شیمیاییست که در آن عناصر سبک به عناصرسنگین تر و پیچیده تر تبدیل می شوند و حیات نیز مجموعه ایست از همین عناصرو مولکول های پیچیده. نوع کهکشانها با محاسبه چگونگی توزیع ستارگان و درخشش یا تاریکی آن مشخص می شود. ابرهای عظیم مولکولی بیشترین ساکنین کهکشانها ابرهای عظیم مولکولی هستند که مواد اولیه برای تشکیل ستاره ها و سیارات را در بردارند. ابری با ضخامت 300 سال نوری (هر سال نوری برابراست با حدود 10 تریلیون کیلومتر) جرم کافی برای ساخت ده هزار تا یک میلیون ستاره، هر یک به اندازه جرم خورشید ما را دارد. 10 درصد از این ابر چگالی کافی برای تشکیل چند صد تا چند هزار ستاره را دارد.عمر این ابرها بین 10 تا 100 میلیون سال است و بعد از آن از هم می پاشند. تشکیل عناصر در ستارگان غبارها و تولد ستارگان گرانش بر ذرات خاصی اثر می گذارد تا مجموعه ای از ذرات را ایجاد نماید که آنها خود جذب کننده ذرات دیگرند. در شرایط مناسب، گرانش، قدرت غلبه بر نیروهای مخالف خود را پیدا می کند و توده ای از غبار را تولید می کند که به اندازه کافی، برای آفرینش یک ستاره، فشرده است. اما این ستاره جوان احتمالا هنوز در نور مرئی آشکار نیست. این ستاره در میان پوششی از غبار غلیظ و مات احاطه شده است. زمانیکه ستاره غبار اطرافش را پراکنده می کند، توسط دوربین های مادون قرمز به صورت نقطه ای سوزان در بین یک ابر غلیظ مولکولی قابل رویت می شود. در نهایت بادهای ستاره ای پس مانده غبارها و ابرها ی مولکولی را کنار می زنند و در این زمان با تلسکوپ های اپتیکال نیزقابل رویت خواهد بود. ستارگان بالغ و ترکیبات هسته ای ستارگان جوان در عرصه تلاش برای حفظ تعادل بین نیروی گرانش، که سعی در فرو کشیدن ستاره دارد و فشارهای ناشی از فعل و انفعالات هسته ای درون خود، که سعی در از هم پاشیدن ستاره دارد قرار می گیرند. ستاره ها ی بالغ به آن تعادل دست پیدا کرده اند و تقریبا همه عمر خود را در تعادل سپری می کنند. اندازه ستاره، رنگ آن، درخشش آن و حتی طول عمر آن ارتباط مستقیم با جرم ستاره دارد. ستاره ها یی با جرم کمتراز خورشید ما کوتوله ها ی قرمزی می شوند که تا چندین بیلیون سال زنده اند. ستاره ای به اندازه خورشید 10 بیلیون سال زندگی می کند و ستاره ها ی غول پیکر همه سوخت هسته ای خود را در ظرف چند میلیون سال با شدت تمام می سوزانند. ستاره ها همه عمر در هسته خود هیدروﮋن را سوزانده و به هلیم تبدیل می کنند. در ادامه هلیم نیز به قدری فشرده و داغ می شود که به عناصر سنگینتر تبدیل می گردد. این چرخه تبدیل ادامه دارد. چرخه ای که هر لایه آن انرﮋی و گرمای بیشتر و بیشتری می طلبد. این انرﮋی از انفجارهای ناشی از فعل و انفعالات لایه های زیرین تامین و منجر به تشکیل عناصر سنگین و سنگین تر می شود. گرمای زیادی که در ستاره ایجاد می شود آن را متورم می کند. مرگ ستاره در نهایت سوخت هسته ای همه ستارگان روزی تمام می شود. آنها تعادل خود را از دست می دهند طوریکه نیروی گرانش غالب می شود. تفاوت جرم ستارگان باعث تفاوت در مرگ آنها نیزمی شود. ستاره های کم جرم به آرامی باقیمانده سوخت خود را سوزانده و می میرند. ستاره هایی به اندازه خورشید، به سرعت به یک کوتوله سفید به اندازه زمین تبدیل می شوند. لایه بیرونی ستاره که از اتمهایی تشکیل شده که در فرایند تبادلات هسته ای به وجود آمده اند، از آن جدا شده و به شکل ذرات در عرصه بی انتهای آسمان رها می شوند. هسته یک ستاره غول پیکر تقریبا به شکل آنی منفجر می شود. هسته به سمت بیرون پخش میشود و با ذراتی برخورد میکند که به سمت درون ستاره کشیده شده اند. این برخورد با تولید انرژی انبوهی همراه است که هم عناصر سنگین موجود در کائنات را پدیدار می نماید و هم منجر به تکه تکه شدن ستاره می شود. این انفجار ابر نواختر، منشا اولیه همه عناصر سنگین یافت شده در اجرام، ستاره ها، سیاره ها و فضاهای میان کهکشانهاست. در اعماق سرد فضا، عناصری مانند کربن، اکسیﮊن و نیتروژن می توانند با عنصر اولیه یعنی هیدروژن ترکیب شده و مولکولهای پیچیده ای را بسازند مخصوصا در فضاهای با چگالی و غلظت بالاتر که امکان برخورد ذرات به یکدیگر بیشتر است. تعداد بسیار زیادی از انواع مولکولهای پیشرفته، به خصوص مولکولهایی که اتم کربن در ترکیب آنها حضور دارد، در فضای میان ستارگان یافت شده است. شکل گیری سیارات صفحات سیاره ای مرحله شکل گیری یک سیاره ممکن است که به صورت یک صفحه درخشنده و یا تاریک در مقابل یک جرم آسمانی درخشان به چشم آید. برخی از این صفحات در انبوه گاز و غبار مخفی و تنها در نور مادون قرمز نمایان می شوند. صفحات سیاره ای دیگر به صورت گرده های ذراتی شبیه به ستاره های دنباله دار دیده می شوند که در اثر وزش بادهای ستاره ای شکل گرفته اند. وسعت هر یک از این مناطق سیاره خیز بیش از 20 برابر منظومه شمسی ما است. همه ذرات و مواد موجود در صفحات سیاره ای در یک جهت در حال چرخش به دور یک ستاره می باشند. محتویات صفحات سیاره ای، شامل مولکول های پیچیده ای است که برخی از آنها تنها در شرایط موجود دراین گونه صفحات به وجود می آیند و برخی مولکولهایی هستند که در فضاهای میان ستاره ها و کهکشانها نیز یافت شده اند. تشکیل اجرام ضمن گردش صفحات به دور ستاره، گرانش به انبوه این ذرات اجازه تشکیل اجرام کوچک را می دهد. فلزات سنگین و سیلیکاتها در معرکه داغ محدوده نزدیک به ستاره نیز دوام می آورند اما ذرات سبک تر و مولکول های فرار از جمله آب و گاز هیدروﮋن در قسمتهایی از صفحه که از ستاره دورتر است امکان ادامه حیات دارند. توده ها ی ذرات سنگین پس از اینکه جرم کافی به دست آوردند شروع به سخت شدن می نمایند و در اثر برخورد و تصادم ذرات با آنها رفته رفته اجرام بزرگی می شوند. سرانجام این توده ها و اجرام با یکپارجه شدن و جذب گازها و غبار اطراف بر فضای خود مسلط می شوند. شکل گیری سیاراتی چون زمین و مشتری اختلافات ماهرانه در توزیع ذرات بین قسمتهای مختلف یک صفحه سیاره ای تعین کننده مکان و بزرگی سیارات در آن صفحه است. اجرام کوچک صخره ای و فلزی درمنظومه شمسی سیاره ای همچون زمین را به شکل گدازان پدید آورده اند. در پی سرد شدن این سیارات لایه های سخت آنها تشکیل می شود. احتمال می رود که با گذشت زمان همه بخشهای این سیارات منجمد گردد. این سیارات تحت بمباران های اجرام کوچک صخره ای قرار می گیرند که حامل عناصر و مولکولهایی از جمله مهمترین عنصر شناخته شده حیات یعنی آب می باشند. اجرام سرد و یخی که در فاصله بیشتری از خورشید قرار داشتند سیاره ای چون مشتری را به وجود آورده اند. این سیارات ممکن است دارای هسته های فلزی و سخت باشند ولی سطح خارجی آنها به شکل مایع و پوشیده از لایه های گازاست. ساختار سیاره ای چون مشتری بسیار شبیه ستاره ایست که گرد آن در گردش است. این سیارات نیز مدام تحت آماج برخوردهای اجرام کوچک قرار می گیرند. کیمیای حیات در ساختار کائنات و بالطبع سیارات، مولکولهای پیچیده کربن و اسیدهای آمینه، دورکن اصلی تشکیل حیات، وجود دارند. با انتشار دقیق و ترکیب این اجزا و ذرات اولیه، طبیعت قادر به ساخت DNA شالوده اساسی حیات و زندگی در کره زمین گردیده است. چگونگی و شرایط ترکیب این اجزا هنوز در حال بررسی است. اما این حقیقت که این ترکیب در حال حاضر صورت گرفته و منجر به ایجاد حیات در کره زمین شده است و با در نظر گرفتن زنجیره ذرات در کائنات، رخ دادن این گونه ترکیبات و در نتیجه وجود حیات در قسمتهای دیگری از کائنات همواره امکان پذیر می باشد. ترجمه : لنــا سجادیفر
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/04/29ساعت 20:51 توسط رضا |
|
|
اگر يك شبح در فيزيك وجود داشته باشد، نوترونيو است. آتشهاي هستهاي ستارهها تريليون ها ذره ريز اتمي را در هر ثانيه در فضا منتشر مي كند، و هنوز نوترونيونها در گيتي جاري هستند و حركتشان از ميان گيتي تقريباً با سرعت نور ادامه دارد. در حاليكه عبورشان از ميان سيارات و مردم تقريباً بطور كامل ناديده گرفته ميشود . در طي دهه گذشته، فيزيكدانان ذره اي، آزمايشهايي تدبير كردهاند كه معلوم ميكند كه نترونيو يك ذره بنيادي تر از گذشته است. از طرف ديگر همان موقع، اختر شناسان فهميدند كه انبساط جهان با شتاب صورت ميگيرد و نيز اينكه قسمت بزرگ انرژي جهان، انرژي تاريك، از يك نوع نامعين است. آيا همه اين چيزها ميتوانند پيوند يابند؟ سه نفر از فيزيكدانان دانشگاه واشنگتن، فكر ميكنند آنها توانستهاند اين موضوعات را پيوند دهند. فيزيكدان، آن نيلسون و تيمش اعلام كردهاند كه قطعه گمشده اين پازل يك ذره ريز اتمي است كه هنوز اين ذره كشف نشده است آنها آن را Acceleron ناميده اند.
حتي بي ميل تر از نوترونيونها هستند و براي همين در فعل و انفعالات شركت نميكنند بنابراين آنها آشكار نميشوند. اما نيلسون حدس ميزند كه نوترونيو قبلاً يك عامل مهم در اطراف جهان بوده است كه مي توانسته اثر دقيق آنها آشكار شود. در سناريو اين تيم، فعل و انفعال Acceleron با اثر نوترونيونها در بين يك نيروي جديد است در انبساط جهان Acceleron متقابلاً اثر ميكنند و روي نوترونيونها به واسطه يك نيروي قوي تأثير ميگذارند. اين نيروي جديد باعث بوجود آمدن يك قوه انبساط ميشود كه سوخت سريعتر انبساط جهان را تأمين ميكند. فيزيكدانان بحث ميكنند كه همه Acceleron و هم نروينون ها اجزاء انرژي تاريك هستند انرژي تاريك امروزه بيش از 65 درصد انرژي جهان را تشكيل ميدهد اما در روزهاي اخير گيتي اين انرژي با مشكل مواجه شده است (شايد منظور توجيه انرژي تاريك باشد) مدل هاي زيادي براي انرژي تاريك وجود دارد اما آزمايشات مربوط به اين انرژي اساساً محدود به اندازهگيري هاي ويژه سرعت انبساط جهان در كيهان شناسي است. زيرا اين مشاهدات اجسام خيلي دور را نيز دخيل ميكنند و اندازهگيري دقيق آنها مشكل ميباشد. نيلسون گفت: اين فقط يك مدل است كه به ما راه با معني براي انجام آزمايشات در زمين ميدهد تا بفهميم چه نيرويي انرژي تاريك را بالا ميبرد. نوع ديگري از حالت عجيب نوترونيو اين است كه جرم آن ميتواند بر اساس محيطي كه از آن گذشته است تغيير كند، بر طبق مشاهدات نيلسون، سرانجام نوترونيونها ميتوانند از هم بسيار جدا شوند و خيلي پر جرم شده و انرژي سوخت جهان را تأمين كنند. نيلسون ميگويد: «جهان ميتواند به انبساطش ادامه دهد اما هميشه آهسته تر.» با تشکر از : خانم طاهره اسدی
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/04/29ساعت 20:48 توسط رضا |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/04/29ساعت 13:16 توسط رضا |
|
|
پره ی نهم . . . ماموران خدا در حال جستجوی قلمراد و اکبر آقا هستند . . . ماموران : اصلا نمی فهمم چرا باید دنبال این اکبر آقا بگردیم . . .تو کل کائنات کسی پیدا نمی شه که ازش شاکی نباشه . .! - بله . .همین طوره . .در هنگام ماموریت هم خدا بیشتر روی فردی به نام قلمراد تاکید می کرد . .ظاهرا جناب ملوس سفارششان را کرده اند ! من یه فکری دارم . . می گم چطوره که اکبر آقا در عملیات نجات کاملا اتفاقی کشته شود ؟ -- موافقم ...بعد هم گلمراد رو نجات می دیم و بر می گردیم ! - منم موافقم . . حالا به نظرتون کجا هستند . .؟
- فکر کنم شیطان اینها رو دستگیر کرده باشه ... روز قبل از نا پدید شدن اینها از هنگ "اکسی جن " به ما پیامی مخابره شد که قدری تعداد نگهبانان را کم کنیم . .! خب اگه اینطور باشه کارمان راحت است ..خود شیطان از اکبر آقا دل پری دارد ..گمان نمی کنم زنده اش بگذارد . .با او تماس می گیریم تا قلمراد را آزاد کند . . -- می ترسم آخرش خدا متوجه ی ارتباطمان با شیطان بشود . .
پرده ی دهم . . .(زندان شیطان ) قلمراد تمام غذا ها را خورده و مشغول آواز خواندن است . . قلمراد : یااااااییی های هوی هاااای هیی حایا یاها حایی . . . . اکبر آقا : چی داری می گی . .؟ ¤ قلمراد : حاه ؟ اکبر آقا : داری آواز می خونی . .؟ ¤ : حاه ! اکبر آقا : خب غذا ها رو بیار . . ¤ : حاه . .غذا ؟ . .اینجا غذا نیست که ! اکبر آقا : مگه این " حالو جن " واسمون غذا نیورده بود . .؟ ¤ قلمراد : حاه . .آورده بود . (قلمراد ناگهان بیهوش می شود ) صدای پای چند نفر که دارند به سمت زندان می آیند به گوش می رسد . . اکبر آقا خودش را به خواب می زند ! حالو جن : خب دیگه . .داروی داخل غذا اثر خودش رو کرده و بیهوش شدند . .در را باز کنید و اینها را به مقر فرماندهی شیطان بیاورید . . .
پرده ی یازدهم . . . (کلینیک آخرت)
ملوس ¤¤ : اار ار ارار ااااااااااااار...گلمراااااد رو پیدا کنییییییید . .اااااااااار . . .معلوم نیست که چه بلایی سرش اومده که . . چگدر همدیجر رو گشو کردیم که. . .آه که.چه جوفتک هایی که به هم میزدیم که . .. چه دورانی بود. . چگرد سوار هم شدیم یادش به خیر اون بیهتر سواری میداد که . .تنها بدیش این بود که خیلی بوی الاغ می داد . . هی . .. ااار ارر. . . اااااااااااااااار ار ار ر ر . . . خون آشام (دکتر ) : اه . ه . ..از دست این خره شب و روز ندارم رم م . . تا الآن ۵۷ تا بشکه ی آرام بخشمون رو مصرف کرده . ه . .معلوم نیست این قلمراد دیگه کدوم خریه . ه . خدا کنه کشتنش قسمت خودم بشه . ه . . (و بعد آمپولش رو فرو می کنه )
پرده ی دوازدهم . . .(زندان شیطان ) حالو جن : اه . .این چقدر سنگینه . . مرتیکه نهنگ ! اکبر آقا رو ولش کنید . . بیایید کمک کنید اول این رو ببریم بعد میایم اکبر آقا رو هم می بریم . .! با تلاش تمام نگهبانان قلمراد به مقر شیطان منتقل می شود . .اما وقتی به زندان باز می گردند متوجه ی فرار اکبر آقا قزوینی می شوند . . ادامه دارد . . .
منبع : کمدی الهی امگا
لینک های مرتبط : |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/04/29ساعت 13:9 توسط رضا |
|
|
خصوصیات دانشجوهای کشورهای مختلف ژاپن: به شدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!
منبع : دی جی عزرائیل |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/04/28ساعت 22:47 توسط رضا |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/04/28ساعت 17:21 توسط رضا |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/04/27ساعت 13:6 توسط رضا |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/04/27ساعت 12:43 توسط رضا |
|
|
كاربرد شعر و ادبيات در مداحي دولتي
خودمانيم اين سعدي شيرازي عجب مخي بوده كه ظهور رييسجمهور ما را همان هفتصد سال پيش، پيشگويي كرده و پيشاپيش برايش شعر سروده:
منبع : نقطه ته خط |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/04/27ساعت 12:21 توسط رضا |
|
|
یکی از حاج آقا میپرسه:اگر در بیابان چیزی نبود،میتونیم با شیشه خودمونو پاک کنیم؟ حاج آقا جواب میده: پسرم!یا قصد مزاح داری،یا قصد پاره کردن کون مسلمین!!(به دل نگیر!!)
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/04/27ساعت 11:31 توسط رضا |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/04/27ساعت 11:15 توسط رضا |
|
|
در سال 1960 يك گروه 20 نفره پس از معاينات بسيار از ميان خلبانان زبده شوروي براي سفر به فضا انتخاب شدند . از ميان اين گروه 13 تن بعدها به فضا راه يافتند و مردم دنيا با نام آنان آشنا شدند اما 7 نفر باقيمانده سالها در پرده ابهام باقي ماندند. از ميان اين 7 تن يكي از همه بدشانستر بود و سرنوشت بسيار تلخي داشت. در يك شبانگاه مسكو "گريگوري نليوبف" و دو تن از دوستان فضانوردش به نامهاي "مارس رافيكف" و "ايوان آنيكيف" كه مخفيانه دمي به خمره زده بودند در يك حادثه با پليس درگير شدند. هر سه مست بودند و نليوبف پليس را مضروب كرد. پس از آن كه مقامات امنيتي دخالت و آنان را از زندان آزاد كردند. نليوبف جزو سه نفر اولي بود كه بايد به فضا سفر مي كرد و بر اساس طبقه بندي آن زمان عضو عليالبدل گاگارين براي اولين سفر به فضا محسوب ميشد. "سرگئي كاراليف" سرپرست وقت كيهاننوردي شوروي از اين فضانورد خواست كه براي عذرخواهي با پليس مضروب ملاقات كند. نليوبف كه نسبت به جايگاه خود اطمينان داشت حاضر به اين كار نشد و در نهايت كاراليف به او دو راه پيشنهاد كرد: عذر خواهي يا اخراج از گروه كيهان نوردان. نليوبف زير بار عذرخواهي نرفت و از گروه استعفا داد. دو همكارش كه در جريان شركت داشتند تهديد كردند كه اگر او از جمع فضانوردان اخراج شود آنان نيز گروه را ترك خواهند كرد. كاراليف دستور اخراج هر سه نفر را صادر نمود.
عكس نليوبف به طور كلي از تصوير سمت راست حذف شده است به اين ترتيب اين سه تن گروه را ترك كردند و چهرههاي آنان نيز از عكسها حذف شد ! نليوبف سخت سرخورده شده بود و شروع به تمرد در كار كرد. سرانجام در اثر كارشكنيهاي بسيار، او را به يك پادگان نظامي در خاور دور شوروي اعزام و در حقيقت تبعيد كردند. اين موضوع براي نليوبف كه روزي در آستانه رسيدن به شهرت جهاني بود، سخت گران آمد و اثر نامطلوبي بر وي گذاشت تا آنجا كه به يك دائمالخمر تبديل شد. بالاخره يك روز در حالي كه به شدت مست بود ماشينش در منطقهاي ممنوعه از راهآهن متوقف شد (و شايد متوقف كرد) و بر اثر تصادف با قطار ار بين رفت. مسئولان وقت اتحاد جماهير شوروي كه به كيهاننوردي همچون ابزار تبليغاتي مؤثري نگاه ميكردند، حضور نام فردي همچون نليوبف را در ليست پرافتخار پيشتازان سفر به فضا تحمل نكرده و هرگونه اثري از وي را در فعاليتهاي فضايي اين كشور پاك كردند. امروز بر روي سنگ قبر نليوبف هيچ اثري از افتخارات گذشته وي به چشم نميخورد و به اين ترتيب كسي كه ميرفت تا نامش بعد از گاگارين و تيتف با افتخار در تاريخ فضانوردي ثبت شود به دليل غرور بيجا بكلي حذف شد. سالها بعد عكسهاي سانسور نشده او منتشر گرديد و مشخص شد كه چگونه او را حتي در عكسها هم حذف كرده بودند. ارسال : علي پزشكي
منبع : هوپا |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/04/26ساعت 18:14 توسط رضا |
|
|
در ادامه مطلب
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/04/26ساعت 14:58 توسط رضا |
|
|
اينشتين دوم كاوشگر سياهچاله ها( Stephen Hawking ) متولد 8 ژانويه 1942
او از هر گونه تحرك عاجز است. نه مي تواند بنشيند نه برخيزد. نه راه برود. حتي قادر نيست دست و پايش را تكان بدهد يا بدنش را خم و راست كند. از همه بدتر توانايي سخن گفتن را نيز ندازد. زيرا عضلات صوتي او كه عامل اصلي تشكيل و ابراز كلمات اند مثل 99 درصد بقيه عضلات حركتي بدنش در يك حالت فلج كامل قرار دارند. مشتي پوست و استخوان است روي يك صندلي چرخدار كه فقط قلبش و ريه هايش و دستگاه هاي حياتي بدنش كار مي كنند و بخصوص مغزش فعال است. يك مغز خارق العلده كه دمي از جستجو و پژوهش و رهگشايي بسوي معماها و نا شناخته ها باز نمي ماند. اين اعجوبه مفلوج استيفن هاوكينگ پرآوازه ترين دانشمند دهه آخر قرن بيستم است كه اكنون در دانشگاه معروف كمبريج همان كرسي استادي را در اختيار داردكه بيش از دو قرن پيش زماني به اسحق نيوتن كاشف قانون جاذبه تعلق داشت.همچنين وي را انيشتين دوم لقب داده اند زيرا مي كوشد تئوري معروف نسبيت را تكامل بخشد و از تلفيق آن با تئوري هاي كوانتومي فرمول واحد جديدي ارائه دهد كه توجيه كننده تمامي تحولات جهان هستي از ذرات ريز اتمي تا كهكشان هاي عظيم باشد. اينشتين معتقد بود كه چنين فرمول يا قانون واحدي مي بايست وجود داشته باشد و سالهاي آخر عمرش را در جستجوي آن سپري كرد اما توفيقي نيافت. استيفن هاوكينگ شهرت و اعتبار علمي خود را مديون محاسبات رياضي پيچيده و بسيار دقيقي است كه در مورد چگونگي پيدايش و تحول سياهچاله هاي آسماني يا حفره هاي سياه انجام داده است.اين اجرام فوق العاده متراكم كه به علت قدرت جاذبه بسيار قوي حتي نور امكان جدايي از سطح آن ها را نداردوجودشان بر اساس تئوري نسبيت انيشتين پيش بيني شده بود و به همين جهت هم سياهچاله ناميده شدند.رديابي و رويت آنها بوسيله قويترين تلسكوپ ها يا هر وسيله ديگر تا كنون ممكن نبوده است. با وجود اين استيفن هاوكينگ با قدرت انديشه و محاسبات رياضي چون و چرا ناپذيرش- نه فقط وجود سياهچاله ها را به اثبات رسانده و چگونگي شكل گيري و تحول آن ها را نشان داده بلكه به نتايج جالبي در رابطه اين اجرام با كيفيت وقوع انفجار بزرگ Big Bang در آغاز پيدايش كيهان دست يافته است كه در دانش فيزيك اختري و كيهان شناسي اهميت بسزايي دارد و به عقيده صاحبنظران بناي اين علوم را در قرن آينده تشكيل خواهد داد. كتاب جديد هاوكينگ در اين زمينه كه بعنوان سياهچاله ها و جهان هاي نوزاد انتشار يافت در محافل علمي جهان مثل يك بمب صدا كرد و شگفتي فراوان برانگيخت. اما قبل از اشاره خلاصه اي مي آوريم از زندگي نويسنده اش كه براستي از كتاب او شگفتي بر انگيز تر است . استيفن هاوكينگ در 8 ژانويه 1942 در شهر دانشگاهي آكسفورد زاده شد و دوران كودكي و تحصيلات اوليه اش را در همان شهر گذرانيد. از همان زمان به علوم رياضيات علاقه داشت و آرزوي دانشمند شدن را در سر مي پروراند اما در مدرسه يك شاگرد خودسر و بخصوص بد خط شناخته مي شد و هرگز خود را در محدوده كتاب هاي درسي مقيد نمي كرد بلكه چون با مطالعات آزاد سطح معلواتش از كلاس بالاتر بود هميشه سعي داشت در كتاب هاي درسي اشتباهاتي را گير بياورد و با معلمان به جر و بحث و چون و چرا بپر دازد ! پدر و مادرش از طبقه متوسط بودند با يك زندگي ساده در خانه اس شلوغ و فرسوده اما مملو از كتاب كه عادت به مطالعه را در فرزندانشان تقويت مي كرد. فرانك پدر خانواده پزشك متخصص در بيماري هاي مناطق گرمسيري بود و به همين جهت نيمي از سال را به سفرهاي پژوهشي در مناطق آفريقايي مي گذرانيد. اين غيبت هاي متوالي برلي بچه ها چنان عادي شده بود كه تصور مي كردند همه پدر ها چنين وضعي دارند. و مانند پرندگان هر ساله در فصل سرما به مناطق آفتابي مهاجرت مي كنند و بعد به آشيانه بر مي گردند. در عين حال غيبت هاي پدر نوعي استقلال عمل و اتكا به نفس در بچه ها ايجاد مي كرد. استيفن در 17 سالگي تحصيلات عاليه را در رشته طبيعي آغاز كرد و از همان زمان به فيزيك اختري و كيهان شناسي علاقه مند شد زيرا در خود كنجكاوي شديدي مي يافت كه به رمز و راز اختران و آغاز و انجام كيهان پي ببرد. سالهاي دهه 60 عصر طلايي كشف فضا- پرتاب اولين ماهواره ها و سفر هيجان انگيز فضانوردان به كره ماه بود و بازتاب اين وقايع تاريخي در رسانه ها جوانان را مجذوب مي كرد. بعلاوه استيفن از كودكي عاشق رمان هاي علمي تخيلي بود و مطالعه آن ها نيز بر اشتياق او به كسب معلومات بيشتر در فيزيك و نجوم و علوم ديگر مي افزود. او دوره سه ساله دانشگاه را با موفقيت به پايان برد و آماده مي شد تا دوره دكترا را در رشته كيهان شناسي آغاز كند. اما به دنبال احساس ناراحتي هايي در عضلات دست و پا استيفن در ژانويه 1963 يعني آغاز بيست و يكسالگي مجبور به مراجعه به بيمارستان شد و آزمايش هايي كه روي او انجام گرفت علائم بيماري بسيار نادر و درمان ناپذيري را نشان داد. اين بيماري كه به نام ALS شناخته مي شود بخشي از نخاع و مغز و سيستم عصبي را مورد حمله قرار مي دهد و به تدريج اعصاب حركتي بدن را از بين مي برد و با تضعيف ماهيچه ها فلج عمومي ايجاد مي كند بطوريكه بمرور توانايي هرگونه حركتي از شخص سلب مي شود. معمولا مبتلايان به اين بيماري بي درمان مدت زيادي زنده نمي مانند و اين مدت براي استيفن بين دو تا سه سال پيش بيني شده بود. نوميدي و اندوه عميقي را كه پس از آگاهي از جريان بر استيفن مستولي شد مي توان حدس زد. ناگهان همه آرزوهاي خود را بر باد رفته ميديد. دوره دكترا-روياي دانشمند شدن - كشف رمز و راز كيهان - همگي به صورت كاركاتورهايي در آمدند كه در حال دورشدن و رنگ باختن به او پوزخند مي زدند. بجاي همه آن خيال پروريهاي بلند پروازانه حالا كاري بجز اين از دستش بر نمي آمد كه در گوشه اي بنشيند و دقيقه ها را بشمارد تا دوسال بعد با فلج عمومي بدن زمان مرگش فرا برسد. به اتاقي كه در دانشگاه داشت پناه برد و در تنهايي ساعتها متفكر و بي حركت ماند. خودش بعدها تعريف كرده است كه آن شب دچار كابوسي شد و در خواب ديد كه محكوم به اعدام شده است و او را براي اجراي حكم مي برند و در آن موقعيت حس كرد كه هر لحظه زندگي چقدر برايش ارزشمند است. بعد از بيداري به ياد آورد كه در بيمارستان با يك جوان مبتلا به بيماري سرطان خون هم اتاق بوده و او از فرط درد چه فريادهايي مي كشيد. پس خود را قانع كرد كه اگر به بيماري لادرماني مبتلاست اما لااقل درد نمي كشد. بعلاوه طبع لجوج و نقادش كه هيچ چيز را به آساني نمي پذيرفت هشدار داد كه از كجا معلوم كه پيش بيني پزشكان درست از كار در بيايد و چه بسا كه از نوع اشتباهات كتب درسي باشد! اما آنچه به او قوت قلب و اعتماد به نفس بيشتري براي مبارزه با نوميدي و بدبيني داد آشنايي اش در همان ايام با دختري به نام (جين وايلد) بود كه عد ها همسرش شد و نقش فرشته نگهبانش را به عهده گرفت. جين اعتقادات مذهبي عميقي داشت و معتقد بود كه در هر فاجعه اي بذراهي اميد وجود دارد كه با استقامت و قدرت روحي خود مي تواند رشد كند. و بارور شود. بايد به خداوند توكل داشت و از ناكاميهايي كه پيش مي آيد خيزگاههايي براي كاميابي ساخت. جين دانشجوي دانشگاه لندن بود اما تحت تاثير هوش فوق العاده و شخصيت استثنايي استيفن چنان مجذوب او شده بود كه هر هفته به سراغش مي آمد و ساعتي را به گفتگوي با او مي گذرانيد و آمپول خوشبيني تزريق مي كرد.آنها پس از چندي رسما نامزد شدند و استيفن تحصيلات دانشگاهي اش را از سر گرفت زيرا براي ازدواج با جين مي بايست هرچه زودتر دكتراي خود را بگيرد و كار مناسبي پيدا كند. و او طي دو سال با اشتياق و پشتكار اين برنامه را عملي كرد در حاليكه رشد بيماري لعنتي را در عضلاتش شاهد بود و ابتدا به كمك يك عصا و سپس دو عصا راه مي رفت. ازدواجش با جين در سال 1965 صورت گرفت و او چنان غرق اميد و شادي بود كه به پيش بيني دو سال پيش پزشكان در مورد مرگ قريب الوقوعش نمي انديشيد. پروفسور استيفن هاوكينگ اكنون ۶۵ سال دارد و ظاهرا بيش از يك ربع قرن قاچاقي زندگي كرده است. البته اگر بتوان وضع كاملا استثنايي او را در حال حاضر زندگي ناميد.! پيش بيني پزشكان در مورد بيماري فلج پيش رونده او نادرست نبود و اين بيماري اكنون به همه بدنش چنگ انداخته است. از اواخر دهه 60 براي نقل مكان از صندلي چرخدار استفاده مي كند و قدرت تحرك از همه اجزاي بدنش بجز دو انگشت دست چپش سلب شده است. با اين دو انگشت او مي تواند دكمه هاي كامپيوتر بسيار پيشرفته اي را فشار دهد كه اختصاصا براي او ساخته اند و بجايش حرف مي زند. و رابطه اش را با دنياي خارج برقرار مي كند زيرا از سال 1985 قدرت تكلم خود را هم ازدست داده است. در آن سال او پس از بازگشت از سفري به درو دنيا براي مدتي در ژنو بسر مي برد كه مركز پژوهشهاي هسته اي اروپاست و دانشمندان اين مركز جلسات مشاوره اي با او داشتند. يك شب كه استيفن هاوكينگ تا دير وقت مشغول كار بود ناگهان راه نفس كشيدنش گرفت و صورتش كبود شد بيدرنگ او را به بيمارستان رساندند و تحت معالجات اضطراري قرار دادند. معمولا مبتلايان به بيماري ALS در مقابل ذات الريه حساسيت شديدي دارند و در صورت ابتلاي به آن ميميرند كه اين خطر براي استيفن هاوكينگ هم پيش آمده بود و گرفتن راه تنفس او ناشي از ذات الريه بود. پس از چند روز بستري بودن در بخش مراقبتهاي ويژه بيمارستان سرانجام با اجازه همسرش تصميم گرفته شد كه با عمل جراحي مخصوص مجراي تنفس او را باز كنند اما در نتيجه اين عمل صداي خود را براي هميشه از دست مي داد عمل جراحي با موفقيت صورت گرفت و بار ديگر استيفن از خطر مرگ جست. هر چند قدرت تكلم خود را از دست داد اما با جايگزيني كامپيوتر مخصوص سخنگو ارتباط او با اطرافيانش حتي بهتر از سابق شد زيرا قبلا بعلت ضعف عضلات صوتي با دشواري و نارسايي زياد صحبت مي كرد. كامپيوتر سخنگو را يك استاد آمريكايي كامپيوتر در كاليفرنيت براي او ساخت و تقديمش كرد. برنامه ريزي اين دستگاه شامل سه هزار كلمه است و هر بار كه استيفن بخواهد سخني بگويد مي بايست با انتخاب كلمات و فشردن دكمه هاي كامپيوتر به كمك دو انگشتش كه هنوز كار مي كنند جمله مورد نظرش را بسازد و صداي مصنوعي به جاي او حرف مي زند. البته اينگونه سخنگويي ماشيني طولاني تر است اما خود استيفن كه هرگز خوشبيني اش را از دست نمي دهد عقيده دارد كه به او وقت بيشتري مي دهد براي انديشيدن آنچه مي خواهد بگويد و سبب مي شود كه هرگز نسنجيده حرف نزند. ويلچر يا صندلي چرخدار استيفن كه بوسيله آن رفت و آمد مي كند نيز از پيشرفته ترين پديده هاي تكنولوژي است و با نيروي الكتريكي حركت مي كند. وي اتكاي زيادي به ويلچر خود دارد چون علاوه بر حركت با آن وسيله اي براي ابراز احساساتش نيز محسوب مي شود. مثلا اگر در يك ميهماني به وجد آيد با ويلچرش به سبك خاص خود مي رقصد و چنانچه صبر و حوصله اش را در مورد يك شخص مزاحم از دست بدهد در يك مانور سريع از روي پاهاي او رد مي شود !!! بسياري از شاگردانش ضربه چرخهاي ويلچر او را تجربه كرده اند و به گفته خودش يكي از تاسف هايش اين است كه طعم اين تجربه را به مارگارت تاچر نچشانده است ! يكي از شگفتيهاي اين آدم مفلوج و نحيف كه به ظاهر بايد موجودي تلخ و غمزده و منزوي باشد شوخ طبعي و شيطنت كودكانه اوست كه بخصوص در برق نگاه هوشمندانه و رندانه اش ديده مي شود. در حاليكه اجزاي چهره اش بي حركت و فاقد هرگونه واكنش احساسي و عاطفي هستند اما چشمانش مي درخشند. انگار به هزار زبان با مخاطب سخن مي گويند. او بهيچوجه خودش را منزوي نكرده است. به كنسرت و پارك مي رود. در رستوران غذا مي خورد. در انجمن هاي دانشجويان شركت مي كند. و سر به سر شاگردانش كه هميشه او را سوال پيچ مي كنند مي گذارد. شيوه شيطنت آميزش اينست كه پاسخگويي را گاهي عمدا كش مي دهد و در حاليكه پرسش كنندگان پس از چند دقيقه انتظار پاسخ مفصلي را براي سوال خود پيش بيني مي كنند با يك كلمه بله يا نه از كامپيوتر سخنگويش همه را به خنده مي اندازد. اين اعجوبه فاقد تحرك عاشق جنب و جوش و گشت و سياحت است و تا كنون دوبار به سفر دور دنيا رفته و حتي از چين و ديوار باستاني آن ديدن كرده است. همچنين در صدها كنفرانس و سمينار علمي شركت كرده است و به ايراد سخنراني پرداخته است. كه البته اين سخنراني ها قبلا در نوار ضبط و در روز كنفرانس پخش مي شود. پرفروشترين كتاب علمي از نكات جالب ديگر در زندگي استيفن هاوكينگ يكي هم اينست كه او در سالهاي اوليه زناشويي اش با جين وايلد از او صاحب سه فرزند شد يك دختر و دو پسر. لذت پدري و احساس مسئوليت در تامين زندگي فرزندان يكي از مهمترين انگيزه هايي بود كه او را در مقابله با مشكلاتش ياري داد زيرا با طبع لجوج و بلندپروازش اصرار داشت كه بهترين امكانات زندگي و تحصيل را براي بچه هايش فراهم كند و اين امر مخارج هنگفتي روي دستش مي گذاشت. هزينه خودش هم كم نبود چون مي بايست به دو پرستار تمام وقت و يك دستيار حقوق بپردازد و درامد استادي دانشگاه كفاف اين مخارج را نمي داد. به همين جهت در اواسط دهه 80 به فكر نوشتن كتاب افتاد و در سال 1988 كتاب معروف خود به نام ( تاريخ كوتاهي از زمان) را منتشر كرد.{بزودي اين كتاب را در سايت خواهيم آورد} در اين كتاب كه به فارسي هم ترجمه شده است استيفن هاوكينگ به زبان ساده و قابل فهم عامه پيچيده ترين مسائل فيزيك جديد و كيهان شناسي و بخصوص ماهيت زمان و فضا را بررسي كرده و نظريات و محاسبات خودش را شرح داده است. بي آنكه خواننده را با فرمولها و معادلات رياضي بغرنج گيج كند. اما به رغم سادگي بيان و جذابيت مباحث بسياري از مردم از آن سر در نمي آورند. زيرا ايده هاي مطرح شده در كتاب در سطح بالاي علمي است. با وجود اين كتاب مزبور 8 ميليون نسخه به فروش رفته و 183 هفته در ليست 10 كتاب پرفروش جهان قرار داشته است و طبعا چنين موفقيت بيمانندي مشكلات مادي استيفن را براي هميشه حل مي كند. كتاب جديد استيفن به نتايج پژوهشها و يافته هاي او درباره ي سياهچاله ها اختصاص دارد. اين اجرام مرموز و فاقد نورانيت آسماني كه بر اساس تئوري پذيرفته شده اي در سالهاي اخير از فروريزي و تراكم ستارگان سنگين وزن پس از اتمام سوخت هسته اي آن ها پديد مي آيند ستارگان ديگر را در اطراف خود مي بلعند و با افزايش جرم و در نتيجه دستيابي به نيروي جاذبه قويتر به تدريج ستارگان دورتر را به كام مي كشند. بدينگونه در سياهچاله ها ماده به حدي از تراكم مي رسد كه هر سانتي متر مكعب آن مي تواند ميليونها و حتي ميلياردها تن وزن داشته باشد و نيروي جاذبه آنچنان قوي است كه نور و هيچگونه تشعشعي امكان خروج از سطح آن ها را ندارد. به همبن جهت ما هرگز نمي توانيم حتي با قويترين تلسكوپها اين غولهاي نامرئي را رديابي كنيم. اما استيفن هاوكينگ در كتاب تازه اش برداشتهاي متفاوتي از سياهچاله ها ارائه داده است و با محاسبات خود به اين نتيجه مي رسد كه اين اجرام بكلي فاقد نورانيت نيستند و بعلاوه موادي را كه از ستارگان ديگر جذب و بلع مي كنند در مرحله نهايي تراكم به حالتي انفجار گونه از يك كانال ديگر بيرون مي ريزند. منتها آنچه دفع مي شود به همان صورتي نيست كه بلعيده شده است. به عبارت ديگر سياهچاله ها نوعي بوته زرگري هستند كه طلا آلات مستعمل را به شمش تبديل مي كنند. از كانال خروجي عناصر تازه در يك جهان نوزاد تزريق مي شود كه مي توان آن را در مقابل سياهچاله ( سپيد چشمه) ناميد. شايد سالها طول بكشد تا صحت و سقم نظزيه هاي جديد استيفن هاوكينگ روشن شود زيرا آنقدر تازگي دارد كه عجيب به نظر مي رسد. اما عجيب تر از آن مغز اين مرد است كه اين نظزيه پردازي ها و رهگشائيها از آن مي تراود. او براي محاسبات طولاني و پيچيده رياضي و نجومي خود حتي از نوشتن ارقام روي كاغذ محروم است و بايد همه اين عمليات بغرنج را در مغز خود انجام بدهد و نتايج را در حافظه اش نگهدارد بدينگونه فقط با مغزش زنده است و به قول دكارت چون فكر مي كند پس وجود دارد. اما اين موجود اين آدم معلول و نحيف و عاجز از تحرك و تكلم يك سرمشق است . . . . براي آن ها كه با اميد و استقامت و تلاش بيگانه اند . . . براي آن ها كه تواناييهاي انسان و ارزش انديشه سالم و سازنده را دست كم مي گيرند . . . براي بدبين ها و منفي باف ها كه در افق ديد خود جهان را به گونه سياهچاله اي مخوف و ظلماني مي بينند . . . . به سخن استيفن هاوكينگ : ( در آنسوي هر سياهچاله سپيد چشمه اي وجود دارد ) منبع :www.physicsir.com منبع ۲:هوپا
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/04/26ساعت 14:53 توسط رضا |
|
|
الو الو؟!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/04/26ساعت 13:49 توسط رضا |
|
|
نمیدونم دقت کردید یا نه که هر وقت یک مقام بزرگ علمی میخواد به ایران بیاد یه مشکلی پیش میاد.
پژوهشگاه دانش های بنیادی(IPM) اعلام کرد سفر استفان هاوکینگ به ایران به تاخیر افتاده است چندی پیش از سوی پژوهشگاه دانش های بنیادی اعلام شد که قرار است پروفسور استفان هاوکینگ روز 22 تیرماه به ایران عزیمت کنند. قرار بود ایشان علاوه بر بحث و تبادل نظر با فیزیکدانان پژوهشگاه و ایراد سخنرانی های تخصصی و عمومی در پایان سفر، در سی و هشتمین المپیاد جهانی فیزیک که در اصفهان برگزار می شود، نیز شرکت کنند. اما چندی پیش سایت رسمی پژوهشگاه خبری را مبنی بر تاخیر سفر ایشان به ایران و موکول شدن سفر به زمانی دیگر منتشر کرد. در این بیانه به تاریخ بعدی سفر اشاره نشده است. حضور استفان هاوکينگ در پژوهشگاه و در ديگر نقاط ايران عاملي براي شناساندن علوم به ويژه فيزيک و جايگاه مهم آن به جوانان، خواهد بود . علاوه بر آن با توجه ويژه اي که به ايشان مي شود اين امر مايه توجه بيشتر از طرف ساير دانشمندان به ايران و پژوهشگاه خواهد بود و در ارتقاء سطح کيفيت فعاليت هاي علمي و همچنين روابط علمي ايران با دانشمندان ساير کشورها اثر به سزايي خواهد داشت.
ایشان از زمان جواني در 21 سالگي در حالي که دانشجوي دانشگاه کمبريج بود مشکلات حرکتي را حس کرد و پس از معاينات معلوم شد که دچار بيماري علاج ناپذیری مي باشد. با روحيه قوي عليرغم انتظار متفاوت و مايوس کننده اي که پزشکان داشتند، تا هم اکنون که 65 سال با بيماري مبارزه کرده است . هرچند بيماري پيشرفت کرده و امکان هرگونه حرکتي حتي سخن گفتن را از او گرفته است، ولی او با انرژي و اميد به کار علمي خود و گسترش دانش ادامه داده است . اين تلاش و موفقيت خاص, او را در زمره شخصيت هاي نمونه در جهان قرار داده است .
منبع : علم نجوم علم روز دنیا |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/04/26ساعت 9:49 توسط رضا |
|
|
1.حداقلش اينه که آدم بالاخره يکي رو پيدا ميکنه که باهم بريزن سرش
2. وقتي آدم خسته ميشه ميتونه بذارتش کنار بعد که حالش جا اومد بياد از اون جايي که ول کرده بود ادامه بده 3.اگه کار آدم زود تمام بشه احساس شرمندگي نميکنه 4.وقتي آدم يه کتاب جديد رو باز ميکنه لازم نيست نگران اين باشه که تاحالا کيا خوندنش 5.با يه فنجون قهوه آدم ميتونه همه ي شبو کار کنه 6. آدم ميتونه همراه باهاش تلويزيونش رو نگاه کنه وهم شامش رو بخوره 7. آدم مجبور نيست تاريخ چاپ همه ي کتاباش رو يادش بمونه 8.موقع کارلازم نيست آدم گيلاس عرقش رو کنار بذاره 9.اگه آدم تو يه قسمت ضعيف باشه ميتونه از رفقاش کمک بگيره 10.آدم هيچ وقت براي ورق زدن يه کتاب باحال 10 هزار تومن پياده نميشه 11.اگه رفيق آدم يه کتاب باحال داشته باشه آدم ميتونه براي دو شب ازش قرض بگيردش 12.واسه باز کردن يه کتاب آدم مجبور نيست کلي پاي شام تو رستوران و پول تاکسي پياده بشه 13.اگه يهو وسط کار مامان باباي آدم سر برسند گندش در نمياد
منبع : آنتی 2ختر |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/04/25ساعت 22:30 توسط رضا |
|
|
این مطلب رو بنا به درخواست دوست خوبم لی لی گذاشتم.
يکي بود ، يکي نبود. خداي قصه ما، يک از فرشته ها شيطون بود، خداي قصه ما ، يه فرشته، دست به دستمال، يه روزي، خدا گفت : بَدَک نميگي ، جيگرم! خداي قصه ما، وقتي که آدمک قصه ما، گفت به اون: چون ميخوام اشرف تمامِ مخلوقاتِ عالمت کنم ، خلاصه مدتي کارش اين بود، طرز راه رفتن و خنديدن و عشوه شُتُري،
منبع : آنتی 2ختر |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/04/25ساعت 22:26 توسط رضا |
|
|
پریشبا رفته بودیم
با بروبچ به مهمونی
یه جا که هر چی تو دلت
می خواست می شد بترکونی
پریشبا رفته بودیم
یه پارتی ناز و مامان!
یه جایی که با دوبس و دوبس
هر کی می خورد تکان تکان !
همونجا بود که کامی جون
اومد با یک تیپ خفن
یه قرصی انداخت بالا و
یه دونه هم داد واسه من
اول کار که خوردمش
قرصه چه فازی داشت می داد
تو جاده های هپروت
حاجیت چی گازی داشت می داد !
من دیگه بت من بودم و
کامی سوپرمن شده بود !
مشت می زدیم به همدیگه
مشتامون آهن شده بود
دلم می خواست پربگیرم
برم تو اوج آسمون
لپای ماهو بکشم
بیارمش تو خونمون
به قصد پرواز دوتایی
از روی ایوون پریدیم
الان کنار پنجره
بخش سوانح خوابیدیم !
رفته تو گچ دو دست من
له شده کامی گردنش
من دو تا پام شکسته و
کامی شکسته باسنش !
منبع : گاز اشک آور
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/04/25ساعت 22:9 توسط رضا |
|
|
سلام.امروز وقتی رفتم توی یاهو مسنجر و وارد آی دی خودم شدم،دیدم یه آفلاین از یکی از فامیلهام برام اومده که شماره موبایل احمدی نژاد رو نوشته بود!!!!!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/04/25ساعت 21:30 توسط رضا |
|
|
سلام.یه مقاله ی فیزیکی-نجومی خیلی خیلی خیلی قشنگ گذاشتم توی ادامه مطلب.حتما بخونیدش.
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/04/25ساعت 18:43 توسط رضا |
|
|
برای اینکه یک شهروند نمونه (با فرهنگ- باکلاس- با پرستیژ و...) باشیم نیازمند رعایت نکاتی ریز و کلفت هستیم که انجام آن ها مثل گاف دادن های سیاسیون ضروری است؛ همانطور که برای دق مرگ کردن عروس خانوم ضروری است که مادرشوهر( فکر نکنید که شامل خواهر شوهر هم می شه ها!) یک دوره کامل کلاس های آموزشی نیش زبان را در «کانون آموزشی مادر شوهران داغدار» به ریاست «اقدس خانوم مدادچی» دیده باشد! پس نباید فراموش کنیم که: «شهروند نمونه بودن یا نبودن...مسئله این است». اما مواد لازم....ببخشید! نکات لازم برای شهروند نمونه بودن: ۱- یادتان باشد که به هنگام تحلیل مسائل سیاسی،اجتماعی، جغرافیایی، فیزیکی، شیمیایی، خانوادگی و... در هر کجا ( تاکسی، قهوه خانه سنتی پای قلیان نعنا( عجب صفایی داره تو نمیری)، صف دستشویی( گلاب قمصر کاشان به روی مبارکتون) یا هر جهنم دره ای- ببخشید- که هستید ریشه تمام مشکلات و گرفتاری های نسل بشر از ابتدای خلقت تا به امروز که بنزین سهمیه بندی شده و روزنامه «هم میهن» به مسافرت ( صغرا و کبرا بودنش معلوم نیست) رفته و...همه و همه را ربط دهید به «طلاب حوزه علمیه» (شما به قول حسن آقا سلمانی و جواد آقا تاکسیدار بخوانید: آ-خ- و- ن- د- ا). شما حتی می توانید گرمی هوا، بسته شدن بخت دختر خاله عموی دایی مامان جان، مشروط شدن در امتحانات پایان ترم، دیر آمدن اتوبوس شهری، سوراخ شدن لایه ازون و... را به «آ- خ- و- ن- د- ا» ربط دهید. ۲- وقتی در حال ماشین سواری هستید (البته اگر سهمیه بنزینتان تمام نشده باشد) تا می توانید چراغ های قرمز را دودر کنید و اگر از سر بدشانسی مجبور شدید پشت چراغ قرمز توقف کنید حتما روی خط عابر پیاده بایستید. ۳- زمانی که اتومبیلی از پشت، ماشین شما را مورد عنایت قرار داد اول از همه خونسردی خود را حفظ نکنید! سپس از ماشین پیاده شده چشمانتان را ببندید و دهانتان را باز کنید و از هر نوعی چند نمونه ناسزا نثارش کنید.(به عنوان مثال؛ دانشجویی: کثافت فاشیست کمونسیت شهرستانی.... دخترانه: دهاتی بی شعور بی احساس...... مودبانه: نفهم گلابی کانگرو........ حاج آقایی: اللهم اشف کل مریض هدایت نشده سگ هار........). سپس چشمتان را باز کنید؛ اگر طرف مقابل یک خانم بود از خجالت آب شوید و اما اگر یک «گنده بک لات بزن بهادر» بود آرام و متین سر جایتان بنشینید و سعی کنید از وضعیت پیش آمده لذت ببرید! ۴- از بوق ماشینتان نهایت استفاده را ببرید مخصوصا زمانی که از کنار بیمارستان ها رد می شوید به نیت پلیس 110 حتما حتما 110 عدد بوق کاردرست نثار حال بیماران بیمارستان کنید شاید به خاطر نیت خیر شما هم که شده حالشان خوب شود! ۵- از تلفن اداره ، سازمان محل کارتان به نحو «اکثر و احسن» استفاده کنید. یادتان باشد که از تلفن محل کارتان علاوه بر اقوام درجه یک فرد اعلا، به دایی مامان دختری که مورد علاقه شماست، عموی خاله زنداداش دوست دوران کودکیتان و هر ننه قمری که به حافظه عزیزتان (که در این موارد فوق العاده قوی و فعال عمل می کند) خطور کرد زنگ بزنید و هر آنچه که دل تنگ گشادتان می خواهد حرف ( بخوانید: زر) بزنید. ۶- از کارت سوخت گم شده و یا جا مانده دیگران غافل نشوید و در اسرع وقت آن را خالی کرده و بنزین به دست آمده را به نرخ آزاد بفروشید چرا که زندگی - به قول بابام اینا- خرج داره! در صورتی که از عهده تمام و یا بخشی از این نکات بر نیامدید به تمام معنا «حیف نان» هستید و باید آرزوی شهروند نمونه شدن را به گور ببرید( البته اگر بتوانید در این اوضاع گرانی زمین، قبری بیابید).
منبع : انار ترش |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/04/25ساعت 17:58 توسط رضا |
|
|
اولین نشانههای وجود پوزیترون یعنی ذره سبکی که تنها اختلاف آن با الکترون در علامت بار است، در سال 1932 به کمک اتاقک ابر ویلسون بدست آمد. در اتاقک ابر ویلسون ، واقع در میدان مغناطیسی ، رد باریکی که بطور آشکار مربوط به یک ذره تکبار و خیلی سبک همانند الکترون بود، مشاهده شد. اما در جهتی متناظر با بار مثبت منحرف میشد.
خواص پوزیترون و نحوه شناسایی بعدها ثابت شد که فرایند عمده برای تشکیل پوزیتونها ، عبارتند از پرتوزایی مصنوعی و اندرکنش اشعه های گامای پرانرژی وابسته به آنها با هستههای اتمی. یکی از این فرایندها را میتوان با قراردادن اتاقک ابر ویلسون در میدان و تاباندن باریکه نازک تابش بر آن بررسی کرد. در بعضی عکسها در مسیر باریکه تابش گاما ، رد دوگانه خاصی دیده میشود. ذرات باردار متحرک در گاز ، با یونیدن اتمهای گازدار ، انرژی از دست میدهند و در نتیجه پیوسته از سرعت آن کاسته میشود. آزمون کامل این رد ، آشکار میکند که خمیدگی هر شاخه آن با افزایش فاصله از پیچیدگی رد تیزتر میشود. این پدیده به این معناست که ما با ردهایی از جفت ذره خارج شونده از یک نقطه سروکار داریم نه رد خم شده یک ذره. تنها با داوری از روی درجه یونش ، هر دو رد به رد الکترونها میمانند. این ردها که معرف جفت ذرات اخیر هستند، در میدان مغناطیسی و در جهتهای مختلف خم شدهاند، یعنی به ذرههایی باردار تعلق دارند. با استفاده از مواد پرتوزا بهعنوان چشمههای غنی پوزیترون ، مطالعه جزئیات خواص این مواد ممکن شده است، بویژه ثابت شده است که جرم پوزیترون دقیقا با جرم الکترون برابر یعنی حدود 2000/1 جرم پروتون است. انفعالات پوزیترونی نتایج اخیر ، ما را به این نتیجه منجر میکند که یکی از ذرهها ، الکترون و دیگری پوزیترون است. بنابراین کوانتومهای گاما که از درون ماده میگذرند (گاز در اتاقک ابر ویلسون) ، به جای ذره واحد ، جفت الکترون و پوزیترون تشکیل میدهند. این پدیده به تشکیل جفتهای الکترون و پوزیترون معروف شده است کوانتوم با میدان الکتریکی هسته اتمی ماده ، این جفت تشکیل میشود. در این فرایند ، کوانتوم به جفت الکترون و پوزیترون تبدیل میشود و هسته بدون تغییر باقی میماند. فرایند عکس تشکیل جفت الکترون و پوزیترون نیز کشف شده است و معلوم شده است که با نزدیکتر کردن الکترون و پوزیترون تا فاصلههای کوتاه بر اثر نیروهای جاذبه الکترومغناطیسی ، ممکن است دو کوانتوم تشکیل و در جهتهای مخالف از یکدیگر دور شوند. فرایند ترکیب الکترون و پوزیترون همراه با تبدیل آنها به کوانتومهای گاما را نابودی جفت نامیدهاند. نابودی بدلیل نبود پوزیترون روی زمین انتخاب شده است. ناپایداری پوزیترون پس از زمان کوتاهی از تشکیل آن ، هر پوزیترون با یک الکترون محیط ترکیب میشود و به دو کوانتوم نور تبدیل میشود. تشکیل جفتهای الکترون و پوزیترون از کوانتومها و ترکیب الکترونها با پوزیترونها که به تشکیل دو کوانتوم منجر میشود، اساساً فرایند جدیدی است که در آن ، تبدیل متقابل تابش میدان الکترومغناطیسی ( فوتون های گاما ) و ذرات ماده الکترون و پوزیترون صورت میگیرد. کشف پوزیترون اثباتی بر خواص موجی ذرات خواص ذرات از جنبههای زیادی با خواص میدان الکترومغناطیسی (نور) فرق دارد. عمدهترین اختلاف این است که همه اجسام پیرامون ما از ذرات ساخته شدهاند. ممکن است به نظر رسد که فقط نور است که عمل انتقال انرژی از بعضی اجسام به بعضی دیگر را انجام میدهد، به این دلیل حتی در آغاز قرن 20 بر این باور بودند که نور (میدان الکترومغناطیسی) و ماده را سد غیر قابل گذری از یکدیگر جدا کرده است. بعدا خواص ذرهای نور کشف شد و معلوم شد که نور ، خواص شارش ذرات فوتونها را باخواص موجی همراه دارد. از طرف دیگر خواص موجی که قبلاً فقط به نور اختصاص میدادند و یکی از خصایص متمایز آن میشمردند، در ذرات ماده نیزکشف شد. این اکتشافات روی شکاف میان مفاهیم نور و ماده پل زد. مهمتر از این ، بعد از کشف تبدیلهای متقابل نور (کوانتومهای گاما) و ذرات ماده (جفتهای الکترون و پوزیترون) ، روشن شد که ارتباط بسیار ریشهداری میان نور و ماده وجود دارد. ذرات ماده و فوتونها (میدانهای الکترومغناطیسی) دو شکل مختلف مادهاند. فوتون خصایص مشترک زیادی با ذرات دیگر از خود به نمایش میگذارد، ولی ویژگی مهمی دارد و آن این است که جرم در حال سکون (جرم سکون) آن برابر صفر است. فوتون ، همیشه با سرعت نور حرکت میکند. هرگاه ناگزیر به توقف شود (نظیر موقع جذب) ، دیگر نوری وجود نخواهد داشت. چشمههای تولید پوزیترون پوزیترون را بهتنهایی نمیتوان تولید کرد، زیرا ذره ناپایداری است و بهسرعت ناپدید میشود. عموما پوزیترون را به کمک واکنشهای هستهای بنیادی و نیز بهکمک پدیده تولید جفت به همراه الکترون از نابودی یک فوتون بدست میآورند. سیستم آشکارسازی پوزیترون نیز همانند نحوه تولیدش به لحاظ ناپایداری پوزیترون فرایند مستقلی نمیباشد و بیشتر از طریق پدیده نابودی جفت به وجود پوزیترون پی میبرند.
با تشکر از بهزاد طماسب زاده .
منبع : هنر فیزیک |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/04/25ساعت 13:0 توسط رضا |
|
|
رييس جمهور سابق کشورمان در پيامي درگذشت والدهي استاد محمدرضا شجريان را تسليت گفت. منبع : استاد شجریان |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/04/25ساعت 12:51 توسط رضا |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/04/24ساعت 23:11 توسط رضا |
|
|
در ادامه مطلب
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/04/24ساعت 23:1 توسط رضا |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/04/24ساعت 22:59 توسط رضا |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/04/24ساعت 17:43 توسط رضا |
|
دانستنيهاي كلي:
اندازه:
جرم و گرانش:
مدار ناهيد و فاصله از خورشيد:
مقايسه ناهيد- زمين:
|
||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/04/24ساعت 17:41 توسط رضا |
|
|
خبر: مديرمسؤول كيهان، بحرين را يكي از استانهاي ايران دانست
منبع : تیتریکاتور |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/04/24ساعت 17:34 توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
مطالب دیدنی از گوشه و کنار اینترنت
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم شهریور 1386 هفته اوّل شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته سوم مرداد 1386 هفته دوم مرداد 1386 هفته اوّل مرداد 1386 هفته چهارم تیر 1386 هفته سوم تیر 1386 هفته دوم تیر 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
فیزیک نجوم معما طنز ریاضی استاد شجریان علمی عمومی اینترنت جواهری در قصر عکس ورزش تاریخ متن ادبی موبایل تاریخ |
|
RSS
|