X
تبلیغات
مطالب دیدنی از گوشه و کنار اینترنت

مطالب دیدنی از گوشه و کنار اینترنت

حسنک کجایی؟!

حسنک کجایی ؟

گاو ما ما میکرد .

گوسفند بع بع میکرد .

سگ واق واق میکرد .

و همه با هم فریاد میزدند حسنک کجایی ؟؟؟؟

شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود . حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید . او به شهر رفته است و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن میکند . او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند .

موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند .

دیروز که حسنک با کبری چت میکرد کبری گفت که تصمیم بزرگی گرفته است . کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پترس چت میکرد . پترس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت میکرد . پترس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد میکرد چون زیاد چت کرده بود . او نمیدانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند . پترس در حال چت کردن غرق شد .

برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود .ریز علی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت .ریز علی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد . ریز علی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت . قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد . کبری و مسافران قطار مردند . اما ریز علی بدون توجه به خانه رفت . خانه مثل همیشه سوت و کور بود .الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریز علی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد . او حوصله ی مهمان ندارد . او پول ندارد تا شکم مهمانها را سیر کند .

او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد .

او کلاس بالایی دارد او فامیل ها ی پولدار دارد .

او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت . اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیگه کتابهای ما از اون قصه های قشنگ ندارد !!
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/04/21ساعت 13:32  توسط رضا  | 

درخشندگی سطحی

در طی اولین سال های رصد کم تر پیش می آید که رصدگری با واژه ی درخشندگی سطحی آشنا باشد.این سنجش کمی روشنایی برای رصدگران اجرام اعماق آسمان بسیار مهم است،اما بسیاری از فهرست ها مانند فهرست مسیه و اجرام NGC این مورد را ذکر نمی کنند.البته درخشندگی سطحی را نمی توان به تنهایی برای ارزیابی روشنایی یک جسم به کار برد بلکه مکمل قدر داده شده ی یک جسم است.

درخشندگی سطحی را می توان میزان درخشندگی جسم بر واحد مساحت آن تعریف کرد یا به عبارت دیگر آن را میتوان قدر ستاره بر مجذور دقیقه یا ثانیه قوسی بیان کرد.بیشتر کهکشان های قابل رصد توسط آماتورها دارای درخشندگی سطحی ای در حدود 13.5 هستند که به این معناست که هر دقیقه قوسی مربع از یک کهکشان به روشنی یک ستاره قدر 13.5 است.برای درک بهتر میزان نور آن بهتر است تلسکوپتان را به سوی یک ستاره قدر 13.5 نشانه روید و سپس آن را طوری فوکوس کنید که به اندازه ی یک دقیقه قوس کشیده شود.برای پیدا کردن اجرام در چشمی تلسکوپ باید به یاد داشته باشید که بیشتر اجرام قابل توجه اعماق آسمان دارای درخشندگی سطحی ای در حدود 12.5 اند.

 

مفهوم درخشندگی سطحی بسیار ساده است و می توان آن را با این مثال ساده به خوبی توضیح داد.فرض کنید که شما نور چراغ قوه را روی دیوار انداخته اید،این کار باعث ایجاد دایره ای از نور با اندازه و درخشندگی مشخصی خواهد شد.اکنون چند قدم از دیوار فاصله بگیرید،متوجه خواهید شد که چگونه دایره ی نور بزرگ تر می شود در حالی که درخشندگی آن به طور قابل توجه ای کاهش می یابد.این آزمایش ساده نشان می دهد که اگر چه مجموع نور خروجی از چراغ قوه ثابت باقی مانده است اما درخشندگی سطحی آن (دایره ی نور روی دیوار) به دلیل میزان نوری که اکنون بر سطح بزرگتری پراکنده شده است کاهش یافته است.

 

تجربه ی عملی دیگری که برای درک بهتر درخشندگی سطحی با کمک تلسکوپتان می توانید انجام دهید این است که تلسکوپ را به سوی یک ستاره ی نسبتا پر نور نشانه روید و سپس شروع به تغییر فوکوس تصویر کنید، متوجه خواهید شد که هر چه ستاره بیشتر و بیشتر از فوکوس خارج می شود بزرگ تر و کم نور تر می شود ، در نهایت به این نتیجه می رسید در حالی که تصویر ستاره در میدان دید بسیار بزرگ است تقریبا غیر قابل مشاهده است.البته قدر ستاره هیچ تغییری نکرده است بلکه فقط درخشندگی سطحی آن را با پراکنده کردن مجموع نور آن در یک ناحیه بزرگ تر کاهش داده ایم. 

                                              

 
 
 
 
 
 
 

  M57 و M31 از پشت چشمی تلسکوپ

 

فهرست مسیه چندین جرم مشکل به دلیل درخشندگی سطحی کم آنها دارد که رصدگران پس از گذراندن مدت زمانی در پشت چشمی به مشکل بودن آنها معترف می شوند.به طور مثال M74 که توسط بسیاری از رصد گران به عنوان مشکل ترین جرم مسیه نام برده می شود،از قدر نسبتا درخشان 9.4 است اما به دلیل اندازه 12*12 دقیقه قوسی آن ،درخشندگی سطحی آن حدود 14.2 است و این به این معنی است که هر دقیقه قوس مربع از مساحت آن به روشنی یک ستاره قدر 14.2 است.برای مقایسه،NGC4431 که یک کهکشان قدر 12.9 در صورت فلکی سنبله با اندازه ی کوچک 1.0*1.7 دقیقه قوس را در نظر بگیرید که اندازه ی کوچک آن درخشندگی ظاهری آن را به 13.5 می رساند که پرنورتر از M74 است!

 

 

بنابراین بسیاری از اجرام مسیه و فهرست NGC هستند که دارای قدر کمی هستند اما به دلیل اندازه کوچکشان دارای درخشندگی بالایی اند.مثالی دیگر در این رابطه،سحابی حلقه،M57،در صورت فلکی شلیاق است.این سحابی سیاره ای قدر 9 تنها 1.0*1.3 دقیقه قوس است و به خاطر مجموع نور خروجی که در ناحیه کوچکی متمرکز شده است از درون تلسکوپ به خوبی قابل مشاهده است.اکنون M57 را با سحابی هلیکس NGC7293 در صورت فلکی دلو مقایسه کنید.در ابتدا ممکن است این طور به نظر آید که سحابی هلیکس به خاطر قدر 6.3 اش نسبت به M57 آسانتر مشاهده خواهد شد اما بعد از چک کردن اندازه نسبتا وسیع آن که 12*16  دقیقه قوس است در می یابیم که رصد آن بسیار مشکل است و نیاز به آسمانی بسیار تاریک خواهد بود.

 

آیا تمام مطالب بالا به این معناست که می توان داده های قدر یک جرم را نادیده گرفت و تنها به درخشندگی سطحی آن متکی بود؟متاسفانه موضوع به این سادگی نیست و احتمالات مختلفی در میان است.یک کهکشان ممکن است بسیار وسیع باشد که به این معناست که باید در انتظار درخشندگی سطحی کمی باشیم اما کهکشان ممکن است دارای هسته ای بسیار پرنور باشد و این نشان می دهد که اگر چه ما برای دیدن تمام کهکشان کار دشواری خواهیم داشت اما قادر به تشخیص آن به خاطر هسته ی درخشانش خواهیم بود.یک مثال جالب در این مورد M31 کهکشان امراة المسلسله است که دارای قدر  3.4 است اما درخشندگی سطحی آن به دلیل اندازه 140*178  دقیقه قوسی آن تنها 13.5 است.

 
 

 

آنچه در این مقاله آمده است تنها یک توضیح مختصر در باب درخشندگی سطحی است زیرا که بحث در این باره بسیار پیچیده است و حتی شامل واکنش های مختلف  چشم انسان در برابر نور در طول موج ها و رنگ های متفاوت است.بنابراین اگر کسی از شما خواست که UGC9749 که یک کهکشان از قدر 10.9 در دب اصغر است را پیدا کنید بدون اطلاع از درخشندگی سطحی آن حتی به فکر سوار کردن تلسکوپتان هم نیافتید زیرا این جرم به ظاهر ساده دارای درخشندگی سطحی 17.8 است!

 

منبع: علم نجوم علم روز دنیا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/04/21ساعت 13:23  توسط رضا  | 

انواع ریزش های کیهانی

) ريزش هاي هادرونيك (Hadronic Cascades):

اين ريزش ها بيشتر از ذراتي مانند پروتون ها تشكيل شده اند و پرتوزايي خود آنها باعث تجزيه ي آنها بر فراز جو مي شود.

مي توانيم اين عمل متقابل را به صورت زير نيز بنويسيم:

Cosmic Ray (CR) + Atmospheric Nuclei (AN) CR' + AN' + n + m  + other mesons

كه در اين معادله  CR' باقيمانده ي اصلي پرتوهاي كيهاني مي باشد كه مي تواند باعث ايجاد واكنش هاي بيشتري با هسته هاي اتمسفري شود.

اگر اصل پرتوهاي كيهاني انرژي كافي را داشته باشند حتي پرتوها مي توانند به سطح زمين نيز برسند.

AN' باقيمانده ي هسته هاي اتمسفري مي باشد كه داراي انرژي بالايي هستند.

همچنين مقدار توليدي ار تجزيه ي هسته ها نيز همان(مزون ها) مي باشند كه مي توانند در دنباله ي مادون توليد مزوني پرتوزا كنند.



پرتوزاييدر دو مرحله از انرژي پرتوهاي گاما مي تواند سرچشمه ي جز اصلي الكترومغناطيس ريزش باشد زيرا از اين به بعد الكترون ها و پرتوهاي گاماي توليد شده مي توانند داراي جز اصلي ساخته شده از الكترون ها و يا گاماهايي باشند كه در پديده ي بزامشتراهلونگ (Bremsstrahlung) {تابش ترمزي} يا در تركيب دوتايي توليد شده اند.

شكل: مدل هندسي پرتوزايي تشعشعات چرنكوف براي اشعه ي گاما و ريزش هادرونيك

همچنين فرآيندي كه در آن اين مادون ريزش ها توسعه مي يابند (مانند فرآيند الكترومغناطيس) خالص است.

2) ريزش هاي الكترومغناطيسي (Electromagnetic Cascades):

ريزش هاي الكترومغناطيس هنگاميكه انرژي ها در اين فرآيند سهيم باشند (بر فراز اتمسفر) پرتوهاي گاما را در جو غوطه ور مي كنند.

در واقع اين پديده ها توليد تركيبي همان اثرات غالب (Dominant Effect) هستند كه البته اين تنها در مورد ريزشهاي پهناور جوي (Extensive Air Showers) صادق است. (اين نوع از ريزش ها را در بخش بعدي بررسي مي كنيم).

فرآيند توليد تركيبي در زمينه اي از هسته هاي اتمسفري و يا الكترون ها به منظور حفظ نيروي حركت صورت مي گيرد.

طي اين فرآيند يك فوتون با انرژي بالا (حداقل 1.022 مگا الكترون ولت) در ماده به يك جفت الكترون – پوزيترون تبديل مي شود.

اگر انرژي كافي باشد جفت الكترون نهايي انرژي خود را به سرعت بوسيله ي واكنش يوني از دست نخواهد داد. در مقابل يك الكترون در زمينه اي از ذرات بنيادين هسته مي تواند اشعه ي گاماي ثانويه را توليد كند. اين توليد همان اثر بزامشتراهلونگ ناميده مي شود.

اين اشعه ي گاما (اگر انرژي هنوز از 1.022 مگا الكترون ولت بيشتر باشد) مي تواند جفت الكتروني ديگري را توليد كند كه آنها مي توانند واكنش هاي بزامشتراهلونگ بيشتري را تحمل كنند.

كه در نهايت نتيجه ي آن يك ريزش فوتوني – الكتروني و پوزيتروني خواهد بود كه مي توانند در مسير قبلي حركت اشعه هاي گاما حركت كرده و در انرژي كل سهيم باشند.

3) ريزش هاي فراگير جوي (Extensive Air Showers [EAS]):

ريزش هاي فراگير جوي تا قبل از واضح شدن ابهامات در مورد پرتوهاي كيهاني در سال 1927 وجود نداشت.

همچنين تمامي فرضيه ها در مقابل توضيح پرتوهاي كيهاني به صورت فوتونيك (با قالب نوري) از خواص ذره اي دفاع مي كردند.

اما امروزه با درك كامل پرتوهاي كيهاني توانسته ايم منشا تمام ذرات و پرتوهاي پر انرژي را كه از فضاي خارجي وارد زمين مي شوند بفهميم.

در حقيقيت پرتوهاي كيهاني از هسته ي اتم (96 درصد هيدروژن – 3 درصد هليم – 1 درصد كربن – نيتروژن – اكسيژن – فلئور) + پرتوهاي گاما - الكترون ها - پوزيترون ها – نوترينو ها و انواع ديگر ذرات بنيادي تشكيل شده اند.

پرتوهاي كيهاني تا قبل از اينكه به زمين برسند از منابع پرتوزا نشات مي گيرند كه البته بعضي از مواد متشكل آنها طي فرآيند گذر از كهشكان ها به دليل انجام واكنش هاي ميان ستاره اي (از قبيل: تجزيه و يونيزه شدن) بوجود مي آيند.

در واقع مواد متشكل نام برده چيزي است كه به زمين مي رسد. به همين دليل تركيب اصلي ديگري را براي پرتوهاي كيهاني پيش بيني مي كنيم.

اصولا همين تركيبات نيز هنگاميكه به اتمسفر زمين مي رسند طي واكنش هايي با هسته هاي تشكيل دهنده ي اتمسفر به ذرات ثانويه اي تبديل مي شوند كه ريزش هاي فراگير جوي نام دارند.

ذرات اوليه ي EAS در لايه هاي فوقاني جو بيشتر تشكيل شده از هسته هاي اتمي – فوتون ها و پرتوهاي آلفا هستند. (به صورت مقداري از هسته هاي سنگين كمتر هستند).

توزيع اينگونه از وقايع تركيبي هستند و طيف ها خبر از انرژي بالاي 10^20 الكترون ولت مي دهند كه اين مقدار براي پرتوهاي آلفا زياد است.

بنابراين شايد به  صورت تقريبي اين دسته از فرايندها را بتوان دنباله روي قانون سلطه (Potency Law) دانست.

اين طيف ها را مي توان به پرتوهاي گاما ربط داد: 

  E

 كه در آن γ تقريبا 2.6 است.

هيچ كدام از اين ذرات پر انرژي به زمين نمي رسند و تنها از اين فرآيند مقدار كمي پرتوي گاما (1 از 1000) به صورت EAS در جو توليد مي شود.

4) پرتوهاي چرنكوف در EAS:

براي انرژي هاي اوليه (كمتر از 20 ترا الكترون ولت) ريزش هاي هادرونيك در لايه هاي فوقاني اتمسفر نابود مي شود اما پرتوهاي چرنكوف توسط بارهايي كه به ارتفاعات سطحي زمين نفوذ مي كنند توليد مي شوند.

اگرچه حركت موجي اين جريانات در نقطه ي نشات آنها و گسترش بعد از آن پرتوهاي چرنكوف را دوباره به نقطه ي ابتدايي آنها (محل پرتوهاي گاماي ابتدايي در كره ي سماوي) بر مي گرداند.

در ريزش هاي الكترومغناطيسي الكترون ها و پوزيترون ها اعضاي تشكيل دهنده ي پرتوهاي چرنكوف هستند.

اين موضوع هنگامي درست است كه انرژي ذرات از مقدار Min آستانه ي  فراتر رود. (همانطور كه معادله ي 1.9 نشان مي دهد).

اين نهايت (آستانه) برابر با 21 مگا الكترون ولت در هنگام رصد مي باشد كه در ارتفاع 7.5 كيلومتري از سطح دريا يه 35 مگا الكترون ولت افزايش مي يابد. علت اين تغيير در  اختلاف بين سرعت آستانه ي پرتوهاي چرنكوف است كه طي واكنش هاي تجزيه اي در اتمسفر ايجاد مي شود.

بر مبناي همين نوع از واكنش هاي تجزيه مقدار  را تخمين بزنيم.

مي دانيم كه سرعت نور در ميانه ي مشخص از رابطه ي زير بدست مي آيد:

(1.7)

كه در آن C سرعت نور در خلا و n شاخص تجزيه در ارتفاع اتمسفري داده شده (H) است.

آنگاه مي توانيم را به شكل زير بنويسيم. (انرژي ذره اي نسبيتي (Relativistic Particle)است كه با سرعتي معين حركت مي كند:

(1.8)

بنابراين اگر بنويسيم n = 1 + δ و آنگاهبرابر با  خواهد بود. كه از آن خواهيم داشت:

(1.9)

حال مي توانيم بهتر پرتوهاي چرنكوف را در EAS بررسي و مطالعه كنيم. اين كار مي توان به دو صورت 1) بررسي گسترش طولي و يا 2) بررسي پراكندگي جانبي ريزش هاي ذره اي ادامه داد.

گسترش طولي اين ريزش ها به معناي توزيع در نقطه ي گسيل فوتون هاي چرنكوف مي باشد.

از شكل زير مي توان به آساني ديد كه ريزش ها مي توانند بعد از تيرگي (Blur) به Max خود برسند:

 

شكل (1.5): شبيه سازي مونته كارلو (Monte Carlo) در مورد توزيع طولي ريزش الكترومغناطيسي 1Tev

در سوي ديگر توزيع جانبي يك EAS (شكل1.6) در مورد پرتوهاي چرنكوف در واقع همان بررسي نقطه ي ساتع كننده ي پرتوهاي چرنكوف در سطح عمود به قطب ريزش است.

بنابراين  مي بينيم كه توزيع جانبي اينگونه حساس به گسترش طولي ريزش رفتار مي كند.

در اصول توزيع جانبي مي توان گفت كه شيب توزيع جانبي مرتبط به ريزش است كه مي تواند در ديدگان رصدگران چنين گسترش يابد.

هنگاميكه ريزش ها به شدت در اتمسفر گسترش مي يابند پديداري توزيع را بيشتر نمايان مي سازند كه به اين مدل خاص حلقه ي چرنكوف (Cherenkov Ring) مي گويند.

شكل (1.6): نمودار توزيع جانبي پرتوهاي چرنكوف بر وري زمين مخصوص به انواع خاصي از پرتوهاي گاما و ريزش هاي هادرونيك.

پرتوهاي گاماي القا شده به ريزش يك توزيع جانبي و سطحي نسبيتي نور را در خارج 125 متري فاصله ي شعاعي از مركز نشان مي دهد.

منبع : علم نجوم علم روز دنیا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/04/21ساعت 13:21  توسط رضا  | 

اختلال زمان(طنز)

پرده ی اول . . .(عرش خدا)

صدای تیر اندازی و انفجار می آید نا گهان  "اکسی جن " وارد اتاقی می شود .. .

اتاق زمان ...

اکسی جن : بالاخره موفق شدم . .حتما شیطان خیلی خوشحال خواهد شد . ..!

و بعد یک وسیله ی انفجاری سبز رنگ را روی سیستم های درون اتاق کار می گذارد و از اتاق خارج می شود . . .

بعد از مدتی صدای انفجار مهیبی فضا را پر می کند . .

 

پرده ی دوم (زمین )

حضرت موسی و قوم بنی اسرائیل در حال فرار از سپاه فرعون به وسیله ی خشکی ایجاد شده وسط دریا هستند . . .  

موسی :بدوید . .زود باشید ..الآن می رسن . .

 

ناگهان کسی او را صدا می کند . "موسی  موسی موسی . .. "

موسی با تعجب به اطراف خود نگاه می کند . .

صدا : بالا رو نگاه کن موسی . .بالای سرت . .

موسی: آه . .حضرت نوح . شما اینجا چی کار می کنید . ؟

نوح : نمی دونم . .تو اینجا چیکار می کنی . .چیکار کردی با دریا . .بابا درستش کن . .قرار بود کل دنیا رو آب گرفته باشه . ..الآن کشتی داغون میشه . .این چه وضعییه؟

موسی : آه .. خدای من . .نمیشه کاریش کرد . .اگه الآن جریان آب رو وصل کنم همه ی ما غرق می شیم .. ای نوح تو چرا کشتیت رو رها نمی کنی . .؟خودتم بیا به ما بپیوند !

نوح : نمی شه .پس این حیوانات رو چیکار کنم ؟

موسی : ولشون کن بابا . . الآن روی زمین پر است از این حیوانات . .

نوح : نمی شه ..یالا آب رو وصل کن . .من از تو بزرگترم . .باید حرفم رو گوش بدی !

موسی : مثلا وصل نکنم چی کار می خوای بکنی ؟ کاری نکن یه مسیر هم از اون طرف باز کنم  . .!

 

در همین حال سپاه فرعون می رسند و هر دوی آنها را دستگیر می کنند . .

 

پرده ی سوم (در زندان فرعون )

نوح مشغول ساختن کشتی  درون زندان است . . .

موسی هم دستاش رو پشت کمرش قفل کرده و با عصبانیت در حال قدم زدن در محوطه ی زندان است . .!

موسی : داری چی کار می کنی نوح ؟

نوح : مگه نمی بینی . .؟ دارم کشتی میسازم . . .قرار است دنیا را آب بگیرد . .این تنها راه  نجات است . .

موسی : اون چیه .. ؟ آه . .اون که عصای منه که . . .چیکارش کردی ؟ چرا این کار رو کردی . .

نوح : برای کشتی چوب احتیاج است . .نمی فهمی . .؟

موسی : مرده شور کشتیت رو ببرن . .ما تو این زندان داریم از تشنگی تلف میشیم  . .اونوقت تو داری کشتی میسازی ؟ تازه اگر هم دنیا رو. آب می گرفت با همان عصای من می شد خشکی درست کرد . .بابا دیگه معجزات پیشرفته شده اند . .کجای کاری ؟ مگه فیلم هری پاتر رو نگاه نمی کنی ؟ اه . ..هزار سال عمر کردی اما . ..  (نوح و موسی با هم درگیر می شوند )

ناگهان در  باز می شود و " احمدی  نژاد "  به داخل زندان پرتاب میشه و در بسته میشود !

(نوح و موسی همچنان مشغول دعوا هستند )

هارون : اسمت چیه ؟

احمدی نژاد : من رو نمیشناسی ؟ من که خیلی معروفم !

هارون : نه . .از کجا باید بشناسمت ؟

احمدی نژاد : دقت کن . .هاله ی نور رو دور و برم نمی بینی ؟

هارون سرش رو می خارونه و با تعجب به احمدی نژاد نگاه می کند . .

احمدی نژاد : بابا ..من محمودم دیگه . .

هارون : خوب چرا آوردنت اینجا ؟

احمدی نژاد : راستش من داشتم می رفتم تا تو سازمان ملل سخنرانی کنم و اونها رو به پرستش خداوند یگانه هدایت کنم  اما نمی دونم چی شد یه دفعه ای مجلس عوض شد و  یک نفر بر روی صندلی بزرگی نشسته بود و اطرافش هم  افرادی با لباس های عجیب ایستاده بودن . .خلاصه من به خوندن متنی که از قبل آماده کرده بودم ادامه دادم . . تا اینکه  رسیدم به جایی که در باره ی فرعونیان خدا نشناس بود ..نمی دونم چرا ناگهان گرفتنم  و به اینجا آوردند. .

هارون : خب حالا متنت چی بود . .؟ بخونش ببینم . .

احمدی نژاد : وایسا . ..اون صفحاتش رو که دستم بود رو که گرفتن پاره کردن  . .ولی کور خوندن صفحه ی اصلیش رو توی شلوارم قایم کرده بودم ... مهمش هم همین صفحه بود     . .واسا .  .اینا هاش . .

بگو  دوستات هم جمع شن تا براتون بخونمش . .

(هارون تمام قوم رو به جز موسی که مشغول دعوا با نوح بود رو جمع می کنه )

احمدی نژاد : خب . .گوش کنید . .اهم اهوم . . . .هرچی بد بختی می کشد جهان زیر سر همین صهیونیست های اشغال گر است . .این ها را باید از فلسطین بیرون کرد.. .اسرائیل باید از نقشه ی جهان محو شود .. ما اسرائیل را از بین میبریم و . .. . . . .(نا گهان جمعیت به سمت او حمله ور می شوند )

احمدی نژاد : خواهش می کنم . .قابلی نداشت . .فقط امضا نخواید که وقت ندارم ...(این آخرین باری بود که احمدی نژاد دیده شده  و تا کنون هیچ خبری از او در دست نیست )

 

پرده ی چهارم . . .

موسی و نوح هر کدام خسته و کوفته از دعوای صورت گرفته به طرفی افتاده اند . .

نوح : ببین موسی بیا مسئله رو جور دیگری حل کنیم . .من پیشنهاد می کنم تاس پرتاب کنیم . .هر کسی عدد بیشتری آورد  ..حرف حرف همان ..

موسی: قبول است  ..  اول تو بنداز . 

نوح تاس را پرتاب می کند و شش می آورد . . .

نوح : بیا بگیر . .نوبت تو هست  .

موسی تاس را پرتاب می کند و هفت می آورد . .

نوح : خجالت نمی کشی !   معجزه می کنی . . .؟ (دوباره مشغول دعوا می شوند )

 

پرده ی پنجم (کاخ فرعون )

فرعون : نمی فهمیم چه خبر است . . .این روزها عجایب از زمین و آسمان می بارد . .ساحرانمان را هم که پیشتر دار زدیم و نیستند تا با آنها مشورت کنیم . . .

هرمیوس : خداوندگار فرعون بزرگ . . . ما اوضاع را تحت کنترل کامل داریم و همه ی آنها را دستگیر کرده ایم و در زندان انداخته ایم . .جای هیچ نگرانی نیست . .

نا گهان سقف می شکافت و یک نفر به پایین می افتد و بلافاصله منفجر می شود (انتحاری بود )

فرعون (با عصبانیت ) : این چه وضعیتیست . .؟ دیگر خسته شدیم ! .بگویید موسی را بیاورند می خواهیم با او مذاکره کنیم . . .

 

منبع: کمدی الهی امگا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/20ساعت 13:38  توسط رضا  | 

قابل توجه فیزیکی ها

سلام.یکی از دوستان من آقای سروش شاکری که دانشجوی رشته فیزیک هستند به نتایجی رسیده اند و از من خواستند که خلاصه ای از اونها رو اینجا بنویسم که ملت نظر بدن ببینیم حدس های ایشون درست هست یا نه.من عین مطلب ایشون رو در زیر میارم(خلاصه هست):

 

اینیشتن در بارهی مسئله ی اندازه گیری در مکانیک کوانتومی گفت آیا زمانی که به ماه نگاه نمی کنیم ماه سر جایش است؟

یک نکته می خام بگم در مورد اصل عدم نا پا برجایی هایزنبرگ من به این نتیجه رسیدم که عدم نا پا برجایی در مورد بوزون ها صدق نمی کنه ! امیدوارم قب از این کشف نشده باشه!
بر طبق اصل عدم قانونمندی پاوولی در مورد بوزونها و قرار گرفتن بوزونها در تراز کوانتومی یکسان با توجه به گنده شدن جرم و طولانبی شدن راه امکان تونل زنی کوانتومی وجود ندارد این است علت این مطلب که با سر عت ما ورای نور نمیتوان در جهان مادر به حرکت پرداخت!
همونتور که کاک کرافت اتم را با کمتر از 1 میلیوئن الکترون ولت شکافت برای خروج از این جهان و رهیافت به جهان موازی به سرعت کند نیازمندییم نه سرعت تند!


نظریه پرداز بزرگ : سروش شاکری

 

آقای شاکری متن کاملتری از نظریه خودشون را در اختیار ما قرار دادند که درخواست میکنم اونو هم مطالعه کنید:

بر طبق تعبیر کپنهاگنی نیلز بور باید جهان را به 2 سازه بخش کرد یکی سازه ی کوانتومی و دیگری سازه ی کلاسیک علاوه بر شرو دینگرو اینیشتن که از منتقدانم این نظریه بودند
همه جنگ ما در این میدان بر روی اندازه گیری است اندازه گیری است که تابع موج را ویران کرده و. یکی از شرایط ممن را برای ما بر می انگیزد! همه می دانیم که اینیشتن درس می گفت که اگر به مته نگاه نکنید مطمئنید که ماه سر جایش خواهد بود!
همه می دانیم که همهی مواد از اتم ها و الکترونها ساخته شده اند حتی خود آزمایشگر نیز از اتم ها و الکترون ها ساخته شده اند ! پس این دستور آشپزی نیلز بور چیست که بسیاری از فیزیک دانان را خو ش آمد نمی آید!

علت آن این است که چیز های کوانتومی در مقیاس کلاسیک دیگر آن شیطنت های بچه گانه را نمی کنند نه بالا و پایین می پرند نه جفتک می اندازند نه پرش کوانتومی انجام می دهند! هر چه باشد بزرگتر شده اند!
رفتارها ی پرا کندهی کوانتومی همان مفهوم بزرگ شدن است تراز های مختلف کوانتومی همان مفهوم را تداعی می کند ! می دانید که چیز ها 2 دسته اند یا فرمیونند یا ذرات دوست داشتنی سانتیندار بوز (بوزونها) هستند!
برای فرمیونها بزرگ شدن معنا دارد زیرا طرد پاوو لی را دوست دارند اما بوزون ها بر خلاف فرمیون ها از طرد پاوولی پیروی نمی کنند آنها همیشه دوست دارند در کنار هم باشند آنها همیشه دوت دارند در تراز پایه باشند و در بچگی خود سیر کنند آنها دوست ندارن بزگ شوند و آخشیج های گو ناگون را بسازند!
ما باید فرمیونها را در فضایی قرار دهیم که به یاد رفتار کوانتومی و شی طنت های خود بیفتند و قتی ما He 4 را سرد می کنیم در واقع او را در شرایطی قرار می دهیم که رفتار کوانتومی انجام دهد و در واقع تنها راهی که ما می توانیم فرمیونها را به شیطنت های بچه گانه وا داریم استفاده از اتحاد بوزونی می باشد !
بور درست می گفت با آن که مقیاس کلاسیک از مقیاس کوانتوم تشکیل شده اما به دلیل نا به هنجاری های کوانتومی ر فتاری کوانتومی از خود نشان نخواهد داد!

و تنها راه برای بدست آوردن رفتار کوانتومی استفاده از اتحاد بوزونی می با شد که در هر مقیا سی قابل استفاده است آن موقع است که به قول دوس عزیزم ریچارد فاینمن رفتار کوانتومی در مقیاس کلان بسیار شگفت انگیز به نظر خواهد آمد
آن موقع است که جفت های کوپر برای ما ابر رسانایی را به با خواهند آورد و آن موقع است که هلیم آبگون از دیوار بالا خواهد رفت و در مقبل چشمان شما به رقص و پایکو بی خواهد پرداخت
پس راه دیافت خواص کوانتومی گسترش ساختار کوانتومی در مقیاس کلان است امید وارم همانطور که این خاصیت اتم را از حالت پایدار به حالت پادار تر برد با پرش کوانتومی
بتواند ما را با با پرواز کوانتومی به جهان موازی راهبرد شود!
من نظریه پرداز بزرگ سروش شاکری از متن پیشین به عنوان بزرگترین اشتباه زندگیم ذکر می کنم و این متن که در حال حاظر می بینید در کتاب آینده ی من با نام (جهان کوانتومی در مقیاس کلان ) the quantum universe in unlimited rang به چاپ خواهم رساند
با آرزوی موفقیت برای شما جوانان که آینده سازان این مرزو بوم هستید

آدرس ایمیل آقای شاکری: soroush.physic@gmail.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/20ساعت 11:53  توسط رضا  | 

مراسم تشییع پیکر مادر استاد شجریان پنج شنبه برگزار میشود

پیکر مرحوم"افسر شاهوردیانی" مادر محمدرضا شجریان روز پنجشنبه از مقابل بیمارستان الغدیر مشهد به سمت حرم مطهر امام رضا (ع) تشییع می شود.
به گزارش خبرنگارمهر، مراسم ختم آن مرحومه روز جمعه از ساعت 9 تا 11صبح و4 تا 6 بعد از ظهر در مسجد الزهرای مشهد برگزار می شود. مدیرعامل خانه موسیقی نیز به خبرنگار مهر گفت : به مناسبت درگذشت مادر استاد شجریان مراسم ختمی از سوی خانه موسیقی روز یکشنبه 24 تیرماه از ساعت18تا 30/19در مسجد نور واقع در میدان دکتر فاطمی تهران برگزار می شود.

منبع : استاد شجریان

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/20ساعت 10:14  توسط رضا  | 

اون دنیا(گلمراد میمیرد)...قسمت دوم(طنز)

ادامه ی داستان . . .

 

اکبر آقا : به به . . چه پسر خوبی . . اسمت چیه ؟

¤قلمراد : حاه . .من اسمم قلمراده . . تو می دونی ملوس کجاست ؟

 

اکبر آقا : ملوس ؟ ملوس دیگه کیه ؟

¤ قلمراد : تو ملوس رو نمیشناسی . .؟ حتما mp3 player هم نداری . .؟ حاه؟

 

اکبر آقا : حالا ولش کن . .می خوای بهشت رو بهت نشون بدم ؟

¤قلمراد : هه هه هه هه هه هه .. .می خوای قلمراد رو گول بزنی ؟

 

اکبر آقا :  از کجا فهمیدی . .؟

قلمراد : نفهمیدم !

 

اکبر آقا : خب بیا ببرمت بهشت . .

فلمراد : قلمراد بهشت دوست نداره . . قلمراد جهنم دوست داره .

 

اکبر آقا : چرا آخه ؟ بهشت که خیلی بهتره . . باغ داره ..حوری داره ..غلام داره به به !. . .از زیر درختاش رودخانه ی شیر و عسل رد می شود  و . . .

 

قلمراد : حاه !. . نه جهنم  بهتره . .قلمراد حوری دوست نداره . .قلمراد جهنم دوست داره . .جهنم سیاوش قمیشی داره . جهنم نیکل کیتمن داره . . .بهشت آخوند داره .. .قلمراد آخوند دوست نداره !

 

نا گهان  چیزی  محکم به سرشان برخورد می کند  و هر دو بیهوش می شوند

 

پرده ی ششم (مقر فرماندهی شیطان )

 

حیدرجن : درود بر شیطان . .بزرگ بزرگان . شاه شاهان . ..

شیطان : چه خبر شده است حیدر . .؟

 حیدرجن : قربان از هنگ  " اکسی "   خبری مهم به ما مخابره شده است . .

ماموران ما موفق به دستگیری اکبر آقا قزوینی شده اند . .!

 

شیطان : آفرین آفرین . .من همیشه به اکسی امیدوار بودم . .می دانستم بالاخره موفق می شود . .سریع ارتباطمان را با او برقرا کنید . .

نیترو جن : قربان ارتباط برقرار شد . ..

اکسی جن : درود بر شیطان بلند مرتبه . .

شیطان : درود بر  تو اکسی . .بگو بدانیم از اکبر آقا چه خبر . . ؟

-چشم قربان

اکسی جن گزارش می دهد :

ماموران ما پس  از مدتها زیر نظر داشتن این فرد (اکبر آقا ) و چند مورد حمله ی نا موفق به او ... و تحمل مجروحیت هایی درد ناک . . .

   امروز در یک عملیات غافل گیرانه او را  با فردی مجهول الهویه در مکانی خلوت در حالی که مشغول صحبت هایی محرمانه بودند بیهوش کرده و دستگیر نمودیم . . این موفقیت بزرگ را به  سرور جنیان شیطان بزرگ تبریک می گوییم . .

شیطان : آنها اکنون کجا هستند ؟

 

پرده ی هفتم . . .

در دل کوهی اکبر آقا و قلمراد زندانی هستند . .فضا بسیار کم نور است و تنها صدایی که به گوش میرسد صدای برخورد قطرات آبی است که بدرون حفره های سنگی می ریزند . . .

قلمراد آرام آرام به هوش می آید . .

قلمراد : هه هه هه هه هه هه . . .!

اکبر آقا (که خیلی وقت است به هوش آمده ) : چرا می خندی . .؟ مگه نمی بینی ما رو دست گیر کردند ؟

قلمراد : قلمراد داره گریه می کنه . . قلمراد پشتش درد می کنه !

اکبر آقا : نه بالام جان . .خیالاتی شده ای ...تو سرت درد می کند آن هم به خاطر ضربه ای است که به ما زده اند و بیهوشمان کردند. . .

 

قلمراد : حاه ! سرم درد می کنه ؟ اینجا کجاست . .؟ ملوووس های ملووس . .

اکبر آقا : هییــــــــــــس ساكت ! يه صداي مياد . .انگار يكي داره مياد طرف ما  . .

قلمراد : حاه . .بزار ببينم ملوس رو نديده . .

قلمراد به طرف ميله ها ي نصب شده در دهانه ي زندان مي رود . . يكدفعه نور شديدي همه جا را روشن مي كند  . .و گلمراد از ميله ها فاصله مي گيرد و به عقب رفته . .خود را به ته ديوار مي چسباند . .

هالوجن : بگيريد اين غذاي شماست  . .شما زنداني شيطان هستيد . .ها ها ها (می رود )

اکبر آقا با دو دستش  محکم بر سرش می کوبد و در گوشه ای می نشیند

قلمراد : حاه ! شیطان کیه ؟

اکبر آقا : بیچاره شدیم ..شیطان از زمان آفرینش نسبت به من کینه دارد . .. جریان برمی گردد به سجده برای حضرت آدم . . خدا به دادمان برسد . .!

 قلمراد : حاه . ..تازه بغچه ی منم  برداشته . . . ( و بعد به سمت غذا ها حرکت می کند )

 

 پرده ی هشتم . . .(درگاه خداوند )

فرشتگان با خوشحالی در حال تبریک گفتن به یکدیگر به خاطر ناپدید شدن اکبر آقا هستند . . .

 

خدا وارد می شود  ..

خدا : چرا اینقدر خوشحالید ؟

میکائیل : خداوندا اکبر آقا ناپدید شده است !

خدا : بله . .می دانیم  . قلمراد هم ناپدید شده . .ملوس دلواپسش است .. باید هر چه سریعتر قلمراد را پیدا کنید . . چند وقتی است که این جریان ناپدید شدن افراد ذهنمان را مشغول کرده است .. .گروهی را جهت مشخص شدن جریان  تعیین کرده ایم  که لازم است  با آنها نهایت همکاری را داشته باشید . . .!

فرشتگان : اطاعت می شود پروردگارا ( احترام گذاشته و خارج می شوند )

 

ادامه دارد  . . .

 

منبع : کمدی الهی امگا

لینک های مرتبط :

اون دنیا(گلمراد میمیرد)...قسمت اول

اون دنیا(گلمراد میمیرد)...قسمت سوم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/19ساعت 14:10  توسط رضا  | 

به این تصویر دقت کنید!

IMG_6330.jpg

این اجرای زنده ای از موسیقی سنتی در صدا و سیمای ایران است و آن دیوار هایی که می بینید ، دیوارهایی بین سازها و موسیقی سنتی ایران و نوازندگان آنها و بینندگان است ! این دیوار ها ، مدافع عصمت و طهارت بینندگان است تا خدای ناکرده نکند با دیدن سازهای موسیقی به گناه گرفتار نشوند . من نمی دانم که آیا چنین نمونه ای از سانسور با این همه وقاحت در اهانت به شعور مخاطبین در تاریخ رسانه ای دنیا وجود دارد یا نه اما باید بگویم که بعضی اوقات با دیدن این نمونه ها به این می اندیشم که گویا سیاست هدفمندی در راستای نابودی هنر و موسیقی ایران وجود دارد وگرنه حقیقتا این نمونه آشکار از سانسور با چه هدفی می تواند انجام شود .

 

منبع : آرشیو عکس ایران

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/19ساعت 13:35  توسط رضا  | 

همایش ملی کوثر مهر

                        این دو تا چشونه؟؟

            الکی نیست حامی ازدواج موقت

 

منبع : آرشیو عکس ایران

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/19ساعت 13:34  توسط رضا  | 

شب اروپا

اینم یه عکس ماهواره ای از شب اروپا

 

منبع: هنر فیزیک

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/19ساعت 12:52  توسط رضا  | 

گردباد

گردباد  Tornado

نوشته:  مهندس جعفر سپهري - عضو هيات علمي دانشگاه جامع علمي كاربردي

گردباد (سياه‌باد)، شديدترين و در مقياس خود ويرانگرترين آشفتگي جوي است. اما اين پديده بسيار كوچكتر از آن است كه بتوان روي نقشه‌هاي استاندارد هواشناسي آن را يافت. قطر اين پديده بين كمتر از يكصدمتر تا حدود يك كيلومتر متغير است. اين توفندهاي چرخنده و غرش كننده، هنگامي كه در سطح زمين حركت مي‌كنند مي توانند سرعت باد در حال دوران را به 500 كيلومتر در ساعت برسانند. ميانگين سرعت افقي اين توفان‌ها 50 كيلومتر در ساعت است و تنها چند كيلومتر را طي طريق مي‌كنند.  اما بوده‌اند توفان‌هايي كه پس از طي يكصد كيلومتر بازهم فعال بوده‌اند.

گردبادها هميشه در اثر ناپايداري بيش از حد در جو به وجود مي‌آيد. در چنين هنگامه‌اي، آهنگ كاهش دما با ارتفاع در محيط زياد است. گردباد در حقيقت همان فعاليت توفان تندري بسيار نيرومند است. گردباد (سياه باد) ترجمه واژه اسپانيايي تورنادو به معني توفان تندري است.

گردباد نخست همانند ابر قيفي شكل funnel cloud نمايان مي شود كه از كف ابر كومولونيمبوس Cb به ويژه ماماتوس به سوي پايين گسترش يافته است. پس از آنكه اين قيف با زمين تماس پيدا كرد ويراني را آغاز نموده و ذرات را به درون خود مي‌مكد، و حتي اشياء سنگين را از روي زمين بلند نموده چند صد متر دورتر مي‌اندازد. 
به جز بادهاي شديد و توانمندي كه اين پديده توليد مي‌كند، ويراني ساختمان‌ها تا حدي در اثر انفجار همراه با اين پديده است. فشار جو ممكن است در زمان كمتر از يك دقيقه بيش از 50 ميلي بار كاهش يابد. اختلاف فشار زياد ميان داخل ساختمان بسته و جو خارج آن، باعث انفجار شده و ممكن است ديوارها و سقف ساختمان را به سوي خارج پرتاب كند.
بزرگترين منطقه گردباد خيز جهان Tornado alley  در منطقه ميسي‌سيپي است و سالانه ميانگين 200 تورنادو در آن رخ مي‌دهد.

گردبادهاي دريايي - Water Spouts

گردبادهاي دريايي در روي دريا رخ مي‌دهند و به كشتي‌هايي كه در مسير آنها قرار دارد خسارت چشمگير وارد مي‌كنند. گردبادهاي دريايي دو نوع هستند، يك نوع همانند گردباد خشكي است كه در روي دريا رخ مي‌دهد، يعني از گسترش قيفي شكل ابر كومولونيمبوس به سوي پايين ايجاد مي‌شود. نوع ديگر از سطح آب به سوي بالا گسترش مي‌يابد و به طور مستقيم به ابر مربوط نيست. اين پديده كمابيش مانند پديده تنوره ديو dust deviel است كه در تابستان‌هاي گرم كويرهاي ايران رخ مي‌دهد و شدتي كمتر از نوع نخست دارد.

هر دو پديده، جدا از پيدايش آن، گردباد دريايي water spout خوانده مي شود، زيرا آب به داخل آن و به سوي بالا رانده مي‌شود.

به عقيده نويسنده، يكي از ريشه‌هاي داستان اكوان ديو در افسانه‌هاي كهن ايراني كه به شاهنامه هم راه يافته است همين گردبادهاي دريايي بوده. اكوان ديو در دژي سنگي در ساحل دريا مي‌زيسته و در دريا و خشكي‌هاي ساحلي توفان به پا مي‌كرده است. سنگي كه افراسياب بر سر چاهي كه بيژن در آن زنداني بود گذاشت، توسط (توفان، تيفون) اكوان ديو از درياي چين به منطقه توران‌زمين پرتاب شده بود. در چين چرخندهاي ويرانگر دريايي تيفون ناميده مي‌شود. در نبرد با رستم، اكوان پهلوان را از زمين به آسمان برده به ميان دريا پرتاب مي‌كند. به عقيده نگارنده اكوان ديو نماد گردبادهاي دريايي Water Spot است.
 
خروشيد و پيچيد و بانگ و غريو                              ز دريا برآمد چو اكوان ديو
 
منبع : هوپا
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/19ساعت 12:39  توسط رضا  | 

کشف نسبیت از زبان انیشتین

متن سخنرانی اینشبین در 14 دسامبر 1922 در دانشگاه " کیوتو "، بر اساس یادداشت های مفصل
" ج.ایشیوارا ". این یادداشت ها نخستین بار در سال 1922 در ماهنامه ی " کایزو " ( به زبان ژاپنی) منتشر شد.

 

چگونه نظریه ی نسبیت را ابداع کردم؟

 

صحبت از اینکه چگونه به انديشه ی نظریه ی نسبیت دست یافتم، آسان نیست؛ پیچیدگی های پنهان بسیار فکر مرا بر می انگیخت؛ و تأثیر هر فکر در مراحل مختلف رشد این انديشه متفاوت بود. در اینجا نه به ذکر آنها خواهیم پرداخت و نه مقالاتی را برخواهم شمرد که در لین موضوع نوشته ام.بلکه به اختصار تحول فکر خود را که مستقيمن به این مسئله مربوط می شود شرح خواهم داد.

بیش از هفده سال پیش ، فکر بسط نظریه ی نسبیت برای نخستین بار در من پيدا شد. گرچه دقیقن نمی توانم بگویم این فکر از کجا به ذهنم راه یافت؛ اما یقين دارم که به مسئله ی خواص نور مربوط می شد.نور در دریای اثیر منتشر می شود که زمین نیز در آن حرکت می کند. به عبث کوشيدم که قرينه ی آزمایشی برای سیلان اثیر در نوشته های فيزیک بیابم.

  آنگاه خواستم که خود سیلان اثیر نسبت به زمین، یا به عبارت ديگر حرکت زمین را ثابت کنم. وقتی که سخت در انديشه ی این مسئله بودم، هيچ شکی به وجود اثیر يا حرکت زمین از میان آن نداشتم.

  به آزمایش زیر، که در آن دو ترموکوپل بکار می رود، فکر کردم : آینه هایی را چنان قرار دهید که نور یک چشمه ی تنها، در دو امتداد متفاوت از آنها منعکس شود، یکی موازی حرکت زمین و ديگری موازی و مختلف الجهت با آن.اگر فرض شود که میان دو تابه ی منعکس شده اختلاف انرژی وجود دارد، این اختلاف انرژی را نمی توان با استفاده از ترموکوپل به کمک گرمای ایجاد شده اندازه  گرفت. اگر چه فکر اصلی این آزمایش خيلی شبیه به آزمایش " مایکلسون " است، من این آزمایش را به بوته ی آزمایش ننهادم.

در همان سال های دانشجویی که به این مسئله می انديشیدم، از نتیجه ی حیرت آور آزمایش مایکلسون آگاه شدم. ديری نگذشت که به این نتیجه رسیدم: اگر نتيجه ی پوچ آزمایش مایکلسون را واقعیتی بشماریم، تصوری که از حرکت زمین نسبت به اثیر داریم، نادرست خواهد بود. این نخستین راهی بود که مرا به نظريه ی نسبیت خاص رهنمون شد. از آن پس معتقد شده ام که گرچه زمین به دور خورشید می چرخد، ولی حرکت زمین را با هیچ آزمایش نورشناختی نمی توان ردیابی کرد.

  فرصتی یافتم که رساله ی 1895 لورنتس را بخوانم.او در مسئله ی الکترودینامیک بحث کرده بود و آن را به طور کامل تا تقریب {مرتبه} اول، یعنی با چشم پوشیدن از جملات مرتبه ی بزرگتر از  v/c حل کرده بود.در اینجا v سرعت جسم متحرک و c سرعت نور است.آنگاه کوشیدم که آزمایش " فیزو " را بر اساس این فرض که معادلات لورنتس برای الکترون، باید هم در چارچوب مرجع جسم متحرک و هم در چارچوب مرجع خلأ ( که در ابتدا توسط لورنتس بررسی شده بود) برقرار باشد، بررسی کنم.در آن زمان عقيده راسخ داشتم که معادلات الکترودينامیک ماکسول و لورنتس درستند.بعلاوه  این فرض که که معادلات الکترودينامیک باید در چارچوب مرجع جسم صدق کنند به مفهوم ناوردایی سرعت نور می انجامد که ناقض قاعده ی جمع سرعتها در مکانيک است.

  چرا این دو مفهوم ناقض یکديگرند؟ بر من آشکار شد که حل این مشکل براستی دشوار است. تقريبن یک سال را به عبث صرف تعديل انديشه ی لورنتس کردم به این اميد که این مسئله را بگشایم.

  بر حسب تصادف یکی از دوستانم در برن (میشل بسو) مرا یاری کرد. روزی که با این مسئله در ذهنم نزد او رفتم، روز زیبایی بود. صحبت را چنين آغاز کردم: این اواخر به مسئله ی دشواری مشغول بوده ام. امروز آمده ام تا با هم به جنگ آن برویم. در جنبه های مختلف مسئله بحث کردیم.ناگهان راه حل مسئله را یافتم. روز بعد نزد او بازگشتم و بدون اینکه سلام کنم، گفتم :" متشکرم، من مسئله را به طور کامل حل کرده ام." راه حل من تحلیل مفهوم زمان بود. زمان را نمی توان به صورت مطلق تعریف کرد، و میان زمان و سرعت رابطه ای ناگسستنی وجود دارد.به یاری این مفهوم توانستم برای اولین بار همه ی مشکلات را به نحو کامل حل کنم.

پنج هفته ی بعد نظریه ی نسبیت خاص کامل شده بود.در این شکی نداشتم که نظریه ی جدید از نظر فلسفی معقول است. همچنین پی بردم که نظریه ی جديد با نظر " ماخ " توافق دارد. برخلاف نظریه ی نسبیت عام که نظر ماخ را شامل می شود، تحلیل ماخ فقط پیامدهایی غيرمستقیم در نظریه ی نسبیت خاص داشت.

  بدین طریق بود که نظریه ی " نسبیت خاص " آفریده شد.

فکر نظریه ی " نسبیت عمومی " نخستین بار، دو سال بعد در سال 1907 در ذهنم پیدا شد. این فکر ناگهان به ذهنم خطور کرد. از نظریه ی نسبیت خاص راضی نبودم، زیرا این نظریه به چارچوب های مرجعی محدود می شد که با سرعت ثابت نسبت به یکدیگر حرکت می کردند. آنها را نمی شد در مورد حرکت عام یک دستگاه مرجع به کار برد. کوشیدم تا این محدودیت را برطرف سازم، و می خواستم مسئله را برای حالت کلی تدوین کنم.

در 1907 "یوهانس اشتارک" از من خواست مقاله ای درباره ی نظریه ی نسبیت خاص بنويسم. در ضمن نوشتن مقاله متوجه شدم که همه ی قوانین طبیعی را، جز قانون گرانش، می توان در چارچوب نظریه ی نسبیت خاص مورد بررسی قرار داد.می خواستم به دلیل این امر پی برم ولی نتوانستم به راحتی به این هدف دست یابم.

نکته ی زير از همه نا مقبولتر بود : اگر چه از نظریه ی نسبیت خاص رابطه ی  " جرم و انرژی " صریحن به دست آمد اما در این نظریه رابطه ی میان جرم و وزن یا انرژی ميدان گرانشی به روشنی توضیح داده نمی شد. احساس می کردم که حل این مسئله در چارچوب نظریه ی نسبیت خاص میسر نیست.

گشایش کار را، روزی به ناگهانی یافتم. پشت ميز خود در اداره ی ثبت علایم و اختراعات در برن نشسته بودم. ناگهان فکری به ذهنم خطور کرد : اگر کسی آزادانه سقوط کند، وزن خود را حس نمی کند. یکه خورده بودم.این آزمایش ساده ذهنی اثر عمیقی بر من نهاد، و مرا به نظریه ی گرانش رهنمون شد. دنباله ی این فکر را گرفتم. کسی که سقوط می کند دارای شتاب است. پس آنچه حس می کند و درباره اش حکم می کند در چارچوب مرجع شتابدار واقع می شود. بر آن شدم که نظریه ی نسبیت را به چارچوب مرجع شتابدار بسط دهم. حس کردم با این کار می توانم در عین حال مسئله ی گرانش را نیز حل کنم. کسی که در حال سقوط است وزن خود را حس نمی کند، زیرا در چارچوب او میدان گرانشی جدیدی وجود دارد که میدان گرانشی زمین را خنثی می کند. در چارچوب مرجع شتابدار به میدان گرانشی جديدی نیاز است.

در آن زمان نتوانستم این مسئله را  به طور کامل حل کنم. هشت سال طول کشید تا سرانجام به جواب کامل دست یافتم.در این سال ها جواب های ناقصی برای این مسئله به دست آوردم.

ارنست ماخ بر این اندیشه اصرار می ورزید که دستگاه هایی که نسبت هم شتاب دارند، با هم معادلند. این اندیشه با هندسه ی اقلیدسی در تضاد است. زیرا در چارچوب مرجع شتابدار ، هندسه ی اقلیدسی را نمی توان بکار برد.توصیف قوانین فیزیکی بدون ارجاع به هندسه مانند بیان افکار بدون استفاده از کلمات است.برای بیان منظور خود به لغات احتیاج داریم؛ برای توصیف مسئله ی خود به جستجوی چه چیز باید بر آییم؟این مسئله تا سال 1912 حل نشده باقی ماند؛ آنگاه این فکر به ذهنم خطور کرد که ممکن است نظریه ی سطوح "کارل فریدریش گاوس"مفتاح معما باشد. دریافتم که مختصات سطحی گاوس برای فهم این مسئله بسیار با معنی است.تا آن زمان نمی دانستم که "برنهارد ریمان" ( که شاگرد گاوس بود) شالوده ی هندسه را عمیقن بررسی کرده است. دست بر قضا، درس هندسه ی "کارل فریدریش گایزر" را در سال های دانشجویی (در زوریخ) به یاد داشتم، که در آن نظریه ی گاوس بحث شده بود. پی بردم که در این مسئله شالوده های هندسه معنی عمیقی دارند.

وقتی که از "پراگ" به زوریخ بازگشتم دوست ریاضیدانم " مارسل گروسمان" منتظرم بود. او قبلن، زمانی که در اداره ی ثبت اختراعات و علایم برن کار می کردم و تهیه ی مقاله ی ریاضی برایم دشوار بود، در فراهم کردن نوشته های ریاضی به من کمک کرده بود. نخست کارهای " کورباستر" و "گرگوریو ریچی" و سپس کار ریمان را به من یاد داد. این مطلب را با او در میان نهادم که آیا می توان این مسئله را با استفاده از نظریه ی ریمان، یا به عبارت دیگر با استفاده از مفهوم ناوردایی جزء خطی، حل کرد. در سال 1912 با هم در این موضوع مقاله ای نوشتیم، ولی نتوانستیم معادلات صحیح گرانش را به دست آوریم. معادلات ریمان را بیشتر مطالعه کردم تا ببینم چرا نتایج مطلوب به دست نمی آید.

  پس از دو سال تلاش پی بردم که در محاسباتم دچار اشتباهاتی شده ام. به معادله ی اصلی که در آن از نظریه ی ناوردایی استفاده شده بود بازگشتم و کوشیدم که معادلات درست را بنویسم. پس از دو هفته این معادلات درست در برابر دیدگان من بودند.

  در مورد کارهایم پس از 1915، می خواهم فقط به مسئله ی کیهان شناسی اشاره کنم. این مسئله به هندسه ی جهان و به زمان مربوط می شود.شالوده ی این مسئله از شرایط کرانه ای نظریه ی نسبیت عام و بحث مسئله ی جرم به وسیله ی ماخ نشأت می گیرد. اگر چه اندیشه ی ماخ درباره ی جرم را به درستی نمی فهمیم، تأثیر او بر افکار من عظیم بود.

  مسئله ی کیهان شناسی را با اعمال ناوردایی بر شرایط کرانه ای معادلات گرانش حل کردم. سرانجام، جهان را دستگاهی بسته شمردم و کرانه را حذف کردم. حاصل آنکه، جرم به صورت خاصیتی از ماده ی در حال کنش متقابل آشکار می شود؛ و اگر ماده دیگری وجود نداشته باشد که با آن به کنش متقابل بپردازد، جرم صفر می شود.به گمان من، با این نتیجه، نظریه ی نسبیت عام را می توان از نظر معرفت شناسی به وجهی رضایتبخش فهمید.

  این گزارش تاریخی ِ کوتاهی از افکاری است که من در ابداع نظریه ی نسبیت داشته ام.

از کتاب " فیزیک و واقعیت" البته با کمی تصحیح در ترجمه.

نوشته ی آلبرت اینشتین

ترجمه ی محمدرضا خواجه پور

 

منبع :   روزی که آمدی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/19ساعت 12:31  توسط رضا  | 

عضو شیردهی!!!

۱۵ تير ۱۳۸۶


<
عضو شیردهی!
موضوع برنامه‌ی دیشبِ مجموعه‌ی مستندِ تازه‌ی شبکه پنج، پستان گاو و چگونگی شیردهی بود. مستندی آموزشی با بازساز‌ی‌های استودیی، که در متن آن دست‌کم بیش از سی بار واژه‌ی پستان باید گفته می‌شد، ولی به جای آن تماماً گفته می‌شد «عضو شیردهی»! عضو شیردهی گاو را ابتدا شست‌وشو می‌دهند تا ضدعفونی شود، سپس دستگاه را به عضو شیردهی نصب می‌کنند، ولی قطره‌های نخست شیر را باید جدا کرد، چون عضو شیردهی گاو، در معرض آلودگی‌های بسیار است، و حتا در تماس دست انسان با عضو شیردهی نیز ممکن است...

ادامه‌اش را خودتان حدس بزنید! والله من خودم در برخی برنامه‌های پزشکی تلویزیون دیده‌ام که می‌گویند سرطان پستان، یا نهایتاً سرطان سینه. حتا مدتی پیش خاطرم هست که پزشکی مشخصاً در باره‌ی سرطان «پستان» آقایان توضیح می‌داد. باور کنید، هیچ نظم و قاعده‌ای برای این جور کارها و خیلی کارهای دیگر بر تلویزیون حاکم نیست، و بسیاری کژی‌ها و خطاها، خصوصا در عرصه‌ی غیرسیاسی، از بی‌سر و سامانی مدیریت بر تلویزیون ریشه می‌گیرد! حالا من مانده‌ام شبکه‌ی پنجم، به پستان‌هایی که شیر نمی‌دهند، چه می‌گوید؟

یاد عمران صلاحی به خیر! شانس آوردیم دیروز که روز زن و مادر بود، شبکه‌ی پنج نخواست شعر ایرج‌میرزا را در وصف مادر بخواند که: گويند مرا چو زاد مادر / عضو شیردهی به دهن گرفتن آموخت
یا این بیت از نظامی که: به شیری که خوردم ز عضو شیردهی تو  / به خواب خوش‌ام در شبستان تو

از روز مادر که بگذریم، روایت تلویزیونی از این بیت مولانا هم بامزه می‌شود: گاه ز عضو شیردهی ابر شیر کرم می‌دهد /  گه به گلستان جان همچو صبا می‌رود
یا از همه شاعرانه‌تر، این شعر فروغ: آه می‌بینی / که چگونه پوست من می‌درد از هم؟ / که چگونه شیر در رگ‌های آبی‌رنگِ عضوهای شیردهی سرد من / مایه می‌بندد؟
 
منبع: خوابگرد
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 23:19  توسط رضا  | 

اون دنیا(گلمراد میمیرد)...قسمت اول(طنز)

پرده ی اول (خانه ی گلمراد )

گلمراد روی تختش خوابیده است .و نفس هایش به شماره افتاده . .کسی هم صدایش را نمی شنود که کمکش کند . .

.گلمراد می میرید . . دادادام . .! 


پرده ی دوم (قبرستان )

دسته ای سیاه پوش در حالی که تابوتی را روی دست حمل می کنند . .الله اکبر گویان به جلو میروند. .و روح گلمراد هم از بالا نظاره گر جریان است . .

¤ گلمراد : حاه ! اینا کین ؟ چرا قیافه هاشون شبیه حیوونه . .سگه رو ببین کت و شلوار پوشیده . .هه هه هه هه . .اون رو باش چقدر شبیه ملوسه . .اون قبر کیه دارن می برن ؟ حاه . .

گلمراد را درون قبر قرار می دهند و رویش خاک میریزند . .



پرده ی سوم (درون قبر گلمراد )

شب اول ..

گلمراد : اینجا کجاست ..چقدر تنگه . ..ملوس . .ملوس کجایی ؟ ملوس هه هه هه هه هه هه

شب بعد. .

از یک تاریکی دور دست ۲ نفر دیده میشوند که دارند به سمت گلمراد میان . .

گلمراد : حاه ..اینجا چرا اینقدر تاریکه ؟ اونا کین . . . 

 
نکیر و منکر خودشون رو به قلمراد می رسونند ..

نکیر : نام تو چیست ؟

گلمراد : حاه ؟

نکیر : اسمت چیست ؟

گلمراد : حاه ؟

منکر : اسم تو گلمراده ؟

گلمراد : حاه ..من گلمرادم !

نکیر : خدای تو کیست ؟

گلمراد : حاه ؟

نکیر : دین تو چیست ؟

گلمراد : حاه ؟

منکر : دین داری ؟

گلمراد : حاه . اینا . .من یه بغچه دارم همه چی توش دارم . .نمی دونم کجاست . .گم شده ..هه هه هه هه هه هه

نکیر : چرا می خندی ؟

گلمراد : حاه ؟

منکر : چرا می خندی ؟

¤گلمراد : گلمراد داره گریه می کنه . . .گلمراد بغچش رو پیدا نمی کنه !

منکر : نماز می خوانی ؟

¤ گلمراد : نه ..ولی یه شعر دیگه بلدم . .بخونم ؟



ناگهان چهره های آن دو نفر به شدت برافروخته و زشت می شود و هیکلی وحشتناک پیدا می کنند . .



¤ گلمراد : هه هه هه هه هه هه . .. .

نکیر : چرا می خندی؟ 

گلمراد : حاه ؟

منکر : چرا می خندی ؟

¤گلمراد : گلمراد داره گریه می کنه ...شما قیافتون خیلی زشت شده ..گلمراد دلسوزی می کنه !

نکیر و منکر به طرفش می آیند تا او را بزنند . . .

¤: حاه ؟ چرا میزنی ؟ مگه گلمراد چی کار کرده ؟

نکیر : تو به سوالات ما پاسخ اشتباه داده ای ..پس این همه مدت تو دنیا چه غلطی می کردی با اون الاغت ؟

¤ گلمراد : حاه ! به ملوس فحش دادی . . ؟ هیییییییی هییییییییییییییییییییییییییییی .. . . . .



پرده ی چهارم ( پیشگاه خداوند ) 

 
نکیر و منکر با لباس هایی پاره پاره و دست و پایی شکسته به خدا تعظیم کرده و مشغول صحبت می شوند. .



منکر : خداوندا خواهش می کنیم ما را از سوال کردن از گلمراد معاف بفرمایید . ..

خدا : می فهمم چه می گویید . .پیش از شما عزرائیل هم از او شاکی شده بود . . .او را رها کنید . .با یک راهنما می فرستیمش تا در اطراف گردش کند . ..او شفاعت شده است . .توسط یکی از مقربین درگاه ما به نام ملوس !

منکر در حالی که احترام و تعظیم می کند عقب عقب با صندلی چرخ داری که نکیر بر روی آن نشسته است از درگاه خارج می شود . .



پرده ی پنجم ( گردش در اون دنیا . .)



هادی : ببین گلمراد جان اینجا رو که می بینی بهش میگن پل صراط . . .

¤گلمراد : . .کور که نیستم .. خودم دارم می بینم . .هه هه هه هه هه هه

هادی : چرا می خندی ؟

¤ : چرا اینا لباس نپوشیدن . .؟ همشون لختن ...هه هه هه هه

هادی : ..بیا بریم تا سایر قسمت ها رو هم بهت نشون بدم ..

گلمراد یکی را از روی پل صراط پرت می کند و دنبال هادی راه می افتد . . .

هادی : خب گلمراد جان . .اینجا جایی است که بهشتیان و جهنمیان را جدا می کنند . . اون گروهی رو که به سمت چپ میبرند در جهنم انداخته و آنها را که به سمت راست میبرند مقصدشان بهشت است . .

گلمراد : حاه . .خودم دارم میبینم . .این ها رو چطوری تفکیک می کنند ؟

هادی : یعرفون فی سیما هم . . .

گلمراد : حاه ؟ به ملوس فحش دادی ؟

هادی : خیر . . . گفتم . از طریق چهره ی آنها . ..در واقع خوشگلها می روند بهشت و زشتها می روند جهنم. .





"اکبر آقا قزوینی " در حال انتخاب بهشتی ها و جهنمی ها است . .

هادی : گلمراد جان این آقا رو که می بینی مامور این کار است . .اسمش اکبر آقا است . . .کارش رو خیلی خوب انجام می دهد . .از وقتی او مامور این کار شده . .شیطان این طرف ها پیدایش نشده است . .

گلمراد : هه هه هه هه هه هه

هادی : چرا گریه می کنی . .؟

گلمراد : خواستم ببینم می تونی حدس بزنی . .؟ تو از کجا می فهمی من کی گریه می کنم کی می خندم ؟ حاه ؟

در همین لحظه اکبر آقا به سمتشان می آید . . .

هادی فرار می کند !

گلمراد : سلام اکبرآقا

ادامه دارد . . .

 

منبع : کمدی الهی امگا

 

لینک های مرتبط :

اون دنیا(گلمراد میمیرد)...قسمت دوم

اون دنیا(گلمراد میمیرد)...قسمت سوم

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 22:59  توسط رضا  | 

100 تیتر درباره ازدواج موقت(جسارتا)

خبر:
وزير کشور: ازدواج موقت با جسارت در کشور ترويج شود


 

تیترهای ما: 

·        سایت مردمیار: دولت صندوق موقت مهر رضا را تشكيل داد

·        بانك تجارت جايزه هزار ازدواج موقت را به جوايز خود اضافه كرد

·        با خريد يك خط ايرانسل در قرعه‌كشي ازدواج موقت شركت كنيد

·        بانك مركزي تسهيلات اعطاي وام ازدواج موقت را تصويب كرد

·        ایونا: درگيري فمينيست‌ها با نيروي انتظامي در ميدان هفت تير به لجن كشيده شد

·        هفته نامه برنامه: حمايت از ازدواج موقت در دستور كار سازمان مديريت و برنامه‌ريزي قرار گرفت

·        يك مقام آگاه: منظور وزير كشور ازدواج مجدد بوده است نه موقت

·        ابرار: دولت كميته امداد را موظف به پذيرش فرزندان ناشي از ازدواج موقت كرد

·        مجله هتلداری: رئيس اتحاديه هتل‌ها و هتل‌آپارتمان‌هاي تهران از افزايش تقاضا در سطح پايتخت خبر داد

·        شرکت مالي و اعتباري بنياد به زوج هاي برپا کننده سنت حسنه ازدواج موقت 110 هزار تومان وام بلاعوض اهدا مي کند

·        رئيس اتحاديه محضرداران: محضرهاي شبانه روزي ِ سرپایی در صد نقطه تهران برپا مي‌شوند

·        امید جوان: يك محضردار تهراني: فارسي هم قبول است

·        سپهرنیوز: وزير كشور مورد حمله فمينسيت‌ها قرار گرفت

·        بانک ملی: دستگاه هاي خودکار جاري کننده ازدواج موقت در نقاط مختلف شهر نصب مي شوند

·        روزنامه سلامت: ازدواج موقت باعث افزايش طول عمر زنان مي‌شود

·        پیک سنجش: رئيس سازمان سنجش: رشته محضرداري به كنكور 86 اضافه مي شود

·        روزنامه همشهري ويژه‌نامه نيازمندي‌هاي ازدواج موقت منتشر مي‌كند

·        هفته­نامه عصر ارتباط: سي‌دي آموزش ازدواج موقت وارد بازار شد

·        هيأت دولت تصويب كرد: مسؤولان بدون امضاي رئيس جمهور نمي توانند ازدواج موقت كنند

·        تور يک روزه گلابگيري کاشان همراه با ازدواج موقت با خانم یا آقای انتخابی شما

·        روسیران: امضاي تفاهم‌نامه همكاري ايران و روسيه در واردات و صادرات ازدواج موقت

·        جهان اقتصاد: وزارت بازرگاني از صادرات مازاد ازدواج موقت به كشورهاي عربي خبر داد

·        چلچراغ: موقتاً ازدواج مي‌كنم

·        گزارش هفته همشهري جوان: جوان ايراني: من صيغه مي‌كنم

·        مجله دانشمند: پیشگیر ِ موقت به دست دانشمندان جوان ايراني اختراع شد

·        رشد چشمگير فروش قاچاق بمب ساعتي در ميان زنان متأهل

·        گزارشگر اجتماعي هم‌ميهن: دست‌پخت زنان متأهل ديگر خريدار ندارد

·        فوري: وزارت كشور به محاصره زنان تهراني درآمد

·        شرق: نخبه‌كشي و ازدواج موقت در گفتگو با محسن كديور

·        جميله كديور: خداااااااااا

·        پيش‌فروش كانكس‌هاي سوييت پيش‌ساخته آغاز شد

·        شرق: رقابت آمار سه‌طلاقه و ازدواج موقت در كشور

·        يك منبع آگاه در گفت‌وگو با فارس: سي‌دي منتشرشده از ازدواج موقت يك مقام دولتي، کار فوتوشاپ است

·        بنياد باران به رياست خاتمي بار ديگر تشكيل جلسه داد

·        سایت مبارزین: احمدی­نژاد: ما می­توانیم

·        خبرگزاري موقت‌نيوز از سوي وزارت كشور راه‌اندازي شد

·        الشرق الاوسط: ازدواج موقت، توطئه شيعيان براي تسلط بر منطقه است

·        رشد گرايش به مذهب تشيع در ميان اهل‌سنت جهان

·        آسوشيوتدپرس: فوري/// رايس شيعه شد

·        رايس: نزديكي با ايران در صدر اهداف من از گرويدن به تشيع است

·        شبکه العالم: كنفرانس مشترك ازدواج موقت ايران و آمريكا در لبنان برگزار مي‌شود

·        مجله فیلم: كيدمن: ازدواج موقت بهترين راه‌حل براي جلوگيري از گرايش هنرپيشگان هاليوود به فحشاست

·        اعتماد ملی: حجت‌الاسلام كروبي: من كه گفته‌بودم

·        سایت پلیس: هشدار نيروي انتظامي به توزيع‌كنندگان لوح‌هاي فشرده ازدواج موقت مردم

·        نيكي كريمي: ساخت فيلم ازدواج موقت را تكذيب مي‌كنم

·        فرزندان صيغه در گفت‌وگو با رجانيوز: به خود مي‌باليم

·        سازمان بهزيستي اعلام كرد: بيو‌گي از ليست آسيب‌هاي اجتماعي ايران حذف شد

·        کارگزاران: مهاجراني با افتخار به ايران بازگشت

·        کارگزاران(فردایش!): احمدي‌نژاد مهاجراني را به رياست مركز بين‌المللي صيغه منصوب كرد

·        اعتماد: ابطحي خواستار افزايش وبلاگ نويسي ازدواج موقت شد

·        مسابقه بين‌المللي وبلاگ‌نويسي ازدواج موقت تابستان امسال برگزار مي‌شود

·        ایسنا: جشن ازدواج موقت دانشجويي برگزار مي شود

·        وبنا: سرويس موقت‌بلاگ توسط مجمع وبلاگ­نویسان مسلمان افتتاح شد

·        كارشناسان بهداشتي: صيغه بر افزايش ضريب هوشي فرزندان تأثير مثبت دارد

·        دبير سرويس ازدواج موقت ايسنا: مسؤولان حمايت كنند

·        گزارش تصويري فارس از ازدواج موقت در سطح تهران

·        الجزیره: پادشاه عربستان‌سعودي: بحران تشيع سراسر كشور را فراگرفته است

·        عروسك‌هاي آموزشي دارا و سارا در دبيرستان‌هاي دخترانه توزيع شد

·        سازمان ثبت احوال خاطرات ازدواج موقت را جمع‌آوري مي‌كند

·        بازتاب: قوه قضائیه همکاری نمی کند

·        سازمان هواشناسی: طوفان گونو تأثيري بر نرخ رشد ازدواج موقت نداشته است

·       خبر ۲۰:۳۰ : حلقه يك بار مصرف وارد بازار شد

·        جايزه ويژه مجتمع نمونه اقتصادي كشور مشتركاً به پاكسان و پنبه‌ريز اهدا شد

·        ازدواج موقت؛ صنعت سبز

·        واحد خبر حوزه: شب شعر ازدواج موقت در حوزه هنري برگزار مي‌شود

·        جام جم: شبكه ماهواره‌اي «موقت‌ست» با حضور ضرغامي افتتاح شد

·        طرح گسترش كوه‌ها و پارك‌هاي كشور تقديم وزارت كشور شد

·        ثبت احوال: ازدواج‌هاي موقت با مهريه بالاتر از 1000 تومان ثبت نمي‌شود

·        رئيس‌جمهوري در جمع مردم صيغاباد: مشكل بيكاري در كشور با همت مسؤولان سرانجام رفع شد

·        اعتدال: كاهش چشمگير آمار فحشا در كشور

·        کیهان: بوش: از گرايش دخترانم به اسلام نگرانم

·        موقت‌نيوز سي‌ان‌ان را خريد

·        اطلاعات: شركت قطارهاي مسافري ايران(رجا): بليط قطار براي مزدوجان موقت نيم‌بها محاسبه مي‌شود

·        جوان: ازدواج دائم در شهرهاي بزرگ ممنوع شد

·        شرق: هرمنوتيک و ازدواج موقت با حضور بابک احمدي در تالار بزرگ کشور برگزار می­شود

·        خانواده سبز: مهران غفوريان ازدواج موقت کرد

·        صفحه حوادث روزنامه ایران: مردي در حال انجام ازدواج موقت توسط همسرش به قتل رسيد

·        روزهای زندگی:  بچه ها امسال به جاي کيف و کفش عيد، همسر موقت مي خواهند

·        گزارش رسالت از رونق بازار صيغه: همسر موقت ناياب شد

·        فيلم جديد گلزار : چند مي گيري صيغه ام بشي؟

·        وزارت بهداشت از كاهش آمار بيماري‌هاي جسمي و روحي در كشور خبر داد

·        ایران خودرو: همسران موقت صاحب خودرو مي شوند

·        مجله کارنامه: همايش بزرگ صيغه در ادبيات ملل با حضور مارکز

·        خاتمي در موسسه ي صيغان: مشارکت همه ي مردم در امر صيغه از مشخصات جامعه ي مدني ست

·        مجله دانستني‌ها: تازه‌هاي پزشكي در مورد صيغه

·        ناجا: مزاحمين ازدواج موقت مردم دستگير مي‌شوند

·        آلبوم جديد محسن نامجو با نام "موقتاً بيا" به بازار آمد

·        کمپين يک ميليون صيغه تشکيل شد

·        لاريجاني: ازدواج موقت مايه قوت نظام در برابر فشار قدرت‌هاي جهاني است

·        ایسنا: فرمول ازدواج موقت كشف شد

·        هفته­نامه بازار کار: ازدواج موقت بهترین نمونه کارآفرینی در صد سال اخیر بوده­است

·        مسيح علی­نژاد: خودم فیش حقوق یک نماینده مجلس را دیدم

 

منبع : تيتريكاتور

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 22:56  توسط رضا  | 

دختر داغ کنی!

مي دونيد دختر ها در انواع و اقسام گوناگون هستند. يه دختر، صبح ها كه از خواب بيدار مي شه اول به جاي اين كه سلام كنه مي گه مامان لوازم آرايشم كو!!! بعد كه مي خواد صبحانه بخوره مي گه مامان كسي زنگي، چيزي نزد و تا آخر شب ته توي آن را در مي ياره كه كي زنگ زده و اولين كاريي كه مي كنه اينه كه روي  Id Caller را بازرسي مي كنه بعد يه آهنگي تكنويي چيزي مي زاره و صداي Speaker  را تا اون جايي كه  Volume داره باز مي كنه و اصلا هم به فكر اين نيست كه پس فردا  كنكور دارند .!!! اصلا به فكر همسايه  بنده خدا نيست تازه اين جا ست  كه با پسر همسايه مسابقه رو كم كني مي گذارند حالا چطوري ؟؟؟؟؟؟؟ از اين طرف پسره  Volume مي ده از اون طرف دختره براي رو كم كني Volume ميده!! بنده خدا ها همسايه هاي ديگه ؟؟دركشون مي كنم! دختره براي رو كم كردن بيشتر در مواقعي ممكنه از قابلمه و..................... استفاده كنه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

بعد ظهر كه مي شه مامانه بنده خداش چون خيلي كار داشته نتونسته ناهار درست و حسابي بپزه، تخمه مرغ درست مي كنه اما دختره چي كار مي كنه با هزار بد اخلاقي و نق ونوق زنگ مي زنه به پيتزاي محله و سفارش2 پيتزا پپروني را ميده حالا اصلا به فكر اين نيست كه باباهه گناه داره كارمندي بيش نيست ؟؟؟!!!  

 

آره خلاصه اينم از ظهر ،خانم بعدش هم كه ساعت حدود 3 مي شه تليف ميزنه 3 سوت به دوستش مي گه پايه اي بريم بيرون ؟ دوستش هم كه از خدا خواسته قبول مي كنه پس قرارشون ساعت 6 بعد از ظهر مي شه . ميدونيد چرا ؟؟؟؟ نه نميدونید!  آخه بايد يه 1  ساعتي در خدمت آينه و پشت اينه باشند و 1 ساعت ما بقيش هم اتو كشي كنند و يه نيم ساعت هم براي مامان و بابا خالي ببنده كه ابروهاش اوضاع اش قرو قاطيه و پول بدند كه خانم قشنگ بشه !!!!!!!!!!

 

آره بعد كه مياد بيرون براي گشتن فقط و فقط قصدش پيدا كردن يه تيكه است تا بهتر تركه اش كنه و راه بي راه براش  خالي ببنده مثلا: يه شبه باباي طرف مي شه مدير عامل يه شركت ،خانه شونم ميشه بهترين نقطه  شهر و تازه جا لبي قضيه اين جا ست پسره بنده خدا را سر كار مي گذارند .بعدش مهمتر اين ميشه كه  خانم از هيچ پسري خوشش نمي يومده اما اون پسر در به  در نمي فهمه  .؟؟؟؟؟؟؟؟

 

بعد با دوستشون  و اون دوستشون ميرند رستوران تا حالي به شكمه محترمه  بدهند و اصلا به فكر اين نيستند كه توي خانه كسي منتظرشونه و دل اونها مثل سير و سركه ميجوشه !!!!!!!!بعد هم كه شبه و مي آيد خانه  يه سره خالي هاي رنگ و رنگ براي مامان و بابا مي بندند كه چي شده كه دير امدند!!  خانه خلاصه قصه حسين كرد شبستري را تعريف مي كنند و يه جوري قضيه را مي پيچونند. وتازه شب هم كه مي آيند خانه چي مي شه دقيقه به دقيقه توي اينترنت دنبال bf   جديدند و يه كوچلو بزارنش سر كار . باز اين جا ست كه بايد بگم اصلا به فكر قبض  تيليفون نيستند كه سر ماه بايد باباهه بازم  كلي پياده بشه و تا خروس خون من نمي دونم از سر اين اينترنت چي مي خواند .  صبح هم كه مي شه دوباره روز از نو روزي از نو ................. !!!

منبع : آسفالت

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 22:52  توسط رضا  | 

بیچاره دخترا!!!!!

بيچاره دخترا اگه خوشگل باشن مي گن عجب جيگريه! اگه زشت باشن مي گن کي اينو مي گيره! اگه تپل باشن مي گن چه گوشتيه! اگه لاغر باشن مي گن چه مردنيه! اگه مودبانه حرف بزنن مي گن چه لفظ قلم حرف مي زنه! اگه رک و راست باشن مي گن چه بي حياست! اگه يه خورده فکر کنن مي گن چقدر ناز مي کنه! اگه سري جواب بدن مي گن منتظر بود! اگه تند راه برن مي گن داره مي ره سر قرار! اگه اروم راه برن مي گن اومده بيرون دور بزنه ول بگرده! اگه با تلفن کارتي حرف بزنن مي گن با دوست پسرشه! اگه خواستگارو رد کنه مي گن يکي رو زير سر داره! اگه حرف شوهرو پيش بکشه مي گن سر و گوشش مي جنبه ! اگه به خودش برسه مي گن دلش شوهر مي خواد مي خواد جلب توجه کنه ! اگه............چکار کنه؟ بميره خوبه؟!!!!! 
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 22:51  توسط رضا  | 

زنگ انشا

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 22:50  توسط رضا  | 

دخترا اصلا این کارا رو نمیکنن

۱.دخترا اصلا بيني ها شون رو عمل نمي كنن  

۲. هيچ وقت موهاشون رو طلايي نمي كنن مادر زادي مش شده است    

4. هيچ وقت به هم ديگه چپ چپ نگاه نمي كنن واز حسودي نمي تركن  

5. تمام طلا جواهراشون اصل اصله  

6. هرگز قبل از ازدواج ابر هاشون رو بر نمي دارن عمرا بردارن كي گفته بر مي دارن نه بابا بر نمي دارن كه.... مرتبش ميكنن 

7. بي اجاز ه بابا مامان هيچ وقت بيرون نمي رن  

8. به بهانه كتابخونه يا درس خوندن با دوستشون كه با يه پسر نمي رن بيرون باوركنين    

9. انقدر خواستگار دارن كه نمي دونن به كدوم جواب بدن  

10. هميشه سر به زيرن اصلا به غريبه ها نگاه نمي كنن (كاش فقط نگاه بود )  

11. بعد ازدواج تازه مي فهمن حروم شدن تفلي ها خونه بابا شون همه چي داشتن    

12. چشماشون رو اصلا لنز نمي زارن رنگش مادر زادي سبز و آبيه و خاكستري بنفش وزرد و قرمز

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 22:49  توسط رضا  | 

فرق دخترا و پسرا در پول گرفتن از عابر بانک

پسر ها :
با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک
کارت رو داخل دستگاه ميذارن
کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن
پول و کارت رو ميگيرن و ميرن


دخترها :
با ماشين ميرن دم بانک
در آينه آرايششون رو چک ميکنن
به خودشون عطر ميزنن
احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن
در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن
در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن
بلاخره ماشين رو پارک ميکنن
توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن
کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون
دنبال کارت عابربانکشون ميگردن
کارت رو وارد دستگاه ميکنن
توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن
کد رمز رو وارد ميکنن
۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن
کنسل ميکنن
دوباره کد رمز رو ميزنن
کنسل ميکنن
دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه
مبلغ درخواستی رو ميزنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن
انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن
پول رو ميگيرن
برميگردن به ماشين
آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن
توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن
استارت ميزنن
پنجاه متر ميرن جلو
ماشين رو نگه ميدارن
دوباره برميگردن جلوی بانک
از ماشين پياده ميشن
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمی‌ذار برای آدم)
سوار ماشين ميشن
کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده
آرايششون رو توی آينه چک ميکنن
احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن
مندازن توی خيابون اشتباه
برميگردن
ميندازن توی خيابون درست
پنج کيلومتر ميرن جلو
ترمز دستی رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره... )
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 22:48  توسط رضا  | 

صیغغغغغغغغه

حتما شنیدید که وزیر کشور چند روز پیش در مورد صیغه حرفهایی زده بود!!! مطلب زیر از سایت نقطه دات کام در مورد همین موضوع هست :
يا: چگونه با جسارت همه چيزمان را موقت كنيم؟

■ Mate Card

وزارت كشور قرار است به وزارت «ارتباطات سيار» تغيير نام يابد. وزارت ارتباطات نسبت به اين اقدام اعتراض كرده و گفته‌ ممكن است اين نام با وظايف آنها تداخل پيدا كند. اما كارشناسان وزارت كشور گفته‌اند چون هدف ما توسعه ارتباطات سيار به صورت زنده است بايد اين كار انجام پذيرد.

قرار است وزارت ارتباطات سيار يا همان وزارت كشور سابق يك سري كارت اعتباري ازدواج موقت با عنوان «متعه ‌كارت» صادر كند كه افراد بر اساس كرديت و اعتبار آن بتوانند از مزاياي ازدواج موقت استفاده كنند. همچنين اين وزارت اعلام كرده در اين راستا «مكان»هايي را به صورت كيوسك و باجه در سطح شهرها اختصاص خواهد داد.

■ خسارت!

صبح امروز مردي كه با ادعاي ازدواج موقت چند زن را لت و پار كرده بود دستگير شد. خبرنگار ما در كلانتري از اين مرد پرسيد: چرا زدي اينا رو لت و پار كردي كلي هم بهشون خسارت زدي؟ وي گفت: آخه وزير كشور خودش گفته ازدواج موقت بايد با خسارت در كشور ترويج شود. خبرنگار ما گفت: گفته با جسارت نگفته خسارت كه. مرد گفت: خسارت يا جسارت من نمي‌دونم ما بايد به تكليف عمل كنيم. مي‌فهمي!؟ تكليفه، مي‌فهمي يا حاليت كنم!؟

■ جانور

الهي گور به گور شي ذليل مرده. نمي‌دونم به كدوم بابات رفتي كه اين‌قدر پدرسگي. به باباي ساعت 9 صبحت يا باباي ساعت 12 ظهرت؟ شايد اين ذليل‌مردگي رو از باباي ساعت 5 عصرت ارث بردي شايدم مال اون 9 شبي بود. حالا شبشو به اون مرتيكه لندهور جواب ندادم وگه‌نه معلوم نبود به اون مي‌رفتي چه جونوري مي‌شدي.

■ رابطه گاو و صيغه

از يك مرد رند صيغه‌باز:

- ببين عزيزم، چرا بيام خودمو خر كنم. مي‌دوني؟ مث اينه كه تو هر بار يه ليوان شير بخواي بعد بري گاوداري بزني و عمري مشكل نگهداري و تجهيزات بكشي كه چي؟ يه ليوان شير گيرت بياد. ولي من مي‌رم روزانه مي‌خرم. تازه ثوابم داره.

- چه عرض كنم والا، اين لامصب غير از درس كشورداري، درس فلسفه و سفسطه هم خوب ميده.

- كدوم؟

- هموني كه باهاش فكر مي‌كني.

■ روزگار

امروز صف مرداني كه جلوي منزل وزير كشور تجمع كرده بودند به چند كيلومتر رسيد. اين تجمع در پي انتقادات برخي از وزير كشور كه گفته بودند آيا حاضر است دختران خود را به معرض صيغه بگذارد صورت گرفته و ظاهراً وزير كشور در حرف‌هاي خود بسيار صادق است. يك ژتون‌فروش قديمي كه در محل ناظر بود به خبرنگار ما گفت: اي... روزگار.

■ صيغه كن صيغه قشنگه

كياوش قَميشي خواننده نسل جوان كشورمان آلبوم جديدي به نام «صيغه كن» روانه بازار كرده كه با استقبال بسياري مواجه شده است. در بخشي از متن ترانه‌ي اين آلبوم آمده:

صيغه كن صيغه قشنگه

صيغه سهم دل تنگه

صيغه كن صيغه غروره

مرهم اين راه دوره...

آگاهان مي‌گويند اسپانسر اين آلبوم احتمالاً وزارت كشور باشد.

■ توسعه پايدار

مجلس موقت امروز به وزير موقت جديد كشور راي اعتماد موقت داد. به گزارش خبرنگار موقت ما پس از راي اعتماد موقت طرح چند فوريتي موقت ديگري در مجلس موقت به شور گذاشته شد كه در آن به لزوم گسترش بيشتر ازدواج‌هاي موقت تاكيد شده است. نماينده موقت تهران گفت به نظرم ما بايد به توسعه پايدار چند چيز اهتمام  بورزيم: ليوان يك بار مصرف، دستمال كاغذي و ازدواج موقت.

■ اسباب‌كشي

مجله «خانواده سبز موقت» گفتگويي خواندني با خانواده‌‌هاي موقت خوشبختي انجام داد. در اين شماره چند مرد و چند زن به طور موقت با هم خانواده هستند و هر ساعت اين خانواده‌ها فرق مي‌كنند. اين نوع خاصي از خانواده‌هاي يك بار مصرف است كه وزارت كشور گسترش آن را با جسارت در دستور كار خود قرار داده است. ممكن است تا شما برويد دست به آب و برگرديد خانواده‌اي به طور كلي تغيير كرده باشند. يكي از اعضاي اين خانواده گفت: تنها مشكلش اينه كه ما دم به ساعت مشغول اسباب‌كشي از اين  خونه به اون خونه هستيم.

■ تايم!

- استاد صيغه‌ي مبالغه يعني چي؟

- صيغه‌اي كه در اون مبلغ معيني رو براي زمان مخصوصي مي‌دن.

- ولي استاد اين چه ربطي به ادبيات داره؟

- آخ، بچه‌ها ببخشين حواسم پرت بود. امروز قبل از اومدن به دانشگاه يكي رو صيغه كردم حالا منتظرم كلاس تموم بشه زود برم تايمم نسوزه. خودتون تو متون ادبي و دستور زبان فارسي بگردين چي نوشته. من كه الان تو يه عالم ديگه‌م.
 

■ عده!

- راه حل بحران اخلاقي و مسائل جنسي جوانان امروز ايران چيه؟ چرا اكثر جوانان به جاي كار و دانش و توليد، مسائل جنسي ملكه ذهن‌شون شده و به جاي حل كردن اون كلي قوانين هم براي جلوگيري مي‌سازيم؟ چرا اولين راهي كه به ذهن مسؤولانمون مي‌رسه و از حل مسائل عاجز ميشن، صيغه‌ست؟ آيا لازم نيست اول اقتصادمون رو درست كنيم كه آدما مثل آدم زندگي كنن؟ آيا فكر نمي‌كنيد غير از تخليه جنسي چيزي به اسم عشق و محبت و عاطفه هم بايد وجود داشته باشه؟ آيا فكر نمي‌كنين دارين يه نسل موقت و بدون پايبندي به هر اصول اخلاقي رو به وجود مي‌آرين؟ گيريم به صورت مُسكن و موقت اينو حل كردين بعدش تا كي اين‌جور مي‌مونه؟

- خانم خبرنگار حرفاتون قشنگه و دربستم قبول دارم، الان همين‌جور كه داشتين صحبت مي‌فرمودين به اين فكر مي‌كردم كه سركار خانوم تو عده‌ نيستين؟ من خودم هستم خدمت‌تون اگه تشريف بيارين منزل

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 22:47  توسط رضا  | 

صیغه

دوستان!حتما خبر دارید که وزیر کشور گفته است:"باید ازدواج موقت با جسارت در کشور ترویج شود."این گفته،عکس العملهایی در سطح جامعه داشته است و من پیشنهاد می کنم که اهالی وبلاگستان،،دور هم(شده در فضای مجازی)بنشینند و به نظر مشترکی در زمینه شیوه های عملی کردن این راهکار برسند و آن را در قالب کمپین چهار میلیارد امضا یا طرح یا بیانیه یا هر چیز دیگر ارائه دهند .من به نوبه خودم ابعاد مساله را خوب شکافتم و به پیشنهادات مشخصی رسیدم که در زیر می بینید.ابهاماتی هم برایم بود که آن ها را هم مطرح می کنم.از دوستان عزیز خواهشمندم اگر نظری دارند حتما بنویسند یا ایمیل بزنند تا آن را در پیشنهادات بگنجانیم.البته نظر حتما باید سازنده باشد:
1-فکر کنم برای صیغه ، محدودیت سنی لازم باشد. وزیر کشوردر اقامه دلیل برای لزوم ترویج متعه فرموده اند:"اسلام نسبت به نیاز جوان 15 ساله بی تفاوت نیست".بنابراین فکر می کنم ایشان محدوده سنی 14-15 سال(یعنی حول و حوش دوم و سوم راهنمایی) را برای پسران و به همین قیاس،9 سال را برای دختران در رابطه با آغاز این عمل خداپسندانه مناسب می دانندکه بی شک درست است.پیشنهاد می کنم برای زیر این سنین،گواهی پزشک متخصص لازم باشد.
2- امام جمعه قم گفته اند:"کشور نیازمند مرکزی جهت انتخاب همسر برای دختران و پسران جوان است."
دوستان اگر جایی را فکر می کنند مناسب است،معرفی کنند.قبلا چنین مراکزی به شکل رسمی بود و درخیلی از کشورهای دیگر هم وجود داردولی متاسفانه بعد از انقلاب تخریبش کردند.با توجه به گستردگی طرح و جسارت وزیر کشور،استادیوم آزادی چطور است؟(البته روزهایی که مسابقه فوتبال برگزار نمی شود،تا برای خواهران منع قانونی نداشته باشد.)
3 – فکر کنم بهترین راه ترویج متعه،طبق:"الناس علی دین ملوکهم"این است که آقایان مسئول و ایدئولوگ، برای ازدواج موقت دخترانشان پیشقدم شده ،درترویج این امر مهم و حیاتی شریک شوند.این طوری،جامعه و خانواده ها زودتر قبول می کنند و در نتیجه مشکلات جامعه زودتر حل می شود.
4 –در راستای تکمیل پیشنهاد فوق،خواهران مسئولی که یا از طرح دفاع کرده اند و یا سکوت کرده اند(چون سکوت علی الاصول علامت رضاست.)، می توانند پا پیش بگذارند و همسرشان را به ایثار و جوانمردی و انجام ازدواج موقت تشویق کنند.بی شک در فرهنگ سازی ازدواج موقت بسیار تاثیر خواهد داشت.
5 – برخی از دوستان می گویند که پیشنهاد کنیم صیغه در دفاتر اسناد رسمی ثبت شود تا رسمیت پیدا کند و نتوان آن را انکار کرد.چون در حال حاضر صیغه نه نیاز به اجازه همسر اول دارد و نه نیاز به ثبت.بعضی ها هم می گویند الزام به ثبت رسمی آن،نوعی جرم جدید و علنی شدن صیغه و افزایش تزلزل خانواده ها را به دنبال دارد.به نظرم اگر جنبه مخفی داشته باشد،هم ریا نمی شود و هم خانواده های کمتری متزلزل می شوند.اصلا درست است به این مساله جزئی بند کنیم؟
6 – بی شک یکی از موانع مهم و خانمان سوز در رابطه با حل مشکلات اجتماعی جوانان،صفحات حوادث روزنامه هاست.چرا که اعتیاد و خیانت(ازدواج موقت)به ترتیب مهمترین عوامل وقوع جرم را در جامعه ما بر اساس تحلیل آماری محتوای این صفحات تشکیل می دهند و این امر،اثر تخریبی بر اذهان عمومی در رابطه با متعه دارد.بنابراین به نظرم تعطیل این صفحات و نقره داغ کردن دست اندرکاران آنها به جرم ایجاد تشویش در اذهان عمومی،می تواند یک راهکار استراتژیک و موثر برای ترغیب جامعه به ازدواج موقت باشد.
7 – یکی از موانع بزرگ متعه،این است که فرهنگ جامعه،این عمل انسانی را تقبیح می کند.بی شک
ارتقای سطح فرهنگی زنان برای پذیرش این مساله،خیلی مهم است.چون بیشتر دیده شده که حساسیت و اعتراض،از سوی خانمها ابراز می شود و آقایان واقع بینانه تر برخورد می کنند،مگر این که در مورد شریک آینده زندگیشان در ازدواج دائم باشد.براستی برای ارتقای سطح فرهنگی جامعه و زنان (که به محض اطلاع ازازدواج موقت همسرشان انواع بی ظرفیتی ها را مرتکب می شوند) چکار باید کرد و نظر شما چیست؟من دیده ام که برخی از فیلمها و سریالها،قدمهای خوبی برای نهادینه کردن این سنت نیکو برداشته اند ولی بی شک کافی نیست.کلیپ یا حتی آگهی تبلیغاتی چطور است؟با شعارهای آشنایی مثل:"بیایید شادی هایمان را تقسیم کنیم"،و یا:"منو رها کن از این درد تنهایی"،با لوکیشن مناسب،مثلا تصویر نمادین وزیر کشور؟
8 – رییس جمهور محبوب،چندی پیش برآورد کردند که مملکت خوشبختانه برای 200 میلیون جا دارد.(همین کویر لوت و نمک و باتلاق گاوخونی را در نظر بگیرید که همین جور بلااستفاده افتاده است.)فکر کنم بعد از ترویج متعه،زاد و ولد افزایش یابد و مشکل کمبود جمعیت حل شود.بنابراین آیا می شود پروژه های خانه سازی انبوه را در کویر لوت و نمک آغاز کرد؟دوستان کسی را می شناسند که به وزیر کشور یا رییس جمهور معرفی کنند؟
9 – به نظرم مهمترین راه حل مشکل بیکاری،گرانی،تورم و مسکن، بی شک ازدواج موقت است .چرا که مرد ملزم به دادن نفقه نیست و بنابراین از حجم سرمایه ها و پولهای سرگردان کاسته می شود ، جوانان هم نیاز پیدا نمی کنند برای تامین مایحتاج زندگی و تامین نفقه،کار کنند و تقاضا نیز پایین می آید و تورم بدین وسیله مهار می شودو نیاز به مسکن هم وجود نخواهد داشت و تروریستها ی اقتصادی و دستهای پنهان افزایش قیمت مسکن هم به خاک سیاه خواهند نشست. در ضمن مرد می تواند هر وقت خواست،"بذل مدت"کند و زن را به امان خدا رها کند که این امر بی شک بر پایین آمدن آمار طلاق و کاهش مشکلات اجتماعی موثر خواهد بود.
نظرات و پیشنهادات دیگری هم دارم ولی مطلب طولانی شده و اجرایی کردن کلیه بندهای آن بی شک نیازمند زمان است. بنابراین بقیه پیشنهادات را به فرصت دیگری موکول می کنم ودر انتها فکر می کنم آغاز اجرائی شدن این طرح برای روز زن(14 تیر)مناسب باشد.چون این روز،روز تجلیل از مقام شامخ و والای زن است که این تجلیل، می تواند با ترویج متعه،ابعاد وسیع تری به خود بگیرد و موقعیت زن را در ام القرای کهکشان راه شیری،تا آسمان هفتم ارتقائ دهد. تا نظر دوستان چه باشد...

منبع: طنز نوشته های رویا صدر

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 22:46  توسط رضا  | 

باز هم صیغه

واکنش نمايندگان مجلس هفتم به ازدواج موقت/
نماينده بندر عباس:
تعدد زوجات براي ميليون‌‏ها زن مجرد راهكاري مناسب است
تهران- خبرگزاري كار ايران

نماينده بندر عباس در مجلس هفتم، با استقبال از موضوع ازدواج موقت براي كشوري مانند ايران، گفت: قطعا ترويج تعدد زوجات و چند همسري بسيار بهتر از رواج روابط نامشروع در جامعه است. 


شهريار مشيري، درگفت و گو با خبرنگار ايلنا، در واكنش به اظهارات وزير كشور در خصوص ازدواج موقت، گفت: فرهنگسازي در خصوص ازدواج موقت به نظر من در كشوري مثل ايران كه چند ميليون خانم در شرايط ازدواج هستند، راهكاري قابل توجه است.
وي، ادامه داد: براساس شرع اسلام، تعدد زوجات براي مرداني كه تمكن مالي مناسب دارند هيچ منعي ندارد و كار پسنديده‌‏اي هم است كه يك خانواده ديگر را هم سرپرستي كند.
مشيري، اظهارداشت: شايد يكي از علت‌‏هايي كه در برخي كشورهاي عربي مساله فحشا كمتر ديده مي‌‏شود همين بحث ازدواج موقت و تعدد زوجات است.
وي، افزود: البته قطعا در اين كشورها مساله تعدد زوجات كاملا فرهنگسازي شده و با فرهنگ آن‌‏ها عجين شده است و براين اساس ديگر زني بدون سرپرست نمي‌‏ماند كه بخواهد براي امرار معاش تن فروشي كند.
عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس هفتم، آمار زنان ازدواج نكرده و طلاق گرفته كه آمادگي ازدواج را دارند حدود 5 ميليون برآورد كرد و گفت: اين آمار وحشتناكي است و واقعا سرنوشت اين 5 ميليون زن چه مي‌‏شود.
وي، ادامه داد: در جامعه ما حاكميت و دولت همانند كشورهاي پيشرفته داراي نهادهاي حمايتي از زنان نيست، حداقل با ترويج فرهنگ چند همسري و ازدواج موقت بايد به اين وضعيت سامان داد.
وي، افزود: اگر واقعا يك جايي بود كه دولت از نظر حقوق و مزايا به زناني كه سرپرست خانواده هستند رسيدگي مي‌‏شد و تحت پوشش قرار مي‌‏گرفتند، ديگر نيازي به اين بحث‌‏ها نبود، ولي در شرايط كنوني واقعا اين زنان چه بايد بكنند.
مشيري، تصريح كرد: اگر بحث تعدد زوجات در جامعه ايران فرهنگسازي شود موضوع ظرف چند سال برطرف مي شود، همان طور كه در جزيره قشم و بندرعباس تا حدي اين موضوع جا افتاده است كه زنان اول خود براي ازدواج دوم شوهرانشان اقدام مي‌‏كند.
وي، افزود: قطعا اگر ازدواج دوم در جامعه ايران جا بيافتد بهتر از اين است كه رابطه نامشروع جا بيافتد، زيرا در روابط نامشروع آخرين كسي كه قرباني مي‌‏شود زن است و مردان هم گليم خود را از آب بيرون خواهند كشيد و خود را نجات مي‌‏دهند، اما اين زنان هستند كه متضرر اول و آخر خواهند بود.
مشيري، اضافه كرد: البته ازدواج دوم را مردي مي‌‏تواند انجام دهد كه تمكن مالي داشته باشند و بتواند دو خانواده را بگرداند وگرنه خدا لعنت مي‌‏كند كسي را كه از حلقوم يك خانواده ديگر لقمه‌‏اي را در آورده و به ديگري بدهد.
وي، افزود: قطعا بايد دستگاه قضايي درآمد ماهانه فرد متقاضي ازدواج دوم را برآورد كند و در صورت صلاحيت، گواهي تاييديه بدهد،
وگرنه نبايد به صورت آزادانه اين موضوع در جامعه اجرايي شود تا به اين ترتيب يكسري افراد ديگر به زير خط فقر تنزل كنند.
اين نماينده مجلس هفتم، گفت: البته بحث تعدد زوجات را بايد از نظر جنبه‌‏هاي ثواب و تامين معاش يك خانواده ديگر لحاظ كرد، ضمن اين كه منظور بنده لحاظ جنبه‌‏هاي جنسي قضيه نيست.
پايان پيام

منبع : خبرگزاری کار ایران

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 22:46  توسط رضا  | 

چت

پسر : سلام،خوبی؟ مزاحم نيستم؟

دختر: سلام، خواهش می کنم ؟
پسر : تهران/
علی 
/۲۶ و شما؟
دختر‌: تهران/
فاطمه
/ ۲۲
پسر: اِ اِ اِ ، چه اسم قشنگی! اسم مادر بزرگ منم
فاطمه است
.
دختر: مرسی! شما مجردين؟
پسر: بله. شما چی؟ ازدواج کردين؟
دختر: نه، منم مجردم. راستی تحصيلاتتون چيه؟

 من فوق ليسانس  علوم سیاسی  از دانشگاه هاروارد آمريکا دارم. شما چی؟
دختر : من فارغ التحصيل رشته‌ي
 جامعه شناسی
از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.
پسر: چه عالی! واقعا از آشناييتون خوشحالم.
دختر : مرسی. منم همين طور. راستی شما کجای تهران هستين؟
پسر: من بچه‌ي تجريشم. شما چی؟
دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجريش می شينين؟
پسر: خيابون دربند. شما چی؟
دختر : خيابون دربند!؟ کجای خيابون دربند؟
پسر : خيابون دربند، خيابون...... کوچه...... پلاک......، شما چی؟
دختر: اسم فاميلی شما چيه؟
پسر: من؟
فاکر
! چطور!؟
دختر: چی؟
علی تويی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟

 تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب مونده‌ي خونه رو بدی!

 مکانيکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟
پسر : اِ،
  خاله اقدس
 شمائين؟ چرا از اول نگفتين؟ راستش! راستش!
دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با
سودابه
....، آخه می دونين...........
دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونه‌ي منو به آدمای توی چت ميدی؟

 می دونم به فريده چی بگم!
پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فريده چيزی نگين!

 اگه بفهمه پوستمو میکّنه! عوضش منم به عمو احمد چيزی نمی گم!
دختر:‌ او و و و م خب! باشه چيزی بهش نميگم. ديگه اسم
احمد
و نياريا!
راستی من بايد برم عمو
 احمد
ت اومد. بای
پسر: باشه
!!!!!! بای......

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 22:45  توسط رضا  | 

مشاهده کارکرد موبایل از طریق SMS

از جمله سرويس‌هاي جانبي که دارندگان تلفن همراه اپراتور اول مخابرات، مي توانند از آن استفاده نمايند، آگاهي از مبلغ کاربرد ميان دوره‌اي موبايلشان مي باشد.

بدين ترتيب جهت دريافت مبلغ کارکرد موبايل، تنها کافيست يک SMS با فرمت (تاريخ شروع,تاريخ انتها) براي شماره تماس 30009 ارسال نماييد.

اطلاعات ارسال شده براي دوره زماني انتخاب شده بر حسب ريال عبارتند از:

- هزينه SMS هاي ارسال شده

- هزينه مکالمه درون شهري

- هزينه مکالمه بين شهري

- هزينه جابجايي خط

- مجموع هزينه هاي فوق

بطور مثال درصورتيکه مي خواهيد مبلغ کارکرد موبايل خود را از تاريخ اول فروردين 1385 تا تاريخ 23 فروردين 1385 دريافت نماييد. متن SMS شما به صورت زير خواهد بود:

860101,860123

دقت نماييد که بين اين دو تاريخ علامت کاما ( , ) وجود دارد، اکنون عبارت بالا را براي شماره 30009 ارسال نماييد تا در زمان اندکي ليست کاملي از کارکرد موبايل شما برايتان ارسال شود.

اگر حرف H را به شماره 30009  ارسال نماييد. پيغامي دريافت مي‌کنيد که نحوه ارسالSMS جهت دريافت کارکرد موبايل‌تان را شرح مي دهد.

منبع : نقاب عشق

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 22:44  توسط رضا  | 

بزم رباعی

تب یانگوم!

    

   هر چند که از دیده ی من گم شده ای

   غمخوار و کمک رسان مردم شده ای

   در قصــــر دلم جواهــر عشــــق منی

    ای خوشگل من!چقدر یانگوم شده ای !

 

                     لیگ برتر!

   

           پرسپولیس!

 

   هی باختی و به گوشه ای کز کردم

   درباخت تو مویه چـــــــو فائز کردم!

   ای پرسپولیس! اشک خــــود را آخر

    چــون پیرهنت به رنگ  قرمــز کردم!

 

         استقلال!

  از باخت شده مزاجمان صفراوي

  گــــــل کرده جنونمان ز نوع گاوي!

 از صـــدر به ذیل پرت شد "استقلال"

  وافریـــــــادا از "صمــــــد مرفاوی"!!

 

                 سايپا!

  کفگيرش اگر چه بر ته ديگ رسيد

  جبران کرد و ز راه چون "ميگ" رسيد!

  هم آبي و هم قرمز را قال گذاشت

    گازيد و به قهرماني ليگ رسيد!

 

       

                   انرژی هسته ای!

 

 

       این بنده اسیر  و بسته ی چشمــــانت

       دلخسته  و ودلشکسته ی چشمانت

       ســــــوی دل مـــــن انرژی آزاد کند

       ای من به فدای هسته ی چشمانت!

                  قافیه!

 

    گفتم : تا چند از پی واژه ی عشق -

    هی قافیه آوریم از شهر دمشق!

    گفتا: ز درخت عشق شاخی بتکان

     گفتم: چه شود حاصل ما؟ گفت: زرشق!!

 

منبع : بوالفضول الشعرا

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 22:43  توسط رضا  | 

اشعار برره ای

ناگهان پـــــرده بر انداخته ای ، یعنی چه؟

مست از خانه برون تاخته ای ، یعنی چه؟

                                              "حافظ"

 

ناگهان پـــــرده بر انداخته...." ای ، یعنی چه؟"(!)

مست از خانه برون تاخته..." ای ، یعنی چه؟"(!)

عشق شون پت ، وَزده  چنبـــــــره بر زندگيـم

سهم دل ، خشکه نپرداخته!..."اي يعني چه؟!"

اي کَيانـــــــــوش که با مـــــا  وَزده شطرنجي

شـده چُلمنگ و فقط باخته!..."اي يعني چه؟!"

نَوَديدي کــــه "سحـــــــرناز" به روي "ليلــون"

باز هم خنجـــــر خود آخته؟!..."اي يعني چه؟!"

وا وَکن چشم و  وَبين گرد نخــود چي فوکولَه!

کــار ِ  اي "دو برره" ساخته!..."اي يعني چه؟!"

"بوالفضول الشعـــرا" حافظ طنز است و "بگور"

پيش او لُنـــگ  وَ يَنــــداخته!..."اي يعني چه؟!"

**

هر که پنداشت تــو تعريف ز طنـــــزت فوکولي!

فعل معکــــوس تو نشناخته!..."اي يعني چه؟!"

 

*******************************

دوبیتی های برره ای بوالفضول الشعرا!

 

         زنخدون تــو چال اسکندرون بید!   

         دل مو کلّـه پا گشته در اون بید!

         دو من گرد نخـودمصرف وَِکردم    

         فراق شون پتت نئشه پرون بید!        

          ***                  

          ز عشقولی منـــو ویلون وَکردی!   

          ز غم عیـــــن نی قلیون وَکردی!

           همه وزن دوبیتی هامو، چُلمنگ!      

          "مفا لیلـون مفا لیلـون" وَکردی(!)

منبع : بوالفضول الشعرا

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 22:42  توسط رضا  | 

پشتک

درجای زمخت وسفت وکوچک نکنید

پیوسته کنید واندک اندک نکنید

جز روی چمن خلاصه پشتک نکنید

بی جنبه نباشید و به ما شک نکنید!

منبع: طنزهای زهرا دری

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 22:41  توسط رضا  | 

امّل فساد

«اُمّــل»فساد !

اگر که کالاها بـازم قیمتاشون قد کشیده
اگر ترافیـک خفنه ، موبایـلا آنتـن نمـی‌ده

کنکور اگر که مشکله
حل نمی شه معادله
هرجا اگر خرابیه
تقصیر بدحجابیه !
***
اگر تو هر وزارتی پارتی و رشوه جاریه
اگر تـــو هـر اداره ای تخـــــلفِ اداریـــه

هرچیزی می‌شه زیر و رو
اگر تقلب می‌شه تو
حوزه ی انتخابیه
تقصیر بدحجابیه !
***
اگر که صُب تا شب باید مثل یه دانکی! کار کنی
اگر باید جـــون بکنــی تا همــسر اختیــار کنــی!

اگر یکی«جون»نداره !
برای شب نون نداره
یکی خونه‌ش کبابیه
تقصیر بدحجابیه !
***
اگر فلانــی داره با فلانــی دعــوا می‌کنــــــــه
همش توی روزنامه ها تکذیب و افشا می‌کنه

اگر واسه یه لقمه نون
باید کنار هر ستون
چاپ بکنن جوابیه
تقصیر بدحجابیه !
***
اگر تو تبلیغات می‌گفت:«ما با حجاب کار نداریم
با هرچـی کار داشته باشیم کاری با اجبــار نداریم»

برای رای ِ پرفروغ
اگر که گفتن ِ دورغ
شیوه‌ی رای‌یابیه
تقصیر بدحجابیه !
***
اگر که دانشگاهامون نیمکتِ کافی ندارن
اگر که استادا یه ربع وقت اضــافی ندارن

دانشجو باید بدونه
اگر که تو کتابخونه
معضل ِ بی‌کتابیه
تقصیر بدحجابیه !
***
می خوام یه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه
من باشم و تو باشــــی و یک شب مهتابی باشه

اگر دلم بهم می‌گه
یا تو یا هیچ کس دیگه
آسمونم که آبیه
تقصیر بدحجابیه !
***
اگر خیار گرون می‌شه سالی سه بار گرون می‌شـه
اگر که بــی مقدمـــه میـــوه به نرخ خــون مـــی‌شه
 
به جون کــامرون دیاز ! 
اگر که قیمت پیاز
به قیمت گلابیه
تقصیر بدحجابیه !
***
اگر برای ادعا زبــــــــــــــــــــــــــون داریم هزار وجب
ولی تو خیلی عرصه ها همش می‌ریم دنده عقب

اگر دوای دردمون
همیشه صدتا کامیون
شعار انقلابیه
تقصیر بدحجابیه !
تقصیر بدحجابیه !

 منبع : به هیچ عنوان

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 22:40  توسط رضا  | 

یک مامور وظیفه شناس

به به ای خانم قشنگ و ملوس!
که قدم می زنی به شکل عروس

ای کـه در پیــش آینــه با تـاپ
کرده ای یک دو ساعتی میک آپ!

روی اجـزای صـورتت یک یک
ریمل و سـایه و رژ و پن کـک

شده ای چشم خواهری خوشگل
می بری از بزرگ و کوچک، دل

می شود بند عفت از این ناز
چون کمربند سبز تهران، باز!

نگو اصلاْ که ذاتاْ این مدلـم
خودم این کاره ام عزیز دلم!

گـر کـه موجبـات ننـگی تو
پس چرا اینقدر قشنگی تو؟!

خواهرم! توی این بریز و بپاش
تا حدودی به فکر ما هم باش!

من خودم بی خیال دنیاشم
نه که منظور من خودم باشم

مشکل از سوی جوجه کفترهاست
غصه ام غصـه ی جوانتـرهاست

که به یک جلوه ی زن از مرّیخ
خُل و دیوانه می شوند از بیخ!

رشته را می کنند هی پنبه
بس که نابالغ اند و بی جنبه

ما که داریم خانه ای دربست!
تازه! ویلای دوستان هم هست!

غالبـاْ عصـرها همـانجـایـم
هفته ای یک دو روز تنهایم!

الغرض! حیف تو، همین دیگر
روسری را جلو بکش خواهر!

منبع : زیباترین شعرهای امروز

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 22:40  توسط رضا  | 

شعر طنز

غصه نخور زندگی بهتر می شه

کره الاغ بزرگ بشه خر می شه

"ب"رو سر "بشر" نشسته اما

روسری شو برداره که "شر "می شه !

تو واژه های  بعضی  از  بشرها

"عزیزمی" یه دفعه "خواهر" می شه

یا معنی ِ "قربون قد وبالات "

همین جوری یهو "برادر "می شه

یه روز همون خواهره با برادر

با هلهله وارد محضر می شه

سونوگرافی میگه بچه مَرده

وقتی میاد بچه هه دختر می شه

خروس همسایه ما که لات ِ

اخر کار عاشق کفتر می شه

مرغاشو بی خیال می شه واسه عشق

هلاک میشه ..می میره..پرپر می شه

فوق لیسانسه اخرش با دیپلم

که داره بند "پ" برابر می شه

تو پچ پچ گیلاس وتوت و الو

رییسشون خیار چنبر می شه

بهشتی که میگن پر از اناره

اخر سر نصیب مادر می شه

اما اگه مامان زن توش بره !

جا باز واسه مامان شوهر می شه ؟

نابغه یعنی اونکه ثابت کنه

آب که بره توی زمین  تر می شه !

دوباره رفتم الکی سر سطر

غصه نخور زندگی بهتر می شه

منبع : طنزهای زهرا دری

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 22:39  توسط رضا  | 

عجب خانم با شخصیتی!

hspace=0

 

در حاشیه تشکر  نظامی زن  انگلیسی از مقامات جمهوری اسلامی.

 

متکی: عجب خانم با شخصیتی!...

منبع : شریف نیوز

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 22:37  توسط رضا  | 

سلام!

hspace=0

 

۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۶ - رئیس جمهور در جمع نمایندگان مجلس دانش آموزی.

منبع : شریف نیوز

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 22:37  توسط رضا  | 

احمدی نژاد با لباس عربی

عكس: احمدی نژاد با لباس عربی


احمدي نژاد در سوسنگرد


 

 

 

منبع : شریف نیوز

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 22:36  توسط رضا  | 

50 راه برای بازی با اعصاب بقیه

  1. روزهای تعطیل مثل بقیه روزها ساعتتون رو کوک کنین تا همه از خواب بپرن
  2. سر چهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارین تا جلویی ها زود تر راه بیفتند
  3. وقتی میخواین برین دست به آب با صدای بلند به اطلاع همه برسونین
  4. وقتی از کسی آدرسی رو می پرسین بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از یه نفر دیگه بپرسین
  5. کرایه تاکسی رو بعد از پیاده شدن و گشتن تمام جیبهاتون به صورت اسکناس هزاری پرداخت کنید
  6. همسرتون رو با اسم همسر قبلیتون صدا بزنین
  7. جدول نیمه تموم دوستتون رو حل کنین
  8. روی اتوبان و جاده روی لاین منتهی الیه سمت چپ با سرعت پنجاه کیلومتر در ساعت حرکت کنین
  9. وقتی عده زیادی مشغول تماشای تلویزیون هستند مرتب کانال رو عوض کنین
  10. از بستنی فروشی بخواین که اسم پنجاه و چهار نوع بستنی رو براتون بگه
  11. در یک جمع سوپ یا چایی رو با هورت کشیدن نوش جان کنین
  12. به کسی که دندون مصنوعی داره بلال تعارف کنین
  13. وقتی از آسانسور پیاده میشین دکمه های تمام طبقات رو بزنین و محل رو ترک کنین
  14. وقتی با بچه ها بازی فکری می کنین سعی کنین از اونها ببرین
  15. موقع ناهارتوی یک جمع جزئیات تهوع وگلاب به روتون استفراغی که چند روز پیش داشتین رو با آب و تاب تعریف کنین
  16. ایده های دیگران رو به اسم خودتون به کار ببرین
  17. بوتیک چی رو وادار کنید شونصد رنگ و نوع مختلف پیراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگین هیچ کدوم جالب نیست و سریع خارج بشین
  18. شمع های کیک تولد دیگران رو فوت کنین
  19. اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرایشگرتون تعریف کنین
  20. وقتی کسی لباس تازه می خره بهش بگین خیلی گرون خریده و سرش کلاه رفته
  21. صابون رو همیشه کف وان حموم جا بذارین
  22. روی ماشینتون بوقهای شیپوری نصب کنین
  23. وقتی دوستتون رو بعد ازیه مدت طولانی می بینین بگین چقدر پیر شده
  24. وقتی کسی در جمعی جوک تعریف می کنه بلافاصله بگین خیلی قدیمی بود
  25. چاقی و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش یادآوری کنین
  26. بادکنک بچه ها رو بترکونین
  27. مرتب اشتباه لغوی و گرامری دیگران هنگام صحبت رو گوشزد کنین و بهش بخندین
  28. وقتی دوستتون موهای سرش رو کوتاه میکنه بهش بگین موی بلند بیشتر بهش می یاد
  29. بچه جیغ جیغوی خودتون رو به سینما ببرین
  30. کلید آپارتمان طبقه سیزدهم تون رو توی ماشین جا بذارین و وقتی به در آپارتمان رسیدین یادتون بیاد! ﴿این راه هم جنبه هایی از مازوخیسم در بر داره
  31. ایمیل های فورواردی دوستتون رو همیشه برای خودش فوروارد کنین

  32. توی کنسرتهای موسیقی بزرگ و هنری ، بی موقع دست بزنین
  33. هر جایی که می تونین ، آدامس جویده شده تون رو جا بذارین! ﴿توی دستکش دوستتون بهتره
  34. حبه قند نیمه جویده و خیستون رو دوباره توی قنددون بذارین
  35. نصف شبها با صدای بلند توی خواب حرف بزنین
  36. دوستتون که پاش توی گچه رو به فوتبال بازی کردن دعوت کنین
  37. عکسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا کنین
  38. پیچهای کوک گیتار دوستتون رو که ۵ دقیقه دیگه اجرای برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونین
  39. با یه پیتزا فروشی تماس بگیرین و شماره تلفن پیتزا فروشی روبروییش که اونطرف خیابونه رو بپرسین
  40. شیشه های سس گوجه فرنگی و هات سس فلفل رو عوض کنین
  41. موقع عکس رسمی انداختن برای هر کس جلوتونه شاخ بذارین
  42. توی ظرفهای آجیل برای مهموناتون فقط پسته ها و فندقهای دهان بسته بذارین
  43. شونصد بار به دستگاه پیغام گیر تلفن دوستتون زنگ بزنین و داستان خاله سوسکه رو تعریف کنین
  44. توی روزهای بارونی با ماشینتون با سرعت از وسط آبهای جمع شده رد بشین
  45. توی جای کارت دستگاههای عابر بانک چوب کبریت فرو کنین
  46. جای برچسبهای قرمز و آبی شیرهای آب توالت هتل ها رو عوض کنین
  47. یکی از پایه های صندلی معلم یا استادتون رو لق کنین
  48. توی مهمونی ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواین که هر چی شعر بلده بخونه
  49. چراغ توالتی که مشتری داره و کلید چراغش بیرونه رو خاموش کنین
  50. ورقهای جزوه ء ۳۰۰ صفحه ای دوستتون که ازش گرفتین زیراکس کنین رو قاطی پاتی بذارین ، یه بر هم بزنین ، بعد بهش پس بدین
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 22:35  توسط رضا  | 

مستراحی به وسعت یک وبلاگ

مستراحی به وسعت یک وبلاگ

یکی از نوادر دنیای فمینیست‌ها،وکیل وصی زنان عالم، زبان گویای حقوق پایمال شده، عقل کل دنیا، لوبیا‌ی آش شور و بیمزه حقوق بشر ، جیغ جیغوی فحاش و بی‌ادب و تربیت وبلاگستان. در نوشته‌ای با همان زبان آلوده به الفاظ رکیک و بی‌ادبانه کشور ایران را مستراح و احتمالا خودشان را محتویات درون مستراح نامیدند. البته جای تعجب نیست. یک نگاه کوتاه به پست‌های قبلی این سرکار بانو می‌رساند که ایشان به طور همزمان دچار بیماری خود بزرگ بینی و دیگران کوچک بینی شدند. در نگاه ایشان همه کم عقل، عقده‌ای، شهوت پرست و پیف! هستند و خودشان و دیگر زنان فمینیست مبارز و معترض وعصیان زده و نمونه یک زن ایده‌آل. جا دارد این سوال مطرح شود که آیا کشور ایران مستراح است یا نگاه ایشان مستراحی؟ نگاهی که فقط از دریچه شهوت به جامعه باشد باید هم همه جا را مستراحی ببیند چرا که اصلا ذهنش مستراحی شده. کسی که به خاطر اینکه در اتوبوس از پسرها جدایش کردند و یا در مدرسه برای 4 ساعت در روز از پسرها جدا شده اینطور ناله و فغان راه می‌اندازد و به خاطرش نه دولتش که کشورش را؛ سرزمین اجدادی اش را مستراح می‌بیند خود، لایق‌ترین کس برای تعریف این واژه است. کسی که تمام حرفهایش و نوشته‌هایش مربوط به آن فاضلاب شهوت نصب شده در زیر شکمش است، باید هم همه را شهوتی ببیند

کلا فمینیست‌ها به 3 دسته تقسیم می‌شوند. یک دسته آنان که فکر می‌کنند عقل دارند، یک دسته آنان که فکر می‌کنند بقیه عقل ندارند. دسته سوم هم نخودی هستند.برای فیمینی شدن(بر وزن فینگیلی شدن)دو راه پیش رو است.یا فرزند یک خانواده‌ی نابه‌هنجار باشید که هیچکس در آن شما را درک نمی‌کند. در بچگی پدرتان کتکتان میزده و شبها توی چرخ‌گوشت می‌خوابیدید. راه دوم اینکه در یک خانواده به شدت روشنفکر باشید. برای مثال روزی 2 بار تعریف می‌کنید که یکبار پدرم در اتاقم را باز کرد و دید با دو تا دوست پسرم مشغول بحث‌های فرهنگی! هستیم در رو بست و گفت مزاحمتون نمی‌شم انگار سرتون شلوغه

چگونه یک فمینیست خوب شویم؟
یک: فحاش باشید. مثال: سلام گلناز جان چطوری؟ جواب:خفه شو کثافت لجن. این سلامت بوی شهوت می‌داد.دفعه آخرت باشه که سلام می‌کنی آشغال عوضی

دو: پز بدهید. مثال: فرناز جان فلان کتاب رو خوندی؟ جواب: اوه.. اونو که دو سالگی خوندم. یادمه موقعی که من اونو خوندم مامانم هر 20 صفحه یه بار میومد عوضم می‌کرد.یادمه با پرفسور اوشکولیان هم یه مناظره‌ای داشتیم درباره اون کتاب که ضایعش کردم پروفسورو .. آخه هیچی بارش نبود

سه: به سوال‌ها پاسخ عاقل اندر سفیه بدهید.مثال: شادی جان. من می‌خوام یه تحقیق درباره " ارتباط منفی میخچه کف پای زنان و داد کشیدن مردها" بنویسم. میتونی کمکم کنی؟ جواب: به.. عجب چیز ساده‌ای.. بابا فقط احمقا دراین باره تحقیق می‌کنن. حالا عیبی نداره. یه کتاب هست واسه گروه سنی الف به نام" چگونه خودمان جیش کنیم" اونو بخون. بعد بیا تا یه کتاب بهتر بهت معرفی کنم

چهار: از جاذبه‌های سکسی خودتان بنویسید: مثال: میدونید امروز رفتم آرایشگاه تا خط لب بکشم. وای نمی‌دونید آرایشگر گفت تو که با اون لبای خوشگل غنچه‌ایت احتیاجی به خط لب نداری. بعد گفتم می‌خوام سینه هام رو کوچیک کنم گفت مگه خر شدی دختر؟الان دقیقا همین مدل سینه های تو مد شده

پنج: یک جوری بنویسید که همه به شما حسودیشان شود. مثال:امروز که از سر کوچه داشتم میومدم 253 تا متلک شنیدم. سوار تاکسی که شدم طرف گفت با من ازدواج می‌کنی؟ گفتم خفه شو کثافت.ژان پل سارتر کمتر اصلا خونه راه نمی‌دم. نمی دونید به خدا...نا حالا دوملیون تا خواستگار کَنه داشتم که رد کردم

شش: سنت‌ها و آداب و رسوم مردم را به تمسخر بگیرید. مثال: اه اه.. خواستگاری؟ حالم به هم می‌خوره.. روابط جنسی باید آزاد باشه( نگاه کنید به نکته 4) وقتی فلان زن همسایه رو می‌بینم که چادر سرشه افسوس می‌خورم که یه زن چطوری میتونه انقدر خودش رو در چهارچوب‌های ابلهانه محدود کنه. شله زرد می‌پزه که نذرشو ادا کنه. بدبخت فلک زده.. دلم به حالش می‌سوزه که چقدر آدم می‌تونه عقلش کم باشه

هفت: هر چند وقت یکبار یکی از ستاره‌های خوشتیپ مرد ایرانی و خارجی رو مسخره کنید. مثال: اه اه.. حالم از گلزار به هم میخوره.. این برد پیت رو دیدید؟ قیافش شبیه زولبیا بامیه می‌مونه

هشت: روشنفکر باشید. بهترین و ساده‌ترین راه برای این کار این است که سایز کف پای زنان جهان را بدانید اما از زنان کشور خودتان بی‌خبر باشید. خودتان را آدم و بقیه را در حد بزمجه، کوآلا،شامپانزه، ملخ، سوسک حمام و امثال اینها حساب کنید

نه: هرچند یکبار مصاحبه میشل فوکو با ژان پل سارتر رو تو وبلاگتون منتشر کنید

ده: اگر توانستید یک مجله‌ای روزنامه‌ای سایتی چیزی دربیاورید. زیاد مشکل نیست.اول یک اسم انتخاب کنید . اسم‌های "جیگر‌ بی جیگر"، "زنان راننده تریلی"،" مرگ بر ظرفشویی"، به عنوان نمونه پیشنهاد می‌شوند. روی جلدش عکس سیمون دوبوار را کار کنید. یک تیتر گنده بزنید که " زنان کارگر! حقتان را بگیرید." بعد 4 تا مقاله مثلا" اعدام را لغو کنید، آدم هارو نکشید بی...ها" یا " عدم نگاه جنسیتی به زن، اماها و اگرها" منتشر کنید. نگران پولش هم نباشید. وقت آگهی که می‌رسد همه‌ی حرفها کشک می‌شود. با رژ آزیتا لب‌های خوشگلی داشته باشید،گن‌های لاغری غوزگلیان، آیا از سایز سینه خود ناراضی هستید؟ آنرا به ما بسپارید


یازده: به مردها فحش بدهید. این مهمترین قسمت کار است. شعار " مرد خوب مرد مُرده است" را سرلوحه کار خود کنید. همه‌ی مردها را به شکل یک آلت تناسلی ببینید که یک مشت روده بهشان چسبیده

دوازده: هر 20 روز یکبار یک تظاهراتی راه بیاندازید در حمایت از حقوق زن در ایران. محل جلوی پارک دانشجو پیشنهاد میشود
شعارهای زیر نیز توصیه می‌گردد:" مرگ بر ضد حقوق زن و صدام"،" حقوق زن آزاد باید گردد"، " فرهنگستان، فرهنگستان، اون کلمه‌ی جیگرو حذفش کن"، " ما اهل پاریس نیستیم، سیمون تنها بماند"، " آشپزی،آشپزی مرگ به نیرنگ تو"، تُپل و مُپل نخواستیم

سیزده: شما باید نشان بدهید که همه تحویلتان می گیرند و خیلی تاثیرگذارید. یکجوری وانمود کنید که شدید یک بحران وچالش برای نظام . مهم نیست که کسی تحویلتان نگیرد, مهم این است که نقش را خوب بازی کنید طوری که همه فکر کنند شما خیلی آدم مهمی هستید. مثال: یک روز تظاهراتی در پارک دانشجو: خانم گ: آی پلیسای فلان فلان شده بیایید برای ما ایجاد مزاحمت کنید. پلیس: برو بینیم بابا حال نداری. خانم گ: آخه شما باید ما رو با باتوم بزنید تا عکاس عکس بگیرد و همه دنیا بفهمند که حقوق زن در ایران در زیر باتوم های ستمگران در منجلابی از چادرهای مشکی پایمال میشه. پلیس: دوربین مخفیه؟ ف.س: دوربین مخفیم کجا بوده. ما مهمترین و بحرانی‌ترین مسئله نظام هستیم. پلیس: جون من دوربین مخفیه؟کی پخش میشه از تلویزیون؟

چهارده: تمام تلاشتان را بکنید که از سوی مخالفان حقوق زن در جهان یک بلای سرتان آورده شود.چه می‌دانم، مثلا یک باتومی بخورید، نیشگونتان بگیرند، پس گردنی بهتان بزنند. یادتان باشد همه جا یک دوربین همراهتان باشد. تا چنین صحنه‌ای دیدید فوری یک عکس بگیرید و آن را روی جلد نشریه یا در صفحه وبلاگتان منتشر کنید . اگر هم علی‌رغم تلاش‌هایتان موفق نشدید عیبی ندارد. فدای سرتان. به مادرتان، دوستتان بگویید وقتی خواب هستید یک عکس ازتان بیاندازد. بعد آن را روی جلد کار کنید و زیرش تیتر بزنید:" ماجرای واقعی از یک زن ایرانی؛ مرگ بر اثر نیشگون". بعد در دفتر مجله یا تریبونتان جمع شوید و دست‌هایتان را محکم به هم بکوبید. تلفن را سریع بردارید و زنگ بزنید به بنیاد گینس برای ثبت این واقعه عظیم

پانزده: اگر حتی مسلط به یک زبان خارجی هستید( فرقی نمی‌کند چه زبانی. بورکینافاسویی هم باشد کفایت می‌کند) سریع بنشینید و بی‌ربط ترین مقاله‌‌های فمینیستی که اصلا به کشور و ملت ما هیچ ارتباطی نداشته باشد را ترجمه کنید و در وبلاگ یا نشریه‌تان منتشر کنید. مثال: " متن منتشر نشده مصاحبه ف.س با مجله ال‌پائیس اسپانیا: جنبش کارگری زنان موزامبیک باید روی پای خود بایستد یا آقای رئیس! مجازات صندلی الکتریکی را لغو کنید

شانزده: ترشیده باشید. این هم از نکات مهم فمینیست بودن است. هیچ کس خواستگاری شما نمی‌آید اما وانمود می‌کنید که روزی 3 تا خواستگار دارید. شما در اینجا نقش خمره‌ی 7 ساله‌ای را بازی می‌کنید که هر کس درش را باز می‌کند فوری می‌بندد و می‌رود پی‌کارش و از خیر ازدواج و این چیزها هم می‌گذرد. حالا شما باید یکجوری ازدواج کنید تا همه بفهمند که در خانه شما شوهرتان ظرف می‌شورد. پس به سراغ یکی از دوستان اینترنتی‌تان می‌روید و از آنجا که میدانید او نامزد دارد زیر پایش می‌نشینید و زیر آب نامزد(ه) را می‌زنید و با چهار تا عشوه شتری و دوستت دارم، در حالی که کاملا سعی می‌کنید تا نگاه غیر جنسیتی به زن را در دستور کار قرار دهید ، ازدواج کرده و سال‌های سال به خوبی و خوشی زندگی می‌کنید.ولی یادتان باشد که هیچ‌جا نگویید شوهر دارید یا اگر می‌گویید، فورا یادآوری کنید که ظرف‌های خانه‌تان را او می‌شورد

هفده: زشت باشید. البته کاملا واضح و مبرهن است که هر کس یک قیافه‌ای دارد که قطعا زشت نیست بلکه این تصور ما است که با سلایق‌مان بعضی را خوشگل و بعضی را زشت می‌بینیم. بسیار شده تصویر فردی برای کسی زیبا و برای کس دیگری زشت باشد. از آنجا که بانوان فمینیست خودشان را زشت می‌بینند سعی میکنند با استفاده از وسایل معلوم الحال خودشان را خوشگل( از نظر خودشان) بنمایند. اینجاست که گند اساسی را به خودشان زده و دیگر واقعا زشت می‌شوند.. صبح به صبح برای گریم خودتان از وسایل زیر بهره ببرید: آهک:500 گرم. ماله: 2 عدد . بیکینگ پودر: 6 پاکت بزرگ. گچ:3 گونی . رژ: 4 قاشق چایخوری. خط چشم رنده شده: به مقدار لازم . برای سهولت کار پیشنهاد می‌شود همه‌ی این ملات را با هم خوب مخلوط کرده روی صورت خود بریزید سپس با شن‌کش نسبت به صافی ناهمواری‌ها اقدام کنید. تبریک می‌گویم. شما الآن دیگر یک فمینیست خوب هستید

پی‌نوشت1: هرگونه شباهت اسمی رسما تکذیب میشود
پی‌نوشت 2: این مطلب در مورد 90 درصد به بالای خانم‌های فمینیست صادق است. ناگفته پیداست که منظور هرگز آن 10 درصد آدم حسابی ماجرا نیستند
منبع : برون کا
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 22:35  توسط رضا  | 

بوسه

بوسه يعني وصل شيرين دو لب
بوسه يعني خلسه در اعماق شب
بوسه يعني مستي از مشروب عشق
بوسه يعني آتش و گرماي تب

بوسه يعني لذت از دلدادگي
لذت از شب , لذت از ديوانگي
بوسه يعني حس طعم خوب عشق
طعم شيريني به رنگ سادگي

بوسه آغازي براي ما شدن
لحظه اي با دلبري تنها شدن
بوسه سرفصل كتاب عاشقي
بوسه رمز وارد دلها شدن

بوسه آتش مي زند بر جسم و جان
بوسه يعني عشق من , با من بمان
شرم در دلدادگي بي معني است
بوسه بر مي دارد اين شرم از ميان

طعم شيرين عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسه اي يك بوسه است
بهترين هديه پس از يك انتظار
بشنويد از من فقط يك بوسه است

بوسه را تكرار مي بايد نمود
بوسه يعني عشق و آواز و سرود

 

منبع : لیلا

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 22:34  توسط رضا  | 

اتل متل توتوله!

اتل, متل, توتوله! 

شاعران, نويسندگان, ناشران و خوانندگان عزيز; متاسفانه جريان خزنده
 اي که سالهاست قصد ترويج ابتذال و فحشا در فرهنگ و ادبيات کشورمان دارد باعث شده کار مميزي آثار با دقت بيشتري انجام شود. به عنوان مثال به يکي از اشعار مستهجن سالهاي اخير دقت کنيد: 

شعر فوق بنابه دلايل زير, قابليت دريافت مجوز چاپ ندارد: 

۲- ترويج فحشا: واژه توتوله با يک کلمه بسيار زشت همقافيه و هموزن است !

۵- نشر اکاذيب: شاعر ميگويد گاو حسن شير ندارد در حاليکه در بيت بعدي از صادرات شير اين گاو به هندوستان حرف ميزند. گاوي که شير ندارد چگونه شيرش را به هندوستان صادر ميکنند؟!

۶- بي‌توجهي به منافع ملي: هندوستان در پرونده هستهاي کشورمان بارها نامردي کرده است. بنابراين شاعر موظف است به جاي صادرات شير به هندوستان, آن را به برادرانمان در ونزوئلا, فلسطين و لبنان تقديم کند!

۷- اقدام عليه امنيت ملي: ستاندن يک زن کردي و گذاشتن يک اسم ترکي روي آن (عمقزي), باعث تحريک قوميتها و اخلال در امنيت ملي ميشود.

۸- تشويق به بي‌حجابي: گذاشتن کلاه آن هم با رنگ قرمز بر روي سر در حاليکه چادر تنها نوع حجاب محسوب ميشود, مصداق ترويج بدحجابي است.

عليرغم تمامي ايرادات وارده, از آنجاييکه دغدغه اصلي ما آزادي بيان و انديشه است لذا تصميم گرفتيم مجوز نشر شعر مذکور را با تغييراتي اندک صادر کنيم:

همچنين به اطلاع شاعران و مولفان عزيز ميرساند که با دريافت مبلغي مختصر, آثار شما را قابل چاپ مينماييم. 

                             منبع : تفریحی

                     با تشکر: وزارت فرهنگ و ارشاد 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 22:33  توسط رضا  | 

قرائتی:تمام مشکلات ما از دوسوراخ است:شهوت و غفلت.اولی با ازدواج حل میشود دومی با نماز

قرائتي: ما آخوندها مثل گاز اشک آور شده ايم
قرائتي گفت؛ «مملکت ما دو گير بيشتر ندارد، آخوندهاش نواب صفوي نيستند، کت و شلواري هاش شهيد رجايي.» به اعتقاد او تمام گير و گرفتاري ما از اين است که نماز و انس با قرآن را رها کرده ايم و به جيفه دنيا دل بسته ايم.


حجت الاسلام محسن قرائتي که خود را رئيس «بي سوادها و بي نمازها» مي داند برنامه هاي دومين روز از همايش کاهش استفاده از مجازات زندان را به هم ريخت و با حضور خود همايش را از محفلي آکادميک به نشستي صميمانه با انتقادهاي گزنده بدل کرد.

به نوشته شرق، برگزارکنندگان همايش اواخر شب پيش از او خواسته بودند اگر وقت دارد مهمان افتخاري اين مجلس باشد و او بدون تکلف پذيرفته آمده بود. با آمدن او کارگاه مسائل حقوق و فقه اسلامي همايش برگزار نشد و شنوندگان دل به سخنان شيخي سپردند که به گفته خودش برنامه تلويزيوني اش با بيش از 20 سال سابقه پربيننده ترين برنامه صدا و سيماست.

قرائتي گفت؛ «مملکت ما دو گير بيشتر ندارد، آخوندهاش نواب صفوي نيستند، کت و شلواري هاش شهيد رجايي.» به اعتقاد او تمام گير و گرفتاري ما از اين است که نماز و انس با قرآن را رها کرده ايم و به جيفه دنيا دل بسته ايم.

قرائتي گفت؛ «در همين قوه قضائيه که دل من از آن خون است .» از روزي ياد کرد که به دادگستري مشهد رفته بود و بيش از چند نفر را سر صف نماز جماعت نديده بود. او گفت؛ «آنقدر هوار کشيدم و دري وري گفتم تا اينکه الان مي گويند قدري بهتر شده و مثلاً 40 نفري سر نماز جماعت حاضر مي شوند.»

او که هر فرازي از سخنانش با خنده هاي حاضرين در همايش همراه بود ادامه داد؛ «زمان رياست آقاي يزدي به او گفتم چرا در قوه قضائيه نماز جماعت اقامه نمي شود؟ گفت اگر بگويم قاضي ها بيايند براي نماز از آن طرف جيم مي شوند، گفتم از قديم گفته اند هرچه بگندد نمکش مي زنند واي به روزي که بگندد نمک.»

نماينده ولي فقيه در نهضت سوادآموزي بر شاد کردن جامعه و مردم مخصوصاً جوان ها تاکيد کرد و گفت؛ «چون مردم نمي توانند بخندند مي روند عياشي مي کنند بعد قوه قضائيه آنها را مي اندازد زندان. خوب از اول يک کاري کنيد که مردم بتوانند بخندند. ما آخوندها که هميشه مثل گاز اشک آور عمل مي کنيم. فقط بلديم گريه مردم را درآوريم. از آن طرف در مملکتمان هم خيلي از حلال ها حرام هستند. آن وقت مي گوييد چرا جوان مي رود عياشي مي کند؟ براي اينکه در خانواده ما با او کنار نمي آييم. سعي نمي کنيم جذب و درکش کنيم و او مي رود به طرفي که نبايد برود. ما، وزارت اطلاعات، قوه قهريه و قوه قضائيه به جاي اينکه بياييم جلوي منحرف شدن جوان ها را بگيريم کنگره کاهش زندان راه مي اندازيم. حکايت قوه قضائيه حکايت کسي است که به مريضي که اسهال گرفته قرص نمي دهد تا اسهالش بند بيايد بعد مي رود با نخ و سوزن پشت طرف را مي دوزد، اينکه رسمش نشد.»

قرائتي رئيس کميته اقامه نماز و ستاد امر به معروف در ادامه سخنانش خطاب به مسوولان قوه قضائيه و مهمان هاي خارجي همايش گفت؛ «ما در ايران چهار نوع جوان داريم. يکي جوان هاي توتي. يعني مثل توت هاي شيرين درختي که با يک تکان مي ريزند زمين. اينها خودشان مي آيند مسجد و نماز جماعت مي خوانند و از محرمات پرهيز مي کنند و خلاصه کاملاً دم دست هستند. دوم جوان هاي اناري. انار يک ميوه حلال زاده است اما بايد بروي بالا آن را بچيني، خيلي هم کار سختي نيست. يعني با قدري تلاش مي توان آنها را هم به مسجد کشاند. گروه سوم جوان هاي نارگيلي هستند. يعني نه تنها بالاي درخت هستند که پوسته سفت و سختي هم دارند که بايد زحمت زيادي بکشي و آنها را بشکافي ولي بعد که شکافتي مي بيني مغز شيرين و شيره سفيدي دارند. گروه چهارم هم جوان هاي گردويي هستند که ترشرو و متکبر پشت شاخه هاي درخت پنهان مي شوند و چيدنشان خيلي سخت است.

بعضي هاشان هم توخالي يا تلخند. ما بايد همه اين چهار نوع جوان را در نظر بگيريم و برايشان برنامه ريزي کنيم و آنها را با قرآن و نماز انس بدهيم تا دنبال عياشي نروند. به جاي اينکه بياييم اين کارها را بکنيم آمده ايم کنگره کاهش زندان راه انداخته ايم.»او ادامه داد؛ «اين نص صريح قرآن است که کساني که از قرآن اعراض کنند زندگي شان گير مي کند و به نکبت مي افتند حالا فرقي نمي کند نفتشان 7 دلار باشد يا 70 دلار. الان ما همه از قرآن بريده ايم و قرآن محور زندگي مان نيست. به همين خاطر زندان هايمان هم پر شده است.»قرائتي گفت؛ «قوه قضائيه اگر مي خواهد در رسيدن به اهدافش موفق شود بايد روش هايش را عوض کند. اينکه همايش و کنگره برگزار کنيم که نشد کار. بايد از روش ترياکي ها استفاده کرد.

آنها از ارتباط چهره به چهره استفاده مي کنند، مي روند خانه حسن آقا بعد با هم مي روند خانه احمد آقا، قوه قضائيه هم بايد اين جوري در ترويج نماز و قرآن بکوشد تا بتواند نتيجه بگيرد. من اين را جاهاي ديگر هم گفته ام. نماز که ضايع شد شهوات به دنبال آن مي آيند و بعد هم زندان. الان تمام آسيب هاي ما از دو سوراخ است؛ شهوت و غفلت. اولي با ازدواج حل مي شود دومي با نماز. حالا مي فهميم چرا پيامبر گفته است من از دنياي شما دو چيز را دوست دارم، زن را و نماز. چون اين دوتا يک خاصيت دارند و جلوي فساد را مي گيرند.» محسن قرائتي در پايان تاکيد کرد؛ «خلاصه بگويم، قوه قضائيه نسبت به آموزش و پرورش خراب است، نسبت به نماز خراب است و نسبت به فيلم هم خراب است. آن وقت مي گويند چه کار کنيم؟ خدا کند بعد از اين سخنراني مرا به زندان نيندازند،»

منبع : http://www.todaylink.ir/go/?id=8283

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 22:31  توسط رضا  | 

شعر طنز

یه پسر بچه 18 ساله توی کوچه ها

با خودش پرسه میزد ، هوار میزد که: ای خدا!

این چه قانونیه که برای ما شده بلا

که تو تنها باشی و یکی باشه وبال ما

 

پر شده واژه زن توی کتاب و دفترا

امون از ذات زنا و حقه های دخترا

 

صد دفعه شنفتم اینو که: بابا زن نگیری!!

که اگه زن بگیری تا آخر عمر اسیری!

 اگه گوش ندی، ذلیلِ زنی تا دم پیری

اینقده میزنی سگدو تا بیفتی بمیری

 

اما افسوس که نَرَف نصیحتا تو گوش ما

امون از ذات زنا و حقه های دخترا

 

یکیشون عشوه میاد فِک میکنه ملوس میشه

موهاشو پُف میده و عین دم خروس میشه

وقت خواسگاری چایی نمیاره، لوس میشه

با وجود این اداها آخرش عروس میشه

 

این چه رسمیه که باستی خر بشیم ما پسرا؟

امون از ذات زنا و حقه های دخترا

 

وقتی که میری سراغ اون، تازه اولشه

اول بازی و چونه زدن و کَل کَلشه

دیگه خونه ، کیف دستی – ماشینم ، صندلشه

صحبت از سکه به وزن همه هیکلشه

 

جشن و رفتن سفرِ خارج و اخذ شیر بها

امون از ذات زنا و حقه های دخترا

 

تازه بعدش نوبه خر حمالی کردنته

نوبه کار که  نه، نوبه جون کندنته

بجز از خرید که از فرمایشات زنته

ظرفا و جارو و  بچه و غذا کردنته

 

وای ز روزی که بسوزه یه روز از روزا غذا

امون از ذات زنا و حقه های دخترا

 

وقتی که زنت میشه خانوم یهو میشه عوض

انگار از اول خلقت با ماها داشته غرض

وقتی حالتو میگیره تو خودش میکنه حظ

با خودت میگی که: چی میتونه باشه جز مرض؟

 

چه بلایی بود که آوردی سر ما ای خدا؟

امون از ذات زنا و حقه های دخترا

 

اگه دعوا پیش بیاد خانوم یهو میکنه غش

یهو قهر میکنه و با ساک میره پیش ننه ش

بعد چن روز میکنه واسطه داییِ پَپُه ش

در نهایت این کارا رو دلمون میندازه خش

 

با زبون بازی دوباره میذاره سرت کُلا

امون از ذات زنا و حقه های دخترا

 

وای به حالت اگه تو دچار کم پولی بشی

یا گرفتار همین  پیسیِ  معمولی  بشی

یا تو حلق نارفیقی بری ، هاپولی بشی

وقتشه که ملتزم  به  دادن کولی  بشی

 

اخم و تخم و بد و بیراه و فحش و ناسزا

امون از ذات زنا و حقه های دخترا

 

اما اون روزی که پول بیاد تو جیبت دوباره

به تو سرویس میده هی را به را چایی میاره

بعد  تبسم  میشینه  روی  لباش ،  آتیش پاره

چشمکی میزنه و با عشوه میگه : اینکاره !

 

شبا قربونت میره روزا واسه ت میشه فدا

امون از ذات زنا و حقه های دخترا

 

پولاتو  توی  هوا میزنه  ،  فوری  میقا په

شیره تو میکشه و هرچی که داری می چاپه

یا تو بوتیکه یا تو استوره(stor ) یا توی شاپه!

قربونش برم  همش هم   پی  جنسای  تاپه!

 

تَتو و ریمل و ماسک و رُژ و مانتو و طلا

امون از ذات زنا و حقه های دخترا

 

وای از اون روزی که خانوم هوس کلاس کنه

هوسِ  اتوکَُد  و ویندوز  و  سی پلاس  کنه

یا ویار فاکس و نرتون کلاس داس کنه

حالا پوله که باید بدی تا درس و پاس کنه

 

دیگه گلدوزی و آواز و شنا باشه جدا

امون از ذات زنا و حقه های دخترا

 

کلاس زبان بره، دیگه کارت میشه تموم!

صُب: گو این کلاسِ رووم!!(1) نایته(2) که: کامینگ این دِ هووم(3)

وُود (4) تو پاچه ت میکنه بعد توی آستینت باتوم

زبون مادری دیگه از یادش میره، خانوم!

 

دیگه میشیم چیپ و بی کلاس و جزو اووشکولا

امون از ذات زنا و حقه های دخترا

 

کلاس رزمی بره یه جور دیگه باهاته

اونیکه شبانه روزی در میادش ، باباته!

اگه حرفی بزنی جواب میده با کاراته

خوراکت آپرگاد و هوکه و جات تو حیاطه

 

دیگه از شب تا سحر جیغه و تمرین کاتا

امون از ذات زنا و حقه های دخترا

 

وای اگه خانوم بخواد هوای آرایش کنه

هوس میزامپیلی کنه ، یا مو رو مِش کنه

صورتو بَتونه و نقاشی روی چش کنه

یکی نیس اون ریمل و ورداره تو چشش کنه

 

جی و مکس فکتور و جید و ایووروشه ، نیوآ(5)

امون از ذات زنا و حقه های دخترا

 

           

                                           *   *   *

 

اولش از می عشوه هاش  پاتیلِت  میکنه

 نمی فهمی !، توی این گیجی ذلیلت میکنه

میزنه توی سرت ، تو پات ، علیلت میکنه

توی  زندگی  مشترک  فُسیلت  میکنه

 

میسوزونه  زندگیتو عاقبت   این اژدها!

امون از ذات زنا و حقه های دخترا

 

 

 

 

1-Go in class room

2- night

3-coming in the home

4-wood

5- مارکهای لوازم آرایشی

 

منبع : منبع موثق

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 22:28  توسط رضا  | 

تصاویری از تشییع جنازه مهستی

عکسها در ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 21:9  توسط رضا  | 

تولدت مبارک

فردا تولد فرشید خان کبیر،یکی از دوستامه.تولدت مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 20:55  توسط رضا  | 

استاد شجریان در سوگ مادر نشست

۴ روز پس از روز مادر

استاد آواز ايران از شب گذشته

در سوگ از دست دادن مادر نشست

«علي غزنوي»مدير روابط عمومي دل آواز در گفت‌وگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت: «افسر شاهوردياني» همسر مرحوم «مهدي شجريان» شب گذشته در مشهد بر اثر حمله قلبي دار فاني را وداع گفت.
وي افزود:بعد از بازگشت استاد «شجريان»به تهران مراسم ختمي را براي آن مرحوم برگزار خواهند كرد كه زمان آن هنوز مشخص نشده است.
«افسر شاهوردياني» مادر«محمدرضا شجريان» متولد 1300 در مشهد است كه فرزنداني چون «محمدرضا شجريان»،«عليرضا»،«نسرين»،«احمدعلي»،«محمدجواد و «امير»ثمره زندگي او با مرحوم «مهدي شجريان» است.
شجريان قرار بود تابستان امسال به همراه گروهش كنسرتي را در تهران و به دنبال آن در كشورهايي چون ايتاليا،دانمارك و دبي برگزار كند.

منبع : خبرگزاری فارس

منبع : ترانه های ماندگار

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/18ساعت 20:47  توسط رضا  | 

شش حالت ماده با توضیح کامل

دید کلی
یونانیان باستان ، عالم را متشکل از چهار عنصر آتش ، خاک ، آب و هوا میدانستند. امروزه دانشمندان بکمک این عناصر ، تمام اجزای تشکیل دهنده جهان را آن طور که هست ، توضیح میدهند. آتش بیانگر انرژی بوده و سه عنصر دیگر نشان دهنده سه حالت از ماده جامد ، مایع و گاز میباشند. بر طبق این تقسیم بندی ، مواد جامد دارای شکل و ابعاد مشخصی بوده و همچنین جرم ، حجم و وزن مشخصی دارند.
مایعات و گازها شاره هستند، یعنی جریان مییابند. این اجسام شکل معینی ندارند و شکل ظرفی را که در آن قرار دارند بخود میگیرند، در حالیکه مقدار معینی دارند. مثلا مقدار آب ، دی اکسید کربن ، هوا ، شیر و غیره جرم قابل اندازه گیری و معینی دارند، اما نمیتوانند همانند جامدات با اعمال نیروی پس زنی کشانی ، در مقابل تغییر شکل ، مقاومت کنند.

بررسی حالات پنج گانه ماده و تحلیلی بر چیستی حالات تازه آن

تا کنون با سه شکل ماده آشنا شده اید: گاز، مایع و جامد.
ولی اینها تمام حالات ماده نیستند. اشکال ماده به طور کلی عبارتند از : جامد ,مایع ,گاز ,پلاسما و ماده چگال بونز -انیشتین- و حالت تازه کشف شده یعنی ماده چگال فرمیونی.

جامد
مواد جامد در برابر تغییر شکل مقاومت می کنند و آنها سفت و شکننده هستند.
برای درک چگونگی این موضوع می توان جامدات را اینگونه تعریف کنیم.
در حالت جامد ، نیروهای بین مولکولی ، بقدری قویتر از انرژی جنبشی هستند که باعث سخت شدن جسم در نتیجه عدم جاری شدن آن میگردند. جامدات شکل و حجم معینی دارند. در جامدات فاصله مولکولها مانند فاصله آنها در مایع است. جامدات نمیتوانند مانند وضعیتی که حالات مایع و گاز دارند، آزادانه به اطراف حرکت کنند. بلکه ، در جامد ، مولکولها در مکانهای خاصی قرار میگیرند و فقط میتوانند در اطراف این مکانها حرکت نوسانی رفت و برگشتی بسیار کوچک انجام دهند.
این حرکت نوسانی ، بخصوص در جامدات بلورین ، کاربردهای صنعتی و علمی زیادی را برای این دسته از مواد به دنبال دارد.

مایع
در حالت مایع ، مولکولها بهم نزدیکتر بوده، بطوریکه نیروهای مابینشان قویتر از انرژی جنبشی آنان میباشد. از طرف دیگر ، نیروها آنقدر قوی نیستند که قادر به ممانعت از حرکت مولکولها گردند. از این روست که جریان مایع از ظرفی به ظرف دیگر شدنی است، اما نسبت سرعت جاری شدن آب در مقایسه با مایعات دیگر از قبیل روغنها و گلسیرین بسیار متفاوت است که این تفاوت در سرعت جاری شدن ، میزان مقاومت یک مایع در مقابل جاری شدن ،یعنی ویسکوزیته آن خوانده می شود که خود تابعی از شکل ، اندازه مولکولی ، درجه حرارت و فشار میباشد. بنابراین مایعات حجم معین و شکل نامعینی دارند.
فاصله مولکولها در مایعات در مقایسه با گازها بسیار کم است. در مایعات مولکولها به اطراف خود حرکت میکنند و به سهولت روی هم میلغزند و راحت جریان (شارش) پیدا میکنند. مواد مایع با قابلیت شکل پذیری و جریان یافتن در شبکههای ریز ، کاربردهای زیادی در صنعت پیدا کردهاند.

گاز
به طور کلی می توان گازها را اینگونه تعریف کرد ؛
گاز ها کم چگالند و ساده متراکم می شوند و نه تنها شکل ظرف خود را می گیرند بلکه آنقدر منبسط می شوند تا ظرف را کاملا پر کنند.
اما اگر بخواهیم گازها را بهتر بشناسیم می توانیم بگوییم که ؛
حالت فیزیکی مواد در شرایط فشار و درجه حرارت طبیعی ، بستگی به اندازه مولکولی و نیروهای فیمابین آن دارد. اگر مقدار کمی از یک گاز ، در یک تانک نسبتا بزرگی قرار گیرد، مولکولهای آن با سرعت در سرتاسر تانک پخش میشوند. پخش سریع مولکولهای گاز دلالت بر آن میکند که نیروهای موجود فیمابین مولکولها ، بمراتب ضعیفتر از انرژی جنبشی آن است و از آنجایی که ممکن است مقدار کمی از یک گاز در سرتاسر تانک یافت شود، نشان دهنده آن است که مولکولهای گاز باید نسبتا از هم فاصله گرفته باشند. بنابراین گازها شکل و حجمشان بستگی به ظرفی دارد که در آن جای دارند.
در حالت گازی ، مولکولها آزادانه به اطراف حرکت کرده و با یکدیگر و نیز با دیواره ظرف برخورد میکنند. فاصله مولکولها در حالت گازی در حدود چند ده برابر فاصله آنها در حالت مایع و جامد است. اگر در یک ظرف نوشابه پلاستیکی را بسته و آنرا متراکم کنید و سپس آنرا با آب پر کرده و دوباره سعی کنید که آنرا متراکم کنید، در حالت اول بعلت فاصله زیاد بین مولکولی در گاز ، متراکم کردن سنگینتر و سختتر صورت میگیرد، در صورتی که در حالت دوم چنین نیست.

پلاسما
حالت چهارم ماده پلاسما ,شبیه گاز است و از اتمهایی تشکیل شده است که تمام یا تعدادی از الکترون های خود را از دست داده اند (یونیده شده اند) .
بیشتر مواد جهان در حالت پلاسما هستند مانند خورشید که از پلاسما تشکیل شده است. پلاسما اغلب بسیار گرم است و می توان آن را در میدان مغناطیسی به دام انداخت.
اما در تعریفی کلی از پلاسما باید گفت که ؛ پلاسما حالت چهارمی از ماده است که دانش امروزی نتوانسته آنها را جزو سه حالت دیگر پندارد و مجبور شده آنرا حالت مستقلی به حساب آورد. این ماده با ماهیت محیط یونیزه ، ترکیبی از یونهای مثبت و الکترون با غلظت معین میباشد که مقدار الکترونها و یونهای مثبت در یک محیط پلاسما تقریبا برابر است و حالت پلاسمای مواد ، تقریبا حالت شبه خنثایی دارد. پدیدههای طبیعی زیادی از جمله آتش ، خورشید ، ستارگان و غیره در رده حالت پلاسمایی ماده قرار میگیرند.
پلاسما شبیه به گاز است، ولی مرکب از ذرات باردار متحرکی به نام یون است. یونها بشدت تحت تاثیر نیروهای الکتریکی و مغناطیسی قرار میگیرند. مواد طبیعی در حالت پلاسما عبارتند از انواع شعله ، بخش خارجی جو زمین ، اتمسفر ستارگان ، بسیاری از مواد موجود در فضای سحابی و بخشی از دم ستاره دنبالهدار و شفقهای قطبی شمالی که نمایش خیره کننده ای از حالت پلاسمایی ماده است که در میدان مغناطیسی جریان مییابد
بد نیست بدانید که دانش امروزی حالات دیگری از جمله برهمکنش ضعیف و قوی هستهای را نیز در دستهبندیها بعنوان حالات پنجم و ششم ماده بحساب میآورد که از این حالات در توجیه خواص نکلئونهای هسته ، نیروهای هستهای ، واکنش های هستهای و در کل ((فیزیک ذرات بنیادی)) استفاده میشود.

چگال بوز – اینشتین
حالت پنجم با نام ماده چگال بوز-اینشتین(Booze-Einstein condensate) که در سال ۱۹۹۵ کشف شد، در اثر سرد شدن ذراتی به نام بوزونها (Bosons)تا دماهایی بسیار پایین پدید میآید. بوزونهای سرد در هم فرومیروند و ابر ذرهای که رفتاری بیشتر شبیه یک موج دارد تا ذرههای معمولی ، شکل میگیرد. ماده چگال بوز-اینشتین شکننده است و سرعت عبور نور در آن بسیار کم است.

چگال فرمیونی
حالت تازه هم ماده چگال فرمیونی (Fermionic condensate) است. “دبورا جین” (Deborah Jin) از دانشگاه کلورادو که گروهش در اواخر پاییز ۱۳۸۲ ، موفق به کشف این شکل تازه ماده شده است، میگوید”: وقتی با شکل جدیدی از ماده روبرو میشوید، باید زمانی را صرف شناخت ویژگیهایش کنید. آنها این ماده تازه را با سرد کردن ابری از پانصدهزار اتم پتاسیم با جرم اتمی ۴۰ تا دمایی کمتر از یک میلیونیم درجه بالاتر از صفر مطلق پدیدآوردند. این اتمها در چنین دمایی بدون گرانروی جریان مییابند و این ، نشانه ظهور مادهای جدید بود.
در این حالت اتمهای پتاسیم بدون آنکه چسبندگی میان آنها وجود داشته باشد ، بصورت مایع جریان یافتند . حالت چگالیده فرمیونی تا حدی شبیه چگالش بوز- اینشتین است .
هر دو حالت از اتمهایی تشکیل شده اند که این اتم ها در دمای پایین به هم می پیوندند و جسم واحدی را تشکیل می دهند . در چگالش بوز- اینشتین اتم ها از نوع بوزون هستند در حالیکه در چگالش فرمیونی اتم ها فرمیون هستند.
تفاوت میان بوزون ها و فرمیونها چیست ؟
رفتار بوزون ها به گونه ای است که تمایل دارند با هم پیوند برقرار کنند و به هم متصل شوند . یک اتم در صورتی که حاصل جمع تعداد الکترون ، پروتون و نوترون هایش زوج باشد، بوزون است . بعنوان مثال اتمهای سدیم بوزون هستند زیرا اتمهای سدیم در حالت عادی یازده الکترون ، یازده پروتون و دوازده نوترون دارند که حاصل جمع آنها عدد زوج ۳۴ می شود . بنابراین اتمهای سدیم این قابلیت را دارند که در دماهای پایین به هم متصل شوند و حالت چگالیده بوز- اینشتین را پدید اورند اما از طرف دیگر فرمین ها منزوی هستند . این ذرات طبق اصل طرد پائولی هنگامی که در یک حالت کوانتومی قرار می گیرند همدیگر را دفع می کنند و اگر ذره ای در یک حالت کوانتومی خاص قرار گیرد مانع از آن می شود که ذره دیگری هم بتواند به آن حالت دسترسی یابد .
هر اتم که حاصل جمع تعداد الکترون ، پروتون و نوترون هایش فرد باشد فرمیون است . به عنوان مثال ، اتم های پتاسیم با عدد جرمی ۴۰ فرمیون هستند زیرا دارای ۱۹ الکترون ، ۱۹ پروتون و ۲۱ نوترون هستند و حاصل جمع این سه عدد برابر ۵۹ می شود . دکتر جین و همکارانش بر پایه همین خاصیت انزوا طلبی فرمیونها روشی را پیش گرفتند و از میدانهای مغناطیسی کنترل شونده ای برای انجام آزمایشها استفاده کردند . میدان مغناطیسی باعث می شود که اتمهای منفرد با هم جفت شوند و میزان جفت شدگی اتمها در این حالت با تغییر میدان مغناطیسی قابل کنترل است . انتظار می رفت که اتمهای جفت شده پتاسیم خواص همانند بوزونها داشته باشند اما آزمایشها نشان دادند که در بعضی از اتمها که میزان جفت شدگی ضعیف بود هنوز بعضی از خواص فرمیونی خود را از دست نداده بودند .
در این حالت یک جفت از اتمهای جفت شده می تواند به جفت دیگری متصل شود و این جفت شدگی به همین ترتیب ادامه یابد تا این که سرانجام باعث تشکیل حالت چگالیده فرمیونی شود .
دکتر جین شک داشت که جفت شدگی اتم های مشاهده شده همانند جفت شدگی اتمهای هلیوم مایع باشد که به آن ابر شارگی می گویند . ابرشاره ها نیز بدون اینکه خاصیت چسبندگی بین آنها باشد به راحتی جریان می یابند . وضعیت مشابه دیگر ، حالت ابر رسانایی است . در یک ابر رسانا الکترونهای جفت شده( الکترون ها فرمیون هستند ) به محض آنکه با مقاومت الکتریکی مواجه شوند به راحتی جریان می یابند . علاقه وافری به ابر رساناها وجود دارد زیرا از آنها برای تولید الکتریسیته پاک و ارزان می توان استفاده کرد در صورتی که استفاده از ابر رساناها در تکنولوژی میسر شود قطارهای برقی سریع السیر و کامپیوترهای فوق سریع با قیمت پایین روانه بازار خواهد شد اما متاسفانه استفاده از ابررساناها و حتی تحقیق در باره آنها دشوار است .
بزرگترین مشکل این است که حداقل دمایی که لازم است تا یک ابررسانا ایجاد شود ۱۳۵- درجه سلسیوس است . بنابراین نیتروژن مایع یا دستگاه سرد کننده دیگری لازمست تا سیمهای رابط و هر وسیله جانبی دیگری که الکترونهای جفت شده در ان محیط قرار می گیرند را نگه دارد . این فرایند هزینه زیادی می خواهد و به دستگاههای پر حجمی نیاز دارد . اما اگر ابررسانایی بردمای اتاق شود کار کردن با آن فوق العاده راحت می شود و استفاده ازآن به خاطر مزیت های یاد شده سریعا افزایش می یابد جین می گوید کنترل میزان جفت شدگی اتمهابا استفاده از تغییر میدان مغناطیسی همانند تغییر دما برای یک ابررسانا ست . این روند ما را امیدوار می کند که بتوانیم آموخته های خود از چگالش فرمیونی را به دیگر زمینه ها از جمله ابر رسانایی در دمای اتاق تسری دهیم.
ناسا کاربردهای زیادی را برای ابررساناهادر نظر گرفته است به عنوان مثال استفاده از ابر رساناها باعث خواهد شد که مدار ماهواره های چرخنده به دور زمین با دقت بسیاربالایی کنترل شوند . خاصیت اصلی ابر رساناها به دلیل نداشتن مقاومت الکتریکی امکان انتقال جریان الکتریکی – حجم کوچکی از ابررسانا است . به همین خاطر اگر به جای سیم های مسی از ابر رساناها استفاده شود ،موتورهای فضاپیماها تا ۶ برابر نسبت به موتورهای فعلی سبکتر خواهند شد و باعث می شود که وزن و فضاپیما بسیار کاهش یابد .
از دیگر زمینه هایی که ابررساناها می توانند نقش اساسی در آنها بازی می کنند می توان کاوش های بعدی انسان از فضا را نام برد . ابررساناها بهترین گزینه برای تولید وانتقال بسیارکارآمد انرژی الکتریکی هستند و طی شب های طولانی ماه که دما تا ۱۷۳- درجه سانتی گراد پایین می آید و طی ماه های ژانویه تا مارس دستگاه های MRI ساخته شده ازسیم های ابررسانا ، ابزار تشخیص دقیق و توانمندی در خدمت سلامت خدمه فضاپیما خواهد بود .

منبع : هنر فیزیک

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/17ساعت 23:17  توسط رضا  | 

IC4603 سحابی بازتابی در صورت‌فلکی مارافسای

این تصویر نقاشی‌ مانند، عکسی از تاکایوکی یوشیدا، اخترشناس آماتور ژاپنی از یک سحابی عظیم
حدود 4درجه‌ی مربع از آسمان را پوشانیده. ستاره‌ی پرنور، قلب‌الاسد، پرنورترین ستاره‌ی صورت‌فلکی
عقرب استبازتابی است. این سحابی‌ که سرشار از کربن است
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/17ساعت 23:12  توسط رضا  | 

اینترنت نامحدود

توجه: من خودم از این روش استفاده نکردم.ولی چند جا دیدم که از این روش تعریف کردن و گفتن که جواب میده.هر کس امتحان کرد، در هر صورت اگه جواب داد یا جواب نداد،توی قسمت نظرات اعلام کنه!

 

اينم يه روش  براي استفاده نامحدود از يک کارت اينترنت:

براي اين کار مراحل زير رو مو به مو اجرا کنيد تا کار بده:

بر روي کانکشن مورد نظر که مي خواهيد هکش کنيد راست کليک کنيد . بعد گزينه Properties را بزنيد بعد به قسمت Advanced برويد روي Setting کليک کنيد حالا فايروال ويندوز باز مي شود دوباره روي قسمت Advanced کليک کنيد حالا در قسمتي که کامکشن هاي شما تيک زده شده کانکشن مورد نظر رو انتخاب کرده و روي کليد setting کليک کنيد حالا در پوشه Service روي Web Server کليک کنيد بعد روي Edit کليک کرده و در کادر خالي عبارت proxyserver 90 را تايپ کنيد و ok را بزنيد و تيک گزينه Web Server رو روشن کنيد.
حالا کارت اينترنت ما ۹۰ ساعته شده شما ميتوانيد بجاي 90 عدد دلخواه را وارد تا کارت افزايش يابد ولي توصيه مي کنم همين۹۰ رو بزنين.اما اینم باید بگم که این کار سرعت اینترنت رو به طور قابل ملاحظه ای کاهش میده.

منبع : چیز خفن

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/17ساعت 13:49  توسط رضا  | 

چه میکنه این سهمیه بندی بنزین!!!!!

سلام.توصیه میکنم حتما ادامه مطلب رو ببینید:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/16ساعت 23:55  توسط رضا  | 

نظر سنجی جدید

سلام.با توجه به اینکه برنامه کوله پشتی دوباره شروع شده،من یه نظر سنجی دیگه با موضوع نظر شما درباره فرزاد حسنی(مجری برنامه کوله پشتی) درست کردم.برنامه کوله پشتی برنامه خوبیه،ولی باید یه مرد پیدا بشه این فرزاد حسنی رو نفله کنه.
+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/16ساعت 22:27  توسط رضا  | 

دزدی

سلام.بعضی از دوستان در مورد غلط های املایی مطالبی که توی وبلاگ هست تذکر داده بودند.باید خدمتتون عرض کنم که این مطالب اکثرا دزدی هستند اما از نوع آبرومندانه،یعنی با ذکر منبع.من فقط Copy & Paste میکنم.
+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/16ساعت 19:12  توسط رضا  | 

توهین نانسی عجرم به ایرانیها،یک سو تفاهم

سر پيري ببينيد آدم براي كوبيدن مشت محكم به دهان ياوه گويان داخلي و خارجي علي‌الخصوص همين وي‌اُ اِي(VOA) آمريكايي، و دفاع از حقوق حقه‌ي زنان چه كارهايي نبايد بكند؛
بايد مدرك رو كند در دفاع از امنيت ملي‌‌-ميهني‌اش
كه منجر به آوردن اسم از يك خواننده وجيه‌المنظر و داراي ديزاين ِ جذاب انساني ِ حدوداً بالاي عرب ِ لبناني، به نام نانسي عجرم يا به قول بعضي از شاعران اجرم! شود!

   چند روز پيش خبري رسيد كه واويلا! وا ايرانا! و(استغفرالله) وا نانسيا كه توهین نانسی عجرم خواننده عرب به ایرانی ها !! در اين سايت http://www.nancyajram.com (كه البته الان باز مي‌شود) با اين توضيح: 


اين هم يك عكس زمستاني!
براي رعايت حال و احساس دوستان كثير زير هجده‌سالي كه وارد وبلاگ صندلي مي‌شوند
 


عکس فکس نانسی
برای دیدن فکس بزرگ اینجا کلیک کنید!

 

منبع : و بدانیم اگر کرم نبود،بعضی ها چیزی کم داشتند

+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/16ساعت 19:6  توسط رضا  | 

مطالب قدیمی‌تر