تبليغاتX
مطالب دیدنی از گوشه و کنار اینترنت
منظومه خسرو و شیرین براساس کدام داستان واقعی خلق شده است؟! الف) نسرین و بهروز اثر سیروس مقدم. ب) یاسمن گل بانو و داونه اثر ماندگار پیمان قاسم‌خانی. ج) جواهری در قصر اثر شبکه دوم سیما.

محسن حدادی/ mohsen@ketabnews.com

در حالیکه دو روز به برگزاری کنکور دانشگاه آزاد در سال 86 باقی مانده؛ با تلاش دوستان و شیتیل و اینا بخشی از سوالات این آزمون بدست آمد. برای دریافت ریز تمامی سوالات با در دست داشتن کارت سوخت خود به نزدیک‌ترین پمپ بنزین نزدیک محل زندگی خود مراجعه کرده و سوالات را طبق سهمیه بندی پیوست دریافت کنید. برای همه داوطلبان علم و دانش و مدرک آرزوی سلامتی می‌کنیم.

ریاضیات و فلسفه
زمان پاسخ گویی: 12دقیقه

1-پسر دکتر [...] چهار دستگاه ماشین دارد؛ پژو 206 برای چرخش، بنز 2006 برای نرمش، ماکسیما4 در برای گردش‌های دونفره، تویوتا کرولا برای حضور در شب. پس از سهمیه‌بندی، چگونه می‌تواند به تمام کارهایش برسد.
الف) با روزی 3لیتر بنزین به همه کارهایش می‌رسد.
ب) از کارت سوخت مخصوص آقازاده‌ها استفاده می‌کند.
ج) به صورت گردشی از ماشین‌هایش استفاده می‌کند.
د) پاپا در عرض سه سوت همه ماشین‌ها را نمره دولتی می‌کند.
هـ) هواپیما می‌خرد و به ریش همه‌ی ما می‌خندد.

2-گوجه فرنگی کیلویی 1200 تومان است، سوپرمارکت «الهام اینا» کیلویی 400 تومان می‌فروشد، مسکن حوالی شریعتی متری 900 هزار تومان است، معاملات ملکی الهام اینا، متری چند می‌فروشد؟
الف) اگر بگویید از طرف الهام اینا هستید، متری 350هزارتومان.
ب) چنین معاملات ملکی وجود ندارد، بدبخت شدی!
ج) به این سؤال اعتراض داشته و جواب نمی‌دهم، سوال بودار است.
د) کیلویی 400تومان.
هـ) ما در غار زندگی می‌کنیم.

3-در سال اول دولت نهم، 30اقتصاددان به رئیس جمهور نامه نوشتند، در سال دوم، 57اقتصاددان، در سال سوم چند اقتصاددان؟
الف) به عدد صدگان تورم بستگی دارد.
ب) 79نفر.
ج) با توجه به سهمیه بندی بنزین 23نفر.
د) دیگر از رو رفته‌اند، نامه نمی‌نویسند.
هـ) ما در کشور اصلا اقتصاددانی نداریم که نامه‌نگاری هم بلد باشد.

4-سه روزنامه کشور در سه روز متوالی تیترهای اولشان، یک موضوع است، با توجه به افزایش تعداد روزنامه‌ها در سال 86 و رفع توقیف چند روزنامه، فکر می‌کنید این روند چگونه پیش برود و چرا؟
الف) علت: عدم تغییر ساعت / روند: رو به رشد.
ب) علت: کم آوردن / روند: 2سیم کارت در یک گوشی.
ج) علت: کمبود آدم / روند: همه برای یکی، یکی برای د
کی، دکی برای حاجی، حاجی برای ریاست جمهوری!
د) کی حال داره روزنامه بخونه؟
هـ) عرضه داری تو هم همین کارو بکن، به بقیه گیر نده.

5-تعداد اس ام اس های ارسالی در روز سهمیه‌بندی چند تا بود؟ (اس ام اس همان مسیج است)
الف) قبل از ظهر 4میلیون، بعدازظهر...
ب) بالای 14میلیون.
ج) از هخا بپرسید، آمار دقیق دارد.
و) خیلی
هـ) سؤال جهت‌دار است و بوی لجن می‌دهد!

6-حقوق رئیس دانشگاه آزاد در ماه چقدر است؟
الف) یک میلیون و پنجاه و سه هزار و چهارصد و بیست و شش تومان.
ب) اووووووف.
ج) حقوق کارمندی بدون اضافه کاری.
و) ایشان حقوق نمی گیرند، حقوق می‌دهند.
هـ) شهریه دانشگاه قسط بندی می‌شود.

7-چند درصد مردم ایران زیر خط فقرند؟
الف) 20درصد.
ب) 37درصد.
ج) این خط به دایره تبدیل شده که همه در آن حضور حداکثری دارند!
و) هر چی بانک مرکزی بگه!

8- محیط سبد خرید خانوار در سال 85 چقدر بود؟
الف) 41/3 ضربدر تعداد اعضای خانواده.
ب) به اندازه جیب بابا
ج) ما با لاینون ـ نایلون سابق ـ می‌ریم خرید.
د) شما چطوری؟
ه) مرسی! قربون‌تون برم!

9- 15 ملوان انگلیسی چرا همراه با سوغاتی آزاد شدند؟
الف) چون اینطوری حال می‌کردیم.
ب) چون ما 5اسیر دست آمریکایی‌ها نداشتیم.
ج) اقتدار ملی.
د) فهم این مسائل واسه شما زوده!

ادبیات فارسی
زمان پاسخ گویی: 24دقیقه

1- داستان نویسی معاصر از چه زمانی رو دل کرد؟
الف) تولد عطاءالله مهاجرانی.
ب) «اعتماد» یک روزنامه به یک وزیر مستعفی به عنوان داستان‌نویس.
ج) زمانش مهم نیست، مکانش مهم است!
د) از زمانی که مهاجرانی یک کتاب داستان خواند و قلم به دست گرفت.
هـ) همه‌ی موارد.

2- منظومه خسرو و شیرین براساس کدام داستان واقعی خلق شده است؟!
الف) نسرین و بهروز اثر سیروس مقدم.
ب) یاسمن گل بانو و داونه اثر ماندگار پیمان قاسم‌خانی.
ج) جواهری در قصر اثر شبکه دوم سیما.
د) کلاه قرمزی و سروناز اثر مشترک.
هـ) سیروس مقدم و تلویزیون.

3- چرند و پرند از آثاری است که او پس از سوم تیر در روزنامه های مختلف به رشته تحریر درآورد:
الف) احمد پورنجاتی.
ب) عباس عبدی.
ج) جمیله کدیور.
د) حسین مرعشی.
هـ) گزینه‌ی الف صحیح‌تر است.

4- مصرع «ای سیر! تو را نان جوین خوش ننماید» کنایه از چیست؟
الف) هشت سال سازندگی عمیق.
ب) هشت سال توسعه سیاسی تا مغز استخوون.
ج) مجلس ششم.
د) در مملکت عده ای از نان جو خوششان نمی‌آید.
هـ) کنایه نیست، شعر است.

5- عبارت «نه! نه! نه!... این قرارمون نبود... تو در به در بشی... من خون جیگر بشم... نه!» اشاره به کدام موضوع دارد؟
الف) سهمیه بندی بنزین.
ب) پول خیلی چیز کثیفی است، ستاد مبارزه با قاچاق کالا خیلی مظلوم است، خیلی دست تنهاست و خیلی کوشاست و خیلی خوب است.
ج) مراقب پول کثیف بودن و اینکه قبل از استعمال، حتماً با آب و صابون پول را بشویید.
د) قاسم جعفری و سید عزت‌الله ضرغامی.

6- «نان ما را می خورد، حلیم حاج عباس را هم می‌زند» یعنی چه؟
الف) موسویان و پرونده هسته‌ای.
ب) همشهری و مریم جون.
ج) برانکو ایوانکوویچ.
د) جشنواره بیست و پنجم فیلم فجر.
هـ) گزینه الف صددرصد درست است.

7- نام ادبی رادیو جوان:
الف) رادیو تیرتوپر.
ب) رادیو خسرو.
ج) صدای سیرابی.
د) رادیو کاروانسرا.
هـ)...
8- در راسته‌ی ناصرخسرو به جای جمله بفرمایید کنار، چه عبارتی استفاده می‌شود؟
الف) بکش کنار اون جنازه رو!
ب) بپا نفتی نشی گلابی!
ج) بیگی اونور سر خرو!
د) هر سه مورد.

9- چه کسی بزگترین ضربه را به ادبیات ایران وارد کرد؟
الف) فرهاد برره.
ب) چنگیزخان مغول.
ج) عباس کیارستمی.
د) گزینه ب و ج به طور مشترک صحیح است.

10- عبارت «کلاه سرت گذاشتن تا زانو» یعنی چه؟
الف) فروش پراید دوگانه سوز بدون مخزن.
ب) قول تحویل ال نود تا پس فردا.
ج) تحویل پژو 405 با یک مأمور آتش نشانی در صندوق عقب.
د) من مادرم مریضه، کارت سوختتو بده، چند لیتر بنزین بزنم!
هـ) سهمیه‌بندی لغو شد، باکتو پرکن!

¤ متن زیر را بخوانید و به پرسش های آن جواب دهید:
یکی بود، یکی نبود! یه فیلم بود، اسمش نقاب بود. اینقدر خوب بود، که 20روز نشده، از سینما آوردنش پائین. بعد گفتن، ببخشید، بعدش گفتن نبخشید. بعد یکی دیگه گفت، به زور گفتن نبخشید. بعد یکی دیگه اومد گفت: همینه که هست. بعد سی دی فیلم اومد تو بازار. بعد همه اعتراض کردن. بعد همه رفتن خونه شون. بعد هیچکی دیگه اعتراض نکرد. بعد انگار نه انگار... قصه‌ی ما به سر رسید، کلاغه خونه‌اش رو اجاره داد، خودش توی خیابون خوابید.

11) استکبار جهانی چگونه اهداف پلیدش را در کشور اجرا می‌کند؟
الف) با ساخت و نمایش فیلم‌های بی‌تربیتی بی‌محتوا.
ب) با نقاب.
ج) از طریق فرهنگ و به ویژه سایت‌های زرد.
د) "مونتاژ" فیلم‌های بدبد و قاچاق سی دی.

12) در متن فوق چند مقصر وجود دارد؟
الف) در مملکت ما هیچ کس مقصر نیست.
ب) چشم‌ها را باید شست.
ج) 4 تا.
د) این سوال جهت‌دار است و بوی سهم‌خواهی می‌دهد!
هـ)یک تا، آن هم استکبار جهانی است.

13)شعر «نازی! نازی! تو غلط می‌کنی که ازدواج موقت کنی» در چه سالی و توسط چه کسی سروده شد؟
الف) بهار 86- آقای بردبار.
ب) بهار84- پدر نازی.
ج) بهار 86- مشاور وزیر کشور.
د) بهار 84- کامران زرگنده.

14- کدامیک دکترای ادبیات و زبان گفتار دارند؟
الف) رئیس سازمان میراث فرهنگی.
ب) معاون سینمایی وزیر ارشاد.
ج) سرمربی تیم راه آهن.
د) فرزاد حسنی.

15- بهترین کتاب شعر معاصر ایران از کیست و در کجا می‌توان آن را تهیه کرد؟
الف) عطار مخملباف- افغانستان.
ب) حافظ کیارستمی - از سمساری‌ها.
ج) سعدی کیارستمی - به زودی در ناصرخسرو.
د) ناگفته‌های اعلمی از مجلس به انضمام سوگندهای علیخانی- ترمینال جنوب.

16-«کنکور حذف می شود» چه نوع متنی است؟
الف) شعر نو و سپید؛ توامان.
ب) هجو دراماتیک.
ج) ترجیع بند تغزلی با مطلع تفننی.
د) شعر سیاسی با طعم انتخابات دور بعد.
هـ) رجوع شود به شب شعر نمایندگان اقلیت.

17- در ادبیات افغانستان بیشتر یافت می‌شود؟
الف) خشخاش.
ب)کراک.
ج)کاکوئین و حشیاک .
د) احمد کایا!

سیاست و فرهنگ
زمان پاسخ گویی: 4دقیقه

1-نام سریال مورد علاقه رئیس جمهور سابق کشورمان؟
الف) آن مرد در باران آمد.
ب) پس از باران.
ج) باد و باران
د) فرصت تماشای سریال ندارند، بیشتر "فرهنگ‌سازی" می‌کنند.

2-وزیر دادگستری، سخنگوی دولت هم هست، دبیر مستعفی هیئت دولت...
الف) 4 جای دیگر هم هست.
ب) عضو هیئت مدیره پرسپولیس هم هست.
ج) به توچه!

د) هر کجا هست خدایا به سلامت دارش!

3- پس از سهمیه بندی بنزین، نوبت سهمیه بندی چیست؟
الف) اس ام اس.
ب)حرف مفت.
ج) اصولگرایان.
د) ازدواج موقت.

4- احمدی نژاد تا آخر عمر مدیون کیست؟
الف) اسفندیار رحیم مشائی.
ب) حسین مرعشی.
ج) فاطمه. ر
د) هیچ کدام.

5- سفرهای استانی رئیس جمهور...
الف) به خیلی‌ها فشار می‌آورد.
ب) به بعضی‌ها کار یاد می‌دهد.
ج) گزینه د
د) برخی را می‌سوزاند.

6-موضوع اصلی فیلم «نقاب» چیست؟
الف) ضایع کردن مسئولان خدمتگزار.
ب) نمایش توانمندی قاچاقچیان سی دی.
ج) اعجاز اکران چشم و ابرو در دبی.
د) جذب سرمایه‌گذار ایران برای دبی.

7-بازیگر اصلی «اخراجی ها2» کیست؟
الف) نیکول کیدمن.
ب) براد پیت.
ج) آرنولد شوارتزینگر.
د) مسعود ده نمکی.
هـ) آل پاچینو.

8-کدام گزینه در نوشته‌های یک زن جسور معاصر وجود ندارد؟
الف) غیبت و تهمت.
ب) فحش و فضیحت.
ج) ادبیات غیر ژورنالیستی.
د) انواع اتهام و صفت‌های نامربوط.
هـ) با تلاش بی‌وقفه‌ایشان همه‌ی موارد بالا وجود دارد.

9- امرار معاش ایشان وب‌گردی، چت روم و کامنت گذاشتن است.
الف) م.ع.الف.
ب) رئیس دفتر اسبق رئیس جمهور سابق.
ج) پسر پدر خلع لباس شده.
د) عاشق و دلباخته عبدالله نوری.

هـ) همه‌ی موارد

10) دست دادن مرد با زن نامحرم...
الف) اگر به قصد دیپلماسی باشد، حلال است.
ب) برای دادگاه ویژه به سال اتفاق بستگی دارد.
ج) در شلوغی و ازدحام حلال موکد است.
د) مونتاژ است.
هـ) فوضولی‌اش به شما نیامده!

11) انگلیسی‌ها از باغ قلهک بیرون نمی‌روند، زیرا...
الف) ارث پدری‌شان است.
ب) ما بی‌عرضه‌ایم.
ج) با این کار باعث جذب انگلیسی‌ها به اسلام و ایران می‌شویم.
د) پس گرفتن 5 دیپلمات اسیر راحت‌تر می‌شود.
هـ) آنها می‌خواهند بروند، ما به شان اجازه نمی‌دهیم.

12) در سال 85 کدام دستگاه فرهنگی خودش را برای پیامبر اعظم(ص) کشت؟
الف) سازمان تبلیغات اسلامی.
ب) سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی.
ج) آمار دقیقی از کشته ها وجود ندارد.
د) چون ارشاد گفته سال 86 هم سال پیامبر(ص) است، باید صبر کرد.

13) چگونه می شود یکشبه آیت الله شد؟
الف) حزب تاسیس کرد و به برو بچ شیتیل داد که آره...
ب) با اعتقادات عجیب و غریب ادعای شفا و ملاقات کرد.
ج) از استاد باید بپرسید.
د) کاظمینی بروجردی.

عربی و انگلیسی
زمان پاسخ گویی: 10 دقیقه

1- مفهوم این جمله چیست: الانسان حریص فی ما وقع حتی لا وقع!
الف) ما با هم رفیق بودیم، نباید مشاور رئیس جمهور بشویم؟
ب) ما به شما رای دادیم، پس چی شد میز ریاست؟
ج) ما به شما رای ندادیم ولی میزمان را هم به شما نمی‌دهیم.
د) ما به شما فحش هم دادیم ولی الآن خیلی مخلصیم.
هـ) آقای رئیس! منو حاج داوود فرستاده!

2- یا ولدی! العلم .... من المال!
الف) بشین بابا حال نداری.
ب) دون.
ج) «ولدی» کیلو چند؟
د) خیر.
هـ) هاوایی رو عشقه!

3- مسئولان کشورکدام آیه قرآن را هر روز 100 مرتبه می خوانند؟
الف) کل نفسه ذائقه الموت.
ب) لا یکلف الله نفسا الا وسعها.
ج) الا الذین آمنوا و عملو الصالحات...
د) فرصت نمی کنند، به جایشان مشاوران (جوان و غیرجوان) این کار را انجام می‌دهند.

3- ... بیا غذاتو بخور.
الف) هنا.
ب) حنا.
ج) هناک.
د) یانگوم.
هـ) هیشکدام.

5) ... I am a window you
1. blakbord
2. kaftar
3. mage khodet kAs-o-kAR- nadari
4. bia dame dar bet begam

6) ...Salman roshdi is a
1. shilang
2. aftabe
3. sifun
4. golabi pashandi


7) ...anjela merkel be iran fohsh midahad va as teroristhay zede iran hemayat mikonad so
1. ma labkhand mizinim
2. ma sokut mikonim
3. 5diplomat ham be anha midahim
4. ma dobareh labkhand mizanim

اطلاعات عمومی
زمان پاسخ گویی: 30 ثانیه

1- خواننده ای که به تازگی فوتید؟
الف) گوریل انگوری.
ب) نگو که داغ دلم تازه شد...
ج) مهشتی!
د) رفیق گرمابه و گلستان اعتماد ملی.

2- تغییر ساعت رسمی کشور...
الف) حق مسلم ماست.
ب) از جمله وظایف مجلس است.
ج) خیلی برنامه‌ی خوبی است فقط زمانش باید اضافه بشه.
د) یک طنز ایرانی است.

3 - کدام جمله درست است؟
الف) همیشه 100 نماینده مجلس در صحن علنی حضور ندارند.
ب) حدود 100 نماینده مجلس هفتم اغلب جلسات غایب هستند.
ج) مجلس هفتم همواره 100 نماینده را به مأموریت می‌فرستد.
د) جلسات مجلس هفتم در بهترین اوقات با 200 نفر برگزار می‌شود.

4- علت اصلی جذب بینندگان در شبکه دوم به سریال جواهر و قصر و اینا چیست؟
الف) آموزندگی سریال.
ب) علاقه به فرهنگ و تمدن کره.
ج) یانگوم جان.
د) گفت و گوی تمدن‌ها.
هـ) تیتراژ پایانی با صدای چینگ اخشابی.

اطلاعات خصوصی
زمان پاسخ گویی: 30 دقیقه

1- در فیلم دست دادن... با زنهای ایتالیایی، زن دوم چه لباسی به تن دارد؟
الف) مانتو و روسری مشکی.
ب) آستین حلقه راه راه آبی.
ج) مونتاژ است.
د) وا خدا مرگم بده، این چه حرفیه؟

2- در سی دی قاچاق بازیگر... رنگ بند ساعت مچی پسرجوان، چیست؟
الف) خرمه‌ای خال‌دار .
ب) ساعت دست راستش بود، پیدا نبود.
ج) سی دی ما بی‌کیفیت بود.
د) این سؤال ورود به حریم خصوصی من است پاسخ نمی‌دهم!

3- گوشی موبایل کدام یک 470 هزار تومان است؟
الف) مشاور وزیر[...]
ب) مدیر کل ارشاد استان [...]
ج) عضو شورای سردبیری[...]
د) همه‌ی موارد صحیح است.

4- رنگ جوراب علی پروین و نام عروسک خواب سمیرا مخملباف چیست؟
الف) قهوه ای- الیزا .
ب) آبی چمنی - دوشنبه .
ج) زردسیر- مونا.
د) از همشهری جوان بپرسید .

تست هوش
زمان پاسخ گویی: 140 دقیقه

توضیح: پاسخ به سؤالات هوش، در نمرات نهایی شما ضریب 8 دارد.

1- وزیر «فرهنگ» در «بیمارستان» بقیه الله در باره‌ی «گرانی مسکن» سخن می‌گوید، وزیر «آموزش و پرورش» در جمع فارغ التحصیلان رشت‌ی «مامایی» از چه سخن می‌گوید؟
الف) ارتقای حین خدمت و طراحی سوالات معنوی.
ب) افزایش کرایه تاکسی‌های تهران.
ج) علل دستگیری موسویان توسط اطلاعات.
د) خاطرات روز استیضاح و آخرین اقدامات روسیه در قبال نیروگاه بوشهر.

2- ساعت 10 دقیقه به 10 شب. اصغر آقا سوپری، سرکوچه عربده می‌کشد که «بنزین سهمیه‌بندی شد» شما 48 سالتان است، در خانه‌ای استیجاری نشسته‌اید، همسر و 2 فرزندتان به نام‌های اکبر و آمنه هم در کنارتان هستند، چه می‌کنید؟
الف) کمربند را برداشته به جان همسرمان می‌افتیم و با ذکر تمام بدبختی‌های عالم امکان، او را سیاه و کبود می‌کنیم.
ب) دست زن و بچه را گرفته جلوی وزارت نفت تحصن می‌کنیم.
ج) با اصغر سوپری و فری کله پز، می‌ریزیم تو خیابون،... هر چی پمپ بنزینه...، بعد بر می‌گردیم خونه و با کمربند می‌افتیم به هوار زن و بچه.
د) هیچ کاری نمی‌کنیم، چون با کمی فکر متوجه می‌شویم، ما اصلاً ماشین نداریم. بعد یکدفعه می‌فهمیم که ما موتور داریم، حالا گزینه الف و ج را اجرا می‌کنیم.
هـ) با اس ام اس به هر کی که بخواهیم فحش می‌دهیم، قبلش حافظ کیارستمی را هم می‌خوانیم و بعدش هم زنمان را مجبور می‌کنیم برود توی صف 20 لیتر بنزین بگیرد و بیاورد و گرنه بعد از کمربند می‌فرستیمش خانه‌ی باباش اینا!

3- اگر حافظ امروز به دنیا می‌آمد، چه می‌کرد؟
الف) سر چهارراه کالج، فال حافظ می‌فروخت.
ب) شعر می‌گفت و به جاش از کارت سوخت ملت استفاده می‌کرد.
ج) توی ورزشگاه آزادی شعر آن لاین می‌سرود و به تماشاگران می‌فروخت.
د) اول از همه کیارستمی رو به سرویس می‌فرستاد.

4- قرار است برای شهرداری تهران، رأی گیری کنند، دور اول یک نفر رأی نمی‌دهد، آراء اینگونه می‌شود: 7به7 . دور دوم سه نفر رأی نمی‌دهند، آرا اینگونه می‌شود: 8به4 . تحلیل این اتفاق چگونه است؟
الف) ناهار خوب در تصمیم گیری‌ها خیلی مؤثر است.
ب) همیشه برگ برنده دست آنهایی است که رأی نمی‌دهند.
ج) عملکرد افراد هیچ ربطی به انتخاب مجدد ندارد.
د) سؤال جهت‌دار است و بوی سهمیه‌بندی می‌دهد.

5- دوم تیر 84 است. همه احزاب چپ و چلاق به یک نفر رأی می‌دهند، نظرسنجی‌ها هم به نفع یک نفر است. سوم تیر اما یک نفر دیگر رأی می‌آورد و اشک باقی در می‌آید، علت...
الف)وزارت کشور خاتمی تقلب کرد.
ب) 
مردم مانند دوم خرداد76 حماسه آفریدند، اما آنها گفتند جوگیر شدند.
ج) همیشه راهی برای ضایع شدن برخی احزاب هست.
د) رحیم مشایی به امامزاده محلشان دخیل بسته بود و کلی نذر و نیاز کرده بود.

6- نام اصلی برادر حسن چیست و وظیفه اصلی او در کیهان چیست؟
الف) پدرام ملک بهار- عریان کردن نیمه‌ی پنهان افراد.
ب) ح. معصومی- تصویر کردن جد و آباء بهائیت در ایران.
ج) م. سجادی- تولید اخبار ویژه تا ته‌اش.
د) برادر حسن- فوق تخصص در کارهای خطرناک.
هـ) پاورقی- پرده برداری از چهره حقیقی خائنان، معاندان، کمونیست ها، بهائی ها و...

منبع : کتاب نیوز

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/04/14ساعت 13:24  توسط رضا | 

با توجه به زيربنا بودن اقتصاد، لازم آمد كه همه شاعران نقش تاريخي خود را در اصلاح نظام اقتصادي مملكت از طريق گفتن دوبيتي ايفا نمايند. اين انديشه طبق معمول از طريق مشاعره اس.ام.اسي من و صادق و استاد م.ر.ت متبلور گرديد و سپس ساير اعزه ياران نيز به نداي حق طلبانه ما پاسخ مثبت دادند و نتيجه آن، دوبيتي‌هاي زير شد. طبق معمول، باب فيض كماكان مفتوح بوده و اين مشاعره مي‌تواند تا يكي دو پُست ديگر هم ادامه داشته باشد. موضوع دوبيتي‌هاي اقتصادي ما سهميه‌بندي بنزين، ايده‌هاي اقتصادي بقال و قصاب محله رييس جمهور محترم و ساير مقوله‌هاي مرتبط با آن است.

...

نمي‌دانم چه كردي با مو اي يار

كه محكم مي‌زنم سر را به ديوار

تو كه بنزين و نفتم را گرفتي

نفس را سهميه‌بندي كن اين بار

(صادق رحماني)

 

بيا اي دل ره تهران بگيريم

سراغ از منزل جانان بگيريم

بشيم واشيم و از بقال كويش

دو كيلو گوجه ارزان بگيريم

(ابن محمود)

 

الهي غير خوشحالي نباشه

شعار و حرف پوشالي نباشه

تمام دوره سهميه بندي

الهي باكتون خالي نباشه!

...

چرا اين قدر بنزين دود كردي

محيط زيست را نابود كردي

بكش حالا جزاي كار خود را

محمد را چرا محمود كردي؟!

...

نمیگویم که آن یا این بیاور
برای خانهام آذین بیاور،

به جای هر دریچه یا چراغی
برایم مهربان! بنزین بیاور!

...

چنین اوراق منگر این خفن را
ز کارت سوختش سود است من را

الهی خیر بیند از جوونیش
به ما انداخت هرکس این لگن را !

(استاد م.ر.ت)

 

يكي سيخ و يكي انبُر پسندد

يكي نان و يكي آجر پسندد

من از بنزين و سوخت و كارت و ماشين

پسندم آنچه را «دكتر» پسندد

(حامد حسينخاني)

 

دروغ از تو بعيد است ابن محمود

كه ما رفتيم و قول باطلي بود

نديدم گوجه ارزان، وليكن

خياراش مفت بود و ... هديه فرمود!

(مرد رند)

 

مو که زار و نزارم چون ننالم

مو که بنزین ندارم چون ننالم

هواپیمای ما بیگانه سوزه

مو که ایرباس سوارم چون ننالم

...
نه کشکولم به راهه نه تبرزین

نه از دنیا طلب دارم نه از دین

مسلونون به فکر شعر باشین

مخ شاعر نداره کارت بنزین

...
تو دنیایی شدی، دین تو گم شد

بهای نفت سنگین تو گم شد

شبی رفتی کنار پمپ بنزین

بمیرم کارت بنزین تو گم شد.

(عليرضا قزوه)

 

 

 

...

اين دوبيتي را نيز استاد م.ر.ت در كامنتهاي قبلي صادر فرموده بودند كه به جهت اهميت ادبي اقتصادي آن در اينجا نقل مي‌شود. اين دوبيتي را علي الظاهر استاد از زبان رييس جمهور محبوب و مردمي خطاب به همان 17 ميليون نفر فرموده‌اند:

 

فدای وصله‌های چاک چاکت

مو از شرمندگی گشتم هلاکت
نشد نفتی سر سفره‌ت بيارم
نشد بنزين بريزم توی باکت!

 

منبع : وقایع ابن محمود

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/04/14ساعت 13:20  توسط رضا | 

بسمه تعالی

چکیده

دراین تحقیق با استفاده از قضیه کار انرژی ( کارخالص نیروهای وارد برهر ذره برابر است با تغییر انرژی جنبشی آن ذره ) و نسبت دادن جرم نسبیتی M مطابق با رابطه  E=mc2 به ذارت فوتون در میدانهای گرانشی و تعریف انرژی پتانسیل U مطابق با رابطه ∆U=-W برای ذرات فوتون می توان نشان داد که در هر مسیر رفت یا برگشت مجموع انرژی پتانسیل و جنبشی ذرات فوتون K+U مقداری ثابت است از این روی از رابطه k1+U1=K2+U2        می توان تغییر طول موج فوتون را براثر گرانش ( انتقال گرانشی طول موج ) محاسبه کرد . از فرمولهای کلی بدست آمده می توان با تقریب ، انتقال گرانشی طول موج را که اینشتین از روی اصل هم ارزی محاسبه کرده بود بدست آورد و نشان داد که فرمولهای اینشتین ، تقریبی از این فرمولهای کلی است . از طرفی این روابط کلی انتقال گرانشی در اطراف یک سیاه چاله را بخوبی تفسیر می کند و حتی می توان شرایط تشکیل ماده تاریک را توضیح داد .

 مقدمه :

یکی از نتایج اصل هم ارزی محاسبه انتقال گرانشی طول موج نور ( یا هر تابش الکترومغناطیسی ) در میدانهای گرانشی است . بهمین خاطر در قسمت اول این مقاله در ابتدا سعی شده است ، که خود این اصل و نتایج آن معرفی شود . پس از آن در قسمت دوم ، مشابه کار اینشتین  از روی انتقال دوپلری و اصل هم ارزی ، انتقال گرانشی طول موج امواج الکترومغناطیسی را بدست می آوریم . در قسمت سوم روابطی کامل تر را از روی این حقیقت که مجموع انرژی جنبشی و پتانسیل فوتونها ( K+U) در میدانهای گرانشی مقداری ثابت است بدست می آوریم که نتایج اینشتین حالت تقریبی از این فرمولها کلی است . در قسمت چهارم روابط انتقال گرانشی اینشتین را از روی این روابط کلی بدست می آوریم و در قسمت پنجم تغییر طول موج گرانشی در اطراف سیاه چاله ها و شرایط تشکیل ماده کاملا تاریک را ارائه می دهیم و در قسمت پنجم انتقال دوپلری در اتاقک شتابدار را با استفاده از پایستگی انرژی مکانیکی فوتونها بدست می آوریم .

قسمت اول – بیان اصل هم ارزی و معرفی پایستگی انرژی مکانیکی فوتونها

در ابتدا قبل از بیان مطالب اصلی مقاله ناچاریم بار دیگر به بیان اصل هم ارزی اینشتین و نتایج آن بپردازیم . این مرور تصویری روشن از واقعیتهای پنهانی ارائه می دهد ، که مدتهای مدیدی است از دیده ها پنهان مانده است .

برای این منظور به اوایل قرن بییستم باز می گردیم ، هنگامیکه دانشمند نابغه ، آلبرت اینشتین در اداره ثبت اختراعات نشسته بود و در ذهن خود می کوشید که تصور کند که چطور        می تواند به یک باریکه نور برسد ، در همین حین فکر بسیار جالبی به ذهنش رسید : اگر کسی بصورت آزاد سقوط کند وزن خود را احساس نخواهد کرد. همین فکر ساده باعث شد که یک نظریه گرانشی را مطرح کند .

برای این منظور شخصی را در نظر گرفت که در دو حالت در حال سقوط آزاد است ، در حوزه گرانی زمین و در فضای میان ستاره ای که در آن میدان گرانشی بسیار ضعیف است ، در هر دو مورد شخص در یک اتاقک منزوی است نمی تواند اشیای خارج را ببیند و پی به حرکت اتاقک ببرد . در داخل اتاقک این دو حالت دقیقا هم ارز هم است و هیچ دستگاه اندازه گیری  که کاملا در داخل اتاقک قرار دارد نمی تواند دو حالت را از هم تمیز دهد . شتاب a=g با شتاب صفر در یک میدان گرانشی ناچیز هم ارز است . به نظر می رسد که شتاب می تواند آثار یک میدان گرانشی را ازبین ببرد . حال گامی فراتر می نهیم و می پرسیم آیا شتاب می تواند آثار یک میدان گرانشی را تولید کند  ؟

دو حالت را در نظر می گیریم در یک حالت ناظر در حوالی زمین ساکن است ، که در آنجا میدان گرانشی برابر است با g . در حالت دیگر ناظر در فضای تهی قراردارد که در آنجا میدان گرانشی تا حد چشم پوشیدنی کوچک است ، اما موتورهای موشک طوری روشن شده اند که شتاب اتاقک برابر a=-g باشد . آزمایشهای متفاوتی در دو اتاقک انجام می گیرند : یک ترازو  وزن ناظر ( در واقع ، نیروی عمودی بین ناظر و ترازو ) را نشان می دهد ، یک توپ به زمین می افتد ، وزنه ای یک فنر را می کشد ، و یک آونگ ساده نوسان می کند همه آزمایشها در دو اتاقک به نتایج یکسانی ختم می شوند . در اینجا ، آزمایشی وجود ندارد که بتوان در داخل اتاقک انجام داد و بین دو حالت فرق گذاشت .

این موضوع به اصل هم ارزی می انجامد : هیچ آزمایش محلی وجود ندارد که با انجام آن بتوان تا بین آثار یک میدان گرانشی یکنواخت دریک چارچوب مرجع بدون شتاب ، و آثار یک چارچوب مرجع شتابدار ( نالخت ) فرق گذاشت .

اینشتین پی برد که اصل هم ارزی نه تنها در مورد آزمایشهای مکانیکی ، بلکه در تمام آزمایشها ، حتی آزمایشهای مبتنی برتابش الکترو مغناطیسی بکار می رود . حال در یک آزمایش اگر تغییر طول موج واقعی چشمه نور را در یک اتاقک شتابدار برای ناظری که طول موج تغییر یافته را دریافت می کند بدست بیاوریم ( که اصطلاحا به آن انتقال دوپلری گفته می شود ) با استفاده از اصل هم ارزی می توانیم انتقال دوپلری را به یک میدان گرانشی تعمیم دهیم . در این حالت تغییر در طول موج نور را براثر گرانش اصطلاحا انتقال گرانش طول موج می نامند .

پس از این مرور کلی حال از خود می پرسیم علت واقعی اصل هم ارزی چیست ؟ آیا فقط از روی آزمایشهای یکسان در دوحالت می توان پی به این اصل برد ؟ یا ذرات در دو حالت دارای خواص یکسانی هستند که منجر به چنین وضعیت های یکسانی می شود ؟ و یا می توان با اثبات یک علت یکسان و اساسی در دوحالت این اصل را تا مرحله قانون هم ارزی ارتقا داد ؟ و یا حضور ماده در میدانهای گرانشی معمولی بصورت بسیار جرئی نتایج را کمی متفاوت می کند ( منظور از ماده ، جرم اصلی است که شتاب گرانشی لازم را فراهم می کند ) .

در این تحقیق متوجه شدم که با استفاده از نسبت دادن جرم mبه فوتونها طبق رابطه نسبیتی E=mc2 برای فوتونهایی که با سرعت نور حرکت می کنند می توان در دوحالت به فرمولهای کلی رسید ، که در حالت انتقال دوپلری فرمول کلی بدست آمده با استفاده از اصل پایستگی انرژی مکانیکی ذرات فوتون ، انطباق کامل با انتقال دوپلری حاصل از محاسبات معمول (روابط  انیشتن )  که از روی اصل هم ارزی نتیجه گیری شده است دارد ، در واقع روابط معمول حالت خاص و تقریبی از فرمول کلی بدست آمده با استفاده از پایستگی مکانیکی ذرات فوتون در میدانهای گرانشی است ، این تقریب در نزدیکی جرم های معمولی که مانند سیاه چاله ها به حد شعاع  بحرانی خود نرسیده اند به مقدار برآورد شده از روی اصل هم ارزی بسیار نزدیک است .

قسمت دوم – محاسبه انتقال دوپلری در اتاقک شتابدار و انتقال گرانش در میدانهای گرانشی ( با استفاده از روش انیشتن )

در این مقاله ابتدا با مرور نحوه محاسبه فرمول انتقال دوپلری اینشتین ، در اتاقک شتابدار با شتاب a و استفاده از اصل هم ارزی برای فرمول متناظر در انتقال گرانشی ، تصویری روشن از محاسبات معمول در این زمینه ارایه می دهیم ، سپس با استفاده از پایستگی مکانیکی ذرات فوتون هر دو فرمول مربوطه را در حالت کلی بدست می اوریم و ملاحظه می کنیم که انتقال گرانشی بدست آمده از اصل هم ارزی در واقع حالت تقریبی از این فرمول کلی است .

مقاله كامل    Doc    Zip
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/12ساعت 21:41  توسط رضا | 
گزارش تصويري از سفر ۱۴ روزه شاتل فضايي آتلانتيس در فضا که بامداد دوم تير ۱۳۸۶ به پايان رسيد. اين ماموريت گام بزرگ ديگري در راه تکميل ايستگاه فضايي بين‌المللي بود.
امین اشرفی-سایت مجله نجوم

شاتل فضايي آتلانتيس، يکي از سه شاتل فضايي فعال باقي مانده، روز ۱۸ خرداد ۱۳۸۶ براي سفر به ايستگاه فضايي بين المللي (ISS) همراه ۷ فضانورد از پايگاه فضايي کندي در فلوريدا (جنوب شرقي ايالات متحده) راهي فضا شد. ماموريت اصلي شاتل به مدار رساندن و نصب کردن سازه بزرگ ديگري از تکه‌هاي ايستگاه فضايي بود. اين سازه به وزن حدود ۱۸ تن  آرايه‌اي از صفحه‌هاي خورشيدي بود که توان الکتريکي ايستگاه بسيار افزايش مي‌دهد (علاوه بر اينکه سبب رشد پيکره ايستگاه و درخشش بيشتر آن در آسمان زمين با بازتاب نور خورشيد مي‌شود). فضانوردان منتخب در طي سه راهپيمايي در بيرون از ايستگاه متاموريت خور را انجام دادند.

از سوي ديگر در راهپيمايي فضايي سوم تکه کوچک جداشده‌اي از پوسته بدنه شاتل نيز بازبيني و رفع خطر شد تا احتمال وقوع فاجعه‌اي مانند انفجار شاتل کلمبيا در راه بازگشت به زمين به حداقل برسد.

هدف ديگر اين ماموريت تعويض يکي از سرنشينان ايستگاه،‌خانم سونيتا ويليامز بود. او با ۱۹۵ روز اقامت يک سره در ايستگاه فضايي رکورد دار بيشترين اقامت فضايي در جمع فضانوردان زن شد. در ماموريت شاتل فضانورد "تازه نفسي" براي حدود ۶ ماه اقامت به جاي ويليامز خسته از اقامت فضايي به مدار رفت و ويليامز با شاتل به زمين بازگشت.

 

ادامه عکسها در ادامه مطلب

منبع : علم نجوم علم روز دنیا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/12ساعت 21:35  توسط رضا | 

مشتری بزرگترین سیاره در منظومه شمسی است. قطر آن 142.984 کیلومتر، بیش از 11 برابر قطر زمین و حدود یک دهم قطر خورشید است. برای پر کردن حجم این سیاره غول پیکر به 1000 عدد سیاره زمین نیاز است. وقتی از زمین رصد می کنیم، این سیاره نورانی تر از بیشتر ستاره ها دیده می شود. معمولا پس از سیاره ونوس، مشتری دومین سیاره درخشان در آسمان است.

مشتری پنجمین سیاره در منظومه شمسی می باشد. میانگین فاصله آن از خورشید معادل 778.570.000 کیلومتر یعنی بیش از پنج برابر فاصله زمین تا خورشید است. ستاره شناسان باستان این سیاره را به یاد پادشاه خدایان رومی، ژوپیتر نامیدند.

لایه های متراکم ابر اطراف سیاره مشتری در این تصویر که توسط سفینه ویجر1 تهیه شده است، کاملا دیده می شوند. لکه بزرگ بیضی شکلی که مشاهده می کنید نقطه بزرگ قرمز نام دارد. دانشمندان بر این باورند که این نقطه اختلال شدید اتمسفر می باشد.


عکس از لابراتوار جت پروپولشن

ستاره شناسان این سیاره را از طریق تلسکوپ های مستقر بر روی سیاره زمین و ماهواره های حول زمین مطالعه می کنند. به علاوه ایالات متحده 6 سفینه تحقیقاتی بدون سرنشین را به سوی مشتری ارسال کرده است.

ستاره شناسان در جولای 1994 شاهد رویداد منحصر به فردی در این سیاره بودند. برخورد 21 تکه از شهاب سنگ شومیکر-لوی 9 (Shoemaker-Levy 9) که به اتمسفر مشتری برخورد کرد. این برخورد منجر به وقوع انفجارهای مهیب و پراکندگی مقدار بسیار زیادی گرد و خاک در منطقه ای با وسعت بیشتر از قطر کره زمین گردید.

ویژگی های فیزیکی مشتری

مشتری یک گوی غول پیکر از گاز، مایع و مقدار بسیار ناچیزی سطح جامد می باشد. سطح این سیاره ترکیبی است از ابرهای متراکم و غلیظ قرمز، قهوه ای، زرد و سفید رنگ. این ابرها در مناطقی با رنگ روشن به نام حوزه و مناطقی با رنگ تیره به نام کمربند به شکل موازی با استوا به طو رمنظم دور سیاره چرخیده شده اند.

 

مدار و گردش

 

مشتری در مداری بیضی شکل به دور خورشید گردش می کند. یک دور کامل مشتری به دور خورشید معاد 4333 روز زمینی و یا تقریبا 12 سال زمینی می باشد.

مشتری علاوه بر گردش به دور خورشید، حول محور طولی خود نیز گردش می کند. زاویه این محور حدود 3 درجه می باشد.

مشتری سریع تر از دیگر سیارات به دور خود می چرخد. یک روز در مشتری معادل 9 ساعت و 56 دقیقه می باشد. دانشمندان نمی توانند سرعت گردش درون این غول گازی را به طور مستقیم اندازه گیری کنند. آنها نخست میانگین سرعت ابرهای قابل رویت این سیاره را محاسبه کردند.

مشتری امواج رادیویی از خود متساطع می کند که توسط تلسکوپ های مستقر در زمین نیز قابل ردیابی می باشد. دانشمندان با مطالعه این امواج سرعت گردش سیاره را محاسبه نمودند. قدرت این امواج طی یک الگوی ثابت که در هر 9 ساعت و 56 دقیقه تکرار می شود، تغییر می کند.  

سرعت زیاد گردش مشتری باعث برآمدگی این سیاره در استوا و مسطح شدن قطبها گردیده است. قطر استوایی این سیاره 7 درصد بیش از قطر قطبی آن است.

 

جرم و چگالی

 

مشتری از دیگر سیارات این منظومه سنگین تر است. جرم آن 318 بار بیشتر از جرم زمین می باشد. اگرچه این سیاره جرم زیادی دارد اما چگالی آن نسبتا کم است. میانگین چگالی این سیاره 33/1 گرم در هر سانتیمتر مکعب است یعنی اندکی بیش از چگالی آب. چگالی مشتری 4/1 برابر چگالی زمین می باشد. به خاطر کم بودن چگالی این سیاره، ستاره شناسان بر این باورند که عناصر عمده این سیاره هیدروژن و هلیوم می باشند. از این رو این سیاره بیشتر به خورشید شبیه است تا به سیاره ای نظیر زمین.

هسته مشتری باید از عناصر سنگینی تشکیل شده باشد. احتمالا ترکیب بندی این عناصر نظیر ترکیب بندی عناصر هسته زمین است اما 20 تا 30 برابر پر سنگین تر.

نیروی جاذبه سطح مشتری 4/2 برابر جاذبه زمین است. به این ترتیب جسمی که در روی زمین 100 کیلوگرم است بر روی مشتری 240 کیلوگرم وزن خواهد داشت.

اتمسفر مشتری ترکیبی است از حدود 86 درصد هیدروژن، 14 درصد هلیوم و مقادیر کمی متان، بخار آمونیاک، آب، هیدروکربور اشباع نشده، اتان، ژرمانیومو مونوکساید کربن. درصد هیدروژن یاد شده بر اساس تعداد مولکولهای این عنصر است نه بر اساس جرم کلی آن. دانشمندان این مقادیر را به کمک اندازه گیریهای تلسکوپی و اطلاعات سفینه ها محاسبه و به دست آورده اند.

این عناصر شیمیایی لایه های رنگارنگی از ابرها را در ارتفاعات مختلف شکل داده اند. بالا ترین لایه سفید رنگ از کریستالهای بخار آمونیاک یخ زده به وجود آمده است. لایه های پایین تر و تیره رنگ تر ابرها مناطق کمربندها را تشکیل داده اند. در پایین ترین لایه قابل رویت ابرهای آبی رنگی وجود دارند. ستاره شناسان انتظار دارند که در عمق 70کیلومتری پایین تر از ابرهای آمونیاک، ابرهای آب را تشخیص دهند. البته تا کنون این ابرها در هیچ لایه ای کشف نشده است.

 

بارزترین ویژگی سطح سیاره مشتری، یک نقطه قرمز بزرگ است. این نقطه حجم زیادی از گاز در حال دوران می باشد و شبیه به گردبادهای زمینیست. بزرگترین قطر این نقطه سه برابر قطر زمین طول دارد. رنگ این نقطه بین آجری و قهوه ای روشن در تغییر است. به ندرت این نقطه به طور کلی محو می شود. احتمالا وجود سولفور و فسفر در کریستالهای آمونیاک منجر به ایجاد چنین رنگی در این نقطه می گردد.

نقطه بزرگ قرمز در سیاره مشتری جرم فوق العاده زیادی از گاز در حال چرخش است. قطر بزرگ این نقطه سه برابر قطر زمین است.
 

عکس از ناسا

گوشه این نقطه عظیم الجثه با سرعتی معادل 360 کیلومتر در ساعت در حرکت است. فاطله این نقطه نسبت به استوا ثابت است ولی به آرامی به سمت غرب و شرق حرکت می کند.

حوزه ها، کمربندها و نقطه بزرگ قرمز نسبت به سیستم های چرخه ای زمین بسیار ثابت تر می باشند. از زمانیکه دانشمندان شروع به استفاده از تلسکوپ برای رصد آسمان کرده اند، ویژگی های مذکور تغییر ابعاد و رنگ داشته اند اما همچنان الگوی کلی خود را ثابت نگه داشته اند.

 

دما

 

دما در بالای ابرهای مشتری 145- درجه سانتیگراد است. اندازه گیریهایی که توسط دستگاههای اندازه گیری خاص به عمل آمده ند نشان می دهند که دمای این سیاره در زیر ابرها افزایش می یابد. دما در اعماق و در جاییکه فشار اتمسفر به حدود 10 برابر فشار جوی زمین می رسد،  21 درجه سانتیگراد یعنی دمای معمولی یک اتاق بر روی زمین است. این همان جائیست که می تواند گونه های زیستی احتمالی در سیاره غول پیکر مشتری را در خود جای دهد. اگر گونه ای زیستی در این سیاره وجود داشته باشد باید گونه ای هوازی باشد چون در مشتری از سطح جامد خبری نیست. دانشمندان تا کنون هیچ نشانی از حیات در این سیاره نیز یافت نکرده اند.

نزدیک هسته، دما به شدت بالا می رود. دمای هسته مشتری حدود 24000 درجه سانتیگراد یعنی داغتر از سطح خورشید است!.

مشتری از زمانیکه تبدیل به سیاره شد تا کنون همچنان در حال از دست دادن گرما می باشد. بیشتر ستاره شناسان معتقدند که خورشید، سیارات و همه اجرام موجود در منظومه شمسی از یک سحابی در حال گردش شکل گرفته اند.گرانش گازها و ذرات باعث متصل شدن و تبدیل آنها به ابرهای غلیظ و تکه هایی از مواد گردید. در حدود 6/4 بیلیون سال پیش، این مواد با یکدیگر فشرده شدند تا اجرام گوناگون منظومه شمسی شکل گیرد. فشار این مواد گرما تولید کرد. مشتری نیز خارج از این بازی نبود. هنگامیکه این سیاره شکل می گرفت، در اثر فشار زیاد، به قدری حرارت تولید شد که حتی امروزه پرتوهای حرارتی که این سیاره به فضا متساطع می کند، دو برابر مقدار گرمائیست که از خورشید دریافت می کند.

میدان مغناطیسی

 

مانند سیاره زمین و بسیاری از سیارات، مشتری نیز مانند یک آهن ربای غول آسا کار می کند. نیروی مغناطیسی آن میدان مغناطیسی بزرگی پیرامون این سیاره ایجاد نموده است. قدرت این میدان 14 برابر قدرت میدان مغناطیسی زمین است. بدون در نظر گرفتن قدرت میادین مغناطیسی لکه های خورشیدی، میدان مغناطیسی مشتری در منظومه شمسی قویترین می باشد.

دانشمندان هنوز به درستی دلیل پیدایش میدان مغناطیسی سیارات را نمی دانند. معتبرترین دلیل آن تا کنون حرکت ذرات باردار در مرکز سیارات می باشد. اندازه بزرگ مشتری و حرکت سریع آن منجر به این شده است که میدان مغناطیسی این سیاره از زمین قوی تر باشد.

میدان مغناطیسی مشتری ذراتی چون الکترونها، پروتونها و دیگر ذرات بارداری را که در پرتوهای اطراف این سیاره وجود دارند به دام می اندازد. این ذرات به قدری قوی می باشند که می توانند به تجهیزات سفینه های تحقیقاتی اطراف این سیاره آسیب وارد نمایند.

در منطقه ای از فضا به نام مگنتوسفر، میدان مغناطیسی مشتری مانند یک سپر عمی می کند. این سپر سیاره را از بادهای خورشیدی، جریان مداومی از ذرات باردار، حفظ می نماید. بیشتر این ذرات الکترونها و پروتونهایی هستند که با سرعتی معادل 500 کیلومتر در ثانیه در حرکتند. ذراتیکه در دام میدان مغناطیسی مشتری می افتند، وارد مگنتوسفر و نزدیک قطبهای میدان مغناطیسی می شوند. درد قسمتی از سیاره که پشت به خورشید است، مگنتوسفر به اندازه زیادی به سمت بیرون سیاره دچار کشیدگی می شود و اصطلاحا دم مغناطیسی را که حدود 700 میلیون کیلومتر طول دارد، تشکیل می دهد.

امواج رادیویی که از مشتری متساطع می شوند در دو شکل به تلسکوپهای رادیویی مستقر در زمین می رسند. انرژی رادیویی منقطع و پرتوهای متوالی. زمانیکه آیو (Io) ، نزدیکترین قمر مشتری از منطقه ای مشخص در میدان مغناطیسی این سیاره عبود می کند، امواجی دریافتی توسط تلسکوپها به صورت پرتوهای رادیویی قدرتمند منقطعی می باشد.

 

اقمار

 

مشتری 16 قمر با قطرهایی حداقل معادل 10 کیلومتر دارد. این سیاره همچنین دارای تعداد زیادی قمر کوچکتر می باشد. چهار قمر از بزرگترین اقمار مشتری به ترتیب فاصله از این سیاره عبارتند از آیو، اروپا، گانیمد (Ganymede) و کالیستو (Callisto). به این چهار قمر، اقمار گالیله ای می گویند. گالیله ستاره شناس ایتالیایی در سال 1610 به کمک یک تلسکوپ بدوی ساده توانست این چهار قمر را کشف نماید.

آیو آتشفشانهای فعالی زیادی دارد که گازهایی شامل سولفور را به سطح این قمر می رانند. سطح زرد – نارنجی رنگ آیو احتمالا شامل مقادیر زیادی رسوب سولفور جامد است. اروپا با قطری معادل 3130 کیلومتر عنوان کوچکترین قمر گالیله ای را به خود اختصاص داده است. سطح اروپا مسطح، دارای شکاف و یخی می باشد.

بزرگترین قمر گالیله ای گانیمد، با قطری معادل 5268 کیلومتر می باشد. گانیمد از سیاره عطارد بزرگتر است. کالیستو با قطر 4806 کیلومتری تنها کمی از عطارد کوچکتر است. به نظر می رسد که گانیمد و کالیستو دارای یخ و برخی مواد سنگی باشند. این دو قمر چاله های زیادی دارند.

کالیستو، از اقمار مشتری، با چاله های ناشی از برخورد اجرام آسمانی پوشیده شده است. در زیر سطح این قمر احتمالا اقیانوسی از آب نمک مایع وجود دارد.
 

عکس از ناسا

گانیمد، از اقمار مشتری، پوشیده از چاله ها و ترکهای فراوانی می باشد.ترکهای موجود در سطح ناشی از انقباض سطح است.
 

 

عکس از ناسا

بقیه اقمار مشتری از اقمار گالیله ای بسیار کوچکترند. آمالتیا (Amalthea) و هیمالیا بزرگترین اقمار غیر گالیله ای مشتری می باشند. بزرگترین قطر قمر سیب زمینی شکل آمالتیا 262 کیلومتر است. قطر هیمالیا 170 کیلومتر است. بیشتر این اقمار توسط ستاره شناسان با تلسکوپ های بسیار بزرگ در روی زمین کشف شده اند.

 

حلقه ها

 

مشتری سه حلقه به دور استوای خود دارد. البته این حلقه ها نسبت به حلقه های زحل بسیار محو به نظر می رسند. این حلقه ها از ذرات غبار تشکیل شده اند. حلقه اصلی 30کیلومتر ضخامت و 6400 کیلومتر عرض دارد. این حلقه در درون مدار آمالتیا قرار گرفته است.

 

برخورد سنگ آسمانی شومیکر-لوی 9

 

در مارس 1993، ستاره شناسان اوگن شومیکر (Eugene Shoemaker)، کارولین شومیکر (Carolyn Shoemaker) و دیوید لوی (David H. Levy) سنگی را نزدیک مشتری کشف کردند. سنگی که بعدها شومیکر-لوی 9 نام گرفت، احتمالا یک بار به دور خورشید چرخیده و سپس توسط گرانش سیاره مشتری به سمت این سیاره کشیده شده است. زمانیکه این سنگ کشف شد، خرد و 21 تکه شده بود. احتمالا هنگام نزدیک شدن به مشتری تکه تکه شده بود.

محاسبات صورت گرفته بر اساس مکان سنگ و شتاب آن نشان داد که در جولای 1994 این تکه ها با مشتری برخورد خواهند نمود. دانشمندان امیدوار بودند که با مشاهده این برخورد نکات جدید زیادی در مورد برخورد سنگهای آسمانی با سیارات به دست آورند.

همه ستاره شناسان در تاریخ پیش بینی شده تلسکوپ های خود را به سمت این سیاره نشانه گرفتند. حتی تلسکوپ قدرتمند هابل که در مدار زمین قرار دارد نیز به سمت این سیاره قرار گرفت همینطور سفینه کنترل از راه دور گالیلو که در مسیر خود به سمت مشتری قرار داشت. همگی منتظر رصد صحنه برخورد بودند.

تکه سنگهاها در منطقه ای که  پشت به زمین و تسکوپ هابل بود با سیاره برخورد کردند. البته کمتر از نیم ساعت به دلیل گردش وضعی مشتری محل اصابت قابل رصد بود. دانشمندان قطر بزرگترین تکه سنگ را بین 5/0 تا 4 کیلومتر تخمین زدند. این برخورد به طور مستقیم توسط گالیلو که 240 میلیون کیلومتر با مشتری فاصله داشت قابل رویت بود اما ایرادی که به بخشهای خاصی از تجهیزات این سفینه وارد آمد توانایی آن در ضبط و ارسال اطلاعات را به شدت کاهش داد.

این برخورد احتمالا به دلیل فشار زیاد، حرارت و پخش شدن سریع گازهای اتمسفر، منجر به وقوع انفجارهای بزرگی شد. این انفجارها ذرات غبار را در منطقه ای وسیع، بزرگتر از قطر کره زمین، پراکنده ساخت. این ذرات به تدریج در منطقه ای تیره و کدر از مواد پخش شدند و برای ماهها در بالای اتمسفر مشتری باقی ماندند. اگر چنین برخوردی با زمین ایجاد می شد، غباری را ایجاد می نمود که می توانست جو را سرد و زمین را برای مدتها تاریک کند. به این صورت نسل بیشتر گونه های زیستی موجود در زمین ازجمله انسانها و حیوانات منقرض می شد.

 

پرواز به مشتری

 

ایالات متحده تا کنون 6 سفینه را به سوی این سیاره ارسال نموده است: 1) پاییونیر10، 2) پایونیر-زحل، 3) ویجر1 (Voyager)، 4) ویجر2، 5) یولیسس (Ulysses)، 6) گالیلو. پایونیر 10 در سال 1972 ارسال شد و در تاریخ 3 دسامبر 1973 در فاصله 130000کیلومتری مشتری قرار گرفت. این سفینه تاثیر شدید کمربند پرتوهای مشتری بر روی سفینه ها را نشان داد. این سفینه همچنین وجود مقدار زیادی هیدروژن و هلیوم در جو این سیاره را گزارش نمود. به علاوه این سفینه مگنتوسفر عظیم این سیاره را کشف نمود.

پایونیر-زحل در دسامبر 1974 در فاصله 43.000 کیلومتری از این سیاره قرار گرفت. این سفینه تصاویری را در فاصله کم از مناطق قطبی سیاره تهیه کرد و اطلاعاتی در باره نقطه قرمز، میدان مغناطیسی و دمای اتمسفر مشتری جمع آوری نمود.

ویجر 1 و 2 به ترتیب در مارس و جولای 1979 نزدیک مشتری قرار گرفتند. این دو سفینه تجهیزات بسیار دقیق تری را با خود حمل می کردند و اطلاعات بیشتری را نیز به زمین ارسال نمودند. ستاره شناسان توانستند به کمک تصاویر تهیه شده توسط این دو سفینه اولین نقشه دقیق از اقمار گالیله ای را تهیه کنند. ویجرها همچنین توانستند آتشفشانهای سولفوری آیو، وقوع رعد و برق در ابر های مشتری و الگوی گردش ابرها را کشف نمایند.

یولیسس در اکتبر 1990 ارسال و در فوریه 1992 از کنار مشتری عبور نمود. آژانس فضایی اروپا این سفینه را بیشتر به منظور مطالعه مناطق قطبی خورشید ساخته بود. دانشمندان از نیروی فراوان گرانش مشتری استفاده کردن تا بتوانند این سفینه را در مدار درست خود برای مطالعه قطبهای خورشید قرار دهند. هنگامیکه یولیسس از کنار مشتری عبور نمود، اطلاعاتی را جمع آوری نمود که ثابت می کرد تاثیر بادهای خورشیدی بر روی مگنتوسفر این سیاره بسیار بیش از آن است که قبلا تصور می شده است.

گالیلو سفر طولانی خود را از اکتبر 1989 آغاز کرد. این سفینه در جولای 1995 کاوشگری را رها کرد. در دسامبر 1995 کاوشگر وارد اتمسفر مشتری شد، به درون آن نفوذ کرد و اندازه گیری مقدار آب و دیگر مواد شیمیایی در اتمسفر سیاره را آغاز نمود. در دسامبر 1995، گالیله به مداری حول مشتری پیوست. در طی سالها، این سفینه اتمسفر مشتری را تحت نظر گرفت و به مشاهده اقمار گالیله ای آن پرداخت.  ماموریت گالیلو یکبار در سال 1997 و بار دیگر در سال 1999 تمدید شد. در نهایت سوخت این سفینه به پایان رسید و مدیران پروژه در سال 2003 برای جلوگیری از برخورد سفینه با قمر اروپا، گالیلو را در درون مشتری منهدم کردند. مشاهدات گالیلو از قمر اروپا وجود احتمالی اقیانوسی در زیر سطح و وجود احتمالی حیات در این قمر را نشان می دهند.

منبع : علم نجوم علم روز دنیا

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/12ساعت 21:21  توسط رضا | 
صورت مساله: 12 سکه داریم که یکی از آنها تقلبی است(معلوم نیست سنگین تر از بقیه است یا سبکتر) میخواهیم با سه بار وزن کردن اون سکه تقلبی رو پیدا کنیم.

جواب در ادامه مطلب

منبع: انجمن ریاضی دانان جوان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/12ساعت 16:28  توسط رضا | 
پدری از دو پسر تیزهوش خود می خواهد که هر کدام یک عدد انتخاب نمایند و بدون آنکه دیگری متوجه شود، عدد خود را به او بگویند. پدر بعد از شنیدن اعداد میگوید: حاصلضرب دو عددی که آنها انتخاب کرده اند، 8 یا 16 می باشد. سپس از پسر بزرگتر سئوال می کند: " آیا میدانی عددی که برادرت انتخاب کرده است چند می باشد؟"
پسر بزرگ: " نمی دانم! "
پدر از پسر کوچکتر همین سئوال را می پرسد.
پسرکوچک : " نمی دانم! "
پدر از پسر بزرگ مجددا همین سئوال را می پرسد.
پسر بزرگ: " نمی دانم! "
پدر از پسر کوچک مجددا همین سئوال را می پرسد.
پسرکوچک : " نمی دانم! "
پدر از پسر بزرگ بازهم همین سئوال را می پرسد.
پسر بزرگ: " می دانم! "
شما مي دانيد عددی که پسر کوچک انتخاب نموده است چند است؟


جواب در ادامه مطلب

منبع : انجمن ریاضی دانان جوان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/12ساعت 16:26  توسط رضا | 
بذارین یه معمای منطقی بهتر بگم که یه خورده مجبور بشیم فکر کنیم. برای اونایی که نیاز به محرک دارن باید بگم انیشتین گفته هر کی این معما رو حل کنه من خودم اون دنیا شفاعتش میکنم:

  1. فرض کنین توی زندان صد تا زندانی داریم که به زندان های طولانی محکوم شده اند.
  2. این زندانی ها توی سلول های انفرادی نگهداری میشن و هیچ امکان برقراری ارتباط با همدیگر رو ندارند.
  3. یه اتاق بازجویی توی این زندان هست که هیچی توش نیست الا یه لامپ و یه کلید برای روشن و خاموش کردن لامپ.
  4. در ابتدا این لامپ خاموشه.
  5. زندانی ها از سلول خودشون نمیتونن این لامپ رو ببینن.
  6. زندان بان هر روز یکی از زندانی ها رو به صورت تصادفی (با احتمال یکسان برای همه) انتخاب میکنه و میاره به اتاق
  7. این زندانی میتونه کلید چراغ رو تغییر بده (اگه روشنه خاموش کنه یا اگه خاموشه روشن کنه) یا اینکه اون رو دست نزنه و همونطور که هست نگه داره.
  8. مضافا این زندانی میتونه ادعا کنه که تمام صد زندانی حداقل یک بار به این اتاق آورده شده اند.
    • اگر این ادعا درست باشه هر صد تا زندانی با هم آزاد میشن.
    • اگر ادعاش غلط باشه هر صد تا با هم اعدام میشن.
  9. زندانی ها اجازه دارند یک شب با هم تو حیاط زندان ملاقات کنند و بر سر یک نقشه برای حل این مساله توافق کنند. از فردای این شب، بازی آغاز خواهد شد و زندانی ها بعد از این همدیگر را نخواهند دید مگر موقع آزادی یا اعدام!


حالا پیدا کنید این زندانی ها چه کار باید کنند؟

جواب در ادامه مطلب

منبع : هوش مصنوعی و رباتیک


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/12ساعت 13:38  توسط رضا | 

اسكلت يكي از سيستم‌هاي مهم انسان است كه سبب حفظ وضعيت ايستاده و استوار بدن در برابر نيروي جاذبه مي‌شود. به‌طور طبيعي اسكلت انسان در محيط جاذبه 1 جي زمين رشد و نمو مي‌كند و ساختار استخواني آن به ‌شكلي طراحي شده است كه در مقابل نيروهاي وارد بر خود مقاومت كند. لايه خارجي استخوان را پريوست (در مقابل لايه داخلي يا آندوست) گويند. بافت استخواني محيطي به‌شكل تيغه‌هاي استخواني در زير پريوست قرار دارد. در لايه‌هاي زيرين، مجاري استخواني هم‌مركز (نظير تنه درخت) در اطراف يك منبع خوني قرار مي‌گيرد و سيستم‌هاي هاورس (استئون) را مي‌سازد. بافت استخواني از دو قسمت سخت قشري در خارج، و مغز‌ استخوان در داخل تشكيل شده است. قسمتي از استخوان كه در مجاورت مغز استخوان قرار دارد، استخوان اسفنجي (ترابكولار) نام دارد. استخوان قشري ، در حدود 80 درصد استخوان‌بندي افراد بزرگسال را تشكيل مي‌دهد و اكثراً در تنه استخوآنهاي دراز وجود دارد. استخوان اسفنجي به‌صورت تيغه‌هاي موازي ميكروسكوپي آرايش مي‌يابد و بيشتر در تنه مهره‌ها، دنده‌ها، لگن و انتهاي استخوآنهاي دراز وجود دارد. ترتيب قرارگيري بافت اسفنجي و متراكم، استحكام مناسب را براي تحرك فراهم مي‌سازد. قسمت اسفنجي استخوان وزن بدن را متحمل مي‌شود و آن را در برابر شكستگي محفوظ مي‌كند. بافت استخواني دائماً در حال بازسازي است و كلسيم مورد نياز بدن به‌طور متناوب از ذخاير اسكلتي آزاد مي‌شود.

فضانورداني كه بي‌تحركي طولاني‌مدت را تجربه مي‌كنند، مانند بيماران بستري، قطع نخاع، فلج اندام‌هاي تحتاني، و كساني كه اندام‌هايشان مدت‌ها در گچ مي‌ماند، بخش زيادي از توده استخواني، قدرت استخواني، و عضلاني خود را از دست مي‌دهند. مطالعات مختلف بر روي فضانوردان نشان مي‌دهد كه از دست رفتن توده استخواني در مأموريت‌هاي فضايي به طور متوسط، حدود 1 تا 2 درصد در ماه و از دست دادن كلسيم در فضانوردان تقريباً 10 برابر ميزان از دست دادن كلسيم در بدن زنان در اوايل يائسگي است (بيشترين ميزان ازبين رفتن توده استخواني انسان در روي زمين). كاهش توده استخوان باعث كاهش قدرت استخواني و افزايش خطر شكستگي مي‌شود كه يكي از مشكلات سلامتي فعلي فضانوردان است و سبب اختلال در كاركرد آنها در مأموريت‌هاي فضايي مي‌شود. پوكي استخوان در فضانوردان يكي از بزرگ‌ترين موانع مأموريت‌هاي طولاني‌مدت مثل سفر به مريخ است. آموخته‌هاي ما درباره پوكي‌استخوان در فضا موجب خواهد شد تا اين معضل را، كه بيماري شايع و ناتوان‌كننده‌اي در كره زمين است، بهتر بشناسيم. اخيراً دانشمندان متوجه شده‌اند كه اشعه درماني در بيماران مبتلا به سرطان، خطر شكستگي خودبه‌خودي استخوان را افزايش مي‌دهد و اين واقعيت افق جديدي از تحقيقات براي محققان است. بتمن يكي از دانشمندان ناسا، كه در حال حاضر بر روي پوكي‌استخوان كار مي‌كند، مي‌گويد: "بروز شكستگي استخوان در زنان يائسه‌اي كه به علت سرطان گردن رحم و روده بزرگ تحت درمان با اشعه (راديوتراپي) قرار مي‌گيرند 60 درصد و در بيماران مبتلا به سرطان مقعد به ميزان 200 درصد افزايش مي‌يابد". با توجه به آنكه كاهش توده استخواني در فضانوردان و مواجه آنها با تشعشعات كيهاني در مأموريت‌هاي فضايي 30 ماهه به مريخ، امري اجتناب‌ناپذير است بايد شرايطي مهيا كرد تا بتوان مسافران را در برابر آن‌ محافظت نمود. 

بتمن در جولاي 2006، 35 موش ماده را در معرض يك مواجهه (تك دُز) اشعه‌ به شدت 2گري قرار داد. البته اين مقدار تقريباً معادل شدت اشعه‌اي است كه براي فرد مبتلا به سرطان استفاده مي‌شود. وي موش‌ها را به 4 گروه تقسيم كرد و اثر اشعه‌هاي مختلف گاما (امواج الكترومغناطيسي با طول موج كوتاه و انرژي بالا كه به وسيله مواد راديواكتيو تابيده مي‌شود)، پروتون (از اجزاي اتم با بار مثبت و اندازه حدوداً 1836 برابر بزرگ‌تر از الكترون)، كربن و يونيزه (اشعه با قدرت بالا با انرژي كافي براي خارج‌كردن الكترون از مدار حركتي و در نتيجه بارداركردن هسته) را روي آنها بررسي كرد. سپس قسمت ابتدايي استخوان بزرگ ساق پا (تيبيا) و استخوان ران (فمور) را به وسيله سي‌تي‌اسكن بررسي كرد. طبق نتايج به‌دست آمده، اشعه كربن باعث شد تا توده استخوان اسفنجي 39 درصد (بيشترين كاهش) كاهش يابد. اشعه‌هاي پروتون، يونيزه و گاما به ترتيب 35، 34 و 29 درصد توده استخوان اسفنجي را كاهش دادند. ميزان كاهش اتصالات متحمل‌كننده وزن در استخوان اسفنجي در بين چهار گروه، حدود 46 تا 64 درصد متغير بود. شايان ذكر است كه قطع اتصالات استخواني برگشت‌پذير نيست و با درمان‌هاي جبراني بهبود نمي‌يابد. تك‌تك اشعه‌هاي؛ گاما، پروتون، كربن و يونيزان در اين مطالعه نسبت به مجموع اين اشعه‌ها (پروتون و يون‌هاي سنگين يا اشعه‌هاي يونيزان) تخريب كمتري داشت. طبق اظهارات بتمن در ميزان‌هاي بسيار پايين اشعه هم، كه انتظار كاهش توده استخواني نمي‌رفت، اين معضل مشاهده شد. براساس مطالعه بتمن مشخص شده است كه اشعه بر روي قسمت قشري و سخت استخوان اثر محسوسي ندارد و فقط ناحيه اسفنجي را تحت تأثير قرار مي‌دهد. براساس نتايج اين مطالعه، تشعشعات فضايي موجب تشديد كاهش توده استخواني و وخيم‌تر شدن اثرات زيان‌آور بي‌وزني بر روي استخوان مي‌شود.

منبع هوپا

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/12ساعت 13:27  توسط رضا | 

بپا یه وقت مملکت اینجوری چپه نشه داداش

 

منبع : خبرگزاری المرغ

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/12ساعت 13:24  توسط رضا | 

آیا شما در زمره 2 درصد افراد باهوش در دنیا هستید؟


پس مسئله زیر را حل کنید و در یابید که در میان افراد با هوش جهان قرار دارید یا خیر.هیچگونه کلک و حقه ای در این مسئله وجود ندارد و تنها منطق محض می تواند شما را به جواب برساند.موفق باشید.


در خیابانی 5 خانه در پنج رنگ متفاوت وجود دارد.
در هر یک از این خانه ها یکنفر با ملیتی متفاوت از دیگران زندگی می کند.
این 5 صاحبخانه هر کدام نوشیدنی متفاوت می نوشند,سیگار متفاوت می کشند و حیوان خانگی متفاوت نگهداری می کنند.

 


سوال : کدامیک از آنها در خانه ماهی نگه می دارد؟


راهنمایی:
1: مرد انگلیسی در خانه قرمز زندگی می کند.
2: مرد سوئدی یک سگ دارد.
3: مرد دانمارکی چای می نوشد.
4: خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفید قرار دارد.
5: صاحب خانه سبز قهوه می نوشد.
6: شخصی که سیگارPall Mall می کشد پرنده پرورش می دهد.
7: صاحب خانه زرد Dunhill می کشد.
8: مردی که در خانه وسطی زندگی می کند شیر می نوشد.
9: مرد نروژِی در اولین خانه زندگی می کند.
10: مردی که سیگار Blends می کشد در کنار مردی که گربه نگه می دارد زندگی می کند.
11: مردی که اسب نگهداری می کند کنار مردی که سیگار Dunhill می کشد زندگی می کند.
12: مردی که سیگار Blue Master می کشد آبجو می نوشد.
13: مرد آلمانی سیگار Prince می کشد.
14: مرد نروژی کنار خانه آبی زندگی می کند.
15: مردی که سیگار Blends می کشد همسایه ای دارد که آب می نوشد.

منبع سوال(البته انگلیسی هست و من ترجمه شده اش رو گذاشتم): اینجا

سوال رو هم خودم حل کردم و جوابش رو توی ادامه مطلب نوشتم.حتما جواب رو ببینید!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/04/12ساعت 10:39  توسط رضا | 
برای اغلب مردم، درست كردن یخ كار ساده ای است: كافی است یك ظرف آب را در فریزر قرار دهیم. اما شیمیدانی به نام «یون می چوی» Eun Mi Choi و همكارانش در دانشگاه ملی سئول در كره جنوبی به این مسئله به گونه ای دیگر می نگرند. برای آنها درست كردن یخ از طریق كاهش دما تا زیر نقطه انجماد آب، آخرین گزینه محسوب می شود و نه اولین گزینه. این محققان ترجیح می دهند با قرار دادن آب در معرض میدان های الكتریكی یخ درست كنند و شگفت انگیزتر آنكه این كار را در دمای اتاق انجام می دهند.
اما همانطور كه «دنیس ویتلی» (Denys Wheatley) زیست شناس سلولی دانشگاه آبردین انگلستان كه بر روی تاثیر آب بر سیستم های زنده تحقیق می كند نیز اذعان دارد، ایجاد یخ در دمای اتاق یا اصطلاحا «یخ داغ» واقعا حیرت انگیز است چراكه قرن های متمادی تصور بشر آن بود كه ایجاد یخ فقط با سرما میسر است.
آزمایش موفقیت آمیز «چوی» كه چند ماه پیش صورت گرفت سرانجام به جست وجویی ۱۰ساله در مورد نحوه تشكیل «یخ داغ» پایان داد. اما نتیجه غیرمنتظره این آزمایش شگفت انگیز سئوال جدیدی را نیز برای دانشمندان مطرح كرد. آزمایش «چوی» حاكی از آن است كه نه تنها تبدیل آب ولرم به یخ توسط اعمال میدان الكتریكی، كاری شدنی است بلكه شدت میدان لازم برای این كار نیز به طور غیرمنتظره ای پایین است، آنقدر پایین كه به سهولت می توان میدان های مشابهی را در گوشه و كنار طبیعت
از شكاف میان تخته سنگ ها و خلل و فرج ذرات خاك معلق در هوا گرفته تا فضای میان پروتئین ها در سلول های بدن یافت. به همین علت تحقیقات اخیر پس از كشف «یخ داغ»، بر روی این پرسش متمركز شده است كه آیا «یخ داغ»، به طور طبیعی در طبیعت نیز شكل می گیرد
اما بازگردیم به داستان كشف «یخ داغ». داستان تشكیل یخ در دمای اتاق با كشفی به ظاهر تصادفی در سال ۱۹۹۵ و توسط یك دانشمند علم مواد به نام «یاكوب كلین» Jacob Klein در مؤسسه علوم ویزمان Weizmann در اسرائیل آغاز شد. او متوجه شد كه مایعات آلی محصور شده مابین صفحاتی از جنس میكا كه تنها چند نانومتر با همدیگر فاصله گرفته اند در دمایی بسیار بالاتر از حالت معمول خود منجمد می شوند.
همین مسئله سبب شد تا او به این فكر بیفتد كه شاید به روشی مشابه بتوان در دمای اتاق یخ ایجاد كرد. اینگونه بود كه كلین شش سال بعد را صرف آزمایش بر روی آب و دیگر مایعات كرد. آزمایش های او برای منجمد كردن اغلب مایعات در دمای اتاق موفقیت آمیز بود اما در مورد آب خیر. می دانیم كه آب یك مایع معمولی نیست. در حالی كه اغلب مواد در حالت جامد خود، چگال تر از حالت مایع هستند اما موضوع در مورد آب برعكس است به همین دلیل هم كوه های یخ در آب شناور می مانند چراكه آب، پس از انجماد، منبسط شده و نتیجتا چگالی یخ، كم تر از چگالی آب است. نهایتا «كلین» به این نتیجه رسید كه محصور كردن مولكول های آب در فضای تنگ مابین صفحات جامد خود به عنوان مانعی برای انجماد آب عمل می كند. به همین دلیل هم او از ادامه آزمایش خود بر روی آب منصرف شد.
اما «كلین» یك عامل حیاتی را كه برای ایجاد یخ در دمای اتاق لازم است ندیده بود و آن، میدان الكتریكی بود. اما همین كه كلین پروژه تحقیقاتی خود را متوقف كرد دو زیست فیزیكدان به نام های «رونن زانگی» Ronen Zangi و «آلن مارك» Alan Mark كه در آن زمان در دانشگاه گرونینگن در هلند بودند، ادامه تحقیق را به دست گرفتند. این دو محقق در سال ۲۰۰۳ موفق به انجام یك شبیه سازی رایانه ای شدند كه نشان می داد در هنگام اعمال یك میدان الكتریكی چه اتفاقی برای مولكول های آب محصور میان صفحات جامد خواهد افتاد.
از آنجایی كه دو اتم هیدروژن موجود در مولكول آب دارای بار جزیی مثبت بوده و اتم اكسیژن این مولكول نیز بار جزیی منفی دارد بنابراین اعمال میدان الكتریكی بر روی آب می تواند جهت گیری های تصادفی مولكول های آب را تغییر داده و آنها را همانند مولكول های جامدات منظم كند. شبیه سازی های «زانگی» و «مارك» حاكی از آن است كه این میزان نظم می تواند به حدی باشد كه حتی در دمای اتاق هم آب را منجمد و جامد گرداند. «مارك» دراین باره می گوید: «با یك میدان الكتریكی قوی حتی می توان یك لیوان پر از آب را در دمای اتاق به یخ تبدیل كرد.» اما هیچ كس نتوانسته بود صحت این پیش بینی را
حتی با مقادیر بسیار جزیی آب به طور تجربی نشان دهد تا اینكه نوبت به «چوی» رسید.
«چوی» و همكارانش ابتدا لایه نازكی از آب را مابین یك صفحه و یك سوزن بسیار باریك فلزی محصور كردند. سپس میدان الكتریكی ضعیفی را مابین سوزن و صفحه فلزی اعمال كرده و سر سوزن را به تدریج به صفحه نزدیك كردند. هنگامی كه سر سوزن فقط ۷۰ نانومتر با صفحه فلزی فاصله داشت، سوزن به مانعی برخورد كرد و دیگر جلوتر نرفت. این مانع، در واقع لایه ای از یخ بود و بدین ترتیب «چوی» برای اولین بار در جهان موفق به ایجاد «یخ داغ» شده بود.
اما آنچه محققان را به طور خاص شگفت زده كرد آن بود كه ایجاد «یخ داغ» با اعمال شدت میدانی در حدود یك میلیون ولت بر متر میسر شده بود. اگرچه ممكن است این شدت میدان، زیاد به نظر برسد اما برعكس تصور شما، این میدان در حدی است كه به راحتی می توان مشابه آن را در بسیاری از نقاط طبیعت یافت. به عنوان مثال، در میان خلل و فرج ذرات خاك معلق در هوا، بار الكتریكی كافی برای ایجاد چنین شدت میدانی وجود دارد. چنین میدانی می تواند حتی در هوای معتدل نیز توده ای از مولكول های آب را به بلورهای بسیار كوچك یخ تبدیل كند. بدین ترتیب پدیده «یخ داغ» ممكن است بتواند نحوه تشكیل ابرها در آسمان را كه سال هاست به شكل یك راز سر به مهر باقی مانده و دانشمندان علوم جوی را سردرگم كرده است تبیین كند برای توضیح بیشتر در این مورد، به حاشیه مقاله با عنوان «ابرها هیچگاه فراموش نمی كنند» مراجعه كنید. به همین ترتیب، میدان های الكتریكی موجود مابین غشاء سلول های عصبی و یا سطوح پروتئین ها و پلی ساكاریدها نیز می توانند به اندازه كافی شدید باشند كه منجر به شكل گیری ذرات بسیار كوچك یخ در درون سلول ها شوند.
«ویتلی» معتقد است كه بدین ترتیب، به زودی جست وجو برای یافتن «یخ داغ» در حفره های درون پروتئین ها نیز آغاز خواهد شد. او می گوید: «در فواصل بسیار كوچك در سطح پروتئین ها می توان میدان های الكتریكی بسیار شدیدی را یافت.»
درواقع ممكن است نشانه هایی از وجود «یخ داغ»، پیش از این نیز بدون آنكه كسی متوجه آن شده باشد خود را بروز داده باشد. شیمیدان هایی كه میزان تحرك مولكول های آب را مطالعه می كردند دریافته بودند كه حركت این مولكول ها در اطراف یون هایی كه دارای دو یا سه بار مثبت هستند نظیر یون های كلسیم و كروم به شدت كند می شود. میزان این كند شدن به حدی است كه مولكول هایی كه در لایه های نزدیك این یون ها قرار دارند ممكن است تا پیش از آنكه جای خود را به دیگر مولكول ها بدهند حتی تا یك ساعت تمام همانطور در اطراف یون مزبور باقی بمانند. اما همین مولكول ها در اطراف یون های تك بار نظیر پتاسیم و سدیم برعكس بسیار پرجنب و جوش هستند. در واقع ممكن است حركت كند آب در اطراف یون های با بیش از یك بار مثبت، نشانه ای از انجماد آب در حضور میدان الكتریكی اطراف یون باشد.
«ویتلی» معتقد است كه پیامدهای كشف این رفتار شگفت انگیز آب بسیار تكان دهنده خواهد بود. آب بستر حیات محسوب می شود و چنانچه ویژگی های این بستر حتی اندكی هم تغییر كند منجر به تحول بیش از یكصد عامل دیگر در سلول ها خواهد شد. «ویتلی» ادامه می دهد: «به نظر می رسد كه آب یعنی همان مایعی كه بیشترین بخش بدن ما را تشكیل می دهد هنوز هم جزء ناشناخته ترین عوامل طبیعت است. ویژگی های ناشناخته این مایع حیات بخش، هنوزهم پس از قرن ها تحقیق علمی، ما را شگفت زده می كند.»

 

منبع : هنر فیزیک

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/11ساعت 19:30  توسط رضا | 
 

«نيلس بور» فيزيكدان دانماركى، معمار اصلى اين نظريه، واكنش نمونه اى به اين نظريه را چنين خلاصه كرده است: «هر كسى از نظريه كوانتوم تكان نخورد آن را نفهميده است.»
اينشتين اين نظريه را به خاطر استلزامات احتمال گرايانه اش دوست نمى داشت، اما علت عدم تمايلش اين هم بود كه اعتقاد داشت وظيفه علم فراهم آوردن دانشى از جهان است كه مستقل از مشاهده گران و اعمال مشاهده گرانه شان باشد و اين چيزى بود كه تعبير كپنهاكى از نظر كوانتوم به وضوح آن را رد مى كرد.
واضح است كه چنين وضعيتى حالتى غيرعادى از امور است، با اين حال اين تعبير بخشى از اصول پذيرفته شده علمى در 80 سال گذشته بوده است. اما احتمالاً اين اعتبار ديگر ادامه نخواهد يافت، اگر ثابت شود كه نتايج آزمايش بحث برانگيز فيزيكدان شهريار افشار معتبر است.
يكى از خصلت هاى عجيب واحدهاى ساختمانى واقعيت اين است كه تحت برخى شرايط به صورت ذره عمل مى كند، در حالى كه تحت شرايط ديگر خواص موج مانند آشكارى دارد. اين وضع را روشن تر از همه مى توان در آزمايش «شكاف دوتايى» double-slit experiment نشان داد كه در آن الكترون ها به سوى يك حائل فلزى نازك با دو شكاف باريك روى آن پرتاب مى شوند. الكترون ها از يكى از اين شكاف ها مى گذرند و به يك صفحه پوشيده از فسفر برخورد مى كنند. برخورد الكترون ها با اين صفحه جرقه اى نورانى به وجود مى آورد كه به وسيله يك شناساگر ثبت مى شود.
اين آزمايش در سه مرحله انجام مى شود. در مرحله اول، تنها يكى از شكاف ها گشوده است و الكترون ها الگويى روى صفحه تشكيل مى دهند كه مشابه آنى است كه هنگام شليك گلوله به يك هدف ديده مى شود. تمركزى از اصابت ها كه روى قسمتى از صفحه كه به تدريج هنگامى كه فرد از مركز دور مى شود محو مى شود. در مرحله دوم اين آزمايش، شكاف اول بسته مى شود، شكاف دوم باز مى شود و الكترون ها الگويى روى صفحه تشكيل مى دهند كه مشابه الگوى مشاهده شده در مرحله اول است، اما تمركز يافتن «اصابت ها» در موقعيتى متفاوت در صفحه انجام مى گيرد كه با موقعيت متفاوت شكاف دوم روى حائل فلزى تطبيق مى كند. تا اينجا همه چيزها مطابق روال معمول است. موضوع وقتى جالب مى شود كه هر دو شكاف حائل فلزى را باز مى كنيد و الكترون ها را به سمت صفحه آشكاركننده شليك مى كنيد. اگر الكترون ها هميشه مانند ذره عمل مى كردند (همچنان كه در مراحل ۱ و ۲ اين گونه هستند)، شما انتظار داشتيد كه تركيبى از نتايج مرحله ۱ و ۲ را ببينيد. به اين معنى كه صفحه بايد دو ناحيه تمركز «اصابت ها» مربوط به الكترون هايى كه از ميان دو شكاف مى گذرند داشته باشد. اما شما چيز ديگرى را مشاهده مى كنيد. آنچه مشاهده مى كنيد يك الگوى تداخلى كلاسيك است، مانند طرحى كه هنگام برخورد دو موج آب به وجود مى آيد. به عبارت ديگر مجموعه اى از اوج و فرودهاى «اصابت ها» را روى صفحه مى بينيد، كه با الگوى اصابت حاصل از پرتاب شدن ذراتى ساده از ميان دو شكاف متفاوت است. به نظر مى رسد الكترون ها هنگامى كه از تفنگ الكترونى شليك مى شوند رفتار ذره اى دارند و هنگامى كه مسيرشان را با اصابت بر صفحه فسفرى به پايان مى رسانند نيز ذره هستند، اما در مسير حركتشان بين اين دو نقطه خودشان را به نوعى از موج تغيير شكل مى دهند.براساس چنين آزمايش هايى ممكن است به نظر رسد كه الكترون ها مى توانند هم موج و هم ذره باشند، اما «بور» اعتقاد داشت كه محتمل است كه آنها چيزى مطلقاً متفاوت باشند، چيزى آن قدر بديع كه نه تجربه هاى عادى روزمره ما به ما امكان توصيف يا فهم آن را بدهد و نه تجهيزات آزمايشگاهى ما توان احاطه كامل بر آن را داشته باشد. يك موجوديت كوانتومى هنگامى كه اندازه گيرى مى شود يا مانند ذره يا مانند موج رفتار خواهد كرد. «بور» استدلال مى كرد كه طريقه اى كه شما آزمايش خود را ترتيب مى دهيد است كه تعيين مى كند شما چه نوع رفتارى را مشاهده كنيد و همزمان و در يك آزمايش هر دو رفتار را نخواهيد ديد. او اين وضعيت را «اصل مكمليت» principle of conplementarity ناميد. اينشتين به اين اصل اعتراض داشت اما نمى توانست به طور تجربى آن را نقض كند. اكنون به نظر مى رسد شهريار افشار از عهده اين كار برآمده است.

شهریار افشار، هنگام آزمایش

دانش آموخته دانشگاه هاروارد - در دانشگاه روآن مشغول تحقیق


آزمايش افشار كه اخيراً در مجله نيوساينتيست توصيف شده است، گونه اى از همان آزمايش «شكاف هاى دوتايى» است. نور ليزر روى دو سوراخ ريز روى يك صفحه مات تابانده مى شود. در طرف ديگر اين صفحه يك عدسى وجود دارد كه نورى را كه از هر يك از اين سوراخ هاى ريز مى گذرد، مى گيرد (يك صفحه مات ديگر مانع رسيدن پرتوهاى ديگر نور به عدسى مى شود) و شعاع هاى در حال پراكندگى را روى يك آينه دوباره متمركز مى كند. اين آينه هر يك از اين شعاع ها را به يك كشف كننده فوتون جداگانه بازتاب مى دهد. به اين ترتيب افشار مى تواند ميزان فوتون هاى بيرون آمده از هر سوراخ را ثبت كند. بر طبق اصل مكمليت، چنين وضعى به معناى آن است كه نبايد هيچ شاهدى از الگوى تداخلى وجود داشته باشد.

آزمایش افشار

1- آزمایش بدون وجود یک تور سیمی بعنوان مانع

آزمایش با یک مانع تور سیمی و یک پن هول

آزمایش با مانع توری فلزی و دو پن هوا

 اما به نظر افشار [بر اساس نتايج اين آزمايش] چنين الگويى وجود دارد، همچنان كه او به طور خاص اين آزمايش را براى آزمودن حضور همين الگو طراحى كرده است. به گفته افشار: «اين آزمايش مكمليت را زير پا مى گذارد... به نظر مى آيد چيزى كه همه به آن اعتقاد داشتند و هيچ كس در 80 سال گذشته در مورد آن ترديدى به خرج نمى داد، اشتباه باشد» هنگامى كه افشار براى تكرار آزمايش اش در ابتداى سال جارى ميلادى به دانشگاه هاروارد دعوت شد نتايج مشابهى را به دست آورد و اكنون كار او براى انتشار پس از مرور به وسيله دانشمندان ديگر پذيرفته شده است. اين مرحله يقيناً آزمونى حساس براى پژوهش اوست و معين خواهد كرد كه آيا نظرات او به وسيله جامعه گسترده تر علمى پذيرفته مى شود يا نه، گرچه عده اى از فيزيكدانان از هم اكنون پشتيبانى از نظرات او را آغاز كرده اند.
افشار مطمئن است كه پژوهش او مورد قبول قرار خواهد گرفت و براى بسيارى اين آزمايش مايه آسودگى خاطر خواهد بود. به گفته افشار: «بسيارى از فيزيكدانان نظرات بور را يا مبهم يا غيرقابل پذيرش يافته بودند، اما تا به حال كسى نتوانسته است در يك آزمايش بى پايه بودن مكمليت را نشان دهد.»
با اين حال پيش از آغاز جشن گرفتن براى پيروزى ظاهرى عقل سليم بر غرابت كوانتومى، بايد يادآور شد كه براى مثال ما هنوز در موقعيتى مى مانيم كه در آن يك ذره، يك موج است و يك موج يك ذره، بخشى از معضل لاينحل نظريه كوانتوم ممكن است به آهستگى در حال گشوده شدن باشد، اما بيشتر بقيه آن به همان اندازه 80 سال قبل كاملاً پيچيده باقى مى ماند.
Philosupher,s Magazine, Oct. 2004

منبع : هنر فیزیک

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/11ساعت 19:29  توسط رضا | 
"یک طراح استرالیایی، مایویی برای زنان مسلمان طراحی کرده است. مايوي طراحي شده براي زنان مسلمان به آنها اجازه مي دهد بدون به نمايش گذاشتن برجستگيهاي بدنشان در سواحل شنا کنند. اين مايو پس از خيس شدن به بدن نمي چسبد. اين مايو با ترکيب نام بيکيني و برقع، بورکيني خوانده مي شود."

 

منبع : اکسیژن آزاد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/11ساعت 14:55  توسط رضا | 
فرض کنيد داريد توي خيابون رانندگي ميکنيد.يه دفعه چشمتون ميفته به يه ماشين خوشگل پرايد

(البته همتون ميدونيد که پرايد 2 زار نمي ارزه اما چون معمولاً بهترين وسيله انتقال هلو هاي سطح

شهر مي باشد بنا براين ما بش ميگيم ماشين خوشگل) خوب حالا يه کم اون قوه تخيل رو بيشتر به

کار بندازيد و فکر کنيد که توي اون ماشين دو تا هلوي رسيده وآبدار نشستند و دارن غش غش مي

گن و مي خندن!اگه يه کم ديگه هم فکر کنيد مي فهميد که در اون لحظه شما آرزو مکنيد که

کاشکي يکي از اين هلو ها بغل شما باشه.باز هم فرض ميکنيم شما پشت فرمان يک پيکان سبز

رنگ مدل 45 هستيد به آينه اش هم يک عدد CD آويزونه و پشت شيشه عقب هم نوشتند "لطفاً

مرا بشوييد" خوب عکس العمل شما چيه در اون حالت؟ مسلمه ديگه به طرز عجيبي به شانس

خودتون لعنت مي فرستيد، اما خوب نگران نباشيد من راهي بتون ياد ميدم که حتي با يه پيکان

قراضه هم بتونين مخ جيگرترين دختراي تهران و يا ايران رو بزنيد.

 

در مرحله اول چند تا نکته رو به خاطر بسپاريد:

 

1- اولاً هر جا که ديديد تعدادي دختر دارن از خنده غش و ضعف ميرن بدونيد که کارشون فقط براي

تظاهر و جلب توجهه چون: بر عکس ما پسرا هيچ دختري نيست که براي يه دختر ديگه اونقد جذاب

و شيرين سخن باشه که طرفشو به غش و ضعف بندازه .در ضمن ما پسرا چون خيلي شورشو در

اورديم ديگه حتي بابا ننه هم رو هم مسخره ميکنيم و مي خنديم اما دخترا اين جوري نيستن و

هيچ وقت هيچ دختري نتونسته يه دختر ديگه رو از ته دل بخندونه! آخرين دختري که تونست يه دختر

ديگه رو بخندونه وقتي بود که پدربزرگ پدر جد من رفت واسه زنش هوو اورد و چون اين دو تا خيلي از

هم بدشون ميومد وقتي که يکيشون مرد اون يکي از ته دل خنديد! پس نتيجه ميگيريم که خنده

دخترا يعني اينکه خواهش ميکنم استدعا دارم يکي بياد مخ من رو بکوبه باش آبگوشت درست کنه!

 

2- وقتي که توي يه ماشين تنها دو تا دختر بودند مطمئن باشيد يکيشون پشت فرمونه چون اگر

نباشه خوب ماشين راه نميفته ديگه IQ ! خوب دخترا راننده هاي خوبي نيستند و موقع رانندگي 80

درصد حواسشون به رانندگيه که يه وقت اشتباه نکنن.(الان ميگيد پس 20 درصد بقيه کجاست؟ بايد

عرض کنم که معمولاً دخترا فقط از 80 درصد حواسشون استفاده ميکنن و به عبارت ديگه همه

حواسشون رو هم که جمع کنن ميشه 80 درصد و اون 20 درصد باقي مونده رو هم خدا بشون نداده

تا بعداً راحت گول بخورن و عاشق شن و اين طوري نسل بشر منقرض نشه! وگر نه خدا وکيلي اگه

يه دختر 100 درصد حواسش جمع باشه اونوقت کي مياد زن من و تو و باباتو عموتو ... شه؟!؟!؟!)

خوب پس بايد حواستون رو متمرکز کنيد رو اون يکي دختره و روي مخ اون کار کنيد که نتيجه بهتري

بگيريد.

 

3- تا يه ماشين ديديد که توش دو تا دختر هستند سريع نريد کنارش و بخوايد شماره بديد به دو

دليل:الف:اين روش قديمي شده و در ضمن اگه هم دختري بود که شماره بگيره چون ماشين شما

پيکان مدل جواديسمه پس از شما شماره نميگيرن! ب:ممکنه تصادف کنيد چون در اون حالت ماشين

هاي ديگه اي هم هستند که همزمان با شما اون ماشين خوشگل رو ديدن و چون اونها هم به روش

قديمي عمل ميکنن پس سريع ميخوان خودشونو برسونن بهش و اولين کسي باشن که شماره

ميدن و از اونجايي که تجربه نشون داده وقتي يه پسر يه دختر خوشگل ميبينه ديگه مخش از کار

ميفته پس اگر شما هم در اون زمان با ماشينتون اونجا باشيد پس احتمال تصادف زياده! بنابراين و با

توجه به دو مورد فوق نتيجه ميگيريم که وقتي يه ماشين با دو تا جيگر زنده ديديد بايد سريعاً از محل

دور شيد و فاصله رو زياد کنيد

 

4- مهمترين اصل در زدن مخ يه دختر آرامشه.البته ميدونم که ضربان قلب چه بخواي و چه نخواي

ميره رو 1000 اما بايد جوري رفتار کنيد که طرف نفهمه شما استرس داريد.حتي الامکان مي تونيد

واسه اينکه نشون بديد چقدر آرامش داريد در حال حرکت در ماشين رو باز کنيد و بپريد بيرون و اين

نشان دهنده اوج آرامش و ابله بودن شماست!

 

5- خيلي وقتا اتفاق ميفته که وقتي يه ماشين رو به عنوان سوژه در نظر ميگيريد در همين حال يه

ماشين ديگه هم پيدا ميشه و شما مي مونيد که از اين دو تا ماشين کدومشون رو انتخاب

کنيد.راستش اين مشکليه که تا حالا خودمم راه حلي واسش پيدا نکردم ولي خوب شما ميتونيد در

اين مواقع خيالتون رو يه کم راحت کنيد از اين بابت که من نويسنده هم سردرگم ميشم چه برسه به

شما!

 

6- هيچ وقت وقتي که يه ماشين خوشگل ديديد سعي نکنيد که عمليات محيرالعقول انجام بديد و

چه ميدونم سرعتو زياد کنيد و لايي بکشيد واينا... چون واقعاً لايي کشيدن يک پيکان سبز رنگ از

بين چند تا پژو و پرايد و ماکسيما صحنه چندان خوشايندي نيست و اولين فکري که در اين حالت به

ذهن بيننده خطور ميکنه اينه که احتمالاً راننده پيکان از ده اومده!

 

7- يه نکته خيلي خيلي مهم رو به خاطر بسپاريد و اون اينکه مطمئن شيد که اون دو نفري که توي

ماشين پرايد نشستند و يکي از يکي خوشگل ترند مادر و فرزند نباشند .به هر حال امروزه با

پيشرفت علوم و فنون بعضي وقتا مادره از دختره جوون تر ميشه پس حتماً حواستون جمع باشه!

 

8- سعي کنيد وقتي يه ماشين خوشگل ديديد صداي ضبط ماشينو زياد نکنيد که کل خيابون برگردن

ماشين شما رو نگاه کنند چون ديگه اينکه آدم آهنگ تکنو بذاره و صداشو زياد کنه واقعاً خز و خيل

شده و در ضمن اين جوري ممکنه دافيه هم بپره به هر حال اونا دخترن ديگه مثل ما پسرا که

نيستن، کارشون حساب و کتاب نداره...

 

خوب حالا که مراحل بالا رو با دقت بشون توجه کرديد ميرسيم به مرحله اصلي يعني زدن مخ اون

خانوم خوشگلا با توجه به اينکه اونا پرايد يا 206 يا چه ميدونم يه ماشين درست و حسابي دارن و

شما يه پيکان سبز رنگ و يا فوق فوقش يه پيکان بنفش متاليک که روي داشبوردش از اين سگا

هست که کلشون تکون ميخوره!

 

به نظر شما اين کار شدنيه يا نه؟ اگر من بگم آره باور ميکنيد؟ درسته اين کار شدنيه اما خيلي

سخته!

 

اصلا بابا جان ما توي زانتيا که ميشينيم به زحمت ميريم مخ يه دختره رو که عقب وانت نشسته

ميزنيم اونوقت تو با يه پيکان سبز رنگ ميخواي مخ يه دختر جيگر بالا شهري رو بزني؟ برو بابا برو

روتو کم کن!!

 

منبع : اکسیژن آزاد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/11ساعت 14:54  توسط رضا | 
خبر: بنزين بالاخره سهميه‌بندي شد!
 
 
تيترهاي ما:
  • کيهان افشا کرد: بنزين نام يک جاسوس صهيونيست بوده‌است
  • دنياي اقتصاد: قيمت بنزين از قيمت طلا پيشي گرفت
  • سخنگوي دولت: نفت سفره‌هاي شما را با بنزين عوض مي‌كنيم
  • وزارت بهداشت: مصرف روزانه يك ليوان بنزين، سلامت شما را تأمين مي‌كند
  • احمدي نژاد در اقدامي نمادين از نارمك تا پاستور را پياده رفت
  • العربيه: طرح پيشنهاد معاوضه جزاير سه‌گانه با 1000 بشكه بنزين از سوي امارات عربي متحده
  • مجله دانشمند: نسل جديد تاكسي‌هاي گازوييلي وارد باز شد
  • رجانيوز: مخالفان دولت درباره علل خلق دوچرخه بينديشند
  • فاطمه رجبي: پمپ بنزين نارمك بسيار خلوت و زيباست
  • پيرمرد ژيان‌سوار در ميانه راه، از سفر دور دنيا منصرف شد
  • كديور: جيره‌بندي بنزين عامل تحديد آزادي بيان است
  • اكبر گنجي: نبود دموكراسي علت اصلي جيره‌بندي بنزين است
  • ده هواپيماي مسافربري به علت كمبود سوخت در نيمه راه سقوط كردند
  • حجاريان: راديكاليسم پوپوليستي همان آنارشيسم بنزين‌گرايانه است
  • احمدي‌نژاد: البرادعي بداند ما پيشاپيش داوطلبانه براي نشان‌دادن حسن‌نيت به تحريم‌هاي قطعنامه عمل كرديم
  • علي معلم دامغاني: بزرگا بنزينا که تو بودي
  • گزارش ابرار اقتصادي از ناياب‌شدن دريل، شيلنگ و پمپ دهاني در بازار
  • يك مقام مسوول: هيچ پمپ بنزيني آتش نگرفته است عكس‌ها فوتوشاپند
  • وزير كشور: حالا هي بحث ازدواج موقت را جدي نگيريد
  • بنزين‌هاي «نسوز» توسط دانشمندان جوان ايراني اختراع شد
  • يانگوم خطاب به مردم ايران: خودم برايتان بنزين مي‌زنم
  • پمپ‌بنزين ها مجهز به نيروهاي ضدشورش مي شوند
  • رويترز از افزايش 120 درصدي قيمت خر در ايران خبر داد
  • ستاد بسيج اقتصادي كالابرگ بنزين خانوار چاپ كرد
  • احمدي‌نژاد: جيره‌بندي بنزين نماد عدالت اجتماعي حماسه سوم تير است
  • خبرگزاري مهر: جيره‌بندي بنزين اوج مهرورزي دولت نهم با ملت رشيد ايران است
  • اعتماد: ملكه انگليس نشان شواليه را از رشدي پس گرفت و به وزيري‌هامانه اعطا كرد
  • حسين شريعتمداري: طولاني‌شدن صف‌هاي بنزين كار كميته ايكس است
  • رايس خطاب به خواستگار قزويني: مهريه من يك تانكر بنزين سوپر است
  • كمك 30 ميليارد دلاري بلاعوض كابينه حماس به ملت شهيدپرور ايران
  • اعتماد ملي به دليل كمبود بنزين خبرنگاران هفته ديگر منتشر نمي شود
  • قيمت پيت پلاستيكي 10 ليتري به رقم بي‌سابقه 40 هزار تومان رسيد
  • تظاهرات ضدبنزين جلوي سفارت انگليس برگزار مي شود
  • كاست "خون در شيشه؛ بنزين در بطري" روانه بازار شد
  • ايرنا: حمل كبريت و فندك در سطح شهر از ساعت 18 ممنوع مي‌شود
  • رئيس سازمان محيط زيست: چه بهتر!
  • سنگ قبر محمد مصدق به علت لرزش تن وي در قبر ترك برداشت
  • مجلس روز ششم تير را به عنوان روز ملي‌شدن صنع بنزين تعطيل عمومي اعلام كرد
  • مجله دختران: كاهش شديد دختران فراري در پايتخت
  • نشنال جئوگرافي در اقدامي مذبوحانه نقشه پمپ‌بنزين هاي تهران را جابه جا منتشر كرد
  • احمدي نژاد: آتش سوزي‌هاي اخير نشانه‌ي توجه دولت به نياز مردم به آتش زدن است
  • روزنامه رسالت: مردم مسلمان ايران براي يادآوري واقعه جانگداز هفتم تير اقدام به آتش زدن پمپ‌بنزين‌ها کرده‌اند
  • روزآنلاين به بهترين عكسهاي آتش‌سوزي پمپ بنزين‌ها جايزه مي دهد
  • خبرگزاري ريانووستي: عمليات كك در تنبان و بنزين در آتش توسط آمريكا براي نابودي ايران آغاز شد
  • بي‌بي‌سي در مورد رقابت محبوبيت بنزين و طلا در ايران نظرسنجي مي‌كند
  • مجمع وبلاگ نويسان مسلمان : کارتهاي سوخت را مثلثي کنيد
  • مصطفي کاشاني: مشاجره مرحوم پدرم با دکتر مصدق بر سر بنزين بود
  • مهدي کروبي: خودم ديدم که مردم گريه مي‌کردند
  • اژه‌اي: انقلاب مخملي که مي گفتيم همين بود!

منبع : تیتریکاتور

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/11ساعت 14:47  توسط رضا | 

گشتم همه جايِ "نانت" و "نيس" و "پاريس"

ديدم كه كسي، چون تو به طنّازي نيس!

از بس كه به پاي عشقِ تو اِستادم

امروز، گرفته ام ز دستت واريس!

 

 

 

از هرمتلك، كه من ز تو مي شنوم

سرمست و خراب و شاد و سرزنده شوم

نه عقده اي ام، نه خواستارِ لطفت

دنبال قلنبه هاي نغزت بدَوَم! 

 

"یانگوم" که نشد نگار سیمین بر من!
   از بختِ بدم، "جانگو" شده دلبر من

 سوراخِِ ِ دعایِ خویش را گم کردم
  بنگر که چه زیدی آمده در برِ من
!

 

 

با هر كلكي كه هست ممكن، اي دوست!

خواهم كه ز كلّه ات بدرّانم پوست!

اس ام اس و آفِ من ز بي كاري نيست

آزردنِ دوستان، به چشمم نيكوست!

 

 

 

شب تا به سحر، ديده ي من بيدار است

بي خوابيِ من، ز خوابِ آن دلدار است

شب خوش به تو نور ديدگانم، تا صبح!

كاين دكترِ مست، دائم البيمار است!

  

 

 

اي كاش، كه اهلِ دل ربايي بودي!

در محفلِ تو قهوه و چايي بودي!

يا از پسِ صدهزار سال، از سرِ لطف

يك لحظه در آغوشِ تو جايي بودي!

 

 

 

 

 

گفتي كه: « Ok»؟! واي چه حالي دادي!

بي چون و چرا به دامِ من افتادي!

خود گفته بدي به چهره ات داري جوش

محتاجِ رُتوش و بوسه ي اُستادي!

 

 

 

هرچند كه بر چهره، كَك و مَك داري

اندامِ سپيد، مثلِ لك لك داري!

در« بندرِ مارسيِ» تنت، اي طنّاز!

چون بنده، هزار غاز و اردك داري!

 

 

 

چون اخم كند، خنده ي من گم گردد

وين حالِ بَدَم، عبرتِ مردم گردد

تا از زنِ چارُمَم، سخن مي گويم

خود، مايه يِ قهر و نازِ خانم گردد!

 

 

 

اي دلبرِ بي بتّه، كمي حرف بزن!

بر عاشقِ بدپيله ي خود، برف بزن!

گر دسترسي به لنگه كفشت نبود

خب، بر سرِ بنده، يك دوتا ظرف بزن!

 

 

 

من عاشقِ بدجنس و پدرسوخته ام!

بدپيلگي از چشمِ تو آموخته ام!

وز ناز و قر و قميش و قهرت، اي دوست!

صد گنج ز عاشق كُشي، اندوخته ام! 

 

 تو كه نوشُم نيي، نيشُم چرايي؟!

شُوا تا بوقِ سگ، پيشُم چرايي؟!

تو كه حالي ندادي بر منِ زار

چنين چسبيده بر ريشُم چرايي؟! 

 

دو دندونت بود سيخِ كبابُم!

دو چَشمِ لوچِ تو، ليوانِ آبُم!

نه مي ميري، كه مو آسوده گردُم

نه ساكت مي شوي، يك ذم بخوابم!

 

 

چو جيبِ مو ز بي پولي، كپك زد

زنُم آمد مو رَه محكم كتك زد!

ز لنگه كفش پرمهرش، عزيزون!

دوباره، كلّه ي پوكُم ترك زد!

 

منبع : بدپیله

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/11ساعت 8:30  توسط رضا | 
     

"آنکـــــــه دائم هوس سوختن مـــــا می کرد"             کـــــــاش بنزین مرا نیـــــز مهیّــــــــــا می کرد!

پمپ بنزین و صف و کارت و منِ پیت به دست...          " کــــــاش می آمد و از دور تماشا می کرد!"

منبع : بوالفضول الشعرا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/11ساعت 8:27  توسط رضا | 

20 آوریل 1906 است و خاک و غم فضا را تسخیر کرده ...

مــادام کــوری  شـده بیوه شب پیش

نــشــسـتـه روی قـبر همسر خویش

انــشــتـیـن آمــده افـتــاده بــر خــاک

گریـبــان کــتــش را مــی زنــد چــاک

گالیله، دیده اش، دیگی ز خون است

ارشــمـیـدس سـر مـرز جـنون است!

گــوتــنـبـرگ آمــده بـی حال و بـیــمار

زنــد اعــــلــامــــیــه بــر  روی دیــــوار

نـیـکـل تـسـلا، ارسـطـو، هانری بکرِل

ریـتی، پاسکال، الی ویتنی، گرام بِل

الکـسـانـدر پـوپـوف، ولتا، وات استون

بـرانـدِنـبـرگ و وستینگاس و تامسون

هـمـه بـا هـم بـه دور خـاک مـرحـــوم

زنـنـد آن دسـت خـود بر سر چو باتوم

شـده دریـا پـــدیـــد  از اشـــک دیــده

نـــوبــل گـوید که «این ماتم شدیده»!

هــمــه مـشـغـول اشـک و سوگواری

کــه آمــد نـاگـهـان صــوت الـحــماری

بـــزد فــــریـــاد غــرایــی رادرفـــــورد:

«تــمـام دیـس حـلـوا را هـابـر خورد»!

هــمـه ســرهـا بــیــامـد سـمت بالا

نــظــرهــا رفـت ســوی دیــس حـلوا

بـه نــاگــه کـل مـجـلس در پی دیس

بـرای خوردن حــلــوا کـشـــد گـیـس

چـنـان غوغا شد اندر قطعه ی هفت

کــه حـتی مرده هم دنبالشان رفت!

 

بـیــامــوزیـــد ازیـــن قـصــه یـکی پند

که دانـش ارزشـش باشد کم از قند!

 

منبع : خاگینه

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/11ساعت 8:27  توسط رضا | 
با خبر شدیم که پسر داییمون توی امتحان ورودی یکی از مطرح ترین پیش دانشگاهی های شیراز جزء ۱۰ نفر اول شده.به همین مناسبت مراتب تبریک خودمون رو اعلام میکنیم!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/10ساعت 0:0  توسط رضا | 

 

بقیه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/09ساعت 23:41  توسط رضا | 

 

بقیه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/09ساعت 23:33  توسط رضا | 
ستاره یک توپ عظیم الجثه درخشان در فضاست که مقادیر بسیار زیادی نور و دیگر اشکال انرژی را تولید می کند. خورشید نیز یک ستاره است و نور و گرمای زمین را تامین می نماید. ستارگان در پهنه آسمان مانند نقاطی نورانی در حال چشمک زدن به نظر می آیند. البته به جز خورشید که به دلیل فاصله کم با زمین به شکل یک توپ دیده می شود. 
 
 
خورشید و اغلب ستارگان دیگر از گاز و ماده ای گاز مانند و بسیار داغ به نام پلاسما تشکیل شده اند. با اینحال برخی از ستارگان نیز که کوتوله های سفید و ستاره های نوترونی نامیده می شوند ترکیبی از بسته های محکم اتمی یا ذرات تشکیل دهنده اتم می باشند. این گونه ستارگان از هر چیزی که در زمین یافت می شود، چگالتر و متراکمترند.
یک خوشه کروی، اجتماعی از ستارگان است که توسط گرانش د رکنار یکدیگر قرار می گیرند. این خوشه کروی یکی از متراکمترین 147 خوشه شناخته شده در کهکشان راه شیری می باشد.
عکس از ناسا
ستاره ها در ابعاد گوناگونی وجود دارند. شعاع خورشید 695.500 کیلومتر است. ستاره شناسان خورشید را جزء ستارگان کوچک می دانند چرا که دیگر انواع ستارگان بسیار از خورشید ما بزرگترند. شعاع گونه ای از ستارگان که به آنها ستارگان ابر غول می گویند، 1000برابر شعاع خورشید است. کوچکترین نوع ستارگان، ستارگان نوترونی هستند که شعاع برخی از آنها تنها 10 کیلومتر است.
در حدود 75 درصد از ستارگان جزء مجموعه های دوتایی هستند. دوتایی یک جفت ستاره است که دو عضو آن دور یکدیگر در چرخشند. خورشید جزء این ستارگان نیست اما نزدیکترین ستاره به خورشید که پروکسیما سنتوری (قنطورس) نام دارد جزء یک مجموعه چند ستاره ایست که آلفا سنتوری A و آلفا سنتوری B شامل آن می شوند. فاصله خورشید تا پروکسیما بیش از 40 تریلیون کیلومتر معادل 2/4 سال نوریست.
ستاره ها در گروههایی به نام کهکشان گرد هم جمع آمده اند. تلسکوپها تا کنون کهکشانهایی را در فاصله 12 بیلیون تا 16 بیلیون سال نوری نشان داده اند. خورشید در کهکشان راه شیری قرار گرفته است و یکی از 100 بیلیون ستاره ایست که در آن می باشد. در جهان بیش از 100 بیلیون کهکشان وجود دارد و تعداد ستاره های هر کدام به طور متوسط 100 بیلیون می باشد. بنابراین بیش از 10 بیلیون تریلیون ستاره در کائنات وجود دارند. اما اگر ما در شبی با آسمان صاف و به دور از نور شهر به آسمان نگاه کنیم، البته بدون کمک تلسکوپ یا دوربین دو چشمی، تنها 3000 ستاره خواهیم دید.
ستارگان نیز مانند ما انسانها دوره حیات دارند. آنها متولد می شوند، دورانی را سپری می کنند و در نهایت می میرند. خورشید حدود 6/4 بیلیون سال پیش متولد شد و تا بیش از 5 بیلیون سال دیگر عمر خواهد کرد. سپس شروع به بزرگ شدن می کند تا اینکه به یک غول سرخ تبدیل شود. در اواخر عمر خود، لایه های بیرونی خود را از دست می دهد و هسته باقیمانده که کوتوله سفید خوانده می شود، تدریجا نور خود را از دست خواهد داد تا اینکه به یک کوتوله سیاه تبدیل گردد.
ستاره های دیگر به طرق مختلف مراحل عمر خود را سپری خواهند کرد. برخی از آنها مرحله غول سرخ را پشت سر نمی گذارند. به جای آن مستقیما وارد مرحله کوتوله سفید و سپس کوتوله سیاه می شوند. درصد کمی از ستارگان نیز در پایان عمر خود دچار یک انفجار مهیب به نام ابر نواختر می شوند.
 ستارگان در شب
 اگر شما شبی به آسمان نگاه کنید متوجه خواهید شد که به نظر می رسد درخشش آنها کم و زیاد می شود و اصطلاحا ستاره ها چشمک می زنند. حرکتی بسیار آهسته نیز در ستارگان آسمان دیده می شود. اگر مکان چندین ستاره را در مدت چند ساعت دقیقا بررسی کنید مشاهده خواهید کرد که همه ستارگان به آرامی به دور یک نقطه کوچک در آسمان در گردشند.
چشمک زدن ستارگان و کم و زیاد شدن درخشش آنها به دلیل حرکت جو زمین است. نور ستارگان به صورت پرتوهای مستقیم وارد جو می شوند. حرکت هوا دائما مسیر پرتوهای نور را تغییر می دهد.
  درخشش ستارگان
 میزان درخشندگی ستارگانی که نور آنها به ما می رسد به دو عامل بستگی دارد. یک، درخشش واقعی ستاره که در اصل مقدار انرژی نورانیست که از آن متساطع می شود. دو، فاصله ستاره از زمین. یک ستاره نزدیک که کم نور است می تواند بسیار درخشانتر از یک ستاره دور دست اما بسیار درخشان به نظر آید. برای مثال، آلفا سنتوری A بسیار نورانیتر از ستاره ریگل (رجل الجبار) دیده می شود. این در حالیست که آلفا سنتوری A تنها 100.000/1 ریگل انرژی نورانی تولید می کند در عوض فاصله آن از زمین تنها 325/1 فاصله ریگل از زمین است.
 طلوع و غروب ستارگان
 وقتی از نیمکره شمالی زمین به آسمان نگاه می کنیم، ستارگان به دور نقطه ای که به آن قطب شمال سماوی می گوئیم بر خلاف جهت عقربه های ساعت در چرخشند. چنانچه در نیمکره جنوبی زمین باشیم و با آسمان نظر اندازیم، ستارگان هم جهت با عقربه های ساعت و به دور نقطه ای که به آن قطب جنوب سماوی می گوئیم، حرکت می کنند. در طی روز، خورشید نیز بر فراز آسمان، همجهت و همسرعت با دیگر ستارگان در گردش است. اما واقعیت این است که حرکتهایی که ما شاهد هستیم بر اثر جابجایی واقعی ستارگان روی نمی دهد، بلکه همه آنها به دلیل حرکت غرب به شرق زمین حول محور خود اینچنین به نظر می آیند. برای ناظری که بر روی زمین ایستاده، زمین ثابت و خورشید و دیگر ستارگان در حال حرکت گردشی به نظر می رسند.
 اسامی ستارگان
 اجداد ما شاهد بودند که ستارگان مشخصی بر اساس الگوهایی شبیه به چیزهایی نظیر پیکر انسان، حیوانات و یا اشیاء شناخته شده، در کنار یکدیگر قرار می گیرند. بعضی از این الگوها، که به آنها صور فلکی می گوئیم، یادآور شخصیتهایی اسطوره ای هستند. برای مثال، صورت فلکی اریون (شکارچی) به یاد یک قهرمان اسطوره ای یونانی نامگذاری شده است.
امروزه ستاره شناسان از این اسامی باستانی برای نامگذاری علمی ستارگان استفاده می کنند. اتحادیه بین المللی نجوم (IAU)، مجری نامگذاری اجرام سماوی، به طور رسمی 88 صورت فلکی را شناسایی کرده است (جدول شماره 1). این صور همه آسمان ما را پوشانده اند. در بیشتر موارد، برای نامگذاری درخشانترین ستاره در هر صورت فلکی از حرف آلفا (نخستین حرف در الفبای یونانی) در قسمتی از نام علمی آن استفاده می شود. برای نمونه، نام علمی ستاره وگا، درخشانترین ستاره در صورت فلکی لیرا، آلفای لیرا است.
حرف بتا به دومین ستاره درخشان در هر صورت فلکی اختصاص دارد و گاما برای سومین ستاره درخشان صور فلکی به کار می رود. به همین شکل در نامگذاری 24 ستاره درخشان در هر صورت فلکی از  24 حرف زبان یونانی (جدول شماره 2) استفاده می شود. با تمام شدن 24 حرف، اعداد به کار گرفته می شوند.
به دلیل طولانی شدن عدد مربوط به ستارگان کشف شده، IAU از سیستم جدیدی برای نامگذاری ستارگانی که کشف می شوند، استفاده می کند. اغلب اسامی جدید تشکیل شده از حروف اختصاری به همراه گروهی از نشانه ها می باشند. حروف اختصاری، نشانگر نوع ستاره است و اطلاعاتی درباره ستاره بیان می کند. برای مثال، ستاره PSR J1302-6350  یک تپ اختر است، از آنجا که حرف اختصاری PSR در نام آن وجود دارد. اعداد 1302 و 6350 بیانگر موقعیت و مکان این ستاره (بعد و میل آن) در آسمان می باشند. حرف J مبین آن است که مکان ستاره در دستگاه اندازه گیری J2000 اعلام شده است.  
 مشخصات ستارگان
 هر ستاره دارای پنج مشخصه بارز است. 1) درخشندگی، که ستاره شناسان آن را در واحدی به نام قدر می سنجند. 2) رنگ. 3) دمای سطح. 4) اندازه ستاره. 5) جرم. همه این مشخصات به طور پیچیده ای با هم در ارتباطند. رنگ ستاره بیانگر دمای سطح است و درخشندگی آن به دمای سطح و اندازه وابسته است. جرم ستاره مشخص می کند که ستاره ای با اندازه مشخص چقدر می تواند انرژی تولید کند بنابراین بر دمای سطح تاثیر گذار است. برای اینکه این ارتباطات ساده تر قابل فهم باشند، ستاره شناسان از نموداری به نام هرتزپرانگ-راسل (H-R) استفاده می کنند. این نمودار به یاد ستاره شناس دانمارکی هرتزپرانگ (Hertzsprung) و هنری نوریس راسل (Henry Norris Russell) از ایالات متحده که به طور جداگانه کار می کردند و در سال 1910 آن را ابداع کردند، نامگذاری شد. این نمودار همچنین می تواند به ستاره شناسان در فهم و توضیح چرخه زندگی ستارگان کمک کند.
 قدر و تابندگی ستاره
 قدر ستاره یک سیستم شماره گذاری برای تعیین میزان درخشندگی ستارگان است و توسط ستاره شناس یونانی، هیپارکوس، در سال 125 قبل از میلاد ابداع شد. هیپارکوس گروهی از ستارگان را بر اساس میزان درخشندگی آنها که از زمین به چشم می خورد، شماره گذاری کرد. او شماره 1 را به درخشانترین ستارگان اختصاص داد. شماره 2 از آن ستارگان با درخشندگی کمتر از ستارگان قدر 1 شد. و به همین ترتیب به قدر 6 رسید که آنها کم نورترین ستارگان آسمان بودند.
امروزه ستاره شناسان به درخشش ستارگان که از زمین رویت می شود، قدر ظاهری می گویند. آنها سیستم هیپارکوس را توسعه دادند تا بتوانند درخشندگی واقعی ستارگان، چیزی که قدر مطلق ستاره نامیده می شود، را نیز با آن بیان کنند. بر اساس دلایل فنی، قدر مطلق یک ستاره برابر است با قدر ظاهری آن، برای ناظری که در فاصله 6/32 سال نوری از ستاره قرار دارد.
ستاره شناسان همچنین سیستم اندازه گذاری قدر را برای ستارگان پرنورتر از قدر 1 و ستارگان کم نورتر از قدر 6، توسعه دادند. ستاره ای که از ستارگان قدر 1 پرنورتر است، قدر آن کمتر از 1 می باشد. برای مثال، قدر ظاهری ستاره ریگل (رجل الجبار) 12/0 است. قدر ستارگان بسیار نورانیتر، از صفر نیز کمتر می باشد و شامل اعداد منفی می شود. درخشانترین ستاره آسمان سیریوس (شباهنگ) است و قدر ظاهری آن 46/1- است. قدر مطلق ستاره ریگل 1/8- است. بر اساس شناختی که ستاره شناسان تا کنون از ستارگان به دست آورده اند، هیچ ستاره ای نمی تواند دارای قدر مطلق درخشانتر از 8- باشد. از طرف دیگر، کم نور ترین ستارگانی که تاکنون با تلسکوپ رصد شده اند، قدر ظاهری معادل 28 دارند. بر اساس تئوری قدر مطلق هیچ ستاره ای نمی تواند کمتر از 16 باشد.
تابندگی یک ستاره برابر است با مقدار انرژی که ستاره منتشر می کند. اصطلاحا به این مقدار انتشار، قدرت ستاره می گویند. دانشمندان عموما قدرت ستاره را با واحد وات اندازه گیری می کنند. برای مثال قدرت خورشید 400 تریلیون تریلیون وات است. اما ستاره شناسان قدرت ستاره را با وات نمی سنجند. در عوض آنها میزان تابندگی را بر اساس میزان تابندگی خورشید اندازه گیری می کنند. برای نمونه آنها می گویند که تابندگی آلفای سنتوری (قنطورس) 3/1 برابر تابندگی خورشید و تابندگی ریگل حدودا 150.000 برابر تابندگی خورشید است.
تابندگی به روش ساده ای با قدر مطلق ستاره در ارتباط است. 5 واحد اختلاف در دستگاه قدر مطلق ستاره برابر است با یک فاکتور از 100 در دستگاه تابندگی. بنابراین ستاره ای با قدر مطلق 2، نسبت به ستاره ای باقدر مطلق 7، 100 بار تابناکتر است. ستاره ای با قدر مطلق 3- ، 100 بار از ستاره ای با قدر مطلق 2 و   10.000 بار از ستاره ای با قدر مطلق 7 تابناکتر است.
 رنگ و دما
 اگر شما با دقت به آسمان نگاه کنید، حتی بدون تلسکوپ یا دوربین دو چشمی، خواهید دید که رنگ ستارگان یا تقریبا قرمز، یا تقریبا زرد و یا تقریبا آبیست. برای مثال، ستاره بیتلجوز (Betelgeuse) در صورت فلکی شکارچی یا جبار، قرمز رنگ به نظر می رسد. ستاره پولوکس (Pollux)، مانند خورشید، زرد رنگ است و ستاره ریگل، تقریبا آبی به نظر می آید.
رنگ یک ستاره به دمای سطحی آن بستگی دارد. ستاره شناسان دمای ستارگان را با واحد اندازه گیری کلوین (kelvin) با علامت اختصاری K می سنجند. واحد کلوین از 15/273- درجه سانتیگراد آغاز می شود. بنابراین دمای صفر کلوین برابر است با  15/273- درجه سانتیگراد و دمای صفر درجه سانتیگراد برابر است با 15/273 کلوین.
دمای سطحی ستارگان قرمز تیره تقریبا 2500K می باشد. دمای سطحی ستارگان قرمز روشن، حدود 3500K است. دمای سطحی خورشید و دیگر ستارگان زرد رنگ در حدود 5500K است. و در آخر دمای سطحی ستارگان آبی رنگ بین 10.000K تا 50.000K می باشد.
گرچه ستارگان با چشم غیر مسلح، تک رنگ به نظر می آیند اما در واقع آنها طیفی از رنگها را منتشر می نمایند. شما می توانید به کمک یک منشور مشاهده کنید که نور خورشید، به عنوان یک ستاره زرد، از رنگهای بسیاری تشکیل شده است. طیف مرئی شامل همه رنگهای رنگین کمان می باشد. این رنگها از قرمز (که توسط ضعیفترین فوتونها ایجاد می شود) تا بنفش (که توسط قویترین فوتونها ایجاد می شود) هستند.
نور مرئی یکی از شش پرتوی طبقه بندی شده در رده پرتوهای الکترومغناطیس است. این پرتوها از کم انرژی ترین آنها به ترتیب عبارتند از امواج رادیویی (مایکروویو یا موج ریز، پرتوهای رادیویی با فرکانس بالا هستند که در اغلب موارد در گروهی جدا پس از امواج رادیویی مورد مطالعه قرار می گیرند اما در این مقاله آنها در گروه امواج رادیویی نام برده می شوند.م.)، پرتوهای فروسرخ، نور مرئی، پرتوهای فرابنفش، اشعه ایکس ری  و پرتوی گاما. همه این شش گروه از امواج توسط ستارگان منتشر می شوند، البته بعضی از ستارگان همه شش پرتوی مذکور را متساطع نمی نمایند. ترکیبی از همه این شش گروه را طیف الکترومغناطیس می نامند.

یک انفجار در ستاره اتا کارینا (صورت فلکی کشتی) که در 150 سال پیش رخ داد سه ابر بزرگ گاز و غبار ایجاد نمود. دو بخش متورم و یک دیسک باریک. ستاره شناسان این ستاره را متغیر آبی درخشان می نامند.
عکس از ناسا
 ابعاد 
 ستاره شناسان شعاع ستارگان را بر اساس شعاع خورشید می سنجند. آلفا سنتوری A شعاعی معادل 05/1 برابر شعاع خورشید دارد و تقریبا با آن هم اندازه است. شعاع ستاره ریگل بیش از 78 برابر شعاع خورشید است و شعاع ستاره آنتارس 776 برابر شعاع خورشید می باشد.
ابعاد و دمای سطح ستاره، درخشندگی آن را معین می کند. دو ستاره را در نظر بگیرید که دمای سطح یکسان دارند اما شعاع ستاره اول دو برابر شعاع ستاره دوم است. در این شرایط، ستاره اول چهار برابر ستاره دوم درخشش دارد. بر اساس گفته دانشمندان، درخشش ستاره متناسب با مربع شعاع آن است. اگر بخواهید درخشش دو ستاره با دمای سطح یکسان را مقایسه کنید، نخست، باید شعاع ستاره بزرگتر را تقسیم بر شعاع ستاره کوچکتر نمائید و سپس مربع عدد حاصل را به دست آورید (حاصل تقسیم به توان 2).
حال دو ستاره را با شعاع برابر ولی دمای سطح (بر حسب کلوین) متفاوت تجسم کنید. اگر ستاره اول دو برابر ستاره دوم گرم باشد، درخشش آن 16 برابر ستاره دوم خواهد بود. درخشش ستاره متناسب با دمای آن به توان 4 است. اگر بخواهید درخشش دو ستاره با ابعاد برابر را که دمای مختلف دارند مقایسه کنید، دمای ستاره گرمتر را بر دمای ستاره سردتر تقسیم کرده و حاصل این تقسیم را به توان 4 برسانید.
 جرم
 ستاره شناسان جرم ستارگان را نیز بر اساس جرم خورشید اندازه گیری می کنند. برای مثال آلفا سنتوری A جرمی معادل 08/1 جرم خورشید دارد، جرم ریگل 5/3 برابر جرم خورشید است. جرم خورشید معادل دو میلیون میلیون میلیون میلیون میلیون کیلوگرم یعنی 2 به همراه سی عدد صفر است. ستارگان با جرم برابر، لزوما دارای ابعاد برابر نیستند. در واقع چگالی ستارگان نسبت به هم متفاوت است. برای نمونه، میانگین چگالی خورشید 1400 کیلوگرم در هر متر مکعب است، یعنی تقریبا 140 درصد چگالی آب. شباهنگ B جرمی حدودا معادل جرم خورشید دارد اما چگالی آن 90.000 برابر چگالی خورشید است.
 طبقه بندی درخشندگی
 نقاطی که در بالای نمودار H-R قرار دارند نشانگر ستارگان نورانی و نقاط پائین نمودار نشانگر ستارگان کم نور می باشند. در سال 1930 ستاره شناس آمریکایی ویلیام مورگان (William W. Morgan) و فیلیپ کینان (Philip C. Keenan) چیزی را بداع کردند که سیستم طبقه بندی درخشش MK نام گرفت. ستاره شناسان در سال 1978 این سیستم را اصلاح کرده و گسترش دادند. در این سیستم، اعداد کوچک به بزرگترین و درخشان ترین رده ها  اطلاق می گردد. رده های MK عبارتند از: la ، ابرغولهای درخشان؛ lb ، ابر غولها؛ ll ، غولهای درخشان؛ lll، غولها؛ lV، غولهای کوچک و V، ستارگان رشته اصلی یا کوتوله ها.
 رده های طیفی
 نقاطی که در سمت چپ نمودار H-R قرار دارند نشانگر ستارگان داغ و برعکس نقاط سمت راست نمودار نشانگر ستارگان سرد می باشند. در سیستم MK هشت رده طیفی وجود دارد که هر کدام بیانگر میزان مشخصی از دمای سطحی ستاره می باشند. این طبقه بندی از داغترین به سردترین ستارگان به ترتیب عبارتند از: L, M, K, G, F, A, B, O. هر رده طیفی به نوبه خود از ده نوع طیفی تشکیل می شود که این ده نوع با اعداد مشخص می گردند. شماره مربوط به داغترین ستاره در هر رده عدد صفر و شماره سردترین ستاره عدد نه است.
بنابر آنچه گفته شد علائم سیستم MK ترکیبی از حروف برای بیان درخشندگی و اعداد برای بیان طیف هر ستاره می باشد. برای مثال نام خورشید در این سیستم G2V است. نام آلفا سنتوری نیز G2V می باشد و نام ستاره ریگل B8la است.
 گدازش ستارگان
 انرژی مهیب ستارگان در فرایندی به نام گدازش هسته ای ایجاد می شود. این فرایند زمانی آغاز می شود که دمای هسته ستاره در حال شکل گیری به 1 میلیون K برسد. یک ستاره از دل یک ابر بسیار بزرگ که به آرامی در چرخش است و تقریبا به طور کامل از عناصر شیمیایی هیدروژن و هلیوم تشکیل شده است، به دنیا می آید. این ابر همچنین ممکن است حاوی اتمهای دیگر عناصر و غباری از ذرات میکروسکوپی باشد.
به اقتضای نیروی گرانش، این ابر شروع به منقبض شدن می کند و در نتیجه کوچکتر می شود. با جمع شدن ابر، سرعت چرخش آن بیشتر می شود درست همانطور که سرعت یک اسکیت باز که بر روی یخ به دور خود در حال چرخیدن است، با جمع کردن بازوانش بیشتر و برعکس با باز کردن بازوان کمتر می شود. لایه های خارجی ابر یک دیسک چرخان را ایجاد می کنند. لایه های داخلی به شکل یک توده کروی که همچنان در حال انقباض است تبدیل می شوند.
ماده در حال انقباض گرمتر می شود و فشار آن نیز بیشتر می گردد. این فشار تمایل زیادی به خنثی کردن نیروی گرانشی که عامل انقباض است، دارد. در نهایت، سرعت انقباض بسیار کاهش پیدا می کند. در قسمت داخلی توده در این هنگام جنین ستاره یا پیش ستاره به وجود می آید. پیش ستاره یک جرم توپی است که نه دیگر ابر است و نه هنوز ستاره شده است. پیرامون پیش ستاره پوسته ای از گاز و غبار است که لایه های بیرونی توده نخستین می باشند.
 ترکیب هسته ای
 هنگامیکه دمای مرکز پیش ستاره به اندازه کافی زیاد شد، گدازش هسته ای آغاز می شود. گدازش هسته ای ترکیب دو هسته اتمی و تشکیل یک هسته بزرگتر است.
یک اتم کامل دارای پوسته ای خارجی متشکل از یک یا چند ذره به نام الکترون است که بار الکتریکی منفی حمل می کند. در درون و مرکز اتم، هسته آن وجود دارد که تقریبا همه جرم اتم را شامل می شود. ساده ترین هسته که رایجترین شکل عنصر هیدروژن در عالم می باشد، متشکل از یک ذره به نام پروتون است. پروتون بار مثبت الکتریکی حمل می کند. همه هسته های دیگر دارای یک یا چند پروتون و یک یا چند نوترونند. نوترون هیچ بار الکتریکی حمل نمی نماید و یک ذره خنثی است در نتیجه هسته همه اتمها، بار مثبت الکتریکی دارند. البته همه اتمها به تعداد پروتونهای موجود در هسته دارای الکترون می باشند در نتیجه یک اتم کامل، خنثی است. 
در هر صورت، تحت دما و فشار بسیار بسیار شدید مرکز پیش ستاره، اتمها الکترونهای خود را از دست می دهند. به اتمهای الکترون از دست داده، یون می گویند و به ترکیبی از الکترونهای آزاد و یونها، پلاسما می گویند.
گفتیم که در درون پیش ستاره، اتمها همه الکترونهای خود را از دست می دهند و هسته های لخت با سرعت بسیار زیادی به یکدیگر می رسند. در شرایط عادی، موادی که دارای بار الکتریکی یکسانند، یکدیگر را دفع می کنند با اینحال اگر دما و فشار در درون پیش ستاره به اندازه کافی زیاد شود، می تواند بر قدرت دفع هسته ها فائق آمده و آنگاه گدازش صورت می گیرد. دانشمندان معمولا از اصطلاح "سوختن" به جای "گدازش" استفاده می کنند اما باید توجه داشت که گدازش هسته ای، چیزی کاملا  متفاوت با اشتعال در معنای عام آن است.
 تبدیل جرم به انرژی
وقتی دو هسته اتمی با هم ترکیب شوند، مقدار کمی از جرم آنها به انرژی تبدیل می شود؛ بنابراین جرم هسته جدید، از حاصلجمع جرم دو هسته ای که با هم ترکیب شدند کمتر است. آلبرت اینشتین رابطه جرم و انرژی را کشف کرده و آن را در قالب معادله E=mc2 بیان کرد. این معادله بیانگر مقدار انرژی آزاد شده از ترکیب ذرات است. E به معنای انرژی، m به معنای مقدار جرم  و c سرعت نور است.
سرعت نور برابر است با 299.792 کیلومتر در ثانیه. این مقدار واقعا عدد بزرگی است و چنانچه آنرا در معادله بگذاریم متوجه می شویم که با گداختن جرم بسیار کمی از ماده، می توان انرژی مهیبی به دست آورد. برای مثال با سوخت هسته ای کامل 1 گرم ماده، 90 تریلیون ژول انرژی به دست می آید. این مقدار انرژی تقریبا برابر است با انرژی آزاد شده در انفجار 20.000 تن TNT. انرژی بمب هسته ای آمریکا که در سال 1945، در جریان جنگ جهانی دوم ، به هیروشیمای ژاپن  اصابت کرد معادل انفجار 12.000 تن TNT بود.
 نابودی هسته های سبک
 در مرکز پیش ستاره، هنگامیکه دما به 1 میلیون K می رسد، گدازش هسته آغاز می شود. شروع این گدازش باعث تغییر و از میان رفتن هسته های سبک می شود. از جمله هسته لیتیوم 7، که شامل سه پروتون و چهار نوترون است. در فرایندی که این هسته شرکت دارد، یک هسته هیدروژن با آن ترکیب شده و هسته لیتیوم 7 را به دو قسمت تقسیم می کند. هر قسمت شامل یک هسته هلیوم 4 (دو پروتون و دو نوترون) است. به هسته هلیوم 4، ذره آلفا نیز گفته می شود.
 گدازش هیدروژن
 پس از نابودی هسته های سبک، پیش ستاره همچنان به انقباض خود ادامه می دهد. در نهایت، دمای هسته به حدود 10 میلیون K می رسد و در این هنگام سوختن هیدروژن آغاز می شود. با شروع گدازش هیدروژن، پیش ستاره به یک ستاره تبدیل می گردد.
در گدازش هیدروژن، چهار هسته هیدروژن با هم ترکیب شده و یک هسته هلیوم 4 را به وجود می آورند. دو شکل کلی برای انجام این عمل وجود دارد. 1) واکنش پروتون-پروتون (P-P). 2) چرخه کربن-نیتروژن-اکسیژن (CNO).
واکنش P-P می تواند به چندین روش شامل چهار مرحله زیر رخ دهد:
1-     ترکیب دو پروتون. در این مرحله دو پروتون با هم برخورد می کنند و سپس یکی از پروتونها با آزاد کردن پوزیترون بار مثبت خود را از دست می دهد.  این پروتون علاوه بر پوزیترون یک ذره خنثی به نام نوترینو نیز آزاد می نماید.
پوزیترون ضد ماده الکترون است. جرم آن دقیقا برابر با جرم الکترون می باشد اما بر خلاف الکترون دارای بار مثبت است. با آزاد شدن پوزیترون، پروتون به نوترون تبدیل می شود. در نتیجه هسته جدید حاوی یک پروتون و یک نوترون است. نام این ترکیب دوترون می باشد.
2-     پوزیترون آزاد شده ممکن است با یک الکترون برخورد کند. با برخورد ماده و ضد ماده، هر دوی آنها از بین می روند و تنها چیزی که باقی می ماند دو پرتوی گاما است.
3-     دوترون حاصل شده با یک پروتون دیگر تبدیل می شود و هسته هلیوم 3 شکل می گیرد. بر اثر این ترکیب نیز پرتوی گاما ایجاد می شود.
4-     هسته هلیوم 3 با هسته هلیوم 3 دیگری ترکیب شده و علاوه بر تشکیل یک هسته هلیوم 4 دو پروتون نیز آزاد می شوند.
در چرخه CNO هسته کربن 12 شرکت دارد. این هسته شامل 6 پروتون و 6 نوترون است. در حین چرخه، این هسته به نیتروژن 15 (7 پروتون و 8 نوترون)  و اکسیژن 15 (8 پروتون و 7 نوترون) تبدیل می شود. و در آخر چرخه این دو هسته بار دیگر به هسته کربن 12 تبدیل می گردند.
 گدازش دیگر عناصر
 هلیوم 4 می تواند در فرایند گدازش به کربن 12 تبدیل شود، البته به این منظور دمای مرکز باید تا حدود 100 میلیون K افزایش پیدا کرده باشد. این دمای بالا ضروریست چرا که هسته هلیوم  به انرژی زیادی برای فائق آمدن بر انرژی دافعه ذرات همبار نیازمند است. هسته هلیوم دارای دو پروتون است بنابراین میزان انرژی دافعه در آن چهار برابر انرژی دافعه بین دو پروتون است.
سوخت هلیوم به سوخت سه-آلفا مشهور است چراکه این هسته با سه ذره آلفا  ترکیب می شود و یک هسته کربن را ایجاد می نماید. سوخت هلیوم همچنین هسته اکسیژن 16 (8 پروتون و 8 نوترون) و نئون 20 (10 پروتون و 10 نوترون) تولید می کند.
در دمای مرکزی حدودا 600 میلیون K، کربن 12 می تواند سودیوم 23 (11 پروتون و 12 نوترون)، منیزیوم 24 (12 پروتون . 12 نوترون) و تعداد بیشتری نئون 20 تولید نماید. البته ستارگان زیادی نمی توانند به این دمای مرکزی برسند.
با تولید شدن عناصر سنگین و سنگینتر در روند گدازش هسته ای، دمای لازم برای فعل و انفعالات بیشتر، افزایش می یابد. در دمایی معادل 1 بیلیون K، اکسیژن 16 می توان سیلیکون 28 (14 پروتون و 14 نوترون)، فسفر 31 (15 پروتون و 16 نوترون) و سولفور 32 (16 پروتون و 16 نوترون) تولید نماید.
گدازش می تواند تا زمانیکه جرم هسته جدید از حاصلجمع جرم دو هسته ترکیب شده با هم کمتر است، انرژی تولید نماید. این روند تولید انرژی ادامه دارد تا زمانیکه هسته آهن 56 (26 پروتون و 30 نوترون) شروع به ترکیب شدن با هسته های دیگر می نماید. وقتی این اتفاق روی می دهد جرم هسته جدید از جرم دو هسته ترکیب شده اندکی بیشتر است. بنابراین این فرایند به جای تولید انرژی، مصرف انرژی دارد.
 تکامل ستارگان
 چرخه زندگی ستارگان سه الگوی کلی را دنبال می کند که به جرم آنها وابستگی دارد. 1) ستارگان پر جرم، که جرمشان از 8 برابر جرم خورشید بیشتر است. 2) ستارگان با جرم متوسط، که جرمشان از 5/0 تا 8 برابر جرم خورشید است. خود خورشید نیز در این دسته از ستارگان جای دارد.3) ستارگان با جرم کم، که جرمشان بین 1/0تا 5/0 جرم خورشید می باشد. اجرامی که جرم آنها از 1/0 جرم خورشید کمتر است هرگز به دمای مرکزی لازم برای شروع سوخت هیدروژن نمی رسند.
چرخه زندگی ستارگان منفرد از چرخه زندگی ستارگان دوتایی آسانتر است بنابراین نخست با چرخه زندگی ستارگان منفرد آغاز می کنیم. ضمنا از آنجائیکه اطلاعات ستاره شناسان درباره خورشید از هر ستاره دیگری بیشتر است لذا بحث چرخه ستارگان، از ستارگان با جرم متوسط آغاز می شود.
 ستارگان با جرم متوسط
 ابری که در نهایت یک ستاره با جرم متوسط را تولید می کند، حدودا 100.000 سال به انقباض ادامه می دهد تا اینکه پیش ستاره را به وجود آورد. دمای سطح چنین پیش ستاره ای حدود 4000K می باشد. درخشش آن ممکن است تنها چند برابر خورشید و یا چند هزار برابر خورشید باشد. این بستگی به جرم دارد.
ستاره تا میلیونها سال به انقباض خود ادامه می دهد. این انقباض ادامه خواهد داشت تا زمانیکه نیروی انرژیهای تولید شده در مرکز ستاره با نیروی گرانشی که باعث انقباض آن می گردد، به تعادل برسد. در این زمان، گدازش هیدروژنی در مرکز ستاره، همه انرژی آن را تولید می کند و ستاره وارد طولانی ترین دوره عمر خود که به آن رشته اصلی می گوییم، می شود.
هر ستاره ای، صرفنظر از جرم آن، که همه انرژی خود را از طریق گدازش هیدروژن در مرکز خود ایجاد کند، یک ستاره در رشته اصلی به حساب می آید.
مدت زمانیکه ستاره در این مرحله باقی می ماند به جرم آن بستگی دارد. ستارگان با جرم بیشتر، هیدروژن خود را با سرعت بیشتری می سوزانند در نتیجه زمان کمتری در این مرحله باقی می مانند. یک ستاره با جرم متوسط می تواند بیلیونها سال در این رشته باشد.
 مرحله غول سرخ
 وقتی همه هیدروژن موجود در هسته یک ستاره با جرم متوسط به هلیوم تبدیل شد، ستاره به سرعت دستخوش تغییر می شود. به دلیل اینکه دیگر انرژی ناشی از گدازش در هسته ستاره تولید نمی شود، گرانش بار دیگر دست به کار شده و منجر به انقباض شدید ستاره می گردد. به دلیل این انقباض سریع، دما به شدت در مرکز و مناطق اطراف آن بالا می رود. با بالا رفتن دما، هیدروژن موجود در پوسته اطراف مرکز شروع به سوختن می کند. انرژی حاصل شده از این گدازش حتی از انرژی که قبلا در مرکز تولید می شد نیز بیشتر است. این انرژی مازاد، لایه های بیرونی ستاره را به شدت به بیرون هل می دهد در نتیجه ستاره تا حد بسیار زیادی بزرگ می شود.
با بزرگ شدن اندازه ستاره، لایه های بیرونی آن سرد می شوند، در نتیجه رنگ ستاره سرخ می گردد. از طرفی با بزرگتر شدن سطح ستاره، درخشش آن نیز بیشتر می شود. در این مرحله ستاره به یک غول سرخ تبدیل شده است.
 مرحله شاخه افقی
 در نهایت، دمای مرکز تا حد 100 میلیون K می رسد یعنی دمای لازم برای آغاز فرایند سه – آلفا.  
با ادامه این فرایند، هسته ستاره بزرگتر می شود اما دمای آن کاهش می یابد. با کاهش این دما، از دمای لازم برای سوخت هیدروژن موجود در پوسته اطراف هسته نیز کاسته می شود. به دنبال آن، انرژی منتشر شده از این لایه نیز کم می شود و لایه های خارجی ستاره شروع به انقباض می نمایند. ستاره داغتر، کوچکتر و کم نورتر از زمانی می شود که یک غول سرخ بود. این تغییرات در یک دوره زمانی حدودا 100 میلیون ساله رخ می دهند.
در پایان این دوره، ستاره در مرحله شاخه افقی قرار می گیرد. این مرحله به دلیل خط نمایشگر وضعیت ستاره در نمودار H-R شاخه افقی نامیده می شود. ستاره به طور مداوم و پایدار هلیوم و هیدروژن می سوزاند بنابراین تغییر شایان ذکری در دما، ابعاد و درخشش آن روی نمی دهد. این مرحله تقریبا تا 10 میلیون سال به طول می انجامد.
 مرحله غول جانبی
 هنگامیکه سوخت هلیوم موجود در هسته به اتمام رسید، هسته منقبض و در نتیجه داغتر می شود. فرایند سه –آلفا اینبار در پوسته اطراف هسته آغاز می گردد و گدازش هیدروژن در لایه های بعدی آن صورت می گیرد. با افزایش آهنگ تولید انرژی در پوسته ها، لایه های بیرونی ستاره منبسط  می شوند. ستاره بار دیگر به یک غول تبدیل می گردد اما اینبار آبی تر و درخشانتر از بار پیش.
هسته یک غول جانبی بسیار داغ و نیروی گرانش بر لایه های خارجی ضعیف می باشد. در نتیجه لایه های بیرونی در قالب باد ستاره ای از ستاره جدا می شوند. با جدا شدن هر لایه از ستاره، نوبت به لایه داغتری می رسد. در نتیجه باد ستاره ای مرتب قویتر می شود. جریانات جدیدتر و سریعتر بادهای برخاسته از سطح ستاره، با بادهای قبلی که هنوز در فضای اطراف ستاره پرسه می زنند، برخورد می کنند. در نتیجه این برخورد، یک پوسته متراکم گاز به وجود می آید که برخی از آنها با سرد شدن به غبار تبدیل می شوند.
 مرحله کوتوله سفید
 ظرف چند هزار سال، غول جانبی بخار می شود. و گدازش در هسته متوقف می گردد. هسته مرکزی باعث روشن شدن پوسته های گازی اطراف خود می شود. با تلسکوپهای اولیه و بدوی که ستاره شناسان در سالهای 1800 برای رصد استفاده می کردند، این پوسته ها شبیه به سیارات به نظر می رسیدند به همین دلیل آنها این پوسته ها را ابر سیاره ای نامیدند. هنوز هم ستاره شناسان از همین عنوان قدیمی استفاده می کنند.

یک ابر سیاره ای با بافت ظاهری غیر معمول که دلیل بروز آن نامشخص است. این عکس توسط تلسکوپ هابل تهیه شده است.
عکس از ناسا
پس از محو شدن ابر سیاره ای، هسته باقیمانده به نام کوتوله سفید شناخته می شود. این نوع از ستارگان بیشتر حاوی کربن و اکسیژنند و دمای اولیه آنها حدود 100.000 K می باشد.
 مرحله کوتوله سیاه
 از آنجائیکه کوتوله های سفید سوختی برای گدازش ندارند، با گذشت بیلیونها سال پیوسته سردتر می شوند و در نهایت به یک کوتوله سیاه، جرمی بسیار کدر، تبدیل می گردند. کوتوله سیاه نماد پایان چرخه زندگی یک ستاره با جرم متوسط است.
ستارگان با جرم زیاد، آنهاییکه جرمی بیش از 8 برابر جرم خورشید دارند، به سرعت شکل می گیرند و زندگی کوتاهی دارند. یک ستاره پر جرم ظرف 10.000 سال تا 100.000 سال از دل یک پیش ستاره شکل می گیرد.
این نوع ستارگان در رشته اصلی بسیار داغ و آبی رنگند. آنها 1000 تا 1 میلیون بار درخشانتر از خورشید می باشند و شعاع آنها تقریبا 10 برابر شعاع خورشید است. تعداد ستارگان پرجرم نسبت به ستارگان با جرم متوسط و ستارگان کم جرم کمتر است. با اینحال به خاطر درخشندگیشان از فواصل بسیار دور نیز قابل رصدند و به همین خاطر تعداد زیادی از آنها شناخته شده اند.
ستارگام با جرم زیاد، بادهای ستاره ای بسیار قوی دارند. یک ستاره با جرم 30 برابر خورشید می تواند 24 برابر جرم خورشید را پیش از آنکه از رشته اصلی خارج شود، به شکل باد منتشر نماید.
وقتی یک ستاره سنگین رشته اصلی را ترک می کند، سوخت هیدروژن در لایه های بیرون هسته آغاز می شود. در نتیجه شعاع این ستاره 100 برابر شعاع خورشید می شود. با اینحال از درخشش آن اندکی کاسته می شود. به دلیل اینکه در این مرحله ستاره تقریبا همان مقدار انرژی قبلی را از سطح بزرگتری منتشر می کند، دمای سطح آن کاهش می یابد. در نتیجه گرایش به سرخ ستاره بیشتر می شود.
با بزرگ شدن ستاره، دمای مرکز آن به 100 میلیون K یعنی دمای لازم برای آغاز فرایند سه-آلفا می رسد. پس از تقریبا 1 میلیون سال، سوخت هلیوم در مرکز به اتمام رسیده و نوبت به هلیوم موجود در لایه های بیرون هسته و هیدروژن موجود در لایه های بعد از آن می رسد. ستاره سنگین ما تبدیل به یک ابرغول سرخ درخشان می شود.
هنگامیکه انقباض هسته دمای آنرا به حد کافی افزایش می دهد، با سوختن کربن، نئون، سدیوم و منیزیوم تولید می شود. این مرحله تنها برای 10.000 سال ادامه می یابد. پس از آن فرایندهایی متوالی در هسته رخ می دهد. هر فرایند عناصر مختلفی را در بر می گیرد و مدت زمان کوتاهتری به طول می انجامد. وقتی عنصر جدیدی شروع به سوخت می کند، عنصر قبلی سوختن خود را در لایه های بالاتر سر می گیرد. نئون ترکیب شده و اکسیژن و منیزیوم تولید می کند. این فرایند حدودا 12 سال طول می کشد. سپس با سوختن اکسیژن، سیلیکون و سولفور تولید می شود. این فرایند حدودا 4 سال طول می کشد. در آخر با سوختن سیلیکون ، آهن تولید می شود. این فرایند تنها حدود 1  هفته دوام دارد.
 
ابر نواختر
 
در این هنگام، شعاع هسته آهنی حدود 3000 کیلومتر است. همانگونه که گفتیم سوخت آهن به جای تولید انرژی، انرژی مصرف می کند. در نتیجه ستاره به پایان کار خود رسیده است. چون دیگر نمی تواند برای حفظ تعادل گرانش، انرژی تولید کند.
وقتی جرم هسته آهنی به 4/1 برابر جرم خورشید برسد، اتفاقی مهیب رخ می دهد. نیروی گرانش، هسته را متلاشی می کند. در نتیجه دمای هسته تا نزدیک 10 بیلیون K می رسد!. در این دما، هسته آهن شکسته شده و به هسته های سبکتر و در آخر به پروتون و نوترون تبدیل می شود. با ادامه فشار، پروتونها با الکترونها ترکیب می شوند و نوترون و نوترینو تولید می کنند. نوترینوها 99 درصد از انرژی ایجاد شده از انفجار هسته را در خود حمل می کنند.
حالا هسته، یک توپ فشرده شده حاوی نوترون است. وقتی شعاع توپ به 10 کیلومتر برسد حالت ارتجاعی پیدا می کند درست مانند یک توپ پلاستیکی که آنرا فشرده و بعد رها کنیم.
همه این اتفاقها از فشرده شدن هسته تا ارتجاع توپ نوترونی تنها در مدت یک ثانیه روی می دهند. البته هنوز ماجرا ادامه دارد. ارتجاع توپ نوترونی یک موج کره ای شکل به بیرون از ستاره ارسال می کند. بیشتر انرژی حاصل از این موج صرف شروع گدازش و تشکیل عناصر جدید می شود. با رسیدن موج به سطح ستاره، دما تا 200.000K افزایش می یابد. در نتیجه ستاره منفجر شده و موادی را در فضا با سرعت 15.000 تا 40.000 کیلومتر در ثانیه رها می کند. نام این انفجار مهیب ابر نواختر نوع دو است.
ابر نواخترها فضا را آکنده از گاز و غباری می کنند که ستارگان دیگر از دل آن پا به عرصه گیتی می نهند. این غنی سازی فضا، از نخستین ابر نواختر در بیلیونها سال پیش تا به اکنون ادامه دارد. ابر نواخترهای ستارگان نسل اول، عرصه را برای ستارگان نسلهای بعد مهیا کرده اند.
احتمالا ستارگان دارای سه نسلند. ستاره شناسان تا کنون جرمی پیدا نکرده اند که متعلق به قدیمی ترین نسل ستارگان یعنی جمعیت سه ستارگان باشد. اما اعضای دو نسل جدیدتر را یافته اند. ستارگان جمعیت دو که دومین نسل از ستارگانند حاوی مقدار نسبتا کمی از عناصر سنگینند. ستارگان سنگینتر این نسل، به سرعت از بین رفته اند بنابراین هسته های بیشتری از عناصر سنگین وارد فضا شده اند. به همین علت جمعیت یک ستارگان که جدیدترین نسل می باشند، حاوی مقادیر بیشتری از عناصر سنگین هستند. البته مقدار عناصر سنگین در این نسل همچنان نسبت به هیدروژن و هلیوم موجود، بسیار ناچیز است. برای مثال، مقدار عناصر غیر از هلیوم و هیدروژن در خورشید که جزء ستارگان جمعیت یک می باشد، تنها 1 تا 2 درصد است.
 
ستارگان نوترونی
 
پس از اینکه یک انفجار ابر نواختر نوع دو رخ داد، قسمتی از هسته ستاره ای باقی می ماند. اگر جرم هسته باقیمانده کمتر از سه برابر جرم خورشید باشد تبدیل به یک ستاره نوترونی می شود. این ستاره حداقل جرمی معادل 4/1 جرم خورشید را در کره ای که شعاع آن حدودا 10 تا 15 کیلومتر است نگاه می دارد.
دمای اولیه ستارگان نوترونی 10 میلیون K است اما به دلیل کوچک بودن تشخیص آنها بسیار دشوار است. با اینحال ستاره شناسان پالسهای رادیویی این ستارگان را تشخیص می دهند. گاهی از این ستاره ها 1000 پالس در ثانیه دریافت می شود.
یک ستاره نوترونی معمولا دو موج متوالی رادیویی منتشر می کند. این دو موج در دو مسیر مختلف از ستاره دور می شوند. با چرخش ستاره امواج در فضا مانند نورافکن پخش می شوند. اگر یکی از از این موجها به صورت متناوب به زمین برسد، تلسکوپهای رادیویی یک سری پالس را تشخیص می دهند. این تلسکوپها به ازای هر دور گردش ستاره یک پالس دریافت می کنند. ستاره ای که به این روش شناسایی می گردد، تپ اختر نامیده می شود.
 
سیاهچاله ها
 
اگر هسته باقیمانده از یک ابر نواختر جرمی بیش از 3 برابر جرم خورشید داشته باشد، هیچ نیروی شناخته شده ای نمی تواند در مقابل گرانش آن مقاومت کند. هسته آنقدر فشرده می شود که یک سیاهچاله به وجود می آید. منطقه ای در فضا با چنان گرانشی که هیچ چیز نمی تواند از نیروی آن بگریزد. سیاهچاله ها نامرئیند زیرا حتی نور نیز به دام آنها می افتد. همه مواد یک سیاهچاله در نقطه ای در مرکز آن جمع می شود. این نقطه تکینگی نام دارد و اندازه آن از ابعاد هسته یک اتم نیز کوچکتر است.
ستارگانی که جرم آنها کم است یعنی از 1/0 تا 5/0 برابر جرم خورشید، دمای سطحی معادل تقریبا 4000K دارند. درخشش آنها کمتر از 2 درصد خورشید است. این ستارگان هیدروژن درون خود را به آهستگی می سوزانند. آنها می توانند برای مدت 100 بیلیون تا 1 تریلیون سال در رشته اصلی باقی بمانند. این مدت حتی از عمر جهان که بین 10 تا 20 بیلیون سال تخمین زده می شود نیز بیشتر است، بنابراین هیچ ستاره ای در این گروه تا بحال نمرده است. ستاره شناسان تابحال ندیده اند که ستاره ای از این گروه عنصری به غیر از هیدروژن را در گدازش به کار گیرد. بنابراین اگر هم یکی از اعضای این گروه بمیرد، وارد مرحله غول سرخ نخواهد شد. در عوض آنها به طور تدریجی سرد می شوند تا اینکه به یک کوتوله سفید و سپس سیاه تبدیل گردند.
ستارگان دوتایی از دو پیش ستاره که بسیار نزدیک یکدیگرند، تشکیل می شوند. بیش از 50 درصد از ستارگانی که با چشم غیر مسلح، منفرد دیده می شوند در واقع دوتایی هستند.
یک ستاره در یک سیستم دوتایی چنانچه به اندازه کافی به جفت خود نزدیک باشد، می تواند بر زندگی آن تاثیر گذار باشد. بین این دو ستاره منطقه ای وجود دارد که به یاد ریاضیدان فرانسوی، جوزف لوییز لاگرنج (Joseph Louis Lagrange)، نقطه لاگرنج نامیده می شود. در این منقطه نیروهای گرانشی دقیقا برابرند. اگر یکی از دو ستاره بزرگ شود و لایه های آن از این نقطه بگذرد، ستاره دیگر شروع به کشیدن آن لایه ها به سطح خود می کند.

انتقال جرم در سیستم های دوتایی رخ می دهد. در تصویر بالا مواد از ستاره ای خورشید مانند به دیسک پییرامون یک کوتوله سفید و سپس به سطح آن کشیده می شود.
تصویراز انستیتوی دانش تلسکوپ فضایی
این فرایند که انتقال جرم نام دارد به چندین روش صورت می گیرد. اگر انتقال جرم از یک غول سرخ به ستاره همدمش که در رشته اصلی می باشد صورت گیرد، عناصری نظیر کربن و یا عناصر سنگینتر در طیف ستاره رشته اصلی نمایان می گردد. چنانچه این دو ستاره به اندازه کافی به هم نزدیک باشند، پس از تبدیل شدن غول سرخ به یک کوتوله سفید، جریان مواد برعکس می شود و مواد به سمت کوتوله سفید بر می گردند. این مواد یک دیسک داغ را اطراف کوتوله سفید تشکیل می دهند. این دیسک در نور مرئی و فرابنفش می درخشد.
اگر ستاره غول به جای کوتوله سفید، ستاره نوترونی یا سیاهچاله شود، ممکن است یک دوتایی ایکس ری شکل گیرد. در این حالت، ماده ای که از ستاره رشته اصلی منتقل می گردد، بسیار داغ می شود. هنگامیکه این ماده با سطح ستاره نوترونی برخورد می کند و یا به درون سیاهچاله کشیده می شود، اشعه ایکس ری منتشر می شود.
در حالت سوم، غول سرخ تبدیل به کوتوله سفید می شود و ستاره رشته اصلی تبدیل به غول سرخ می شود. وقتی گاز کافی از غول سرخ در سطح کوتوله سفید اندوخته شد، هسته اتمهای گاز به صورت درخشانی دچار گدازش می شود به این حالت نواختر می گویند. در برخی شرایط، به حدی گاز در کوتوله سفید جمع می شود که این ستاره فشرده و متلاشی می شود. تقریبا به طور ناگهانی کربن می سوزد و کل کوتوله سفید دچار انفجار ابر نواختر نوع یک می گردد. این نوع انفجار بسیار نورانیست به حدی که نور آن می تواند کل یک کهکشان را برای ماهها تحت الشعاع قرار دهد.
منبع:
Green, Paul J. "Star." World Book Online Reference Center. 2005. World Book, Inc.
wikipedia
ترجمه: لنا سجادیفر 
 

جدول شماره 1 (اسامی صور فلکی)

ردیف

نام فارسی

نام‌های دیگر در متون فارسی

نام‌های انگلیسی

1

آبمار

مار آبی، نرمار، هیة الماء

Hydrus

2

آتشدان

مجمره، عودسوز، محراب نفاطه، الببغاء

Ara

3

ارابه‌ران

ممسک‌الاعنه، ممسک العِنان، عناندار، صاحب المعز

Auriga

4

اژدها

تنین، جوزهر (عربی‌شده گوزهر فارسی)، هَشتَنبَر

Draco

5

اسب بزرگ

فرس اعظم، فرس ثانی، اسب بالدار

Pegasus

6

اسب کوچک

فَرَس اول، قطعة‌الفَرَس، پاره‌اسب

Equuleus

7

اسکنه

قلم

Caelum

8

آفتاب‌پرست

حرباء

Chamaeleon

9

بادبان

شراع

Vela

10

بزغاله

جُدَی، بُزیچه چرخ، بز دریایی، بزماهی

Capricornus

11

برساووش

بَرَنده سر دیو، برنده سر غول، سوار، حامل رأس الغول، دیوکش

Perseus

12

بره

حَمَل

Aries

13

پیاله

جام، کاسه بزرگ، باطیه، معلف

Crater

14

پیکان

تیر، سهم

Sagitta

15

تاج جنوبی

اکلیل جنوبی، افسر، قبه

Corona Australis

16

تاج شمالی

فُکّه، اکلیل شمالی، کاسه درویشان، کاسه یتیمان، کاسه لئیمان،

Corona Borealis

17

تازی‌ها

سگ‌های تازی، سگ‌های شکاری

Canes Venatici

18

ترازو

میزان، پله

Libra

19

تک‌شاخ

-

Monocerus

20

تلسکوپ

-

Telescopium

21

تلمبه

مفرغة الهواء، تلمبه بادی

Antlia

22

تور

تور ماهیگیری، تاربست، شبکه

Reticulum

23

توکان

طوقان

Tucana

24

جوی

نهر، رودخانه فلکی، نهر الاردن

Eridanus

25

چلپاسه

سوسمار، مارمولک، بزمجه

Lacerta

26

چلیپا

صلیب جنوبی

Crux

27

خرچنگ

سرطان

Cancer

28

خرس بزرگ

دب اکبر، هفت اورنگ، ارابه داوود، بنات نعش کبری

Ursa Major

29

خرس کوچک

دب اصغر، هفت اورنگ کوچک، سریر فلک

Ursa Minor

30

خرگوش

اَرنَب

Lepus

31

دُرنا

-

Grus

32

دلفین

-

Delphinus

33

دَلو

ریزنده آب، ساکب‌الماء، دال

Aquarius

34

دوپرگار

پرگار

Circinus

35

دوپیکر

جوزا، تؤمان

Gemini

36

دوشیزه

عذرا، خوشه، سنبله

Virgo

37

ذات‌الکرسی

خداوند کرسی، سرور تخت

Cassiopeia

38

روباهک

روباه، ثعلب

Vulpecula

39

زانوزده

برزانونشسته، الجاثی علی رکبتیه، پهلوان، راقص، هرکول

Hercules

40

زرافه

-

Camelopardalis

41

زن برزنجیر

اِمرأة المُسلسله، ناقه، زن زنجیری، زن در زنجیر، شاهزاده

Andromeda

42

ساعت

-

Horologium

43

سپر

-

Scutum

44

سکستان

السدس

Sextans

45

سگ بزرگ

کلب اکبر، کلب الجبار، سگ کلان

Canis Major

46

سگ کوچک

کلب اصغر، کلب مقدم، الغمیصاء، تریشگ (از پارسی میانه)

Canis Minor

47

سنگتراش

کارگاه، حَجّار

Sculptor

48

سه‌پایه (نقاش)

آلة‌المصور

Pictor

49

سه‌سو

مثلث، الاشراط

Triangulum

50

سیاه‌گوش

وشق

Lynx

51

سیمرغ

عنقاء، ققنوس

Phoenix

52

شاه‌تخته

کشتی، تیر حمال، السفینة‌الطائر

Carina

53

شکارچی

جبار، راعی، النسق، بزرگ‌منش

Orion

54

شَلیاق

چنگ رومی، دیگ‌پایه، یک‌پایه، سه‌پایه، لورا (از لاتین)، اثافی، نسر واقع، سلحفات، بربط، الصنج، کَشَف

Lyra

55

شیر

اسد، شیر سپهر

Leo

56

شیر کوچک

اسد اصغر

Leo Minor

57

طاووس

-

Pavo

58

عقاب

-

Aquila

59

قطبنما

-

Pyxis

60

قنطورس

سنطوروس، ظلیم

Centaurus

61

قیفاووس

سلطان، ملتهب

Cepheus

62

کبوتر

حمامه

Columba

63

کژدم

عقرب

Scorpius

64

کشتی‌دم

دنباله کشتی

Puppis

65

کلاغ

غُراب، زاغ

Corvus

66

کمان

قوس، رامی، کماندار، کمانگیر، تیرانداز، نیم‌اسب

Sagittarius

67

کوره

تنور

Fornax

68

کوهمیز

میز، میز صحرائی

Mensa

69

گاو

ثور

Taurus

70

گاوران

عوّا، گاوچران، بقار، صیّاح، حارس‌الشمال، حارس‌السماء، بورطیس حارس، طاردالدب

Boötes

71

گرگ

سبع

Lupus

72

گونیا

خطکش، تراز

Norma

73

گیسو

گیسوان برنیکه

Coma Berenices

74

مار

حیّه

Serpens

75

مار باریک

شجاع

Hydra

76

مارافسای

حوّاء، حامل مار

Ophiuchus

77

ماکیان

دجاجه، قو، مرغ، طایر، اوز العراقی، الفوارس

Cygnus

78

ماهی

حوت، حوتین، سمکه، دوماهی، ماهی سپهر

Pisces

79

ماهی پرنده

-

Volans

80

ماهی جنوب

حوت جنوبی

Piscis Austrinus

81

ماهی زرین

ماهی طلایی، طلاماهی، ابوسیف

Dorado

82

مثلث جنوبی

-

Triangulum Australe

83

مرغ بهشتی

پرنده بهشتی

Apus

84

مگس جنوبی

مگس، ذبابه

Musca

85

میکروسکوپ

-

Microscopium

86

نهنگ

قیطُس، هیولای دریایی، مجمع الکواکب، کَهت (از پارسی میانه)

Cetus

87

هَشتَک

ثُمن، اُکتان

Octans

88

هندی

-

Indus

 

جدول شماره 2 (الفبای یونانی)

تلفظ فارسی

تلفظ انگلیسی

حرف یونانی

آلفا

Alpha

Α α

بتا

Beta

Β β

گاما

Gamma

Γ γ

دلتا

Delta

Δ δ

اپسیلون

Epsilon

Ε ε

زتا

Zeta

Ζ ζ

اتا

Eta

Η η

تتا

Theta

Θ θ

یوتا

iota

Ι ι

کاپا

kappa

Κ κ

لاندا

Lamda

Λ λ

مو

mu

Μ μ

نو

Nu

Ν ν

زی

Xi

Ξ ξ

امیکرون

Omicron

Ο ο

پی

Pi

Π π

رو

Rho

Ρ Ρ

سیگما

Sigma

Σ σ, ς

تا

Tau

Τ τ

آپسیلون

Upsilon

Υ υ

فی

Phi

Φ φ

چی

Chi

Χ χ

پسای

Psi

Ψ ψ

امگا

omega

Ω ω

 

 

منبع : پارس اسکای

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/09ساعت 8:23  توسط رضا | 
سلام.براتون خلاصه قسمت ۳۶ سریال جواهری در قصر را در ادامه مطلب نوشتم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/09ساعت 6:52  توسط رضا | 
سلام.خدا وکیلی خودم با دوتا پست قبلیم حال کردم.با یکیشون میرید توی یه سایت توپ و پر از مقاله ، یکی دیگه هم که تمام جزوه های دانشگاه MIT رو در اختیارتون قرار میده.دیگه چی میخواین؟!!!
+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/09ساعت 0:11  توسط رضا | 
 

در این سایت شما می توانید به جزوات درسی دانشگاه MIT (رشته های دانشگاهی گوناگون) دسترسی پیدا کنید و در صورت تمایل آنها را دانلود نمایید رشته پیشفرض ما در این لینک مهندسی برق است اما شما از منوی سمت راست صفحه باز شده می توانید رشته دانشگاهی خود را بیابید . بعد از انتخاب جزوه درسی خود روی آن کلیک نمایید سپس در صفحه جدید در منوی سمت راست برروی Download this Course کلیک نمایید در صفحه بعد در بالای صفحه برروي Download کلیک کرده و جزوه مربوطه را دریافت نمایید:

to MIT's OpenCourseWare

منبع : مقاله دات نت

+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/09ساعت 0:0  توسط رضا | 
سلام.توصیه میکنم حتما این سایت رو ببینید : مقاله دات نت: بزرگترین بانک مقالات دانشجویی
+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/08ساعت 23:57  توسط رضا | 

ماده تاریك یكی از اساسیترین موضوعات كیهان شناسی است كه حاصل جهل ماست.
اخبار علمی را بیشتر ترجیح میدهید یا بازیهای رایانهای را؟ در هر صورت، به احتمال زیاد نام ماده تاریک به گوشتان خورده است. در بازیهایی مانند Final Fantasy و Quake ۴، ماده تاریک، عنصری جادویی و قدرتبخش است، اما در واقع این اسم برای مفهومی اسرارآمیز به کار میرود که هنوز دانشمندان چیز خیلی زیادی دربارهاش نمیدانند.
یكی از اساسیترین معماهای كیهانشناسی مدرن، حاصل یك عدم تطابق ساده است. در دهههای اول قرن بیستم، وزن كردن كهكشانها از سرگرمیهای مورد علاقه اختر ـ فیزیكدانها بود. البته آنها برای این كار از باسكول استفاده نمیكردند!
برای محاسبه جرم كهكشانها، ۲ راه وجود دارد: راه اول محاسبه جرم گرانشی است. حتما از فیزیك دبیرستان هنوز آنقدر یادتان هست كه بین جرم یك جسم و جاذبه آن رابطه مستقیم وجود دارد.
به این ترتیب با دانستن سرعت و شعاع مدار گردش اقمار یك ستاره به دور آن، میتوان جرم آن را به دست آورد. از این روش برای محاسبه جرم كهكشانها و خوشههای كهكشانی هم استفاده میشود.
راه دوم محاسبه جرم نورانی است. در این روش، دانشمندان با استفاده از روابط شناخته شده بین جرم یك ستاره با رنگ و شدت روشنایی آن، نور قابل مشاهده كهكشانها را به مجموع جرم موجود در آنها تعبیر میكنند.
در دهه ۱۹۳۰، فریتز زویكی - ستارهشناس سوئیسی- متوجه شد نتایج این ۲ روش، با هم تفاوتهای اساسی دارند. او و همكارانش بارها محاسبات خود را تكرار كردند و سرانجام به این نتیجه رسیدند كه قضیه، خطا در محاسبه نیست و این اختلاف واقعا وجود دارد. به عنوان مثال در مورد كهكشان خودمان ـ راه شیری ـ میزان جرم مورد نیاز برای اینكه اجرام موجود در كهكشان سر جای فعلی خودشان باشند، حدودا ۱۰ برابر جرم قابل دیدن بود.
برای توجیه این پدیده، چند پیشنهاد وجود داشت اما راهحلی كه تا الان هم مورد قبول عدهای از اختر ـ فیزیكدانها بوده است، همان است كه زویكی در ۱۹۳۳ پیشنهاد داد:
۱ ـ باید نوعی ماده در كیهان وجود داشته باشد كه هیچگونه تولید یا بازتاب نور یا سایر تشعشعات الكترومغناطیسی از خودش نداشته باشد؛ یك ماده غیرقابل دیدن، یك ماده نامرئی یا به عبارت بهتر «یك ماده تاریك».
با به رسمیت شناختن وجود ماده تاریك، اولین سؤالی كه به ذهن میرسد درباره جنس این ماده كذایی است. مسلما این سیاهی، پارسیكولا نیست! اما اینكه دقیقا چه جنسی دارد، هنوز هیچكس نمیداند. قویترین حدس در بین دانشمندان، این است كه ماده تاریك، نوعی ذره بنیادی است كه هنوز شناسایی نشده است؛ ذرهای شبیه به نوترینو. نوترینو، ذرهای است مشابه الكترون اما با جرمی بسیار كمتر و بدون بار الكتریكی.
البته نوترینوی شناخته شده، بسیار سبكتر از آن است كه بتواند كل ماده تاریك فرضی را تشكیل دهد. همچنین اجرام بزرگی مانند سیاهچالهها، سیارات و سنگهای آسمانی هم میتوانند بخشی از جدول ماده تاریك را پر كنند.
در سالهای اخیر ماده تاریك، موضوع بسیاری از تحقیقات كیهانی بوده است؛ مخصوصا در یك سال اخیر ستارهشناسان شواهد خوبی برای تأیید این نظریه پیدا كردهاند. قضیه تا آنجا پیش رفته است كه چند ماه پیش دانشمندان، نقشهای ۳ بعدی از ماده تاریك را به عنوان داربستی برای كیهان ارائه كردند. بیشتر تحقیقات مرتبط با ماده تاریك، با استفاده از تلسكوپهای فضایی مخصوصا تلسكوپ هابل انجام شده است.
طبق آخرین محاسبات، برای تولید جاذبه لازم برای حفظ نظم فعلی آسمانها، به جرمی حدودا ۵ تا ۶ برابر جرم قابل مشاهده نیاز است. در غیر این صورت كهكشانها در گوشه وكنار فضای لایتناهی پخش و پلا میشوند. نظریه ماده تاریك در موارد دیگری مانند محاسبات مربوط به تشعشعات پس زمینهای كیهانی هم به كار میآید. محققان از این امواج میكروویوی برای ترسیم تصویری از عالم در ابتدای خلقت آن، استفاده میكنند.
جالب است كه بدانید در سالهای اخیر، گروهی از اختر ـ فیزیكدانها به این نتیجه رسیدهاند كه مجموع ماده روشن وماده تاریك قابل پیشبینی، تنها حدودا یك چهارم از چگالی لازم برای كیهان را تأمین میكنند. آنها برای توجیه ۷۵ درصد باقیمانده، چیزی عجیبتر به نام «انرژی تاریك» را پیشنهاد میكنند. اینكه این یكی دیگر چیست، بماند اما میشود گفت ماجرا ـ حداقل فعلا ـ به مسائل متافیزیكی مانند «طرف تاریك نیرو» در جنگهای ستارهای، ربطی ندارد. از این بحثها، منتظر دارت ویدر نباشید!
یكی از پدیدههایی كه با استفاده از مفهوم ماده تاریك توجیه میشود، «عدسی گرانشی» است. نوری كه از كهكشان آبی در نزدیكی لبه قابل مشاهده كیهان، ساطع میشود.
۱- از كنار یك خوشه كهكشانی بزرگ و ماده تاریك احاطهكننده آن میگذرد. این اجرام بین زمین و كهكشان مبدا قرار گرفتهاند. جاذبه ماده تاریك مانند یك عدسی، پرتوهای خود را خم میكند.
۲- بخشی از پرتوهای خمشده به سمت زمین متمركز میشوند.
۳- در نتیجه ستارهشناسان چند تصویر بههم ریخته را از كهكشان مبدأ رصد میكنند.

● فیل در تاریکی
روزی روزگاری، ولی نه در زمانهای قدیم، دوتا دانشمند بودند که در یک دانشگاه اما روی دو موضوع مختلف کار میکردند. اولی عاشق آسمان و اجرام کهکشانی بود و آن یکی مجذوب عالم بسیار کوچک ذرات ریز. این دوتا دانشمند قصه ما برای تحقیقاتشان بهترین وسایل را داشتند.
اولی بزرگترین و قویترین تلسکوپ دنیا را داده بود. برایش بسازند و دومی دقیقترین میکروسکوپ دنیا را تهیه کرده بود. اما از روزی که این وسیلهها به دست آنها رسید و این دو شروع کردند به ثبت تصاویر جدید از اعماق عوالم موردعلاقهشان، روزبهروز بیشتر شگفتزده و مبهوت میشدند، چون ساختارها و رفتارهایی را میدیدند که قبلا صحبت و خبری از آنها نبود. این مشاهدات جدید با فرضیههای موجود و مقبول آنها کاملا سازگار نبودند.
یک روز دوتا دانشمند ما خسته و کوفته، برای رفع خستگی رفتند بوفه دانشگاه! و آنجا برای اولین بار همدیگر را دیدند. حین خوردن قهوه و چای صحبتهایشان گل انداخت و مشکلهایشان را برای همدیگر تعریف کردند.
اینجا بود که ناگهان متوجه شدند با اینکه دارند بر روی دو عالم مخالف کار میکنند، هر دو دارند یک پدیده را میبینند؛ مثل ماجرای فیل در تاریکی. یکی از سر به فیل رسیده بود و خرطومش را لمس کرده بود و آن یکی، در ته جانور بزرگ، دمش را به دست گرفته بود.
این قصه لوس و بیته، به نوعی حکایت فیزیک مدرن است. محققان ذرات بنیادی با شتابدهندههای دقیق (مثل سینکروترونهای شماره قبل) و ستارهشناسان با تلسکوپهای پیشرفته (مثل تلسکوپ فضایی هابل) چیزهایی میبینند که هر روز به تعداد سؤالات بیپاسخ آنها اضافه میکند.
بعد از کشمکشهای زیاد اوایل قرن بیستم و رد نظریات بسیار، دو نظریه جان سالم به در بردند و اساس فیزیک مدرن در دهههای اخیر شدند: مکانیک کوانتوم در عالم ذرات و نسبیت عام در مقیاسهای کیهانی. اما برای سالها، تلاشها برای کنار هم نشاندن و ترکیب این دو با شکست روبهرو و بیسرانجام بوده. هنوز هم ارائه یک نظریه متحد که عوالم خرد و کلان را یکجا توصیف و تبیین کند، از آرزویهای بزرگ فیزیکدانان است.
در سال ۲۰۰۰، یکی از مدیران ناسا پیشنهاد داد در راستای وحدت، بررسی شود که ستارهشناسان و فیزیکدانان ذرات بنیادی تا چه اندازه میتوانند از دیدگاههای طرف دیگر استفاده کنند. ۲ سال بعد، گزارش یک کمیته تخصصی در این باره شامل ۱۱ سؤال بود که پاسخ به آنها میتواند باعث جهشی بزرگ در دانش بشری بشود.
در رأس این سؤالها، ماهیت ماده تاریک است. همین برای روشن کردن اهمیت قضیه ماده تاریک کافی نیست
؟

منبع : هنر فیزیک

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/08ساعت 23:55  توسط رضا | 
images/20070617/mashroom.jpg
 

:گروهي از محققان کالج داروسازي آلبرت اينشتين گياهاني را مورد آزمايش قرار دادند که به جاي جذب نور خورشيد براي رشد، از مواد راديو اکتيو در مراحل فتوسنتز بهره مي گيرند.
اين محققان با مطالعات بيشتر متوجه شدند نوعي قارچ اطراف رآکتور اتمي چرنوبيل است که به قارچ سياه معروف است که با جذب مواد راديو اکتيو به رشد کامل رسيده و اين موضوع از سوي آنها مورد توجه قرار گرفت.
از اين رو با فرستادن گروهي به منطقه و مشاهده گياهان به اين نتيجه رسيدند که نوعي از قارچها هستند که در ديواره هاي بيروني رآکتور اتمي چرنوبيل به رشد کامل رسيده اند. از اين رو در همان منطقه و از همان نوع قارچ مقداري از اين گياه را کاشته و مورد بررسي قرار دادند و دريافتند اين نوع قارچها مي توانند هم در زنجيره غذاي فضانوردان که مدت طولاني در فضا به کاوش مشغول هستند، قرار گيرند و هم در مناطقي که از راديو اکتيويته اشباع هستند کاشته شوند تا مواد راديو اکتيويته را جذب کنند.

منبع : هنر فیزیک

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/08ساعت 23:54  توسط رضا | 





اين شکل توزيع ماده‌ي تاريک، هاله‌‌هاي پرجرم، وکوازارهاي درخشان را در يک شبيه‌سازي از عالم اوليه در 6/1 بيليون سال پس از مهبانگ نشان مي‌دهد. هر ضلع جعبه‌ي نشان داده شده در شکل 36 ميليون سال نوري است. ساختار رشته‌اي خاکستري رنگ، توزيع ماده‌ي تاريک نامرئي را نشان مي‌دهد. دايره‌هاي سفيد کوچک « هاله‌هاي » متراکم ماده‌ي تاريک را مشخص مي‌سازند که پر جرم‌ترين آن‌ها هستند و با جرمي بيش از 7 تريليون برابر جرم خورشيد ميزبان درخشان‌ترين کوازارها هستند. خوشه‌شدن شديد کوازارها در نمونه‌ي SDSS نشان مي‌دهد که آن‌ها در اين هاله‌هاي بسيار نادر و پر جرم قرار دارند.





گروه پژوهش بين‌المللي بررسي ديجيتالي آسمان اسلون (Sloan Digital Sky Survey) گزارش داد که خوشه‌هاي کوازار در فاصله‌ي 10 بيليون سال نوري از زمين را هاله‌هاي ماده‌ي تاريک احاطه کرده است.



دونالد اشنايدر استاد نجوم و اختر فيزيک دانشگاه ايالتي پنسيلوانيا اظهار داشته است: « بررسي ما به کشف هزاران کوازار دور دست انجاميده است و توانسته‌ايم توزيع آن‌ها در آسمان را با جزئيات زياد به دست آوريم. وقتي برنامه‌هاي اسلون آغاز شد، کشف هر کوازار در اين فاصله‌هاي دور مي‌توانست عاملي براي جشن گرفتن باشد، اما اکنون بيش از 4000 کوازار از اين نوع کشف شده است. اين مشعل‌هاي دور دست، از ساختار عالم بسيار جوان پرده بر مي‌دارند.»



نتيجه‌هاي اين بررسي در مقاله‌اي آمده است که با عنوان « خوشه شدن کوازارهاي با انتقال به سرخ بزرگ (9/2 > z) از بررسي ديجيتالي آسمان اسلون » در استرونوميکال جورنال چاپ خواهد شد.



کوازارها گازهاي پرنور و درخشان متراکم و چرخاني هستند که به سياهچاله‌هاي پر جرم درمرکز کهکشان‌هايي سقوط مي‌کنند که غير از اين ويژگي‌، کاملاً‌ مثل کهکشان‌هاي معمول هستند. چون درخشندگي اين کوازارها فوق‌العاده زياد است، مي‌توان آن‌ها را ازفاصله‌هاي بسيار زياد در رصدخانه‌هاي معمولي ديد. اين گروه پژوهشي از تصويرهاي چند رنگي استفاده کردند که SDSS براي شناسايي اين خوشه‌هاي کوازار به کار برده است. اين مطالعه، که رهبري آن را دانشمندان دانشگاه پرينستون بر عهده دارند، نشان داده است که اين مشعل‌هاي درخشان دور دست به شدت در اَبرَ خوشه‌هاي کوازاري عظيمي مجتمع شده‌اند که فضاهاي تهي وسيع آن‌ها را از يک‌ديگر جدا مي‌سازند. اشنايدر توضيح داد که « اين خوشه شدن شديد نشان مي‌دهد که کوازارها در بستري متراکم از ماده‌ي تاريک قرار دارند.»



کوازارهاي درخشان دوردست - که از سياهچاله‌ها تواني بيش از يک بيليون برابر خورشيد گرفته‌اند- بسيار نادرند و فاصله‌ي ميانگين آن‌ها از هم بيش از 200 ميليون سال نوري است .



پيش از SDSS ، فقط چند صد کوازار دورتر از 11 بيليون سال نوري کشف شده بود، که در بررسي جديد کم‌ترين فاصله‌ي نمونه‌هاي بررسي شده است.



يوشن Yue Shen يک دانشجوي تحصيلات تکميلي دانشگاه پرينستون مي‌گويد«نقشه‌هاي قبلي نشان مي‌دادند که کوازارهاي نزديک مثل کهکشان‌هاي معمولي خوشه تشکيل مي‌دادند. اما خوشه شدن در نقشه‌هاي ما ده‌بار شديدتر است که مانند تفاوت يک عکس با کنتراست زياد با يک فوتوکپي رنگ‌ورو رفته است.» نقشه‌هاي کوازار، نظري به عالم در هنگامي مي‌اندازد که سن آن، کسر کوچکي از سن کنوني بوده است.

به گفته‌ي مايکل اشتراوس، « کوازارها در کهکشان‌هايي قرار دارند که در هاله‌هاي گسترده از ماده‌ي تاريک نامرئي جايگزين شده‌اند.»



در يک کهکشان نوعي، ‌نسبت ماده‌ي تاريک به ستارگان به نسبت ده به يک است. دانشمندان نمي‌توانند هاله‌هاي تاريک را مستقيماً مشاهده کنند، اما با اندازه‌گيري خوشه شدن کوازارها، مي‌توانند جرم «هاله‌هايي» را تعيين کنند که کوازارها در آن‌ها قرار گرفته‌اند.



به گفته‌ي شن، « ما نشان داده‌ايم روشن‌ترين کوازارها که توان خود را از بزرگ‌ترين سياهچاله‌ها مي‌گيرند در پر جرم‌ترين هاله‌هاي عالم اوليه جاي گرفته‌اند که جرمشان چندين تريليون برابر جرم خورشيد و تقريباً همان مقداري است که نظريه‌ها پيش‌بيني کرده‌اند.»



اندازه‌گيري‌هاي جديد مرحله‌هاي مختلف رشد سياهچاله‌هاي پر جرم را روشن ساخته است. با توجه به نظر اوي لوپ از دانشگاه هاروارد که عضو گروه SDSS نيست، «وجود کوازارهاي درخشان در زمان‌هاي اوليه‌ي کيهاني يکي از معماهاي حل نشده‌ي کيهان‌شناسي است. چگونه سياهچاله‌ در هنگامي به بيليون‌ها برابر جرم خورشيد رسيده‌اند که عالم فعلي يک دهم سن اکنون خود را داشته است؟ اندازه‌گيري‌هاي SDSS کمک مي‌کنند تا به اين پرسش پاسخ دهيم. »

منبع : هنر فیزیک 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/08ساعت 23:53  توسط رضا | 

مغناطيس و الكتريسيته تاريخي طولاني و درازي دارند. الكتريسيته و مغناطيس ابتدا در قرن هشتم قبل از ميلاد مورد توجه يونانيان باستان قرار گرفتند. مهمترين عاملي كه موجب جذب و توجه مردم به الكتريسيته ومغناطيس شد، دو ماده طبيعي كهربا و كاني مگنتيت(سنگ مغناطيس) بود. كهربا، شيره برخي از درختاني است كه چوب نرمي دارند؛ هنگامي كه اين شيره از درخت بيرون مي آيد، پس از مدتي سفت مي شود. اين جامد سفت كه رنگي بين قهوه اي و زرد دارد، كهرباست. و اگر كهربا را به پارچه اي بماليم، باردار شده و مي تواند تكه هاي برگ يا كاغذ را جذب كند.

سنگ مغناطيس، همان اكسيد آهن است؛ كه براده هاي آهن را جذب مي كند. سنگ هاي مغناطيسي مي توانند يكديگر را جذب كنند. و علت اين نامگذاري آنست كه اين سنگ در منطقه اي به نام “مگنزيا” يا “مغناطيس” براي نخستين بار كشف شد. كه به ماهيت اين سنگ، مغناطيس گفته مي شود. اگر يك تكه از اين سنگ ها را بر روي آب شناور كنيم، جهت آن در راستاي شمال-جنوب قرار مي گيرد. همين خاصيت سنگ مغناطيسي سبب شد كه در قرون گذشته دريانوردان از آن بعنوان جهت ياب استفاده كنند.

دموكريتوس، كه يكي از فلاسفه بزرگ باستان و بنيانگذار تئوري اتمي است، معتقد است كه ميان سنگ مغناطيسي جرياني از ذرات بسيار ريز به نام اتم وجود دارد. و در اين جريان هنگامي كه اتم به آهن يا سنگ مغناطيسي ديگر برخورد مي كند، در برگشت به سوي سنگ مناطيس، سبب مي شود كه آهن را به دنبال خود بكشاند. ويليام گيلبرت يكي از نخستين دانشمنداني است كه در زمينه مغناطيس دست به آزمايش ها و بررسي هاي اساسي كرد. او مشاهده كرد كه براده هاي آهن در اطراف سنگ مغناطيس در راستاي منظمي قرار مي گيرند. و همچنين سنگ مغناطيس در حالت آويزان يا حتي سوزن هاي آهني در حالت شناور در راستاي شمال-جنوب قرار مي گيرند. او چنين پنداشت كه علت اين امر آنست كه زمين يك سنگ مغناطيس بسيار بزرگيست كه اينگونه عمل مي كند. او براي اثبات نظريه خود، يك سنگ مغناطيس را به صورت يك كره بزرگ در آورد و سپس در اطراف و بر روي سطح اين كره، سنگ هاي مغناطيسي كوچك و براده هاي آهني قرار داد و مشاهده كرد كه اين براده ها در راستاي شمال-جنوب قرار مي گيرند.

قبل از اينكه به بحث در مورد خطوط و ميدان مغناطيسي آهنربا و زمين بپردازيم، لازم است كه به قطب هاي مغناطيسي و خاصيت آن اشاره اي كنيم.

در آهنربا يا همان سنگ مغناطيسي، دو ناحيه وجود دارد كه نسبت به ساير نقاط ديگر آهنربا، خاصيت جذب براده هاي آهن بيشتر و راستاي اين براده ها به سمت اين نواحي است. كه به اين دو ناحيه، قطب هاي مغناطيسي مي گويند. اگر آهنربا را شناور قرار دهيم، قطبي كه به سمت شمال است را قطب شمال يا شمال ياب، و قطب مقابل آن را قطب جنوب يا جنوب ياب مي گويند. پس هر ماده مغناطيسي از دو قطب شمال وجنوب تشكيل شده است. در مغناطيس مانند الكتريسيته، قطب هاي ناهمنام يكديگر را جذب و قطب هاي همنام يكديگر را دفع مي كنند. پس در خاصيت مغناطيسي، نيروي دفع وجذب نيز وجود دارد. آزمايش ها نشان مي دهد كه اگر در اطراف يك آهنربا، قطب نما يا سنگ هاي مغناطيسي كوچك قرار دهيم، نيروي حاصله از مغناطيس بر قطب هاي آن ها اثر گذاشته، به طوري كه قطب شمال قطب نما به سمت قطب جنوب آهنربا و بلعكس قرار مي گيرد. و اين نشان مي دهد، كه در نقاط اطراف آهنربا، نيرويي وجود دارد كه بر قطب هاي قطب نما وارد مي شود و آن را در راستاي مشخصي قرار مي دهد. كه به مجموعه اي از اين نيروها يا نقاط، ميدان مغناطيسي مي گويند. ميدان مغناطيسي اطراف آهنربا را توسط خطوطي نشان مي دهند كه اين خطوط قطب جنوب(s) را به قطب شمال(n) وصل مي كند. و جهت اين خطوط از شمال(n) به جنوب(s) است. خطوط ميدان مغناطيسي ويژگي هايي دارند كه عبارتند از:

۱) خطوط همانطور كه قبلا گفته شد راستاو جهتشان از شمال به جنوب است.

۲) خطوط يكديگر را قطع نمي كنند.

۳) تراكم خطوط در نزديكي قطب ها بيشتر از نواحي ديگر است و اين نشان دهنده آن است كه نيروي مغناطيسي در اين نواحي زياد است.

۴) برآيند نيروهاي مماس بر خطوط ميدان در يك نقطه برابر با نيروي مغناطيسي در آن نقطه است.

اكنون به سراغ علت تاثير نيروي مغناطيسي بر براده هاي آهن مي رويم. مي دانيم كه الكترون در ساختار تمام اجسام وجود دارد كه الكترون ها داراي دو قطب مغناطيسي مي باشند. بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه تمام اجسام از ذراتي تشكيل شده اند كه داراي دو قطب مغناطيسي هستند كه به اين ذرات، دو قطبي مغناطيسي مي گويند و به موادي كه داراي دوقطبي مغناطيسي هستند، مواد مغناطيسي مي گويند. البته لزومي ندارد كه بگوييم اين دوقطبي ها همان الكترون ها هستند بلكه اين دوقطبي ها ذرات بنيادي مغناطيس هستند همانطور كه از الكترون بعنوان بار بنيادي در الكتريسيته ياد مي كنيم. اين دوقطبي هاي مغناطيسي مانند يك آهنربا عمل مي كنند و در اطراف خود ميدان مغناطيسي توليد مي كنند. آهن نيز داراي اين دوقطبي هاي مغناطيسي است اما در آهن دو قطبي هاي مغناطيسي به گونه اي رفتار مي كنند، كه خاصيت مغناطيسي يكديگر را خنثي مي كنند. و هنگامي كه در يك ميدان مغناطيسي قرار مي گيرند، بر اين دوقطبي ها نيروي مغناطيسي وارد مي شود، به طوري كه قطب شمال تمام اين دوقطبي ها در جهت خطوط ميدان قرار مي گيرند. و آهن ساختار ساختماني منظمي پيدا مي كند و به يك آهنربا تبديل مي شود. كه از آن مي توان بعنوان يك قطب نما استفاده كرد. اگر اين آهنربا را به دوقسمت تقسيم كنيم، اين آهنربا باز هم خاصيت مغناطيسي خود را حفظ مي كند، زيرا دوقطبي هاي مغناطيسي در يك جهت قرار دارند و اين دو قطبي ها عامل ايجاد خاصيت مغناطيسي در آهنربا هستند.

سوالي كه پيش مي آيد اين است كه آيا فقط آهن تحت تاثير ميدان مغناطيسي قرار مي گيرد؟ براي پاسخ به اين سوال برمي گرديم به مواد مغناطيسي كه از دو قطبي هاي مغناطيسي تشكيل شده اند در مواد مغناطيسي، حركت و رفتار دوقطبي ها به گونه اي است كه اثر ميدان مغناطيسي يكديگر را خنثي مي كنند. مواد مغناطيسي از نظر رفتار دوقطبي هاي مغناطيسي به سه دسته تقسيم مي كنند:

الف) مواد پارامغناطيس ب) مواد ديامغناطيس پ) مواد فرومغناطيس

الف) مواد پارامغناطيس: موادي هستند كه حركت و جنبش دوقطبي هايشان راحت و آسان تر است. هنگامي كه اين مواد را در ميدان مغناطيسي قرار دهيم، بر دوقطبي هاي آن نيرو وارد شده و تعداد زيادي از آن ها در خطوط ميدان به طوري كه قطب هاي شمال در جهت خطوط قرار مي گيرند. و اين امر سبب مي شود كه اين مواد به يك آهنرباي قوي تبديل شود. اما چون حركت وجنبش اين دو قطبي ها سريع است، با برداشتن اين مواد از ميدان مغناطيسي، اين دوقطبي ها به سرعت از مسير خطوط خارج و به حالت كاتوره اي قبلي برمي گردند و اين مواد در خارج از خطوط ميدان به سرعت خاصيت مغناطيسي خود را از دست مي دهند. مانند آلومينيوم.

ب) مواد ديامغناطيس : مواد ديامغناطيس موادي هستند كه اگر در ميدان مغناطيسي قرار بگيرند از آهنربا دفع مي شوند. در اين مواد برآيند گشتاور دو قطبي مغناطيسي صفر است و در واقع فاقد دوقطبي ذاتي هستند و هنگامي كه در ميدان مغناطيسي قرار مي گيرند، گشتاور دو قطبي در آن ها القا مي شود اما جهت اين دوقطبي هاي القا شده بر خلاف جهت ميدان مغناطيسي خارجي مي باشد و اين امر باعث مي شود كه ماده ديامغناطيس از ميدان مغناطيسي دفع شود. البته اين خاصيت در تمام مواد وجود دارد، و هنگامي اين خاصيت در مواد ظاهر مي شود كه خاصيت پارامغناطيسي آن ها ضعيف باشد.مانند: بيسموت.

پ) مواد فرومغناطيس : اين مواد مانند مواد پارامغناطيس است اما با اين تفاوت كه در اين مواد مجموعه اي از دوقطبي هاي مغناطيسي در يك جهت و راستا قرار دارند كه اين مجموعه ها در راستا و جهت هاي متفاوتي قرار دارند به طوري كه اثر ميدان يكديگر را خنثي مي كنند. كه به اين مجموعه از دوقطبي هاي مغناطيسي كه در يك استا قرار دارند، حوزه مغناطيسي مي گويند. هنگامي كه اين مواد در ميدان مغناطيسي قرار مي گيرند، بر حوزه هاي مغناطيسي نيرو وارد مي شود و آن ها را در جهت ميدان قرار مي دهند. خاصيت مغناطيسي اين مواد به سرعت تغيير مسير اين حوزه ها و قرار گرفتن در جهت ميدان بستگي دارد. كه از اين لحاظ مواد فرومغناطيس را به دو دسته تقسيم مي كنند:

۱) مواد فرومغناطيس نرم: در اين مواد سرعت تغيير حوزه ها بسيار آسان و سريع است و به همين خاطر در ميدان مغناطيسي اين حوزه ها به سرعت در جهت خطوط ميدان قرار مي گيرند و خاصيت مغناطيسي بسيار قوي بدست مي آورند. اما همينكه اين مواد را از ميدان دور كنيم، جهت اين حوزه ها به سرعت تغيير و به حالت كاتوره اي قبلي بر مي گردند. مانند آهن

۲) مواد فرومغناطيسي سخت: در اين مواد سرعت تغيير حوزه ها بسيار سخت و كُند است و همين كه در ميدان قرار مي گيرند، اين حوزه ها به كندي در جهت خطوط قرار مي گيرند و خاصيت مغناطيسي آن ها نسبت به مواد فرومغناطيس نرم ضعيفتر است؛ اما همين كه از ميدان دور مي شوند بر خلاف مواد فرومغناطيس نرم خاصيت مغناطيسي خود را حفظ مي كنند.مانند آلياژ هاي نيكل.

پس مواد پارامغناطيس و فرومغناطيس تحت تاثير ميدان مغناطيسي قرار مي گيرند و به يك آهنربا تبديل مي شوند.

در قرن هيجدهم هانس اورستد نشان داد كه در اطراف سيم حامل جريان ميدان مغناطيسي ايجاد مي شود و بعد ها آمپر و مايكل فارادي در اين زمينه دست به فعاليت هاي گسترده اي زدند. آن ها نشان دادند كه در اطراف يك سيم حامل جريان، ميدان مغناطيسي توليد مي شود و حتي موفق شدند كه روابط كمي آن را محاسبه كنند. بنابراين منبع توليد ميدان مغناطيسي عبارتند از:سنگ مغناطيس يا همان آهنرباي طبيعي و جريان الكتريكي. البته بعدها ماكسول نتيجه گرفت كه بر اثر تغيير جريان الكتريكي، ميدان مغناطيسي در فضا منتشر مي شود و همچنين براثر تغيير ميدان مغناطيسي، جريان الكتريكي در فضا توليد مي شود كه نتيجه اين، امواج الكترومغناطيسي است.

و از طرفي تغيير ميزان عبور ميدان مغناطيسي از يك رسانا، باعث توليد جريان الكتريكي در همان رسانا مي شود. پس منبع توليد ميدان الكتريكي عبارتند از: اختلاف پتانسيل بين دو سر رسانا و تغيير شار(ميزان عبور ميدان) مغناطيسي است.

پس مي توان اينگونه نتيجه گرفت كه الكتريسيته و مغناطيس باهم در ارتباطند و به جر‌‌أت مي توان گفت كه يكي بدون ديگري معني ندارد. چون وجود يكي باعث پيدايش ديگري مي شود.

مي دانيم كه ذرات باردار تحت تاثير ميدان الكتريكي يا نيروي كولني قرار مي گيرند. اگر اين ذرات وارد ميدان مغناطيسي شوند تحت تاثير نيروي ديگري كه همان نيروي مغناطيسي است مي شوند. آزمايش ها نشان مي دهند كه ميزان انحراف ذره باردار به بزرگي ميدان، اندازه بار، سرعت و زاويه حركت ذره بستگي دارد. اگر اين ذره در راستاي خطوط ميدان حركت كند، هيچ نيرويي مغناطيسي بر آن وارد نمي شود. نيروي مغناطيسي بر راستاي حركت ذره عمود است و بر سرعت آن تاثيري نمي گذارد و فقط جهت بردار حركت آن را تغيير مي دهد. به همين دليل اگر ذره باردار وارد ميدان مغناطيسي شود حركت مارپيچي يا دايره اي خواهد داشت. اگر ذره به طور عمود بر راستاي خطوط وارد ميدان شود، چون اندازه سرعتش ثابت و نيروي وارده بر آن عمود بر جهت حركت است، شتاب مركز گرا خواهد گرفت و اين امر موجب مي شود كه ذره در ميدان يك مسير دايره اي داشته باشد. البته ذره باردار بر اثر حركتش مقداري از انرژي خود را به صورت امواج الكترومغناطيسي گسيل مي كند و انرژي آن كاهش و سرعتش كم مي شود و به همين خاطر شعاع حركت دايره اي آن در طي مدت زماني، كوچك و كوچكتر مي شود. و اگر به صورت غير عمود بر خطوط ميدان وارد شود، حركت مارپيچي خواهد داشت.

همين خاصيت ذرات باردار در ميدان مغناطيسي سبب مي شود كه ما را از آسيب هاي ذرات باردار و پرانرژي كيهاني كه به زمين برخورد مي كنند، مصون نگاه دارد.

در اطراف كره زمين ميدان مغناطيسي وجود دارد و طبق نظريه اي كه گيلبرت پيشنهاد كرد، زمين يك آهنرباي بزرگي است كه قطب شمالش در قطب جنوب جغرافيايي و قطب جنوب مغناطيسي در قطب شمال جغرافيايي قرار دارد كه ميدان مغناطيسي در اين دو قطب نسبت به ساير نواحي ديگر كره زمين قوي تر مي باشند. ذرات باردار و پر انرژي كيهاني كه به سوي زمين مي آيند گرفتار ميدان مغناطيسي زمين شده و حركت مارپيچي به خود مي گيرند كه به اين منطقه، كمربند “وان آلن” مي گويند.اين ذرات با حركت مارپيچي خود به سمت دو قطب حركت مي كنند. اين ذرات با نزديك شدن به دو قطب بر اثر برخورد به لايه هاي بالايي جو قطب شمال و جنوب، مقدار زيادي از انرژي خود را ازدست مي دهند كه به صورت تابش آزاد و روشنايي را در دو قطب ايجاد مي كنند كه به اين روشنايي، شفق هاي قطبي مي گويند.

علت ايجاد ميدان مغناطيسي در اطراف زمين و يا آهنربا بودن زمين، سوالي است كه ذهن دانشمندان را در طي چند ده مشغول كرده بود. نظريه اي كه توانست در توضيح علت ميدان مغناطيسي موفق ظاهر شود، را بيان مي كنيم:

در درون زمين فلزاتي نظير آهن و نيكل به صورت مذاب و گداخته وجود دارند كه در حال حركت و جنبش هستند. حركت اين مواد از هسته شروع شده و به نزديكي سطح زمين نزديك شده و دوباره به هسته و مركز زمين بر مي گردند. اين مواد مذاب با حركت رفت وبرگشتي كه دارند باعث پيدايش جريان الكتريكي در درون زمين مي شوند. از همين خاصيت الكتريكي مواد مذاب درون زمين، براي پيش بيني وقوع فوران آتشفشان يا زلزله استفاده مي كنند. جريان الكتريكي كه اين مواد مذاب ايجاد مي كنند، باعث پيداش ميدان مغناطيسي در اطراف زمين مي شود. خطوط ميدان مغناطيسي به اينگونه هستند كه از هسته به قطب جنوب جغرافيايي وصل و سپس از قطب جنوب به قطب شمال و از آنجا دوباره به هسته وصل مي شوند. و به اين گونه اين خطوط در اطراف زمين رسم مي شوند.

قطب هاي مغناطيسي زمين بر روي قطب هاي جغرافيايي آن منطبق نيستند و امروزه حدود ۱۱ درجه اختلاف دارند.

بررسي ها و مطالعه آثار نشان مي دهند كه ميدان مغنطيسي زمين ثابت نيست و تغيير مي كند. آثاري كه از روي سنگ هاي زمين بدست آمده حاكي از آنست كه ميدان مغناطيسي زمين به مدت حدود ۸۰۰۰۰۰ سال وارونه بوده و حدود ۱۰۰۰۰۰ سال دچار افت شديدي مي شود. علت اين امر آنست كه مواد مذاب و گداخته حركت رفت و برگشتي كاتوره اي دارند كه سرعتشان حدود ۵ سانتي متر در روز است. و جابجايي اين مواد باعث تغيير جريان الكتريكي و درنتيجه ميدان مغناطيسي زمين مي شود. البته دانشمندان در تلاش هستند تا بتوانند به ساختار كاتوره اي تغيير ميدان مغناطيسي در آينده دست يابند.

منبع : هنر فیزیک

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/08ساعت 23:52  توسط رضا | 

حامد تاج آبادی
کارشناس فيزيک دانشگاه صنعتی اميرکبير تهران
نقل از ماهنامه راه و ساختمان شماره 15


 

مقدمه
اين سوال که آيا پيش بينی زمين لرزه امکان پذير است يا خير به مدت بيش از يک قرن مورد بحث بوده است. گروهی به پاسخ مثبت اين سوال خوشبين هستند و گروهی ديگر بدبين. برای پايان دادن به اين جدال طولانی، تنها دو راه وجود دارد. راه اول اينکه گروه بدبينان بتوانند اثبات کنند پاسخ اين سوال منفی است. درست مثل اينکه در هندسه امکان تقسيم يک زاويه به سه قسمت مساوی غير ممکن است و يا در فيزيک قوانين انرژی بقا دارند. در اين صورت هيچ يک از افراد گروه خوش بينان ديگر تلاش نخواهد کرد که زلزله را پيش بينی کند و اين بحث با صلح و دوستی خاتمه می يابد. رسانه ها، راديو و تلويزيون، نهادهای رسمی و همه مردم کره زمين از اين پس يقين خواهند داشت که پيش بينی زلزله امکان ناپذير است و ديگر بازار شايعه پراکنی و حدس و گمان هم خريداری نخواهد داشت.
اما راه دوم اين است که گروه خوش بينان بتوانند نمونه ای واقعی از دستاورد خود را مثل ساخت نخستين هواپيما نشان دهند. در اين صورت گروه بدبينان کم کم ناپديد می شوند و ادعای خود را مبنی بر غيرممکن بودن پيش بينی زلزله به فراموشی می سپارند.
در اين مقاله، نويسنده تلاش می کند نشان دهد روش های نوينی وجود دارند که محققانی خوش بين و پرتلاش با آزمودن آنها و کسب نتايج درخشان در پيش بينی نسبتا موفق برخی از زلزله ها توانسته اند نشان دهند که رويای پيش بينی زمين لرزه در آستانه محقق شدن می باشد.

ابرزلزله چيست و آيا ارتباطی بين يک ابرزلزله و زمين لرزه وجود دارد؟

نظريه ابرهای زلزله يکی از نظريات جديد است که روشهای مشابه آنرا نخستين بار محققين چينی و ايتاليايی حدود 300 سال پيش برای پيش بينی زلزله به کار برده اند. اين روشهای قديمی با گذشت زمان و عدم وجود امکانات فنی برای توسعه بيشتر به دست فراموشی سپرده شد تا اينکه در سال 1990 به طور جدی توسط يک محقق چينی به نام ژونگائو شو (Zhonghao Shou) مورد توجه قرار گرفت.
مطابق اين نظريه، قبل از وقوع زلزله در نقطه ای که گسل زلزله خيز وجود دارد، بخارات و گازهای گرمی از زمين خارج می شوند که پس از سرد شدن به ابر تبديل می شوند. بر خلاف ابرهای معمولی که منشا آن فعل و انفعالات جوی است و علم هواشناسی به مطالعه رفتار آنها می پردازد، اين ابرها منشا هواشناسی ندارند و تشکيل آنها نشاندهنده فعاليت های گسل موجود در نقطه خروج گازهای گرم از زمين است. اين ابرها به طور ناگهانی و خطی شکل ايجاد می شوند و با ابرهای جوی که تدريجا و توده ای ايجاد می شوند تفاوت دارند. در واقع علم هواشناسی نمی تواند وجود چنين ابرهايی را توجيه کند.
شبيه سازی ابر زلزله بم با پشت سر هم قرار دادن تصاويرماهواره ای از اين نقطه در زمان خروج گازهای گرم گسل زمين در اين منطقه، به خوبی بيانگر حقيقت وجود ابرهای زلزله است.
با توجه به ويژگيهای اين ابرها که ابرزلزله نام گرفته اند، اگر بتوانيم در مورد مکان، حجم و زمان خروج گازهای گرم که با رسيدن به منطقه سرد به ابر بدل می شوند اطلاعات دقيقی بدست آوريم، اين امکان وجود دارد که بتوانيم سه عامل مهم در پيش بينی زلزله يعنی به ترتيب محل وقوع، شدت و زمان دقيق آنرا (با خطای علمی تعريف شده) تخمين بزنيم يا به بيان ديگر احتمال وقوع زلزله را پيش بينی کنيم.
بنا براين در مطالعه ابرهای زلزله، مساله اين نيست که خود گسل و فعاليت آن را از نزديک مطالعه کنيم بلکه هدف مطالعه اثر و نتيجه اين فعاليت است که ممکن است به صورت گاز از چندين ساعت گرفته تا حدود 103 روز قبل از وقوع زلزله رخ نمايی کند . طبيعی است اگر اطلاعات موثقی در اختيار داشته باشيم که نشان دهد بين اين ابر و زلزله ارتباط دقيقی وجود دارد می توانيم با پشتوانه علمی وقوع زلزله را پيش بينی کنيم و مثلا بگوئيم به احتمال 68% ممکن است بين 10 روز آينده در منطقه ای مثلثی شکل به مرکز تهران و مساحت معين، زلزله ای با قدرت حدود 7 ريشتر رخ دهد (يا دوزلزله با قدرت حدودی 5 ريشتر يا زلزله های خفيف تر اما با تعداد بيشتر).
اين پيش بينی می تواند کاملا علمی باشد و البته با جمله کاملا صحيح " امکان پيش بينی دقيق (يعنی 100%) زلزله وجود ندارد" نيز در تضاد نيست. تنها تفاوت در اين است که جمله اول ممکن است منجر به نجات جان مليونها نفرشود (با جدی گرفتن احتمال خطر و تلاش برای کسب راههای مقابله با خطرات حين و بعد از زلزله) اما جمله دوم هشداری در بر ندارد و حتی احتمال صحت جمله اول را نيز به طور غير مستقيم نفی می کند!

نظريه ابرهای زلزله و علل شکل گيری آنها در طول 14 سال گذشته توسط آقای شو که يک شيميدان بازنشسته می باشد مورد بررسی و مطالعات علمی جدی قرار گرفته است. او مبتکر نظريه پسابش (Theory Dehydration) است که علت ايجاد و فوران گازهای گرم و بخارات شيميايی حاصل از فعاليت درونی گسل ها را توضيح می دهد. وی زندگی خود را وقف تلاش برای بررسی ابرهای زلزله و شناسايی آنها به کمک تصاوير ماهواره های هواشناسی نموده و در اين راه با موفقيت چشمگيری نيز مواجه شده است. او بدون حمايت جدی سازمان يا دولتی خاص به بررسی تصاوير ماهواره های هواشناسی از نقاط مختلف زمين و تجزيه و تحليل ابرهای موجود در اين تصاوير می پردازد تا بتواند ابرهای زلزله را از ابرهای معمولی ديگر تشخيص دهد. نتايج فعاليت های او به طور مرتب از طريق سايت رسمی او منتشر می شود.
پس از شناسايی ابر زلزله، وی با استناد به تجربيات قبلی خود برای پيش بينی زلزله های ديگر و محاسبات علمی سعی می کند حدس بزند به کمک اين نتايج آيا قادر است موقعيت مکانی، بازه زمانی احتمال وقوع زمين لرزه و شدت حدودی آنرا پيش بينی کند يا خير. او يک دانشمند مستقل است و با گذشت 14 سال از فعاليت خود در اين زمينه توانسته است به دقتی در حدود 70 درصد در مورد پيش بينی هايی که انجام می دهد دست يابد.
نخستين مشاهده ابر زلزله توسط او در تاريخ 20 ژوئيه سال 1990 رخ داد. وی توانست يک ابرطولانی و خطی شکل را در ناحیه شمالغربی شهر محل سکونت خود در چين شناسايی کند. درست 18 ساعت بعد زلزله ای با قدرت 7.7 ريشتر در مرکز رودبار به وقوع پيوست که 370 هزار کشته و مجروح بر جای گذاشت. از آنجايی که قريب به مدت 300 روز، از تاريخ 31 می 1990(21 روز قبل از زلزله رودبار) تا 28 آوريل سال بعد، تنها زلزله ای که با قدرت بيش از 7 ريشتر و در جهت مذکور به قوع پيوسته بود زلزله رودبار بود، شو به اين اعتقاد رسيد که احتمالا ارتباطی بسيار قوی بين آن ابر زلزله و زمين لرزه رودبار وجود داشته است. سپس وی تلاش نمود تا به برسی بيشتر نظريه ابرهای زلزله بپردازد و از آنجايی که اين نظريه منسوخ شده بود احساس کرد وظيفه خود اوست که اين روش را توسعه دهد و مطالعات جدی تری را بر مبنای آن انجام دهد.

او تا کنون پيش بينی های متعددی را به طور رسمی در مرکز مطالعات زمين شناسی ايالات متحده به ثبت رسانده است که حدود 70% اين پيش بينی ها درست بوده ا ند. در بين پييش بينی های موفق او پيش بينی زمين لرزه های بزرگی در طول ساليان اخير (زلزله رودبار، ترکيه، افغانستان، پاکستان، چندين زلزله ژاپن و زمين لرزه بم که دقيق ترين پيش بينی او تا کنون بوده است) نيز به چشم می خورد.

او معتقد است گازهای گرم در منطقه گسل، در حدود 30 دقيقه طول می کشد تا از زمين خارج شود اما ماهواره های هواشناسی فعلی از يک منطقه خاص در بازه های زمانی 1 تا 6 ساعت و بيشتر، تصوير برداری می کنند. لذا فرايند تعيين مرکز احتمالی وقوع زلزله با خطا همراه است. بعلاوه در مواردی که گسل در ماههای سرد سال فعال شود تشکيل ابردر محل خروج بخارها سريعتر بوده و امکان تعين کانون احتمالی زلزله با دقت بالاتری امکان پذير است. در واقع به همين دليل بود که او در روز 25 دسامبر سال 2003 يعنی درست يکروز قبل از وقوع زمين لرزه بم موفق به مشاهده ابر زلزله در آن منطقه و پيش بينی وقوع يک زمين لرزه قوی با شدت 6.5 ريشتر در سايت خود شده بود. اما در مواردی که گسل در منطقه ای گرم فعال شده باشد امکان تشخيص ابر زلزله از روی تصاوير ماهواره ای تنها زمانی امکان پذير می باشد که اين بخارات گرم به منطقه ای سرد برسند تا تشکيل ابر دهند.
در واقع عامل اصلی خطا در پيش بينی زلزله با روش تحليل ابر زلزله، ناکافی بودن اطلاعات مورد نياز در تصاوير حاصل از ماهواره های هواشناسی فعلی است و اين خطا در ماههای گرم سال بيشتر است.

در صورتی که شو موفق شود با حمايت دولتهای بزرگ سيستم جديدی از عکسبرداری را در ماهواره های فعلی به کار گيرد که امکان تصوير برداريهای دقيق تری از زمين را در بازه های زمانی کوتاه تر فراهم آورد (بازه 15 دقيقه ای)، می توان اميدوار بود که جنجال بر سر امکان پيش بينی زلزله به نفع گروه خوش بينان و با پشتوانه دقيق علمی و خطای بسيار کم پايان پذيرد. در اين صورت بدون شک حيات مليونها انسان در زمان حال و آينده مرهون تلاش و فداکاريهای او خواهد بود.


بررسی مساله زمين لرزه در ايران و نتايج تحقيقات ژونگائو شو

نتايج علمی بررسی های شو از تصاوير ماهواره ای شمال ايران در طول ماههای گذشته که منجر به پيش بينی زمين لرزه بلده شده بود، اين ترديد را ايجاد می کند که ممکن است به دنبال وقوع زمين لرزه در بلده، زمين لرزه ديگری نيز تا تاريخ 15 ژوئيه (26 خرداد ماه) در محدوده ای مثلثی شکل در اطراف تهران رخ دهد. (ايشان در آخرين نظر رسمی خود در زمان نگارش اين مقاله احتمال وقوع زمين لرزه ای به قدرت 6 ريشتر را در منطقه ای که با علامت X نشان داده شده پيش بينی نموده است).

علت اين ترديد به تحليل وضعيت ابر زلزله منطقه شمالی ايران مربوط است که در24 فوريه (اوائل بهار) ايجاد شده است.
در تاريخ 1 مارس (يک هفته پس از ايجاد ابر)، دکتر شو پيش بينی نمود که دو زمين لرزه به قدرت 6 و 7 ريشتر ايران يا همسايگان آنرا در يک بازه 100 روزه خواهد لرزاند. در تاريخ 28 می، يعنی حدود 90 روز بعد، زمين لرزه ای به بزرگی 6.2 ريشتر در کانون بلده به وقوع پيوست.
آنچه از تصاوير ماهواره ای بدست می آيد اين امکان را می دهد که از دو نقطه نزديک به هم، بخارات گرمی از زمين خارج شده اند و به علت گرم بودن هوا و جريانات جوی، اين بخارات به منطقه ای سردتر حرکت کرده و دو ابر را بوجود آورده اند.
احتمال دوم اين است که کانون اصلی خروج گازها و بخارات گرم يک نقطه بوده (بلده) و به علت وجود منطقه ای کوهستانی، اين ابر زلزله با عبور از يک کوه مرتفع به دو بخش تقسيم شده است. با مراجعه به مستندات تصويری ماهواره ای که در سايت وی موجود است، خود شما هم می توانيد هر دو احتمال فوق را بررسی و تائيد کنيد.


شو موفق به کشف پديده ای موسوم به شکم گرمازمينی (geothermal bulge) شده است که نشان می دهد گرمای حاصل از يک گسل فعال باعث تغير در شکل ابرهای سرد بالای گسل میشود. اين پديده به خوبی در گسل های منطقه ای مثلثی شکل به مرکزيت تهران رخ داده است که شاهدی دقيق بر فعاليت اين گسل ها است. در حاليکه علم هواشناسی قادر به توجيه اين پديده نيست، نظريه شو به خوبی آنرا توجيه می کند و نشان می دهد که تغيرات ناگهانی يا موضعی در شکل ابرهای يک منطقه سرد حاکی از داغ بودن گسل های آن منطقه می باشد.

در پايان شو اظهار می دارد بر خلاف داده ها و شواهد دقيق زلزله بم، اطلاعات فعلی با قطعيت وقوع يک زمين لرزه در تهران را پيش بينی نمی کنند اما با توجه به در نظر گرفتن شيوه های متعدد تحليل نتايج، اين امکان وجود دارد که در طول 14 روز آينده از تاريخ 3 ژوئيه و به احتمال قوی تر 10 روز(يعنی تا حدود 28 خرداد ماه)، به احتمال 68% زلزله ای با شدت حدودی 7 ريشتر منطقه ای در شمال مرکزی ايران (حوالی تهران) را بلرزاند و اين پيش بينی در صورتی است که فرض کنيم دو ابر خطی شکل زلزله که در اواخر فوريه سال جاری در شمال ايران ايجاد شده اند از دو کانون خارج شده باشند. (در غير اينصورت زلزله بلده نتيجه تنها ابر زلزله تلقی می شود).
لازم به ذکر است از تاريخ 8 خرداد که زمين لرزه شديدی در کانون بلده رخ داده است، تا کنون بيش از 300 پس لرزه در اين شهرستان اتفاق افتاده و طی سه روز اخيرنيززمين لرزه هايی به شدت 3، 1/4 (چهار مميز يک)، 4/4 ، 5/3 (سه مميز پنج) و 6/3 (سه مميز شش) ريشتر به ترتيب در نواحی سمنان، نور و نوشهر ، چهاردانگه کياسر و اراک رخ داده است که نشان از انرژی زياد درونی گسلها و فعال شدن آنها دارد.

 

منبع ۱ :هنر فیزیک


+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/08ساعت 23:48  توسط رضا | 
اگر از كوچه پس كوچه‌هاي قديمي شهرآنجايي كه هنوز رگه‌هايي از خانه‌هاي قديمي كاهگلي يافت مي‌شود گذر كنيم هنوز هم پلاكهاي خانه‌هايي را مي توان ديد كه روي آن 1+12 به جاي سيزده نوشته شده است، علت آن را در اعتقادات مردم مي توان يافت تحت اين عنوان: نحس بودن 13 !
آنچه در ادامه خواهيد خواند جادوي 13 است كه به نظر جالب مي رسد !!!



● 13 عدد اول است.

● 1-13^2 عدد اول مرسن است.

● 13جسم ارشميدسي موجود است. (اجسام ارشميدسي اجسامي هستند كه وجوه آنها چند ضلعي بوده، نه لزوما از يك نوع ، و كنجهاي آنها مساوي هستند.)


● عدد 13كوچكترين Emirp است. (Emirp عدد اولي است كه اگر ارقام آن را معكوس كنيم مجددا عددي اول خواهد بود مثلا اعداد 13، 17،31، 37،.....)

● 169=2^13 بامعكوس كردن ارقام آن داريم: 961="2^31 يعني رقم هاي آن مجددا معكوس مي شود."

●2^13، 1+!12 را عاد مي‌كند.

● 13عدد Happy است.(براي دانستن اين كه عددي Happy است، مجموع مربعات رقمهاي عدد را پيدا كرده و دوباره مجموع مربعات عدد بدست آمده را حساب مي‌كنيم با ادامه اين روند اگر به عدد 1 دست پيدا كرديم آنگاه به آن عدد Happy گفته مي‌شود. مثلا براي عدد سيزده 10="2^3+2^1 و 1=2^0+2^1 بنابراين13" عدد Happyاست.)

● 13نيمي از 3^3+ 3^1- است.


●شاخه زيتوني كه در پشت دلارهاي آمريكا كشيده شده است 13 برگ دارد.

●2^13عدد !(1 -13)+ 1را عاد مي‌كند بنابراين يك عدد اول ويلسون(Wilson Prime) است. ( هر عدد اول p كه،p و p^2، مقدار p-1)!+1 ) را عاد كنند، عدد اول ويلسون ناميده مي‌شود. مثلا عدد 5 عدد ويلسون است. تنها اعداد شناخته شده 5 و 13و 563 است .)

●چرتكه چيني داراي سيزده ستون مهره‌ براي محاسبات است.

● 13بزرگترين عدد اولي است كه مي تواند به دو عدد متوالي به صورت n^2+3 افراز مي شود.

● 1+13- 13^13 عدد اول است.

● نخستين حفره‌ي اول با طول سيزده بين دو عدد 113و 127اتفاق مي‌افتد. (منظور از حفره‌ي اول تعداد اعداد مركب بين دوعدد اول متوالی است.)



● 13 كوچكترين عدد اول جايگشت‌پذير (Permutable Number) است. ( اين اعداد، اعداد اولي حداقل با دو رقم مجزا هستند كه با تجديد آرايش در رقم هايشان همچنان عددي اول باقي مي مانند مثلا براي عدد 337 ، 733 و 373 و 337 عدد اول است از ديگر اعداد از اين قسم مي‌توان به 13,17,37,79,113,119و جايگشتهاي آن اشاره كرد.)


● هشت عدد اول ديگر مي‌تواند به وسيله تغيير يك رقم از 13 توليد شود.{11, 17, 19, 23, 43, 53, 73, 83}

● نخستين بار پرچم امريكا 13 ستاره و 13 خط داشت كه نشان دهنده تعداد مستعمرات اصلي اين كشور بود.

● عدد 13 كوچكترين عددي است كه ارقام آن در پايه چهار معكوس 13 است. ( 13 در پايه چهار 31 است.)

● رويه‌ي بيضوي روي اعداد گويا كه داراي نقطه‌ي گويا از مرتبه‌ي 13 باشد موجود نيست.

● 2^13= 19+...+8+7

● عدد 2^13توسط مربعات مجزاي اعداد 1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 6 بيان مي‌شود.

●طولاني ترين ركورد پرواز يك جوجه 13 ثانيه است.



●131211109876543212345678910111213عدد اول است.

● معكوس عدد 2^13 عددي اول است.

● ELEVEN + TWO = TWELVE + ONE(عبارت فوق تحريفي از حل معادله‌ي 13 است.)

● 13كوچكترين عدد اولي است كه از مجموع مربعات دو عدد اول مجزا يعني 2^3+2^2 بدست مي آيد.

●اقليدس و ديافانتي هر كدام 13 كتاب نوشته‌اند.

●با به كار بردن نخستين سه عدد اول داريم : 13="5+3^2

●فيلم" 13 نوامبر" ، آلفرد هيچكاك هيچگاه به پايان نرسيد.

● بعضي از افراد فكر مي كنند كه عدد 13 عددي نحس است.

●مجموع نخستين 13عداد اول برابر 13 امين عدد اول است.

●رساله 13 جلدي Almagestبزرگترين كار بطلميوس بود. قضيه‌ي رياضي را با توجه به حركتهاي ماه ،خورشيد و سياره ها را فراهم ساخت.

● مجموع باقي مانده هاي حاصل از تقسيم عدد 13 برنخستين اعداد اول تا 13 برابر 13 است.

● 13كوچكترين عدد اولي است كه مجموع ارقام آن مربع است.

●13كوچكترين عدد اولي است كه به شكل p^2+4( كه p اول است) نوشته مي شود.

● اويلر 13 فرزند داشت كه 5 فرزند او به سن نوجواني رسيدن و تنها 3 نفر باقي ماندند.

● مجموع توانهاي چهارم نخستين 13عدد اول به علاوه‌ي عدد يك ، عددي اول(6870733) است.

● 13 كوچكترين عدد اول -است اين عدد برابر است با :
(p = (x^6+y^6)/(x^2+ y^2

● اگر براي عدد اول pداشته باشيم:p-1)!="-1 " mod p^2 ) آن عدد، عدد ويلسون است. ( تنها اعداد شناخته شده 5 ،13 و 563 است.)

● (13+1)13-13^(13+1) عددي اول است.

● بد يمن بودن روز جممعه ايي كه 13امين روز ماه باشد يكي از خرافات رايج در جوامع است.

●13كوچكترين عدد اولي است كه به صورت مجموع مجزا از اعداد اول به شكل 4n+3نيست.

●به طور طعنه آميز گفته مي شود كه : 13 ، 15 امين عدد خوشبختي است.

●13بزرگترين عدد اول فبوناچي است كه(13)Fاول است.

●13 از متصل شدن دو عدد نخست مثلثي ساخته مي‌شود.( 1, 1+2, 1+2+3 ... اعداد مثلثي هستند.)


● مجموع نخستين 13 عدد اول 238كه مجموع ارقامش 13 است.


● .به طور طبيعي هر سال 12 ماه دارد اما در حقيقت 13 ماه داريم تعجب نكنيد ماه آسمان را فراموش كرديد با دوازده ماه سال 13 مي شود.


● 13="2^3+1^3+0^3


● كوچكترين عدد اولي است كه به صورت مجموع دو عدد اول ( 2+11) نمايش داده مي‌شود و همچنين كوچترين عدد اولي است كه به صورت مجموع دو عدد مركب (4+9 ) نوشته مي‌شود.


● 13بزرگترين عدد اول مينيمال در پاي 3 است.


● 13/13333333333333 عدد اول است. (توجه كنيد كه تعداد ارقام 3 بعد 1 ، 13 عدد است.)


● 13="3+7+3(توجه" كنيد كه3^13="(7+3)+7^3)


● 0^10+2^10+3^10+5^10+7^10+11^10+13^10عدد" اول است كه بزرگترين عدد اول نا تيتانيك (Titanic Number) است. ( NumberTitanicاعداد اولي هستند كه تعداد ارقام آن بيشتر از 1000 است.)


● 13-13^2عدد اول است.


● 13+13+13/13+13*13+!13+13^13 و13+13+13/13+13*13+13^13 دو عدد پانزده رقمي اول هستند.


● 13جوابي براي معادله‌ي ديوفانتوسي (Diophantine Equation) z^2="x^3-y^3" است. يعني؛ 3^7-3^8="2^13


● 13/(13+13+13+13+13+13+13+131313+13^13) عددي اول است كه شامل 13بار تركيباتي از عدد 13 است مثلا 131313سه بار 13 در آن آمده است.


● ماموريت قمر" آپولو 13" در مسير ماه بي نتيجه ماند علت انفجار در قسمتي از سفينه بود . نكته جالب اين است كه اين قمر در ساعت 13:13 پرتاب شده بود و اين اتفاق در 13 اوريل شكل گرفت. ( احتمالا روز جمعه!!!!!!!!)


● 13امين عدد اول مرسن عدد 1-521^2 و 13امين عدد لوكاس (Lucas Number) عدد521است.)اعداد لوكاس اعدادي هستند كه به نام رياضيدان فرانسوي EdouardLucasنامگذاري شده اند و در دنباله 1 و3و4و7 و11و.... قرار دارند اين دنباله به صورت ذيل ساخته مي شود كه جمله اول 1 و دومين جمله 3 جمله هاي بعدي از مجموع دو جمله قبلي ساخته مي شود مثلا جمله سوم مجموع جمله اول با دوم يعني 1+3 است.


● (13="(!3*!1)+(!3+!1)13" و 31تنها اعداد مرسن Emirp شناخته شده هستد.


● 13كوچكترين عدد اولي است كه به شكل p^2+pq+p نوشته مي‌شود.


● معكوس ((1+13^13)^13) يك عدد Brilliantاست. ( به اعدادي Brilliantگويند كه دو فاكتور اول با طول يكسان دارند.)

 

منبع : هنر فیزیک

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/08ساعت 23:48  توسط رضا | 

به نظر می رسد که اوضاع و احوال ستاره جنوبی، اتا – حمال( کارینا )، یکی از شگفت انگیزترین ستاره های کهکشان ما در حال تغییر و تحول است. این ابرغول آبی جرمی معادل 100 برابر جرم خورشید دارد( مرز پرجرم ترین ستاره های موجود در عالم ) و نیروی خروجی آن در مدت 6 ثانیه برابر نیروی خروجی خورشید در مدت یک سال است ! در دهه 1840 میلادی این ستاره با پرتاب انفجاری ماده ای به جرم 5 تا 15 برابر جرم خورشید ناگهان چنان درخشان شد که مدتی دومین ستاره پر نور آسمان شب پس از شباهنگ بود. اما درخشندگی بسیار و فوران های عظیم ماده فقط بخشی از داستان بود. تغییرات اخیر در سحابی صورتی رنگ اطراف این ستاره، مدرک معتبری است بر اینکه این ستاره، بسیار بیشتر از آنچه تصور می شد شگفت انگیز است. این ستاره یک ستاره پر جرم نیست. بلکه دو ستاره است. بسیاری از اخترشناسان از سال 1375 بر این باور بودند که اتا – حمال یک ستاره دوتایی است. آنها دریافتند که هر 5.5 سال یکبار تغییرات محسوس و کوتاهی در طیف این ستاره نمایان می شود. 

        

احتمالا همدمی در مداری بیضوی هر از گاهی به ستاره اصلی نزدیک می شود و برخورد بادهای دو ستاره بر خصوصیت کل مجموعه اثر می گذارد. این باور دانشمندان در اواخر سال 1377 که تغییرات پیش بینی شده رخ دادند، قوت گرفت. تغییرات اخیر اتا – حمال اوایل تابستان 1382 دوباره طبق پیش بینی ها رخ دادند. در آن زمان رصدهای تلسکوپ فضائی هابل با دوربین پیرفته نقشه برداری در نور فرابنفش، سایه ای ضعیف و اثراتی بر درخشندگی ستاره را آشکار کرد که نشان از عبور ستاره همدم از مقابل ستاره اصلی داشت. احتمالا نور فرابنفش ستاره همدم، گازهای سحابی اطراف ستاره را گرم و یونیزه می کند و نواری از نور فرابنفش به طول چند ثانیه قوس شکل می دهد. رصدها تقریبا دانشمندان را مطمئن می کرد که اتا – حمال یک ستاره دوتایی است. جرم ستاره اصلی حدود 100 تا 150 برابر خورشید و جرم همدم حدود 30 تا 60 برابر خورشید است. همدم در مداری بسیار کشیده که تقریبا موازی خط دید ماست به دور ستاره اصلی می گردد. به تازگی تلسکوپ فضایی اسپیتزر به سوی این ستاره شگفت انگیز نشانه رفت است و نمایی زیبا را از آن به تصویر کشیده است که آن را در بالا مشاهده می کنید.
 
+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/08ساعت 23:44  توسط رضا | 

شايد به زودى تصور متداول درباره الماس ها، به كلى دگرگون شود. الماس هايى كه به خاطر زيبايى، كمياب بودن و زمان طولانى توليدشان ارزش فوق العاده اى داشتند، امروزه در آزمايشگاه و در مدت زمانى حدود يك ساعت به وجود مى آيند. اينكه اين دگرگونى چه تاثيرى در صنعت جواهرسازى يا قيمت الماس هاى طبيعى در بازار خواهد داشت هنوز در پرده اى از ابهام است. اما درباره نقش اين الماس هاى آزمايشگاهى در تكنولوژى، شايعه هايى برخاسته از مجامع علمى به گوش مى رسد.

                                                                



بيشتر از هشتاد درصد از الماس هاى معدنى طبيعى به مصارف صنعتى از قبيل ابزارهاى برش يا مواد ساينده براى تراشكارى و پرداخت ديگر سنگ هاى قيمتى، فلزات، گرانيت و شيشه مى رسند. استفاده از الماس به عنوان نيمه رسانا نيز نيازمند شرايط ويژه اى مثل بالاترين درجه خلوص، بهترين بلورينگى و تعيين اتم ها به لحاظ الكتريكى فعال براى ايجاد گذرگاه الكتريكى در وسيله مورد نظر است. اما تمامى الماس هاى طبيعى به خاطر نقص ها، ناخالصى ها و ساختار ضعيف شان براى مصارف الكترونيكى نامناسبند. حتى با اينكه الماس هاى مصنوعى و طبيعى داراى كيفيت جواهرى بسيار ارزشمند هستند، اما ممكن است به خاطر رگه هاى ناچيز ناخالصى ها براى استفاده به عنوان نيمه رسانا مناسب نباشند. در واقع تنها خالص ترين اين سنگ ها در كاربردهاى الكترونيكى پرقدرت از سلفون ها گرفته تا كامپيوترهاى شخصى و خطوط ارتباطاتى قابل استفاده اند.

به گفته جيمز باتلر (J.Butler)، يكى از شيميدانان محقق در آزمايشگاه تحقيقات نيروى دريايى ايالات متحده، به لحاظ تاريخى سه مشكل عمده سر راه استفاده از الماس هاى طبيعى در كاربردهاى الكترونيكى وجود داشته است. الماس هاى طبيعى هميشه به شكل بازدارنده اى براى استفاده همه جانبه گران بوده اند و يافتن سنگ هاى بزرگ با خلوص كافى نيز بسيار دشوار است. علاوه بر اين هيچ دو سنگى دقيقاً شبيه هم نيستند و خواص منحصر به فرد در هر يك مى تواند مشكلاتى را در مدارهاى الكترونيكى به بار آورد. آخرين مشكل در استفاده از الماس براى كاربردهاى الكترونيكى و كامپيوترى نيز نياز به دو نوع الماس يعنى سنگ هاى نوع n و p براى هدايت الكترونيكى بوده است.

در دستگاه هاى مجتمع بايد از هر دو نوع الماس نيمه رساناى n و p، استفاده كرد اما الماس هاى نوع n به طور طبيعى وجود ندارند و الماس هاى نوع p الماس آبى، به قدرى نادرند كه هيچ راه مقرون به صرفه اى براى استفاده از آنها پيدا نشده است. به هر حال الماس هاى مصنوعى اين مشكلات را برطرف مى كنند. به گفته رابرت لينارس (R.Linares)، بنيان گذار كمپانى آپولو دياموند براى مثال مى توان با افزودن ناخالصى فلز برون به الماس، نوع P يعنى الماس آبى را توليد كرد. به طور مشابه دانشمندان مى توانند با افزودن فسفر به الماس هاى بى رنگ، الماس نوع n را نيز توليد كنند. ما براى استفاده از الماس به نوع نيمه رسانا در دستگاه هاى الكترونيكى پرقدرت نياز به تركيبى لايه اى از اين دو نوع الماس داريم. علاوه بر اين با توجه به اينكه الماس هاى بى رنگ خالص در عمل بيشتر از آنكه رسانا باشند عايق هستند، مى توان لايه هايى از آنها را به اين تركيب افزود.

امروزه نيمه رساناهاى بسيارى مثل سيليكون در گستره وسيعى از دستگاه هاى الكترونيكى به كار مى روند. اما الماس با توجه به دامنه تغييرات حرارتى و سرعت فوق العاده بيشترش، تنها در مقايسه با خلاء است كه عنوان دومين نيمه رساناى برتر جهان را به خود اختصاص مى دهد. الماس با داشتن چنين ويژگى هايى و به خصوص امروز كه آزمايشگاه قادر به توليد سنگ هاى خالص و ناخالص كنترل شده اند، مى تواند پايه گذار انواع سراسر نوينى از دستگاه هاى الكترونيكى پرقدرت باشد. با اينكه استفاده از الماس در صنايع الكترونيك به چند دهه ديگر واگذار شده است اما به اعتقاد لينارس اين سنگ قيمتى صنايع نيمه رساناسازى را به كلى دگرگون خواهد كرد.

الماس به طور طبيعى تحت فشارهاى زياد اعماق زمين و در زمانى طولانى شكل مى گيرد. اما در آزمايشگاه مى توان به كمك دو فرآيند مجزا در زمانى بسيار كوتاه تر الماس توليد كرد. فرآيند فشار بالا _ دما بالا (HP HT) اساساً تقليدى است از فرآيند طبيعى شكل گيرى الماس در حالى كه فرآيند رسوب گيرى بخار شيميايى (CVD) دقيقاً خلاف آن عمل مى كند. در واقع CVD به جاى وارد كردن فشار به كربن براى توليد الماس با آزاد گذاشتن اتم هاى كربن به آنها اجازه مى دهد با ملحق شدن به يكديگر به شكل الماس درآيند.

اين دو تكنيك براى اولين بار در دهه 1950 كشف شدند. به گفته باتلر كه هفده سال روى توليد الماس با استفاده از تكنيك CVD كار كرده است «از آنجا كه پيشگامان توليد الماس بدون فشار بالا در دهه 1950 با تمسخر سايرين از ميدان به در شدند. تكنولوژى CVD هنوز دوران كودكى اش را سپرى مى كند.» هر دو فرآيند قادرند با سرعتى خيره كننده الماس هايى با كيفيت جواهر توليد كنند اما در نهايت اين فرآيند CVD است كه به خاطر كنترل ساده ناخالصى و اندازه محصول براى تكنولوژى هاى الكترونيكى مناسب ترين خواهد بود.

فرآيند CVD با قرار دادن ذره بسيار كوچكى از الماس در خلأ آغاز مى شود. سپس گازهاى هيدروژن و متان به محفظه خلأ جريان مى يابند. در ادامه پلاسماى تشكيل شده باعث شكافته شدن هيدروژن به هيدروژن اتمى مى شود كه با متان واكنش مى دهد تا راديكال متيل و اتم هاى هيدروژن به وجود آيند. راديكال متيل نيز به ذره الماس مى چسبد تا الماس بزرگ شود. رشد الماس در تكنيك CVD، فرآيندى خطى است، بنابراين تنها عوامل محدودكننده اندازه محصول در اين روش بزرگى ذره ابتدايى و زمان قرار دادن آن در دستگاه است.

به گفته ديويد هلير (D.Hellier)، رئيس بخش بازاريابى كمپانى ژمسيس، «فرآيند HP HT نيز با ذره كوچكى از الماس آغاز مى شود. هر ذره الماس در محفظه هاى رشدى به اندازه يك ماشين لباسشويى، تحت دما و فشار بسيار بالا درون محلولى از گرانيت و كاتاليزورى فلزى غوطه ور مى شود. در ادامه تحت شرايط كاملاً كنترل شده اى اين الماس كوچك به تقليد از فرآيند طبيعى، مولكول به مولكول و لايه به لايه شروع به رشد مى كند.» گرچه جنرال الكتريك در توليد الماس ها به اين روش پيشگام است و الماس هاى ساخته شده با تكنيك HP HT را براى مصارف صنعتى به بازار عرضه مى كرد اما تا پيش از آنكه كمپانى ژمسيس با ساده سازى اين فرآيند امكان توليد نمونه هايى با كيفيت جواهر را فراهم كند، هرگز آن الماس ها به عنوان سنگ هاى قيمتى به فروش نرسيده بودند.

امروز هر دو كمپانى آپولو دياموند و ژمسيس الماس هاى جواهرى مى فروشند. اين الماس هاى «پرورشى» با قيمتى بسيار پايين تر از الماس طبيعى به فروش مى رسد. به گفته هلير «كمپانى ژمسيس از سال 2003 الماس هاى مصنوعى را با قيمت يك چهارم تا يك پنجم قيمت نمونه طبيعى به بازار عرضه مى كند كه از لحاظ رنگ، شفافيت، برش و قيراط مشابه سنگ هاى قيمتى طبيعى است. در واقع الماس هاى زينتى مصنوعى بخش كوچك و در عين حال پرسودى از صنعت الماس را تشكيل مى دهند. اين الماس هاى رنگى كه در مقايسه با همتاهاى بى رنگ شان فوق العاده كمياب و در نتيجه بسيار گران بها ترند با توجه به نوع ناخالصى ها در رنگ هاى گوناگون از قرمز و صورتى گرفته تا آبى، سبز و حتى زرد روشن و نارنجى توليد مى شوند. به گفته لينارس: «گرچه آپولو دياموند به زودى الماس هايى به رنگ آبى، صورتى و مشكى را عرضه خواهد كرد اما اين كمپانى با فروش الماس هاى بى رنگ مسير متفاوتى را در پيش گرفته است.» در واقع اين الماس ها مى توانند چنان كيفيت بالايى داشته باشند كه حتى ماشين هاى ساخته شده براى تشخيص سنگ هاى مصنوعى از طبيعى در تفكيك شان از يكديگر دچار مشكل شوند، همان طور كه امروزه برخى از بزرگ ترين الماس فروشان در صنعت نيز به زحمت از پس آن برمى آيند. شباهت فوق العاده نمونه هاى مصنوعى و طبيعى باعث شده است تا تاجران الماس براى تشخيص الماس هاى رنگى مصنوعى از سنگ هاى طبيعى دست به دامن آزمايشگاه هاى الماس بلژيك و ديگر نقاطى شوند كه به طور سنتى عهده دار تجزيه و تحليل و تاييد الماس ها از نظر بزرگى قيراط، رنگ و شفافيت هستند. به گفته جف ون روين (J.Van Royen)، يكى از فيزيكدانان شوراى عالى الماس آنتورپ «وظيفه ما حمايت از انجمن هاى الماس با يافتن شيوه هايى براى شناسايى الماس هاى مصنوعى و دست كارى شده است و با تكنولوژى فعلى مان كاملاً مطمئن هستيم كه مى توانيم از پس اين كار بر بياييم. اما با پيشرفته تر شدن تكنولوژى هاى رشد و دستكارى الماس، اين تكنولوژى فعلى ديگر ابزار مطمئنى نخواهد بود.»

آزمايشگاه آنتورپ و چند تايى ديگر در سراسر جهان براى تشخيص الماس هاى مصنوعى به طور عمده از دو نوع دستگاه استفاده مى كنند. در دستگاه نوع اول با تابش نور به الماس مشخصات طيفى نور جذب يا ساطع شده تجزيه و تحليل مى شود. اگر نشانه هايى از الماس مصنوعى مشاهده شد، آزمايشگاه دستگاه دوم را به كار مى گيرد كه اين دستگاه براى آشكار ساختن ساختار درونى كريستال از نور فرابنفش استفاده مى كند. به گفته ون روين «اين دستگاه ها نقص هاى موجود در الماس را حتى در مقياس ميكروسكوپى يا اتمى نيز بررسى مى كنند. ما در اينجا ساختار هاى رشد الماس را بررسى مى كنيم.» در واقع الماس ها نيز درست مثل درختان داراى حلقه هاى رشدى در اطراف هسته درونى هستند. الماس هايى كه در آزمايشگاه توليد يا براى تغيير رنگ دستكارى شده باشند، ساختار رشد متفاوتى از خود نشان مى دهند. بنابراين با اينكه آزمايشگاه ها با استفاده از اين دستگاه ها قادر به تشخيص الماس هاى مصنوعى از طبيعى هستند اما نگرانى عمده در صنعت الماس جايى است كه افراد بدون اين دستگاه ها توانايى تشخيص سنگ هاى مصنوعى را نخواهند داشت. به گفته ون روين «بيشتر مشترى يا حتى جواهرفروشان قادر به بيان تفاوت اين دو نمونه نيستند. با اينكه صنعت الماس هيچ مشكلى با الماس هاى مصنوعى ندارد، آنها مصرانه مى خواهند كه اين نمونه هاى مصنوعى به روشنى برچسبى داشته باشند تا مشترى نسبت به آنچه خريدارى مى كند كاملاً مطلع باشد.» بنا به اظهارات هلير و لينارس هر دو كمپانى ژمسيس و آپولو دياموند در تلاش اند تا اعتبار سنگ هاى پرورشى شان را تضمين كنند. براى مثال روى تمام الماس هاى پرورشى بزرگ تر از يك چهارم قيراط كمپانى ژمسيس، اسم كمپانى و شماره سريالى انحصارى با ليزر حك شده است. همچنين تمام سنگ هاى بزرگ تر از يك قيراط همراه با تاييد نامه رسمى از آزمايشگاه جواهر شناسى اروپا عرضه مى شود. اما به اعتقاد ون روين هنوز اين پرسش باقى است كه آيا تمام توليد كنندگان الماس لزوماً با وجدان هم خواهند بود. به گفته وى «در پايان انتظار داريم الماس هاى مصنوعى جايگاه مخصوص به خودى در بازار را پيدا كنند.» برخى ديگر از دست اندركاران صنعت الماس نيز ديد بهترى نسبت به اين سنگ هاى پرورشى دارند. به گفته مارتين راپاپورت (M.Rapaport)، رئيس گروه راپاپورت، شبكه اى از كمپانى هاى درگير در صنعت الماس «از چشم انداز سياست عمومى، انواع بيشتر محصول، انتخاب هاى بيشتر، قسمت هاى متنوع و رقابت يعنى بازار بهتر. در واقع اين شانس منطقى است كه بتوانيم در آينده اى قابل پيش بينى ابعاد صنعت الماس را دو برابر كنيم.» لينارس معتقد است سرانجام اين ميزان فروش سنگ هاى قيمتى است كه تنها وسيله پايان بخش به اين جدل خواهد بود و بازدهى هاى بزرگ در دل تكنولوژى هاى صنعتى است.

دورنماى الماس

ويژگى هاى ذاتى الماس خالص مثل نارسانايى و رسانايى الكتريكى فوق العاده و نيز عنوان سخت ترين و مقاوم ترين ماده شناخته شده در جهان، آن را تبديل به ماده طبيعى مناسبى براى كاربرد هاى صنعتى و الكترونيكى كرده است. به گفته جيمز باتلر «در پنجاه سال آينده تحقيقات شيميايى الماس در آزمايشگاه تحقيقاتى نيروى دريايى ايالات متحده احتمالاً منجر به ظهور لوازم الكترونيكى نوينى خواهد شد كه به راحتى جاى سيليكون به عنوان گزينه اى براى نيمه رساناها را اشغال مى كند. به عنوان برخى از كاربرد هاى عملى الماس مى توان به موارد زير اشاره كرد:

- لوازم الكترونيكى ولتاژ و توان بالا مثل ترن هاى سريع السير.

- دستگاه هاى فركانس بالا مثل رادار هاى پرقدرت و ايستگاه هاى مخابراتى سلولى.

- دستگاه هاى ميكرو و نانو الكترو مكانيكى مثل ساعت ها و فيلتر هاى تلفن هاى سلولى.

- محاسبات كوانتومى مثل موارد مورد نياز در ارتباطات امن.

- آشكارساز پرتو هاى پرانرژى مثل پرتو سنج هاى پزشكى.

- اپتيك و ليزر هاى پرقدرت مثل آنچه در كابل و خطوط تلفن يا پنجره شاتل هاى فضايى به كار مى رود.

- الكترود هاى الماسى مقاوم به خوردگى كه مى تواند محيط هاى آلوده را پاك كند

 

منبع : هنر فیزیک 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/08ساعت 23:42  توسط رضا | 

پدیده‌های نوری در ابرهای کریستال یخ


هنگامی که خورشید از میان ابر سیرواستراتوس یا سیروس می درخشد ، گاهی حلقه از روشنائی نورانی در حالتی که خورشید در مرکز آن قرار دارد دیده می شود. این حلقه معمولا در نواحی داخلی قرمز فام بوده ولی در قسمتهای خارجی سفید رنگ است. این پدیده را هاله می نامند. هاله در اثر شکست نور خورشید توسط کریستالهای یخی در ابر ایجاد می شود. شکست در همه وجهه های کریستال اتفاق می افتد. مقدار انحراف هرگز کمتر از زاویه می نیمم انحراف (Dm) نخواهد بود.
شکل کریستال یخ معمولا بصورت منشور شش وجهی بوده که زاویه بین وجوه آن 120 درجه می باشد.
در این حالت که زاویه شکست منشور (زاویه بین دو درجه مجاور) 120 درجه است شکست توربین دو وجه رخ نمی دهد. ولی شکست نور بین دو وجه متناوب که زاویه بین امتداد آنها ( زاویه شکست منشور) 60 درجه است می تواند اتفاق بیافتد.

شاخص شکست یخ تقریبا برابر 31/1 بوده و مقدار زاویه انحراف می نیمم (Dm) برای منشور 60 درجه تقریبا برابر 22 درجه است. ابرسرواستراتوس کریستالهای یخ با دسته کریستالهائی بصورت شش وجهی کوچک بمقدار زیاد در بردارد. هنگامیکه یک دسته اشعه موازی از خورشید از میان آنها عبور می کند. بعضی از وجوه شکست طوری قرار می گیرند که سبب انحراف اشعه بطرف چشم ناظر می شود.

از آنجائیکه زاویه می نیمم انحراف برابر 22 درجه می باشد تنها اشعه هائی نظیر امتدادهای y,x در شکل (8-4) به چشم ناظر می رسند. بعبارت دیگر زاویه انحراف اشعه باید مساوی یا بزرگتر از 22 درجه باشد. شدت نور شکسته شده در زاویه ای انحراف می نیمم 22 درجه دارای بیشترین مقدار است. این شدت سرعت کاهش می یابد و حتی برای زاویه انحراف 23 درجه بندی بر روی روشنائی کلی آسمان اثر می گذارد. بنابراین تصویر خورشید بصورت حلقه ای روشن بوده که زاویه بین اشعه خروجی از مرکز خورشید با اشعه ای کهع بطرف داخل هاله شکسته می شود 22 درجه است. این پدیده را هاله 22 درجه می نامند.

هاله دیگری وجود دارد که غیر معمول بوده و کمتر اتفاق میافتد. این هاله در اثر شکست دوربین یک وجه و قاعده منشور یا بین دو وجه مجاور که زاویه آنها (زاویه شکست منشور) 90 درجه است اتفاق می افتد. چنین هاله ای را هاله 46 درجه گویند. در واقع شاخص شکست یخ بکندی با افزایش طول موج کاهش می یابد. بنابراین 317/1=n برای نور بنفش و 307/1=n برای نور قرمز است. در نتیجه زوایای انحراف می نیمم (Dm) برای زاویه شکست 60 درجه برای نور قرمز َ34˚21 و برای نور بنفش َ22˚22 می باشد.

بنابراین از نظر تئوری هاله بایستی شامل هاله قرمز می شود (زیرا مقدار هاله قرمز کوچکتر بوده و در داخل قرار می گیرد) و هاله های بزرگتر مربوط به سایر رنگها بوده و در خارج قرار می گیرند. ولی بهرحال در عمل گاهی هاله های مربوط به نورهای زرد و سبز ممکن است درست در خارج نور قرمز دیده شوند ولی هاله نور بنفش و سایر رنگ های طول موج کوتاه دیده نمی شوند. این امر بعلت این حقیقت که نور بنفش و سایر رنگ های طول موج کوتاه دیده نمی شوند. این امر بعلت این حقیقت است که نور بنفش خارج شده از کریستالها که با زاویه انحراف می نیمم می شکند با سایر رنگهائی که با زوایای انرحاف غیر می نیمم شکسته شده و از کریستالها خارج می شوند مخلوط می گردد در نتیجه لبه خارجی چنین هاله ای سفید است. نواحی مرکزطی هاله تاریک تر از آسمان اطراف هاله بنظر می رسد ، زیرا واقعیت امر این است که هیچ نوری از خورشید با زاویه النحراف کمتر اغز زاویه انحراف می نیمم (Dm) منحرف می شود. رنگ آمیزی هاله 46 درجه مشابه هاله 22 درجه است. سایر هاله نیز با شعاعهای مختلف تا 7 درجه یاد این حدود دیده شده است. این نوع هاله ها خیلی نادر بوده و در اثر وجود کریستالهای یخی بشکلهای غیر معمول ایجاد می شوند.

بعضی از کریستالهای یخ بستگی به شکلی که دارند جهتی را ترجیح می دهند. این جهت
در منشورای ساده در امتداد محور طول افقی قرار می گیرند. بر عکس آنهائی که بصورت صفحه هستند از طرف سطح صاف خود بطور افقی قرار می گیرند. بنابراین نورد در مناطق یا محدوده خاصی خارج از هاله ای که ایجاد می کنند تمرکز یافته و شکلهای مختلفی بر اساس زاویه ارتفاع خورشید تشکیل می شود. بدین طریق خورشید کاذب هنگامی ایجاد می شود که تیغه های 60 درجه یخ بصورت عمودی قرار بگیرد. این لکه های نورانی با همان زاویه ارتفاع خورشید و درست در زیر هاله 22 درجه و در طرفین آن ایجاد می شوند.
کریستالهای یخ وجوه صافی دارند ، بنابراین بعضی از پدیده های نورانی در اثر انعکاس وقتی ایجاد می شود که وجوه کریستال تقریبا بصورتا افقی قرار بگیرد. این پدیده تصور روشنی از خورشید است که بطور عمودی در بالا یا پایین آن گسترش می یابد. رنگ این ستون مشابه رنگ خورشید است (یعنی سفید است هنگامیکخ زاویه ارتفاع خورشید بالاست و مایل به قرمز است وقتی که خورشید نزدیک افق قرار داردش) زیرا هیچ نوع تجزیه نوری همراه پدیده های انعکاسی اتفاق نمی افتد.

پدیده هاله ممکن است در اطراف ماه نیز دیده شود. البته ابرهائی که از ذرات یخ تشکیل شده اند بایستی دارای کریستالهای کاملا شکل یافته ای باشند ، در غیر اینصورت هاله خورشیدی با هاله دور ماه رویت نمی شود. بهر صورت تغییرات سریع در ترکیبات ابرها رخ داده بدین جهت بندرت هاله ها کامل و یا پردوام هستند.

پدیده های نوری در ابرهای تشکیل شده از آب:

پدیده هائی که در اثر شکست یا انعکاس نور در ابرهای کریستال یخ ایجاد می شود. در ابرهائی که حاوی قطرات بسیار ریز کروی آب می باشند ایجاد نمیشوند. ولی بهر حال حلقه های رنگین با شعاعهای خیلی کوچکتر دیده می شود. حلقه ای که توسط قطره ریز آب ابر درست می شود کرونا (CORONA) خوانده می شود. کرونا بر مرکز خورشید قرار داشته و از رنگهای متوالی درست می شود که بر عکس توالی رنگهای هاله می باشد. رنگ قرمز در قسمت خارج کرونا و رنگ آبی در داخل آن قرار دارد و این توالی مشابه رنگین کمان یا قوس قزح اصلی می باشد.

کروناها در اثر پراش یعنی خم شدن مسیر نور در حالیکه از مجاورت قطرات آب می گردد ایجاد می شوند و نور قرمز بیشترین پراش را دار. و در نتیجه در قسمت خارج دیده می شود. شعاع کرونا بطور معکوس متناسب یا اندازه قطرات ابر است. وقتی تفکیک خوبی از رنگها امکان پذیر است که اندازه قطرات یکنواخت باشد. بهترین کرونا در ابرهای نازکی که تازه تشکیل شده با در حال پراکنده شدن می باشند اتفاق می افتد. بخصوص کروناها هنگامیکه نور خورشید با ماه از یک لایه نازک ابر آلتواستراتوس می گردد بیشتر از سایر مواقع دیده می شوند.

عموما فقط قسمتهای کوچکی از کروناهای بزرگتر دیده می شوند. علاوه بر این رنگ های این پدیده بصورت تکه های غیر منظم که بعلت حضور قطرات با اندازه های مختلف است ظاهر می شود. در اینصورت احتمال دیده شدن تکه هائی از ابر با سایه های مختلف به رنگ صورتی کم رنگ و سبز کم رنگ بیشتر وجود دارد. این پدیده را شبه رنگین کمان (IRIDESCENCE) یا (IRISATION) می گویند

 

منبع : هنر فیزیک

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/08ساعت 23:41  توسط رضا | 
پارادوكس ها

آنچه كه تناقض آميز، باورنكردني يا خلاف انتظار و شهود ماست. آنچه به نظر درست مي رسد ولي غلط است ، به نظر غلط مي رسد ولي درست است ، يا به نظر غلط مي رسد و واقعا” غلط است.

فايده پارادوكس ها
۱) ايجاد انگيزه براي گسترش مرزهاي دانش؛
۲) تعميق بينش؛
۳( تعميم شيوه هاي استدلال؛
۴) افزايش دقت؛
۵) وضع قوانين زبان شناختي جديد.

بعضي پارادوكسها كه متضمن تناقض اند صادق به نظر مي رسند وحتي اين ايده را به ذهن نزديك مي كنند كه چرا تناقضها را نپذيريم! درمنطق پيراسازگار (paraconsistent) مي توان تناقض داشت و بر خلاف رياضيات كلاسيك، چنين نيست كه از تناقض هر چيزي نتيجه شود.

پارادوكس روز تولد
اگر ۲۳ نفر در اين سخنراني شركت كرده باشند، احتمال اين كه حداقل ۲ نفر روز تولدشان يكي باشد حدود ۵۰% است، اگر ۲۲ نفر شركت كرده باشند اين احتمال حدود ۰۵/۰% و اگر بيش از ۶۰ نفر حضور داشته باشند اين عدد بزرگتر از ۹۹% است.

پاردوكسهاي زنون Zeno’s Paradoxes
در صورتي كه پاره خط بينهايت بار تقسيم پذير باشد، حركت ناممكن است، زيرا براي اين كه پاره خطي مانند AB را با شروع از نقطه A بپيماييم، ابتدا بايد به نقطة وسط آن C برسيم. براي اين كه ACپيموده شود، بايد به نقطة وسط آن D برسيم و قس عليهذا. پس نمي توان حتي از نقطة A حركت كرد. A---D---C-------B
در مسابقه ” دو“ بين آشيل تندرو و لاك پشت كندرو، آشيل كه كمي عقب تر از لاك پشت است ، هيچگاه به او نمي رسد. زيرا ابتدا بايد به نقطه اي برسد كه لاك پشت از آنجا حركت كرده است. اما وقتي به آنجا مي رسد لاك پشت قدري جلوتر رفته است و همان وضعيت قبل روي مي دهد و با تكرار اين روند، گرچه آشيل به لاك پشت نزديك مي شود ولي هيچگاه به او نمي رسد. A------------T------

پارادوكس لامپ تامسون (Tompson Lamp Paradox )
لامپي به مدت يك دوم دقيقه روشن مي شود، سپس براي يك چهارم دقيقه خاموش مي شود، به مدت يك هشتم دقيقه روشن ميشود و قس عليهذا. درست بعد از يك دقيقه لامپ روشن خواهد بود يا خاموش؟

پارادوكس دار غيرمنتظره ( Unexpected Hanging Paradox )
به يك زنداني گفته مي شود كه او در يكي از روزهاي بين شنبه و پنجشنبه به دار آويخته خواهد شد، اما تا روز به دار آويخته شدن، وي نخواهد دانست كه كدام روز اعدام مي شود.او روز پنجشنبه به دار آويخته نمي شود، زيرا اگر او تا چهارشنبه زنده باشد مي فهمد كه اعدام در روز پنحشنبه صورت خواهد گرفت، اما به او گفته شده است كه وي از روزي كه به دار كشيده مي شود پيشاپيش آگاه نيست. او روز چهارشنبه نيز اعدام نمي شود زيرا اگر تا سه شنبه زنده بماند، با توجه به اين كه بنا به استدلال بالا روز پنجشنبه اعدام نمي شود، مي فهمد كه روز چهارشنبه اعدام انجام خواهد شد. استدلال مشابه نشان مي دهد كه او در هيچيك از روزهاي ديگر نيز نمي تواند اعدام شود.اما در روزي غير از پنجشنبه جلاد وارد مي شود و وي را اعدام مي كند.

پارادوكس توده ( Sorites Paradox )
يك دانة گندم يك تودة گندم نيست. با اضافه كردن يك دانه گندم، به دو دانه دست مي يابيم كه باز هم تودة گندم نيست. با اضافه كردن يك دانه گندم ديگر، سه دانه گندم خواهيم داشت كه توده محسوب نمي شود. اگر اين عمل را تكرار كنيم، هيچگاه به تودة گندم نمي رسيم.اما زماني كه اين گرداية گندم به قدر كافي بزرگ شود، توده ناميده مي شود.

پارادوكس ريچارد Jules Richard's Paradoxes
آيا ” كوچكترين عدد طبيعي كه نتوان آن را با كمتر از صد حرف فارسي نمايش داد“ وجود دارد؟ چون تعداد اعداد طبيعي نا متناهي و تعداد حروف فارسي متناهي است پس عددي وجود دارد كه نمي توان آن را با عبارتي شامل كمتر از صد حرف فارسي تعريف كرد. بنا به اصل خوش ترتيبي در اعداد طبيعي، كوچكترين عدد طبيعي كه نتوان آن را با كمتر از صد حرف فارسي نمايش داد وجود دارد. اما عبارت بالا كه بين دو نماد ” و “ قرار دارد كمتر ار صد حرف ( يعني پنجاه و سه حرف ) دارد، يعني عدد ارائه شده با كمتر از صد حرف فارسي تعريف شد!

پارادوكس خداوند قادر مطلق
آيا خداوند مي تواند سنگي بسازد كه نتواند بلند كند؟

پارادوكس اژدها
چگونه مي توانيم راجع به چيزي كه وجود ندارد صحبت كنيم، وقتي كه مي گوييم ” اژدهاي هفت سر وجود ندارد.“

پارادوكس تخته سياه
تخته سياهي را در نظر بگيريد كه روي آن علاوه بر اعداد ۱، ۲، ۳، جملة ” كوچكترين عدد طبيعي كه روي اين تخته سياه ارائه نشده است. “ نوشته شده است.
در اين صورت گرچه عدد ۴ روي تخته سياه نمايش داده نشده است، ولي عبارت مذكور روي تخته سياه، مبين ۴ است.

پارادوكس بوچوفسكي ( Buchowski Paradox )
فرض كنيد شما فقط دو برادر داريد كه هر دو از شما مسن تر هستند. در اين صورت جملة به ظاهر غلط ذيل، راست است:
” برادر جوانترم از من مسن تر است“

پارادوكس دروغگو( Liar's Paradox) يا پارادوكس ائوبوليدس Eubulides Paradox
مي گويند روزي ائوبوليدس، متفكر يوناني قرن چهارم قبل از ميلاد، گفت: ” چيزي كه آلان مي گويم دروغ است“. اگر گفتة او درست باشد، آنگاه بنا به آنچه گفته است، بايد گفته اش دروغ باشد، واگر گفتة او دروغ باشد، دوباره بنابر آنچه گفته است نتيجه مي شود كه گفته اش درست است.

پارادوكس دور
اين پارادوكس توسط آلبرت ساكسوني در قرون وسطي طرح گرديده است:
جملة P اين است: ”q دروغ است.“
جملة q اين است: “ P راست است. “
نكته جالب اين است كه اگر ما داراي يك نوع منطق سه ارزشي باشيم كه در آن گزاره ها بتوانند فقط يكي از ارزشهاي ”راست“، ” دروغ “ و ” نه راست ـ نه دروغ “ را داشته باشند آنگاه گزارةP به صورت “ P دروغ يا نه راست ـ نه دروغ است“ نمي تواند هيچيك از ارزشهاي ” راست “ ، ” دروغ “ و ” نه راست – نه دروغ“ را به خود بگيرد.

پارادوكس تابلو
اين پارادوكس در ۱۹۱۳ توسط رياضيدان انگليسي جردن (P. E. B. Jourdain) ارائه شد:
تابلوئي داريم كه در يك طرف آن
”جمله پشت اين تابلو راست است.“ و در طرف ديگر آن ”جمله پشت اين تابلو دروغ است.“ نوشته شده است!

پارادوكس سقراط ( Socrates Paradox )
نقل شده است كه ســـــقراط روزي گفته است:” چيزي كه مي دانم اين اسـت كه من هيـچ چيز نمي دانم “.

پارادوكس جزيرة وحشي ها
در جزيره اي قبيله اي وحشي زندگي مي كردند كه دو خدا، خداي راستي و خداي دروغ داشتند. آنها هر كس را كه به جزيره مي آمد قرباني مي كردند، به اين ترتيب كه از وي سوالي مي پرسيدند، اگر راست مي گفت او را قرباني خداي راستي و اگر دروغ مي گفت، او را قرباني خداي دروغ مي كردند. روزي شخصي وارد جزيره شد. او را گرفتند و از او پرسيدند” سرنوشت تو چه خواهد بود؟“ آن شخص جواب داد ” شما من را قرباني خداي دروغ خواهيد كرد.“ با اين جواب وحشي ها مستاصل شدند زيرا خواه راست گفته باشد و خواه دروغ بايد هم قرباني خداي راستي شود و هم قرباني خداي دروغ!

پارادوكس آرايشگر ( Barber Paradox) يا پارادوكس راسل Russell’s Paradox
در دهكده اي فقط يك آرايشگر وجود دارد. او فقط ريش كساني را مي تراشد كه ريش خود را نمي تراشند. سوال اين است كه ريش خود ريش تراش را چه كسي مي تراشد؟ اگر او ريش خود را نتراشد، بايد نزد ريش تراش يعني خودش، برود تا ريشش را بتراشد و اگر ريش خود را بتراشد، نبايد توسط ريش تراش يعني خودش، ريشش تراشيده شود.

پارادوكس فهرست ( Catalogue Paradox )
كتابداري در حال تدوين يك فهرست كتابشناسي از تمام فهرستهاي كتابشناسي و تنها آنهايي است كه نام خود را در فهرست ذكر نكرده اند. آيا فهرست اين كتابدار، نام خودش را نيز در بر مي گيرد؟

پارادوكس خود نا توصيف ( Heterological Paradox )
خود ناتوصيف، كلمه اي است كه خودش را توصيف نميكند. پس كلمة "خود ناتوصيف" خود ناتوصيف است اگر و فقط اگر خود ناتوصيف نباشد.

پارادوكس اسمارانداچ (Smarandache Paradox )
فرض كنيد A يكي از عبارات ممكن، كامل و . . . باشد. در اين صورت ” همه چيز A است“ ايجاب مي كند كه “~A نيز A باشد”. مثلاً ‌وقتي مي گوييم ” همه چيز ممكن است“ ، نتيجه مي شود كه ” غير ممكن نيز ممكن است“ ، يا از ” هيچ چيز كامل نيست “ اين كه ” كامل نيز كامل نيست “ مستفاد مي شود.

پارادوكس كانتور( Cantor's Paradox )
فرض كنيد Aمجموعه همة مجموعه ها باشد، پسP(A)=A و لذا card(P(A))=card(A) از طرفي بنا به قضية كانتور( card(P(A))
پارادوكس نيوكام
فرض كنيد دو جعبه A و B داده شده باشد. سر جعبه A باز و سر جعبه B بسته باشد. A شامل ۱۰۰۰ دلار و B شامل ۱۰۰۰۰۰۰ دلار است و يا شامل هيچ چيز نيست. شما بايد فقط جعبه B را انتخاب كنيد و يا هر دو جعبه A و B را. اما قبل از اين كه شما انتخاب خود را انجام دهيد، پيشگويي بر اساس انتخابي كه شما انجام خواهيد دا د در جعبه ‌‌ B ، ۱۰۰۰۰۰۰د اگر شما فقط جعبه B را انتخاب كنيد و هيچ چيز نمي گذارد اگر شما هر دو جعبه A وB را انتخاب كنيد.
سوال: اگر شما به انتخاب فقط B تمايل داشته باشيد، مي توانيد A را نيز انتخاب كنيد؟

منبع : هنر فیزیک

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/08ساعت 23:39  توسط رضا | 
سلام.قسمت ۳۵ سریال جواهری در قصر سانسوری نداشتوبه زودی خلاصه قسمت ۳۶ این سریال رو براتون میذارم.
+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/08ساعت 23:19  توسط رضا | 

سنگ نوشته خط میخی مربوط به حدود دوهزار وپانصد سال قبل در شهر ایذه

- ما ایرانی هاخیلی با فرهنگ بودیم؟

۲- ما ایرانی ها خیلی با فرهنگ هستیم؟

۳- ما ایرانی ها بی فرهنگ هستیم؟

۴- ما ایرانی ها به آثار باستانی خیلی علاقمند هستیم پس آنها را خراب می کنیم؟

٥- خط ما از خط میخی زیباتر است.؟
 

سرستون کاخ داریوش در شوش مربوط به دوهزار و پانصد سال قبل (هخامنشی)

- باید اسم خودمان را بر روی آثار باستانی ثبت کنیم؟

۲- داریوش فراموش کرده بود روی سرستون تاریخ را ثبت کند؟

۳- H-M نام معشوقه داریوش کبیر بوده است؟

۴- بیست دوم بهمن (تاریخی که روی سرستون کنده شده) روز پیروزی بر داریوش کبیر بوده است؟

 

ساختمان آبشارهای شوشتر متعلق به دوره همخامنشی و ساسانی

-آثار باستانی دفتر مشق ما هستند؟

۲- تخریب آثار باستانی ثواب دارد؟

۳- تخریب آثار باستانی واجب کفایی است؟

۴- سازمان میراث فرهنگی به دلیل همکاری با وزارت نیرو جهت سدسازی سرش خیلی شلوغ است؟

۵- ما مردم خیلی باشعوری هستی؟

۶- به من چه؟ به تو چه؟ به ما چه؟ اصلا به شما چه؟؟؟؟

 

منبع : سایت هواداران قالیباف 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/08ساعت 19:19  توسط رضا | 
شماره 54-50 مجله تصویر سال به دست‌مان رسید که این بار عکسی متفاوت‌تر از همیشه روی جلد آن بود؛ عکس عروس و دامادی با لباس و آرایش سنتی ایرانی.

قضیه وقتی جالب‌تر شد که فهمیدیم این عروس ملیکاخاتون شریفی‌نیا صبیه آقا محمدرضا خان شریفی‌نیا و سرکار علیه آزیتا خانوم حاجیان «از مشاهیر تیارت و سینما توقراف» است. این روزها در کشورمان شاهد سبک‌های مختلف عروسی هستیم.

از عروسی‌هایی که به شیوه‌های سنتی با‌ آلوچه، خرما، دل و جگر، چای و پسته به پذیرایی از میهمانان می‌پردازند تا مهماندارانی که کراوات می‌زنند یا پرواز عروس و داماد بر فراز استخر قوهای زیبا! اما این بار عروسی متفاوت نیست بلکه عروس و داماد و کارت عروسی‌شان متفاوت است.

عکس روی جلد مجله تصویر سال مربوط است به کارت عروسی این عروس و داماد با پوشش متفاوت «یکی بود، یکی نبود» روزی در یکی از خانه‌های شهر تهران خانواده محمدرضاخان شریفی‌نیا کنار هم نشسته بودند و کاملا اتفاقی به این نتیجه رسیدند که این کار متفاوت را انجام دهند.

هرکس نظری داد و حرفی زد تا حاصل کار، کارتی جالب شد که در روز جمعه 14 اردیبهشت 1386 هجری‌شمسی ساعت هفت تا 10 شب، جمعی از آشنایان این خانواده را به مجلس شادی آنها بکشاند.

«جونم براتون بگه» این کارت در ابعادی کمی کوچک‌تر از کاغذ A4 و افقی چاپ شد. متن آن را از کارت‌های عروسی قدیمی و شیوه‌های گفتاری و نوشتاری قدیمی گرفتند. پدر عروس خانم و آقاداماد جناب امیر رضاخان طلاچیان زحمت بسیاری کشیدند تا نتیجه نهایی حاصل شد.

دو خط مختلف را برای روی کارت امتحان کردند؛ یکی به خط آقای شریفی‌نیا و دیگری با فونت رایانه‌ای (نمی‌دانیم در ایران باستان به فونت چه می‌گفته‌اند؟!) بر این اساس نیمی از کارت‌ها را با خط شریفی‌نیا به میهمان‌ها دادند و نیمی را هم به شیوه دیگر. تمامی کارهای چاپی کارت را عوامل دست‌اندرکار در خانه و بدون دخالت تجهیزات مدرن امروزی انجام دادند.

قالب مقوا را گرفتند، عکس عروس‌خانم و آقاداماد را پدر عروس‌خانم گرفت و خودش هم چاپ کرد، متن نوشته شده را به تعداد کارت‌ها فتوکپی گرفتند و مقوای شابلون بیضی خریدند، عکس را روی آن چسباندند و در پاکت را هم برخلاف رسم این روزها با روبان نبستند، بلکه مهر و موم کردند. طبیعی است که این همه کار زمان زیادی می‌برد و میزبانان عروسی تا سه روز مانده به مراسم درگیر این کار بودند.

دست و بال عروس‌خانم، آقا داماد و مادر عروس‌خانم روز مراسم زخم و چسبی بود. مرارت بسیار کشیدند و تمام لوازم این کارت را مغازه به مغازه گشتند و پیدا کردند و بالاخره آن شد که می‌خواستند و اما بشنوید از لباس عروس و داماد. حتما در جریان هستید که ضیاءالدین دری دارد سریالی می‌سازد به نام «کلاه پهلوی» که طراح لباس آن سارا خالدی است.

ایشان لباسی را که برای نقش شقایق فراهانی در این سریال طراحی کرده دو روز به عروس خانم ما قرض دادند و هر تکه از لباس داماد را هم از لباس‌های یکی از بازیگران این سریال آوردند تا این عکس گرفته شود.

تنها اتفاقی که قرار بود بیفتد و نیفتاد این بود که داماد باید سبیل هم می‌داشت که نشد! قرار بر این شد که در عکس برای ایشان سبیلی نقاشی کنند و مهراوه‌خانم شریفی‌نیا خواهر عروس خانم – ایضا بازیگر سینما و تیاتر – سبیلی برای ایشان نقاشی کرد که اشتباها نسخه رایانه‌ای سبیل‌دار به عنوان عکس نهایی انتخاب نشد و در نتیجه داماد قصه‌ ما بی‌سبیل ماند.

آرایش عروس‌خانم یا به گفته امروزی‌ها گریم آن را خود ملیکا خانم روی صورتش انجام داد که این کار تا دو نیمه شب طول کشید. حتما برایتان سوال پیش آمده که مگر جشن عروسی ساعت دو نیمه شب بوده است؟

خیر. این‌ آرایش و لباس خاص و سنتی تنها برای عکس روی کارت عروسی عروس و داماد ما تعبیه شده بوده. این زوج برای روز عروسی‌شان لباس‌های روتین‌‌تری پوشینه اما باز هم خاص! آقاداماد فراک پوشیدند و عروس خانم لباس عروسی عربی.

جشن عروسی در یک باغ روباز بود؛ مردها این‌ور و زن‌ها اون‌ور. بخش مردها کاملا فضای سنتی همراه با تنبک، ویلن، چای و تخت و البته میز و صندلی هم برای کسانی که دوست داشتند موجود بود. بالاخره ایده‌ای که هرکسی تکه‌ای از آن را گفت شکل گرفت و جالب هم شکل گرفت، چون فکر کردند که متفاوت باشند.

آقا داماد هم بسیار با این ایده موافق بود و فقط نگرانی‌اش از این بود که کارت‌ها دیر به دست میهمان‌ها برسد و آنها بی‌کارت بمانند اما این اتفاق نیفتاد و میهمان‌ها جملگی اظهار کردند که کارت به این پسندیدگی اشکالی ندارد که دیر به دست ما رسید.

حالا بشنوید از پدر و مادر عروس که آنها هم آن قدیم‌ها جشن عروسی نداشتند و کارتی را به در خانه آشناهایشان فرستادند که روی آن نوشته بودند که ما عروسی نگرفته‌ایم ولی پولش را صرف امور خیریه برای کودکان بی‌بضاعت که قدرت خرید حتی یکم جلد کتاب یا شام را ندارند، می‌کنیم و در واقع برای این بچه‌ها عروسی گرفته‌ایم.

روی آن کارت هم پر بود از چهره کودکان تنگدست. بله دوستان، سرتان را درد آوردم و اینطوری بود که قصه ما به سر رسید کلاغ هم به خونش رسید.

ملیکا شریفی‌نیا در پایان صحبتش در مورد مهراوه خواهرش می‌‌گوید: نمی‌دانم نظر او راجع به این نوع عروسی گرفتن چیست؟ باید خودش بگوید. شاید اصلا دوست نداشته باشد عروسی بگیرد. باید از خودش بپرسید، چون هر کسی باید در موقعیت قرار بگیرد.

در مورد بازتاب‌های مثبت و منفی احتمالی این کار عجیب هم می‌گوید: بازتاب منفی که تا به حال ندیده‌ام یا شاید به گوشم نرسیده، ولی مثبتش این بوده که همه میهمان‌ها کارت‌مان را به عنوان یادگاری نگه داشته‌اند. البته نه لای کتاب بلکه روی کتابخانه‌شان تا بگویند که به یادمان هستند. دستشان درد نکند. کسانی هم که در مراسم ما نبوده‌اند یا تازه با هم دوست شده‌ایم می‌گویند می‌شود یکی هم برای ما درست کنید؟

ملیکا شریفی‌نیا در پایان می‌گوید که فکر نمی‌کند شق‌القمر کرده‌اند. فقط خوب فکر کردیم و نتیجه‌اش این شد. خوب است که به دل بقیه نشست و در پایان اینکه از تمام عکاسان پیشکسوت که منتظر بودند عکس‌شان روی جلد مجله تصویر سال چاپ شود عذر می‌خواهم، ولی تقصیر من نبود!

منبع: سایت هواداران قالیباف

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/08ساعت 19:14  توسط رضا | 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/08ساعت 16:30  توسط رضا | 
چنر روز پیش داشتم با پسر دایی عزیزم(!!!) راجع به سهمیه بندی بنزین صحبت میکردم.به این نتیجه رسیدیم که بهترین راه فرار از سهمیه بندی بنزین اینه:

فقط دعا کنید یونجه سهمیه بندی نشه،وگرنه باید دوگانه سوزش کنید!

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/08ساعت 15:34  توسط رضا | 
بنزین که دوباره جیره بندی گردید.........بر ریش همه غول گرانی خندید
هرچند که سهمیۀ ما کم بشود..... این غول زند بشکن و خواهد رقصید
*********************************************
از رویت کارت سوخت سوزد دل ما..... آتش بزند ذخیره اش منزل ما
افسوس که از گرانی یک کالا.... صد غول تورّم بشود حاصل ما
*********************************************
در زمان ما که بنزین قیمتی ست .... ای خوشا بر روزگار این خره
چون نیازش نیست کارت هوشمند.....پس خره امروزه از ماشین سره


رقصیدن غول

رقصیدن غول
 
+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/08ساعت 2:29  توسط رضا | 

آیا خانم "تانیا دروکس" را می‌شناسید؟ اگر می‌شناسید که فبهاالمراد و نعم‌المطلوب! اگر نمی‌شناسید باید بگویم بیش از نصف عمرتان فناست. برای اینکه نصفه دیگر عمرتان هم فنا نشود این چهره کاملا برجسته (بهتر است بگویم این فرد کاملا برجسته!) را خدمت شما معرفی می‌کنم:

خانوم تانیا دروکس!

تانیا دروکس لیدر حزب NEE بلژیک بوده و کاندیدای مجلس سنای این کشور برای انتخابات ۱۰ژوئن (۲۰خرداد) است. رقبای وی قول داده‌اند در صورت انتخاب شدن ۲۰۰هزار شغل جدید ایجاد کنند و ایشان هم برای اینکه در مقابل رقبا کم نیاورد وعده ایجاد ۴۰۰هزار فرصت شغلی را داده‌است. البته تا اینجای ماجرا به بنده و شما ربطی ندارد. اما موضوع از اینجا به بعد جالب‌تر می‌شود:

این خانم محترم قول داده در صورت موفقیت در انتخابات و به‌دست آوردن اکثریت آرا، به چهل‌هزار نفر از هوادارانش، نوع خاصی از خدمات جنسی! (کاش می‌تونستم بگم از چه نوعی) ارائه دهد. البته فکر نکنید این خانم ریاضی‌اش ضعیف است یا اینکه نمی‌داند که چهل‌هزار خیلی زیاد است چون ایشان فکر همه جا را هم کرده و در وبسایت خودش نوشته است:

طبق پیش‌بینی، برنامه من ۵۰۰روز طول خواهد کشید و هر روز به ۸۰نفر خدمات ارائه خواهم کرد. دوست دارم خدماتی با کیفیت بالا به عزیزان ارائه دهم اما متاسفانه به علت کمبود وقت و محدودیت زمانی نمی‌تونم بیش از ۵دقیقه با هر نفر باشم.

ایشان تاکید کرده‌اند که کاملا عدالت محور بوده و همه را به یک چشم می‌بینند. برای همین در ارائه خدمات به ملت همیشه در صحنه کاملا عادلانه رفتار کرده و به اندازه مساوی به همه حال خواهند داد!

تانیا دروکس، به نکات جالبی هم اشاره کرده‌است. از جمله اینکه:

- از ارائه خدمات به افراد زیر ۱۸سال، مردان متاهل و زنان معذوریم.
- استفاده از کا.ند.وم اجباری بوده و هزینه تهیه آن بر عهده رای‌دهندگان می‌باشد!
- هزینه ایاب و ذهاب به منزل رای دهندگان را خانم تانیا تقبل خواهند کرد.
- رای دهنده نباید تقاضای حالات مختلف را داشته باشد.
- هرگونه تلاش برای عمیق‌تر کردن رابطه جنسی از طرف رای دهنده، موجب قطع عمل از جانب خانم تانیا می‌شود.
- تانیا به‌خاطر مسائل بهداشتی و حفظ سلامت خود می‌تواند از ارائه سرویس به برخی افراد خودداری کند.
- دادن چند رای به معنی چندبار ارائه خدمات نیست!
- افراد کمرو و خجالتی روی رابطه با تانیا حساب نکنند.
- هرگونه فیلمبرداری، صدابرداری و یا گرفتن عکس از این خدمات جنسی، بدون اجازه کتبی ایشان ممنوع است!

تانیای عزیز و دوست داشتنی در پایان گفته که استفاده از کلیه عکس‌ها و فیلم‌های موجود در وبسایتش برای مقاصد اقتصادی و غیر اقتصادی بلامانع است.

====================

۱- هرچه تلاش کردم تا نوع رابطه جنسی مورد نظر خانم تانیا را تشریح کنم دیدم به هیچ‌وجه نمی‌شود. من هم که پسر به این خوبی و این‌قدر ماخوذ به حیا! حالا اگر انگلیسی‌تان خوب‌است بدانید که این خانوم قصد دارند با این ۴۰۰۰۰نفر،‌ fellatio انجام دهند!

۲- احساس می‌کنم بعد از خواندن مطلب، تعدادی از خواننده‌های محترم این وبلاگ، دنبال تهیه ویزای بلژیک خواهند بود. سفر به‌خیر! سفر خوب و بی‌خطری برایتان آرزومندیم.

۳- پساپس (در مقابل واژه پیشاپیش) از تمامی خوانندگان عزیزی که روح و احساس و سایر اجزایشان به خاطر دیدن تصاویر شنیع و فجیع خانم تانیا جریحه‌دار شد معذرت می‌خواهم.

در همین زمینه:

نوشته محمود فرجامی : وبلاگستان، تانیا دروکس و fellatio!
نوشته ناصر خالدیان: حماسه 20 خرداد بروكسل
یادداشت رادیو زمانه: وعده‌های س...ک..س....ی در انتخابات سنای بلژیک

و این هم لینک وبسایت حزب متبوع خانم تانیا دروکس!

 

منبع : حزب جوانان زیر آفتاب

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/08ساعت 2:12  توسط رضا | 

سرکار خانوم یانگومخبر: اخيرا يک CD غيراخلاقي که بازيگر نقش زن آن چهره‌اي شبيه به بازيگر سريال جواهري در قصر (لي‌يانگ‌اي) دارد، روانه بازار غيرقانوني CD  شد که البته با سرعت عمل نیروی‌انتظامی، همچون دیگر CDهای غیراخلاقی عرضه شده در ماه‌های اخیر از تکثیر گسترده باز ماند. (منبع: عصر ایران)

***

خبر رسید که سی‌دی غیر اخلاقی منتسب به بازیگر سریال جواهری در قصر به بازار آمده و از فروش خوبی هم برخوردار شده‌است. به همین مناسبت، گروهی از خوانندگان کره‌ای که حسابی جوگیر شده‌بودند ضمن تکذیب این خبر و با اعلام اینکه بازیگر فیلم غیر اخلاقی با بازیگر سریال نرگس –ببخشید سریال جواهری در قصر- فقط تشابه ظاهری دارند ترانه زیر را سروده و خوانده‌اند.

این ترانه را با سبک رپ بخوانید لطفا (خوانندگان: کیم دونگ یاس و ایل چونگ آمین):

بانو چویی پلیدهیشکی نگفت یه دختره تنها توی آشپزخونه
با نقشه بانو چویی چطوری سالم می‌مونه؟
چه حالی داشت وقتی که دید سی‌دیش به بازار اومده
همه با هم داد بزنین: بانو چویی خیلی بده
بانو چویی اینو بدون اگر که گیرت بیارم
پای چشای خوشگلت کلی بادمجون می‌کارم

(در نسخه اصلی به‌جای کاشتن بادمجان از اعمالی غیر اخلاقی نام برده شده‌بود که به دلیل مراجعه افراد زیر 18سال به این وبلاگ، از ذکر جزئیات اعمال غیر اخلاقی مورد اشاره معذوریم - مترجم)

بدون دروغ نیست این حرفا داره صحت
همه به یانگوم تهمت می‌زنن بی‌جهت
ماییم وارث درد ماییم باعث مرگ
غیرت کره‌ای‌ها رو صاعقه زد

(متاسفانه مساله غیرت در کره‌جنوبی کاملا رنگ باخته و به فراموشی سپرده شده‌است. چند هفته پیش در سینماهای این کشور فیلمی به نام نقاب اکران شد که مصداق کامل ترویج بی‌غیرتی بود - مترجم)

دختر کره‌ای ناموس تو ناموس من
حالا که کسی نمی‌بینه بده یه بوس به من
چطوری دلمون اومد با آبروی یه دختر بازی کنیم؟
بهتر نیست عوض اینکارا بریم توی خیابون دختر‌بازی کنیم؟
حالا کنج آشپزخونه تکیه داده تنها
حسودی می‌کنن بهش همه زنها
گفت به خدا ای خدای من فقط یه خواهش
دلم تنگه واسه مین‌جانگ‌هو و روی ماهش
کاش می شد بی‌سانسور بکنمش بغل
باهاش برم ماه عسل

(ظاهرا صدا و سیمای کره‌جنوبی ید طولایی در سانسور دارد. راویان می‌گویند در نسخه بدون سانسور سریال، گاهی اوقات اتفاقات خاصی می‌افتد! - مترجم)

پس کجا رفته غیرت مردای این شهر سئول؟
چرا واسه خرید سی‌دی یانگوم نمی‌دید پول؟
این سی‌دی ها داره حق کپی‌رایت
مفتی دانلود نکنی از اینترنت و سایت

(تکثیر غیر مجاز سی‌دی و عدم رعایت کپی‌رایت در کشور کره به صنعت سینما و سایر صنایع این کشور لطمه شدیدی وارد کرده‌است. همین چند روز پیش بود که هنرمندان کره‌ای در موزه سینمای کره نسبت به تکثیر غیر مجاز آثارشان اعتراض کردند - مترجم)

یانگوم کلی زحمت کشید تا شد یه طبیب
چطور دلتون اومدید دادینش فریب؟
اون بود یک جواهر در قصر
خوشگلتر از اون نیست حتی در ولیعصر

(این خیابان ولیعصر با آن خیابان ولیعصر که در تهران وجود دارد متفاوت است. در خیابان ولیعصر سئول، حوالی ونک، پارک ملت و تجریش، دختران زیبایی به چشم می‌خورند اما یانگوم یه‌چیز دیگه‌است)

نفر وسط: یومیونگ

عوض دیدن فیلم غیراخلاقی یانگوم
بشینید به تماشای فیلم غیر اخلاقی گیومیونگ
با تلویزیون‌های 80 اینچ سامسونگ
سینما را به خانه بیاورید!

(ببخشید که اینجوری شد! پیامهای بازرگانی کره هم گاهی اوقات پابرهنه وارد سریال می شود. ظاهرا اینها هم از مهران مدیری و باغ مظفر یاد گرفته‌اند - مترجم)

عشق من : یونسنگاگه نظر منو می‌خوای یونسنگ خیلی خوشگلتره
اما افسوس واسه من خورد نمی‌کنه تره

(خداییش دیگه! من اگه جای این مین‌جانگ‌هو بودم یونسنگ رو انتخاب می‌کردم - مترجم)

بحثو عوض نکنیم وقتمون کمه
من دارم می‌گم به همه
دیدن سی‌دی کپی داره مشکل شرعی
همیشه اوریجینالشو ببین نه جنس فرعی
می‌گم به اونایی که واسه باقی حرف تشنه‌ان
کپی غیر مجاز سی‌دی رو بشکن
من نمی‌شکم / بشکن / بشکن بشکنه بشکن
اینجا بشکنم یار گله داره / اونجا بشکنم یار...

(در اینجا شما می توانید جوگیر شده و به حرف خواننده عمل کنید - مترجم)

 اسم سریال را گذاشته‌اند جواهری در قصر اما تا جاییکه بنده سریال را دیده‌ام نه یکی دوتا که ده‌ها جواهر در این سریال به ایفای نقش پرداخته‌اند. بنابراین توصیه می‌شود در اسرع وقت، نام این سریال را به جواهراتی در قصر تغییر دهند.

منبع : حزب جوانان زیر آفتاب

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/08ساعت 2:8  توسط رضا | 
این خانم من اسیر یانگوم شده است
چندی است دگر جدا زمردم شده است
یک جمعه اگر رخش نبیند گرید
گویی سری جواهرش گم شده است
*********************
هرجمعه شبم خراب يانگوم شده است
چون همسر من عاشق خانم شده است
اي كاش كه آدينه شبي مژده دهند
الباقي سريال دگر گم شده است
*********************
چندي است عيال تب يانگوم دارد
هر جمعه مرا به خانه ام مي كارد
گر پشه لگد زند به اين گوهر قصر
دريا دريا سرشك غم مي بارد
*********************
بيماري نوظهور ميداين ( (made in )كُره است
آثار و علائمش مثال خوره است
هركس كه شود دچار درد يانگوم
آدينه ي او توأم با دلهره است
********************
روزي ديدم عيال گريان شده است
ازشدت گريه درب و داغان شده است
از علت آن سوأل كردم ، فرمود
هـِن مرده و يانگومم پريشان شده است

تب يانگوم
 
 
+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/08ساعت 2:2  توسط رضا | 
ما كه در صف از فشار همدگر زائيده ايم
صبحها تا شام و شبها تا سحر زائيده ايم
از فشار جمع مردم بارها با حال زار
در كنار دكه «مشتي صفر» زائيده ايم
گاه بعضي راميان همدگر زايانده ايم
گاه ما هم در صفي، جايي دگر زائيده ايم
زيركي مي گفت آنطوري كه من كردم حساب
از زن اكبر چاخان هم بيشتر زائيده ايم!
چون كه او هر سال مي زايد يكي كودك ولي
ما همين امسال صد كاكل به سر زائيده ايم
در همين تهران هزاران بار فارغ گشته ايم
غيراز آن طفلان كه شايد در سفر زائيده ايم
دوش با من تازه كاري در صف سيگار گفت:
بسكه مي كوبندمان از پشت سر زائيده ايم
گفتمش: عيبي ندارد اي برادر زانكه ما
پيش از اينها در صف قند و شكر زائيده ايم
ديگران در بخشهاي زايمان زائيده اند
ليك ما در بين مردم، پشت در زائيده ايم
اندرين آشوب و غوغا، جنس كودك شرط نيست
اي كه مي پرسي كه دختر يا پسر زائيده ايم؟
الفرض امروزه ديگر كار ما زائيدن است
گوش شيطان كر، فقط بي درد سر زائيده ايم

 

منبع : ابوالفضل زرویی نصرآباد

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/08ساعت 1:57  توسط رضا | 
خبر: سالروز سوم تير و پيروزي احمدي‌نژاد در انتخابات رياست جمهوري
 
تيترهاي ما:
 
  • كيهان: سوم تير بر همه اصلاح‌طلبان يكجا ماله كشيد
  • بازتاب: درگيري وزير كشور با شهردار تهران بر سر تغيير نام ميدان هفتم تير به سوم تير
  • رجانيوز: سوم تير بي‌نظيرترين روز در تاريخ اسلام است
  • طرح شروع تيرماه از روز سوم در مجلس رد شد
  • هيأت دولت طرح الزام نام‌گذاري متولدان سوم تير به نام "محمود" را تصويب كرد
  • بر اساس مصوبه هيأت دولت/ متوفيان روز سوم تير، هر سال قبر رايگان دريافت مي كنند
  • مسابقه بين‌المللي طراحي يادمان سوم تير از سوي پارس‌خودرو برگزار مي‌شود
  • بذرپاش: انتصاب من به رياست پارس خودرو ربطي به سوم تير ندارد
  • وزير ارشاد: روزنامه "سوم تير" در راه است
  • مسابقات شنا با مانع، يادمان سوم تير برگزار مي شود
  • كروبي: كمرم تير كشيد!
  • رئيس‌جمهور همزمان با سوم تير با حضور سرزده در جمع كاركنان نهاد رياست‌جمهوري آنها را بشدت غافلگير كرد
  • رسالت: سيگار تير از نظر پزشكي بي‌ضرر اعلام شد
  • فاطمه رجبي: اگر شرك نبود درباره رئيس محترم جمهور اسراري را به زبان مي‌آوردم
  • فاطمه رجبي: سوم تير مبدأ تاريخ تحولات جهان است
  • رجانيوز: سوم تير روز تجلي اتم و اكمل خداوند بر روي زمين است
  • سايت امروز: مراسم سوگواري سوم تير در دفتر جبهه مشاركت برگزار شد
  • بهزاد نبوي: سوم تير بايد روز عزاي ملي اعلام شود
  • حزب سوم تير اعلام موجوديت كرد
  • دولت لايحه تعطيلي سوم تير به عنوان روز ملي را تقديم مجلس شوراي اسلامي كرد
  • احمدي‌نژاد: ما باز هم مي‌توانيم!
  • فرهنگستان زبان به جاي واژه «مهرورزي» واژه «تيرورزي» را پيشنهاد كرد
  • مجله نجوم: انجمن نجوم ايران: بازبيني رؤيت هلال در سال 84 نشان داد سوم تير در اصل دوم تير بوده است
  • علي‌آبادي: رشته تيراندازي از ليست ورزشهاي ايران حذف مي‌شود
  • داروي قطعي «تيروئيد» به دست دانشمندان جوان ايراني كشف شد
  • دولت پيشنهاد كرد: جشن ازدواج دانشجويي و طلاب سوم تير برگزار شود
  • کزازي: آرش را سه تير در تيردان بود
  • سازمان ثبت احوال: والدين متولدان سوم تير، روغن و برنج رايگان دريافت مي‌كنند
  • شوراي شهر طرح تغيير نام خيابان شريعتي به سوم تير را در دستور كار قرار داد
  • احمدي‌نژاد در نامه‌اي خطاب به بنياد باران: بزرگداشت دوم خرداد را سوم تير برگزار كنيد
  • وزارت كشور: براي حاميان سوم تير دفترچه كوپن رايگان ازدواج موقت صادر مي‌شود
  • خبرگزاري ميراث: ايرانيان از اين پس در نوروز جاي سه توپ سه تير در مي‌کنند
  • سخنگوي دولت: گزارشگران ورزشي براي حفظ حرمت سوم تير، به جاي عبارت "تير دروازه" از "ديرك دروازه" استفاده كنند
  • يك مردم‌شناس: تا سه نشه بازي نشه تبلور سوم تير است
  • وزير بازرگاني: صدور سوم تير در راستاي صدور انقلاب است
  • سخنگوي اصولگرايان: خيابان «سي تير» غلط تايپي دارد
  • فارس: مورالس، چاوز و كاسترو سوم تير در تهران
  • ايرنا: سفارت ايران در گينه بيسائو سوم تير را جشن گرفت
  • همشهري: تهران و تيرانا خواهرخوانده شدند!
  • سخنگوي وزارت امور خارجه: طرح پيشنهادي "سه تير خلاص" از سوي ايران براي رفع بحران خاورميانه ارائه شد
  • وزير دفاع: در راستاي رييس جمهور توليد تفنگ سوم تير آغاز شد
  • اعتصاب كارمندان پست در اعتراض به طراحي تمبر يادبود سوم تير
  • بنياد آفتاب(سوم تير) به رياست استاد رحيم‌پور ازغدي تشكيل شد
  • رويترز: شعار تازه‌ي مردم ايران: تير بر آمريکا
  • فوري/ آسوشييتدپرس: آمريكا سوم تير به ايران حمله مي‌كند
  • دنياي اقتصاد: ورود و خروج تيرآهن آزاد شد
  • ثبت احوال: آمار طلاق در سوم تير كاهش چشمگيري داشته است
  • وزير بازرگاني: اهداكنندگان خون در سوم تير يك سانديس بيشتر دريافت خواهند كرد
  • وزير بهداشت: واكسن سوم تير به دست متخصصان جوان ايراني ساخته و روانه بازار شد
  • شمقدري: در وسترن‌هاي ايراني به جاي هفت تير از سه تير استفاده کنيد
  • وزير دارايي: سوم تير آبستن ده‌ها دوم خرداد است
  • كزازي: سوم تير نمايشگاه حماسه‌هاي فردوسي در شاهنامه است
  • انصارنيوز: سمينار راه‌اندازي سبك "سوم تيرنويسي در ادبيات معاصر" در مجمع وبلاگ‌نويسان مسلمان آغاز به كار كرد
  • ده‌نمکي: نام اصلي اخراجي‌ها "سوم تير" است
  • تيران: من ديگر مهران نيستم!
  • ماهنامه فيلم: لطيفي : حذف واژه تير از انتهاي نام فيلم "روز سوم" يك توطئه است
  • سخنگوي هيأت دولت: مراسم سوم پدر آقاي رئيس‌جمهور همان سوم برگزار مي‌شود
  • صفارهرندي در حوزه هنري: حماسه‌سرايان جهان مديون سوم تير هستند
  • مسیح علی نژاد: حالا مي‌بينيم!

منبع : تیتریکاتور

+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/08ساعت 1:46  توسط رضا | 
دوتا ني ني پيش هم خوابيده بودن, پسره به دختره ميگه: تو دختلي يا پسل؟ دختره ميگه: نمي دونم, پسره ميگه: بذال من بلم زيل پتو ببينم, ميره و مياد ميگه: تو دختلي, دختره ميگه از كجا فهميدي؟؟؟؟ميگه: آخه جولابات صولتيه
+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/08ساعت 0:50  توسط رضا | 
سلام.من رضا هستم و میخوام اینجا کار وبلاگ نویسی خودم را ادامه بدم.من قبلا توی میهن بلاگ یه وبلاگ داشتم.همونطور که میدونید چند وقته که سرورهای میهن بلاگ دچار مشکل حاد شدند.به خاطر همین تصمیم گرفتم کوچ کنم اینجا.فعلا........
+ نوشته شده در  جمعه 1386/04/08ساعت 0:42  توسط رضا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
مطالب دیدنی از گوشه و کنار اینترنت

نوشته های پیشین
هفته چهارم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
آرشیو موضوعی
فیزیک
نجوم
معما
طنز
ریاضی
استاد شجریان
علمی
عمومی
اینترنت
جواهری در قصر
عکس
ورزش
تاریخ
متن ادبی
موبایل
تاریخ
پیوندها
تیتریکاتور
حزب جوانان زیر آفتاب
آوای خیال
استاد شجریان
نتایج آنلاین فوتبال جهان و ورزشهای دیگر
کتابچه کارتون آیناز(آثار هنری مهناز یزدانی انیماتور و کارتونیست)
لینک آی طنز
مقاله دات نت : بزرگترین بانک مقالات دانشجویی
هنر فیزیک
آریا دیک(دیکشنری انگلیسی به فارس و فارسی به انگلیسی)
بیشتر از یک جواهر
جواهری در قصر *یانگوم*
موتور جستجوی موسیقی
شبیه ساز منظومه شمسی
نیازمندی کرج
انتگرال گیری آنلاین
رسم نمودارهای معادلات ریاضی
علمی-ریاضیات
ایرانیکا
محشل
جواهری در قصر
فراسوی ریاضیات
رایگان های اینترنت
دیلم آنلاین
فیزیک مدرن
دو عشق دات کام
خبرگزاری المرغ
مقالات فیزیک : اخبار فیزیک : هوپا
هوش مصنوعی و رباتیک
انجمن ریاضی دانان جوان
انجمن حمایت از حیوانات ایران زمین
یک سایت برای تبدیل رایگان فینگلیش به فارسی
ماشین حساب مهندسی
سایت طراحی چهره رایگان
فیزیک، سلوک در ژرفای گیتی است
اگه بیای تو خیلی خری
علم نجوم علم روز دنیا
پیام هایی از ماورای زمین
چشم نجوم
ستارگان کویر یزد
بی کرانها
دفتر عشق اهواز
شوشتر سیتی
از کجا آغاز کنیم
فیزیک هسته ای برای همه
ماتریکس
Funny Pic(بهترین عکسها از همه چیز)
Artex جایگزین مناسب رنگ و کاغذ دیواری(وبلاگ تخصصی معماری)
مرجع فیزیک
پایگاه اطلاع رسانی زلزله(زلزله در ایران)
بابا حبیب
رادیو گلها
ایران ترانه
دل دردهای من
در گلستانه
رویداد
وبلاگ سینا جوکر
لیست وبلاگ های به روز شده
کمدی الهی امگا
بزرگترین آرشیو موسیقی ایرانی بر روی اینترنت
آونگ خاطره های ما
ترانه های بیدار
انجمن فیزیک ایران
وضعیت آب و هوای هر نقطه از دنیا(خیلی توپه)
داونلود کتابهای فارسی رایگان
جزوات درسی دانشگاه MIT
بوالفضول الشعرا
هر چه میخواهی
روزی که آمدی
ببینید طرفتون اینویزیبل است یا واقعا آنلاین نیست
ابلهی که همه چیز میدانست
معماری ایران
هارمونیا
تحریر
گلها
بزرگان موسیقی سنتی ایران
گفتگوی هارمونیک
دل آواز : موسیقی ملی ایران
رادیو زمانه | آهنگ زمانه
همه چیز از همه جا برای شما(اخبار)
آموزش زبان عربی
بهترین آهنگهای فارسی
پایگاه تخصصی مهندسی عمران و زلزله در ایران
مرجع مهندسی عمران
چاپ دوم
مرکز دانلود مهندسی عمران
پایگاه ملی داده های علوم زمین کشور(قسمت فارسی)
پایگاه ملی داده های علوم زمین کشور(قسمت انگلیسی)
مربیگری شنا
نمای ایران،پورتال جامع گردشگری ایران
مبدل نام به زبان پارسی باستان(میخی)
کشکول جوان(عکس و اخبار داغ)
تک خال
انار ترش
وبلاگ تخصصی مهندسی عمران و معماری
دی جی عزرائیل
گاز اشک آور
A GaiNsT LOvE
غریب آشنا
دیکشنری آنلاین آریانپور
المزخرف
یک جرعه عطش
وب سایت اختصاصی مهران مدیری
VMR-PCR
سایت آموزش فیزیک
فیزیکدان
اندرومدا
مقالات فیزیک
فیزیک
فیزیک و زیبایی های آن
مباحثی درباره فیزیک
سایت رسمی جواهری در قصر
جکهای دی بی تی
من از خدا تورو میخوام
کلیپ های خفن موبایل
وبلاگ ریاضی
فوتو بلاگ مستان
رنگها و طرحها
سایت تحلیلی خبری عصر ایران
برترین کلیپ های موبایل
ترانه های ماندگار 1
ترانه های ماندگار 2
آسمان پارس
انجمن ستاره شناسی اهواز
دانشنامه ستاره شناسی هفت آسمان
شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران
ایران اپتیک(فروش تجهیزات نجومی،طراحی رصدخانه)
مجله نجوم
تازه ترین رویدادهای ستاره شناسی ایران و جهان
آسمان شب ایران
انجمن نجوم آماتوری آسمان توس
دانش فضایی
وروجک
مهندسی عمران
ایران سازه،وب سایت تخصصی مهندسی عمران
یانگوم من
طنزنبشته های سعید زاهدی
وبلاگ فنی مهندسی گرگ آسمان
معرفی خدمات رایگان اینترنتی
گالری عکس یکرنگ
یادداشتهای یک خبرنگار(کامران نجف زاده)
از روی عادت
گوناگون
ریرا(مجموعه شعر کهن فارسی)
شیمی نوین-داروسازی نوین
آموزش ترفندهای ویندوز و رجیستری
باشگاه منجمان جوان
وبلاگ تخصصی فیزیک
آزمونهای تافل
وبلاگ تیم ترجمه کتابهای هری پاتر(هری پاتر7)
همه چیز در مورد هری پاتر
آنتی 2ختر
دست دوم
سلام نیمروز
وبلاگ علی شیرازی(مدیر سایت بلاگفا)
پایگاه خبری تحلیلی فرارو
ترفندخانه موبایل و کامپیوتر
فیزیک،توجیه هستی
تکتاز دوستی
گاه‌نوشت‌های بی‌ربط یک احتمالا آدمیزاد
آخرین پدرخوانده
طنز نوشته های سعید ترشیزی
خاگینه
مجله اینترنتی قروه
استاد محمدرضا شجریان
گویا
هر روز،یک عکس نجومی(از ناسا)
کاربران فضا
وبلاگ علمی نابغه های ایران
کانون دانش
و بدانیم اگر کرم نبود،بعضی ها چیزی کم داشتند
استاد فرشچیان
قصر قفس
پارک ممنوع و الا پنچر می شوید
وب لاف
ناخوانا
فصل فاصله ها
هپروت
عمو پورنگ!
وبلاگ فضانورد || پیام های از آپولو - 11 برای ساکنان زمین
یادداشتهای یک تبعیدی عصبانی(نیک آهنگ کوثر)
اخبار و نتایج زنده و دقیقه به دقیقه فوتبال
کهکشانی ها
ویرایش آنلاین عکس
خان داداش
تاریخ و جغرافیا
سبز ایران
به دنیای شعر و موسیقی خوش آمدید
موسیقی سنتی
سایت اختصاصی شهرداد روحانی
دود عود-آواز اصیل ایرانی
آگهی و تبلیغات رایگان
ترفندخانه کامپیوتر و موبایل
نظریه سی.پی.اچ
یک درد ساده
از صفر تا اینترنت
سیاست آنلاین
سایت شبکه چهار سیما
انجمن شوشتری های خوزستان
ستون آزاد
فلیکر المرغ
طراحی وب سایت تجاری و تبلیغاتی
ماورای آسمان
آموزش مخ زنی
لینک خرید مجموعه DVD های 20تایی جواهری در قصر(پرداخت هنگام تحویل)لینک شماره 1
لینک خرید مجموعه DVD های 20تایی جواهری در قصر(پرداخت هنگام تحویل) لینک شماره 2
اطلاعات تلفن کل کشور
حاجی واشنگتن
کمیاب ترین کدهای جاوا
سایت علمی دانشجویان ایران
انجمن سایت علمی دانشجویان ایران
سایت اختصاصی پروفسور هاوکینگ
پایگاه جامع علوم و فناوری گیاهان دارویی ایران
پایگاه اطلاع رسانی پزشکان ایران
ایران علمی
ریاضی
تریبون آزاد
سایت ستاد ویژه توسعه فناوری نانو
مرکز تحقیقات و فناوری اتوماسیون صنعتی ایران
مرجع سخنان بزرگان برای وبلاگ نویسان حرفه ای
درد دلهای یک دانشجو
چکیده وبگاه ها و وبلاگ های فضایی و نجومی
آسمان ایران
شگفتیهای علم
شوشتر نما
انجمن تخصصی DVB
من از معماری متنفرم
تک موزیک های قشنگ
سایتی رایگان برای درخواست دعوتنامه بعضی سایتها
تاپیک معرفی صورتهای فلکی از تالار گفتمان هوپا
اس ام اس بازها حرفه ای
اس ام اس وفا
مرکز خنده و حال
روزنوشت های امیر عظمتی در مورد همه چیز
مجید کارتون
انجمن خردمند
طنزهای زهرا دُری
دیوارنوشته های یک زندانی
سالی جون
سرزمین عشق
سایت خبرگزاری بازتاب
مریم پاییزی
دائره المعارف نجوم
دفترچه نجوم
بانک مقالات علمی به زبان فارسی
لیست سایتهای علمی
پایگاه اطلاع رسانی پزشکی شفا
خانه اس ام اس
کارون
دانلود کتاب 1
دانلود کتاب 2
پایگاه دانلود کتاب الکترونیکی
کتابخانه الکترونیکی آریا
کتابخانه الکترونیکی
لینکهای مفید
موتور جستجوی کتابهای فارسی
کتابهای الکترونیکی
کتابخانه امید ایران
کتاب فارسی
دانلود کتاب
سارا شعر
دانلود Torrent
کلی مطالب جالب و خواندنی
طنزهای ارمغان زمان فشمی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان